« اقتصاد ایران رو به ویرانی | صفحه اول | براندازی نرم »

19 اردیبهشت 86

مبارزه با فقر و فساد و تبعيض

«عدالت» آرماني بلند و انساني است و كم‌تر فرد يا جامعه‌اي را مي‌توان پيدا كرد كه در پي تحقق اين آرمان نباشد. خداوند در قرآن، هدف از ارسال رسل با معجزات و انزال كتب آسماني و ميزان را ترغيب مردم به قيام براي برقراري «قسط و عدل» برمي‌شمارد و در واقع، غايت حكومت مطلوب باورمندان به توحيد را در تحقق «عدالت» مي‌داند. جالب آن‌كه، تاريخ بشري در همنوايي با اين آرمان و تحقق آن گزارش‌هاي فراوان از تلاش‌ها و تكاپوها و مبارزات انسان‌ها و جوامع دارد اما به جرات مي‌توان گفت كه بشريت هنوز و همچنان در دستيابي به اين آرمان مي‌سوزد و مي‌سازد و ... با همهء اين احوال، مي‌توان گفت به دليل پيچيدگي مفهوم «عدالت» و نقشهء راهي كه مي‌تواند تحقق آن را در يك جامعه و نظام سياسي، به طور نسبي محقق سازد، رفتن به سوي «عدالت» از وجوه سلبي‌اش بسيار آسان‌تر از وجوه اثباتي‌اش است و قطعا، راه را براي تحقق وجوه اثباتي «عدالت» هموار مي‌‌كند. به عبارت ديگر، اگر در تعريف و تبيين «عدالت» در وجوه اثباتي و شيوهء عملياتي‌اش بعضا ناتوانيم و يا برداشت مشترك نداريم اما در اين‌كه «فقر و فساد و تبعيض» ضد «عدالت» و مقوله‌اي ملموس‌اند و براي تحقق «عدالت اجتماعي و اقتصادي» چاره‌اي جز رفع اين‌ها وجود ندارد، ترديد نمي‌توان كرد. «مبارزه با فقر و فساد و تبعيض»، شرط لازم براي ورود به دايره «عدالت» و حكمراني خوب است.



هرچند در ايران تمسك به اين شعار در تقابل با جريان اصلاحات (دولت خاتمي و مجلس ششم) و توسط اقتدارگرايان انجام گرفت و به گونه‌اي اولويت برنامهء توسعهء اقتصادي بر توسعهء سياسي و فرهنگي در جامعهء ايران را برجسته و هدفگيري مي‌كرد و در دو انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم به شعار كليدي آن‌ها تبديل شد و طبعا، تحقق آن به عهدهء آنان (جناح حاكم) است اما انجام هرنوع برنامهء اصلاحي و كارآمدسازي حكومت در پاسخگويي به مطالبات شهروندان به ويژه در عرصهء اجتماعي و اقتصادي در پايبندي تام و تمام به اجراي «مبارزه با فقر و فساد تبعيض» در ادارهء كشور و جامعه است.»ديوانسالاري عظيم حكومتي و اقتصاد نفتي و دولتي ایران آنچنان رانتي را در عرصه‌هاي فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي به وجود آورده است كه انجام هر كار و فعاليت سالمي را تقريبا ناممكن كرده است و در يك چرخهء عجيب ريشه‌هاي «فقر و فساد و تبعيض» را در اعماق جامعه نهادينه و تثبيت كرده است. برپايهء يافته‌هاي پيمايش انجام شده «ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان» در سال 82 اكثريت قاطع مردم بر اين باورند كه فقر دامن‌گستر، فساد فراگير و تبعيض در همه جا دامنگير آنان است و برآيند چنين احساس و برداشتي در جامعه خود بهترين شاهد براي انجام مبارزه با اين سه پديدهء شوم است، از اين روست كه از منظر اكثريت قوي جامعهء ما تحقق «عدالت» آرماني دور از دسترس و آرمانشهري مي‌نمايد!
به لحاظ عملياتي اندازه‌گيري «فقر و فساد و تبعيض» امروزه آسان است و شيوه‌هاي مبارزه با آن نيز روشن ،و به همين دليل به راحتي مي‌‌توان در مسير مبارزه با اين پديده‌ها هدف‌گذاري كرد و در گذر زمان به ارزيابي كمي نتايج و اصلاح شيوه‌هاي مبارزه پرداخت. سوگ‌مندانه بايد تاكيد كرد، با وجود شعارهاي بسياري كه در اين زمينه داده شده و مي‌شود، و به ويژه از زماني كه باورمندان به اين شعار همهء قوا و نهادهاي حكومتي را به دست گرفته‌اند، كم‌ترين برنامه و معيار و ميزاني را براي تحقق اين شعار عرضه نكرده‌اند و از اين روست كه در گذر زمان جامعهء ما هيچ اتفاقي را در اين باره نه تنها شاهد نبوده بلكه بر پايهء گزارشات نهادهاي بين‌المللي مرتبط وضع بدتر هم شده است. برپايهء گزارش «سازمان شفافيت بين‌المللي» اقتصاد ايران از نظر فساد اقتصادي در سال 83 نمرهء سه از 10 نمره (سالم‌ترين وضعيت) را داشته است كه اين نمره در سال 84 به 9/2 و در سال 85 به 7/2 كاهش يافته است كه نشان‌دهندهء بدتر شدن وضعيت فساد اقتصادي و نبود مبارزهء كافي با آن است.
در مورد فقر و تبعيض نيز وضع بهتر نشده است. خلاصه آن‌كه در معبر «عدالت» بدون «مبارزه با فقر و فساد و تبعيض» نمي‌‌توان وارد شد; اما همهء سوال اين است آيا دولت غول پيكري كه خود باعث وجود، رشد و ريشه دواني اين پديده‌ها در جامعهء ايران شده است خود مي‌تواند به مبارزه با خود برخيزد؟ و آيا در غيبت نهادهاي مدني و احزاب قوي امكان مبارزه مستمر و كم‌هزينه و كارآ با اين پديده‌ها وجود دارد؟ و آيا...





   نظرات

هادی :

جناب مزروعی:از اینکه بعد از مدتها بیخبری از شما و نظرات و نوشته های شما از این طریق با نظر شما مواجه شدم خرسندم.
آقاجان فقر و بی عدالتی که به نوعی شعار اصلی دولت کنونی برای برتری بر رقبای دیگر بوده ، نه تنها در این دولت بلکه طی سدة های اخیر هموراه جان و روح این مردم را به درد آورده و باعث مرارتها و سختیهای بسیاری گردیده است.در این وانفسا، تحلیل شما که به ظنّ من سعی در تطهیر خود و دوستانتان دارید نیز از دلخراشی موضوع نخواهد کاست.
بعبارتی دیگر میخواهم بگویم شما و حتی من نیز به اندازه دولت کنونی در بروز این وضعیت ملال آور مسئولیم همانگونه که دولتهای قبلی نیز مسئولند.
زمانیکه در پایان دوره دوم ریاست جمهوری آقای رفسنجانی ایشان و اعوان وانصارش در هر کوی و برزن شعار سردار سازندگی سر میدادند و یا کلنگ شروع میزدند یا روبان افتتاح طرحهای ملی را پاره میکردند را به یاد دارید.
جان کلام :
دوست عزیز و تمام آنانیکه چشمانتان در انتظار دیدن سربلندی ایرانی است با محکوم کردن یکدیگر و شانه خالی کردن از مسئولیتهای خود به جایی نخواهیم رسید.
دستیابی به آرمانهای والای انسانی و اخلاقی و داشتن حداقل معیارهای مناسب اقتصادی همت و تلاش همگان را میطلبد.

مزروعی : با سلام، خوشحال خواهم شد بطور مشخص مسئولیت اینجانب را در بوجود آوردن این وضعیت ومقصربودن روشن کنید تا پاسخگو باشم ومتاسفانه با این نوع کلی گویی که رویه مرضیه ما ایرانیان شده است فکر نمی کنم بشود جوابی داد. خوشبختانه یا بدبختانه مواضع ودیدگاههای من وهمچنین عملکردم ازسال 70 به اینطرف بصورت مکتوب ونامکتوب موجود وروشن است وقطعا در این باره پاسخگوهستم وادعا می کنم که آنطور که شما تصویر کرده اید نیست وهمواره تلاش کرده ومی کنم که از مسئولیتهای شهروندی و دینی واجتماعی شانه خالی نکنم ووجدانم راحت است که هیچ نیازی به تطهیر و... ندارم ودلیلش هم همین نوشتن است که اگر نمی نوشتم قطعا مورد بازخواست وسئوال هیچکسی قرار نمی گرفتم ضمن اینکه پرونده ای برایم تشکیل وهزینه هایی برایم بار نمی شدوشما دوست ناشناس هم این چنین بنده را مورد مهر قرار نمی دادید!

 

آزاد دلسوخته :

وطن ما ایران با یک مشت حاکم ... دارد از بین میرود ولی هنوز هم اصلاح طلبان قلابی در فکر بزک کردن چهرهً این رژیم قرون وسطی هستند. راستی چه کسی میتوانست فرهنگ و اقتصاد ... ایران را ...50 سال به عقب انداخته و ویران کند؟
آقایان هنوز توان تولید و خود کفایی دوچرخه و یا ابتدایی ترین نیازهای کشور مانند برنج و چای ...را ندارند ولی وقتی به ... میرسند یک مرتبه پروژه های مخرب و ویرانگر هسته ائ را علم و دانش تبلیغ میکنند!؟؟ هزینه های هنگفت از شکم خالی ملت به پروژه های ضد ملی و دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر حق مسلم آقایان و در داخل نیز کارشان شده ...و دخالت در امور ومسائل شخصی خلق الناس. مانند کبک سرشان توی برف واز دنیای خارج خبر ندارند.آخر کسی که اقتصاد را مال ... بداند معلوم است که آزادی و حقوق بشر ملک و ملت دیگر حالیش نیست. و چهارتای دیگر هم با علم رفراندم و ا صلاحات سالهاست حول عمود خیمهً نظام تشنه لبان می گردند. این شده است سرنوشت ما !!

مزروعی : با سلام، من بر شجاعت وشهامت شما در دنیای اینترنت غبطه می خورم! آخر عزیز گرامی این چه ادبیاتی است که بکار برده اید؟ خدا بداداین ملت ومملکت برسد اگر کار به دست امثال شما بیافتد که خیلی آزادی خواه واهل مداراو...هستید! آیا فکر کرده اید اگر اوضاع این چنین که شما تصویر کرده اید هست پس چرا این نظام 28 سال است دوام آورده است؟ شما اگر به این سئوال جواب دادید انگاه بهتر در خواهید یافت که امثال شما با این جرئت وشهامت باعث این وضعیت شده اید ونه دیگران!

 

پویای آزادی :

1- در اوپا و یا در اکثر کشورهای صنعتی، با یک ساعت کار مزد یک کارگر ساده میتوان یک کیلو گوشت گوسفند خرید، حالا با کارمزد چند ساعت کار یک کارگر در ایران میتوان
یک کیلو گوشت خرید؟؟
2- اکثر کشورهای صنعتی بدون منابع نفت و گاز مشگل بنزین و گازویئل و مواد سوخت ندارند، ولی چرا با وجود منابع نفت و گاز غنی در ایران، حتی حاکمیت توان تامین بنزین و گازویئل... خود ایران نیست؟
3- اتحاد جماهیری شوروی سابق با داشتن هزاران کلاهک هسته ائی، بدلیل نبودن آزادیهای سیاسی فردی ، اجتماعی از هم پاشید ، حالا جمهوری اسلامی به فرض با تصاحب چهار بمب اتمی به کجا خواهد رسید؟

مزروعی : با سلام، هرچند گزاره های شما درست است اما اگر قرار است اینگونه مقایسه ها انجام گیرد باید در همه ابعاد وجوانب باشد از نظام وساختار سیاسی گرفته تا فرهنگ وساختار اجتماعی واقتصادی و...،شکی نیست که ما در ساختار سیاسی وحقوقی حاکم تفاوت چشمگیری با کشورهای اروپایی داریم اما در عین حال آیا یک گارگر ایرانی هم همانند یک گارگر اروپایی کار می کند واصولا آیا فرهنگ کار وتلاش در ایران همان معنا را دارد که در اروپا؟ قطعا اینگونه مقایسه ها برای اینکه ما فاصله مان را با دیگران دریابیم خوب است اما برای کم کردن این فاصله راه میان بر وجود ندارد بلکه باید با حوصله وصبر وتحلیلی همه جانبه وواقعبینانه از شرایط کشورمان راه عبور خود را بیابیم وبه الزامات ومقتضیات پیمودن این راه که تحمل سختی ودشواری وکار وتلاش و...پایبند باشیم وفراموش نکنیم که دیگران هم برای رسیدن به آنچه امروز دارند راه سخت وطولانی ای را پیموده اند.

 

حق طلب :

عدالت موقعی قابل اجراست که توده های مردم(الناس) بر حقوق خود واقف و اشراف داشته باشند ولی در جائی که انسانها زیر سرنیزه از آزادی(بیان،قلم،اندیشه...)و اعتراض و عدالت طلبی محروم باشند، چگونه میتوان از عدالت و احقاق حقوق صحبت کرد.

مزروعی : با سلام ، به نظرم نوعی تناقض در نظر شما مستتر است چون اگر اینگونه باشد که شما می گویید پس دیگر هیچ جایی برای عدالت خواهی وآزادی طلبی باقی نمی ماند! در حالیکه پویش تاریخ بشری غیر از این را نشان می دهد واگر انسانها زیر سرنیزه نبودند اصلا عدالت وآزادی و...معنا ومفهوم نمی یافت وروند حرکت تاریخ نشانگر رفتن بسوی عدالت وآزادی و...است وبارشد وگسترش سواد وشهر نشینی وارتباطات و...توده های مردم بیش از پیش به حقوق خود واقف شده ودر جهت استیفای آن گام بر می دارند.

 

amir :

آقای مزروعی عزیز،اکثر کارشناسان معتقدندکه"دولتی که در پهنه ی آن،هیچ فقر،فساد وتبعیض صورت نگیرد.منتفی است.بشر آن را نخواهد دید"سئوال این جاست؟که دولت نهم ادعا کرد.که می توانیم.ومی شود!"شاه کلید" آنها شعار، بردن نفت بر سر سفره ی مردم بود.اکنون بعد از دوسال از این وعده اگر صادق باشند.با مردم همراه شوند.بگویند شکست خوردیم.نشانه ی بارز این شکست در سطح،سیل گدایان،کارتن خوابها،معتادین وتن ...است.که وجدان عمومی را سخت می آزارد.این اژدهای خوفناک هر روز که می گذرد.تعداد دیگری را به زیر خط فقر می کشاند.کاملا مفهومه ،که همه در ایجاد این مشکل نقش دارند.اما نباید شدت وضعف را انکار کرد.به جد تمام اقرار باید کرد.که در توان یک گروه نیست.که بتواند با ریشه های این معضل در افتاد.در این راه باید از وجود تمامی احزاب،نهادهای مدنی،روشنفکران ودانشجویان بنحو مطلوب استفاده کرد.مشکل ملی،حل نمی شود.مگر با عزم ملی،غیرت ملی،همکاری ملی واراده ی ملی،بشرطی که این اراده وجود داشته باشد .مزروعی عزیز،معبر وگذرگاه"عدالت"خودشکنی،پرهیز از خود شیفتگی ،خود باوری ،خود بزرگ بینی وگرفتار نشدن در توهمات خود ساخته است.عدالت مقوله ای است.که با ما فاصله دارد.

" بهتر کمال دارید.که" دولتی

 

سهند صادق :

آقای مزروعی اگر حکومت کردن به معنی سلب آزادیهای فردی سیاسی از مردم وبه... باشد کاملاً به شما حق میدم که این نظام ... 28 سال دوام آورده است. ولی اگر منظور وهدف از حکومت تامین نیازهای مردم و استقلال و آزادی و حاکمیت مردم وصلح و ثبات باشد، متاًسفانه بایستی پذیرفت که هنوز هم مردم ما شرایط و و ضعیت تحمیلی قرون وسطی را در ایران می گذراند.

مزروعی : با سلام ، البته برای فرار کردن از پاسخ می توان اینگونه جواب دادوهمه کاسه وکوزه ها را سر حکومت وحکومتگران شکاند اما تکلیف مردم ومن وشما در این میان چه می شود؟ با همه این طول وتفصیلی که شما آورده اید آیا این متصور است که در دنیای کنونی حکومتی بدون خواست اکثریت مردمی سر پا بماند؟ و...

 

آسو نهرو :

اینکه آزادی و رفاه و سطح زندگی مردم ایران حتی به یک صدم رفاه و خدمات دولتی شهروندان اروپا و کشورهای صنعتی نمی رسد، آقای مزروعی کاری به آن ندارند ولی دو دستی وچشم وگوش بسته به دوام نظامشان با زور...در 28 سال گذشته افتخار میکنند!!! چرا آقای مزروعی و اصلاح طلبان قلابی از ریشه وعلل عقب ماندگی های سیاسی و اقتصادی ملت ایران سخن نمی گویند؟
درآمد متوسط سالانهً شهروندان اروپائی 24000 دلار است . راستی درآمد سالانهً مردم ایران با آن همه منبع نفت وگاز چقدر است.؟ در صورتی که اکثر کشورهای صنعتی و اروپائی منابع نفت و گاز و مواد اولیه ایران را برای توسعهً اقتصاد خویش صاحب نیستند. تجربهً کشورهای دمکراتیک ثابت می کند که اقتصاد پیشرفته از صلح و ثبات سیاسی می گذرد و پیش شرط آن نفی نظام ولی فقیه و باز کردن راه دمکراسی یعنی به رسمیت شناختن حق حاکمیت مردم و رعایت قوانین حقوق بشر جهان است. ولی از آنجا که حاکمان دیکتاتور در نظام ولی فقیه، توان حل مشکلات کار و معیشت مردم و ادارهً کشور را ندارند، لذا با سرکوب مردم ایران در 28 سال گذشته روی به حراج منابع ایران گذاشته تا از اربابان خود و از ما بهتران کسب اعتبار سیاسی کرده و عاقبت استراتژی بقای خود( دوام نظام 28سالهً آقای مزروعی) را در صدور ارتجاع و بحران و ادامهً پروژهای هسته ائی گره زده است. آقای مزورعی اولاً شما خودتان جزء بانیان نظام ولی فقیه هستید ولی آخر عاقبت دو دوزه بازی اصلاحات قلابی شما جنگ خون و ویرانی خوابیده است، چیزی که شما آن را از دوران خاتمی فتنه با دروغ و دغل بازی صرفاً برای کسب قدرت مهیا کرده و می سازید.

مزروعی : باسلام به شما دوست ناشناخته وشجاع، ابتدا من یک سئوال لز شما می کنم وآن آیا من حق دارم که نظری غیر از شما داشته باشم یانه؟ بنابراین اینقدر نیار به چه چه ندارد درضمن اگر جایی از بنده آوردی که به 28 سال گذشته افتخار کره ام حق با شماست وظاهرا شما در بقیه موارد هم به همین آسانی داوری می کنید واتهام می زنید.اما من هرگز میزان رفاه وآسایش و...نادیده نگرفته ام وبخوبی می دانم آنها کجا هستند وما کجا هستیم ودر اینکه فاصله ما با آنها زیاد است شک وتردید نیست ولی همه بحث اینجاست که دلیل یادلایل این فاصله چیست؟ وبه قول شما ریشه وعلل عقب ماندگی های سیاسی و اقتصادی ملت ایران در کجاست؟ خوب اگر بخواهم به مختصر پاسخ دهم به تاریخ وفرهنگ و...ما وآنها بر می گردد ومن نمی دانم شما چطور می خواهید با حذف اینها فقط به مقایسه ونتیجه گیری بپردازید؟ شما البته خیلی راحت می توانید با اینگونه سخن گفتن خود را آسوده وبه من نیز القاب چنین وچنان بدهید اما بفرمائید چرا علیرغم بیش از یکصد سال تلاش ومبارزه ایرانیان برای دستیابی به آزادی ودموکراسی و...اتفاقی نیافتاده است ووضعیت جامعه در دوران ماقبل مشروطه گیر افتاده است؟ آیا در مورد حوادت پس از مشروطه وپیش از انقلاب اسلامی هم این حکومت وما مقصر بوده ایم؟ اینکه حاکمیت مردم در این سرزمین تخقق نیافته است جه کسی مقصر است؟ آیا شما مقصر نیستی؟پس چرا یقه خوئت را رها ویقه دیگران را می گیری؟ آیا اینکه فرهنگ کار وتلاش و...در مانیست وبه خوردن نان نفت عادت کرده ایم چه کس یا کسانی غیر از خودمان مقصریم؟ وآیا آنوقت می سود وضعیت اقصادی ودر آمد سرانه مان با اروپایی مقایسه کرد؟ وآیا...

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007