« چرا سرمايه‌گذاري كنيم؟ | صفحه اول | دین دولتی »

5 اردیبهشت 86

سهميه‌بندي بنزين

آشنايان به مباحث اقتصادي، به ويژه همهء آناني كه در طول سال‌هاي پس از انقلاب در نهادهاي تصميم‌گيري كشور حضور داشته و به گونه‌اي درگير مسايل مرتبط با بودجهء عمومي دولت و اقتصاد كلان بوده‌اند، ‌به خوبي مي‌دانند كه نحوهء استفاده از حامل‌هاي انرژي و قيمت آن‌ها همواره از موضوعات كانوني و پرچالش ادارهء اقتصاد ایران در دولت و مجلس و صاحب‌نظران اقتصادي بوده است. بررسي مجموعهء سياست‌ها و اقداماتي كه در سال‌هاي گذشته در رابطه با اين موضوع پي‌گرفته شده است، مثنوي هفتادمن كاغذ مي‌شود كه قطعاً از حوصلهء اين نويسنده و روزنامه و خوانندگان بيرون است! اما جالب آن‌كه گويا اغلب ما ايرانيان حافظهء تاريخي نداريم و با فراموشي گذشته به تكرار تجربه‌هايي مي‌پردازيم كه شكست و زيان‌هاي اجراي آن‌ها در گذشته اثبات و باعث رهاسازي آن‌ها شده است كه از جمله مي‌توان به مسالهء «سهميه‌بندي بنزين» اشاره كرد. سياستي كه مي‌خواهد بار ديگر تكرار و اجرا شود و به نظر راقم اين سطور، پيشاپيش شكست خورده و هيچ يك از اهداف موافقان اجراي اين سياست را محقق نخواهد كرد.

متاسفانه بايد گفت; روند ادارهء‌امور و شرايط اقتصادي و اجتماعي ايران بحث قيمت حامل‌هاي انرژي به طور كلي و بنزين را به طور خاص به كليد و شاخص تصميم‌گيري در ادارهء كشور و حكومت‌داري تبديل كرده است و يقيناً آيندهء اقتصاد ايران در گرو تصميم‌گيري درست و بهينه در رابطه با اين بحث است. جداي از اين‌كه در شرايط فعلي به دليل قيمت‌هاي غيرواقعي ،منابع كمياب و گرانقيمت و بين نسلي كشور هرز مي‌رود و ثروت ملي دود و نابود مي‌شود و امكان تامين منابع براي توسعهء اقتصادي و حتي پاسخگويي به نيازهاي روزافزون انرژي موردنياز كشور و نسل‌هاي آتي ناممكن مي‌شود، قطعاً تداوم وضعيت كنوني با شعار «عدالت اجتماعي»، كه بر پيشاني حاكميت افتدارگراوهمفكر كنوني و مجلس و دولت اصول‌گرا حك شده، در تضاد است. بر پايهء تحقيق انجام شده توسط وزارت امور اقتصادي و دارايي دولت نهم، رقم يارانهء حامل‌هاي انرژي در سال 85 برابر 3/42 ميليارد دلار بوده است و سوال كليدي و مهم اين است كه بهره‌مندي از اين يارانه بيش‌تر نصيب چه گروه‌ها و اقشاري در جامعهء ايران شده است؟ ومی شود؟و آيا همهء ايرانيان به ويژه طبقات متوسط و كم درآمد و روستاييان همانند ثروتمندان و شهرنشينان از اين ثروت ملي بهرهء مساوي داشته‌اند؟ ودارند؟و...
بر راقم معلوم نيست كه هدف از «سهميه‌بندي بنزين» چيست؟ و در پي تحقق كدام سوال از مباحث مرتبط با حامل‌هاي انرژي در كشور است؟ اما به ضرس قاطع بر اين باورم كه «كارت هوشمند سوخت» پاسخگوي اجراي اين موضوع و هدف نيست. كاربرد اين نوع كارت كه در دنيا نظير ندارد و ابتكار و اختراع مسوولان ايراني در برابر يك معضل ديرينهء اقتصاد ايران است و حق مالكيت معنوي و مادي آن را بايد منحصراً به نام ايران نوشت به دليل مشكلات فني و اجرايي قابليت اجرا واتكا ندارد ضمن آن‌كه متغيرهاي تصميم‌گيري و هدف از طراحي و اجراي اين طرح معلوم نيست و حتي برخي مجريان مربوطه به اين امر اذعان و اعتراف دارند. اما فرض را بر اين مي‌گذاريم كه اجراي طرح «كارت هوشمند سوخت» كاملاً ممكن بوده و با موفقيت انجام شود و هيچ‌گونه فساد و تقلب و... هم پيش نيايد، نتيجه چه خواهد بود؟
آيا جز اين است كه ثروت ملي و يارانهء مربوطه را ميان ماشين‌داران بالسويه توزيع و بقيهء شهروندان فاقد ماشين را از اين ثروت محروم كرده‌ايم؟ و آيا به اين شيوه جلوي هرزروي منابع و دود شدن آن را گرفته‌ايم و آيا...
اقتصاد بيمار و نفتي ايران نياز به معالجه و اصلاح دارد و راه تحقق «عدالت اجتماعي» از ميان اصلاحات ساختاري در اقتصاد ايران مي‌گذرد. تجربه‌هاي گذشته جز اين را نشان نمي‌دهد و «سهميه‌بندي بنزين» تكرار تجربه‌اي شكست خورده و زيانبار است. اجراي مجموعه‌اي از سياست‌هاي به هم پيوسته و به عبارتي يك بستهء سياستي براي اصلاح ساختار اقتصاد ايران ضرورتي انكارنشدني است و قانون برنامهء چهارم توسعه مصوب مجلس ششم در برگيرندهء اين هدف بود كه به دلايل سياسي و نگرشي به آن بي‌مهري و كنار نهاده شد. «سهميه‌بندي بنزين» مثل «قانون تثبيت قيمت‌ها» است كه طرفدارانش با عدول از آن در قانون بودجهء سال 86 بي‌سر و صدا شكستش را اعلام و آن را رها ساختندبا این تفاوت که تق این یکی خیلی زود در میآید!





   نظرات

روشن :

واقعاً جای بسیار تاسف است ، مملکتی که مردم فقیر آن روی دریائی از نفت و گاز زندگی میکنند ولی بعد از 100 صد سال صنعت نفت !؟ حتی حداقل در این بخش هم نتواننسته متکی به خود بوده باشد و نیازهای داخلی خود مانند بنزین و یا گازوئیل را تامین کند.حالا سئوال اساسی در این جاست که چه چیزی حق مسلم مردم ایران است ؟ خانه از داربست ویران است > اصلاح طلب قلابی در بند نقش ایوان است.

 

پسری از تهران :

اینکه ما بعنوان یکی از 4 تولید کننده عمده نفت در جهان بنزین را جیره بندی کنیم کلا لیاقت حکومت را نمایش می دهد. متاسفانه مردم ما در سالهای پس از انقلاب آنقدر فقیر شده اند که توان پرداخت بهای واقعی بنزین را ندارند. فروش بنزین 80 یا 100 تومانی هم هدر دادن منابع مالی کشور است. پدران ما از اول اشتباه کردند...

 

سهند :

اقتصاد تک محصولی و عدم توان تامین نیازهای داخلی نیز از دولت دیکتاتوری و اصلاح طلبان قلابی وابسته و منتسب به نظام ولی فقیه است و از روز حسابرسی گریزی نیست. در اصل کسی که طالب اصلاح طلبی بوده، در وحلهً اول بایستی از حذف نظام تک قدرت و دیکتاتوری ولی فقیه شروع کند ولی ثابت شده آقای مزروعی و شرکا حامی آنند نه مخالف آن.

 

ٍeMPEROR 5 sTAR :

سلام اول که سایتت هک شده دوم اینکه چرا حکومت داخلش اینقدر دانه درشت داره ازقول بعضی ها
وقتی که پاسخ دادی یا به ایمیلم بفرست یا اینکه خبرم بده تا بیام نگاه کنم ایمیلم که نوشتم [email protected]@@@####$$$$%%%%%^^^^^^^&&&&&&&*******)))))))(((((((____++++======---
اینم لینکی که هک شدی
http://www.mazrooei.ir/2007/04/15/Ash.html

 

رش :

منظورت از ادامه وضع موجود چيه آقاي اصلاح طلب حكومتي؟
اينكه دولت 42 مليارد دلار به سوخت سوبسيد ميده؟!!يعني واقعا شما عناصر... حزب الهي فكر ميكنيد مردم مثل خودتون نفهم و... هستند؟كل فروش نفت كشور 50 مليارد بوده اونوقت حكومت دزد شماها 42 مليارد سوبسيد داده در يكسال؟
راه حل مشكل بنزين خيلي راحته:قتل عام تمام حزب الهي ها به همراه تمام اعضاي حزب خانواده اعم از زن و كودك و پير و چوان به سبك صربهاي بوسني .بعد كه دست جماعت دزد حزب الهي از اموال مردم كوتاه شد و مثلا دلار به گفته بانك جهاني در ايران با قيمت واقعي 250 تا 300 تومان قيمت گذاري شد و اجناس در ايران به جاي اينكه 2-3 برابر قيمت جهاني به فروش برسند به قيمت واقعي به دست مردم برسند اون موقع در بيستمين كشور ثروتمند دنيا مردم اونقدر پول دارند كه بنزين رو به قيمت واقعي بخرند و نيازي به صدقه 2 ملياردي دولت نداشته باشند.مشكل شما دزدها هستيد.

مزروعی : هرچند در دنیای مجازی هویت وواقعیت آدمها کاملا پنهان است اما به هرحال امثال این نظرها هم در آن وجود دارد که برای حل مشکلات به روش قتل عام درمانی در مورد بخشی از افراد جامعه باور دارند ومشکل ما ایرانیان هم از همین جا ناشی می شود که ظاهرا برای حل مشکلات پیچیده وزمانبر به آسانترین راه حل متوسل می شوید ولابد این نظر دهنده اجرای این راه حل را برای خودش نیز می پذیرد وآن اینکه دیگرانی تشخیص دهند با قتل عام امثال ایشان می توان مشکل جامعه را حل کرد. عزیز گرامی وقتی از یارانه ورقم آن صحبت می شود منظور اختلاف قیمتی است که بین قیمت میزان فرآورده های نفتی مصرفی در داخل با قیمت جهانی وجوددارد واگر این رقم محاسبه شود به همین رقمی می رسد که آمده است. اگر حل مشکلات اقتصادی به همین راحتی که شما تصور وتوصیه کرده اید بود اقتصاد ایران باید زمان دیکتاتورهای گذشته که جز استبدادوقتل عام مخالفان نمی شناختند حل می شد ضمن اینکه تجربه دیگرکشور ها نیز نشان می دهد که بدون توسل به روش قتل عام درمانی می توان به حل مشکلات اقتصادی پرداخت پس بهتر است شما هم به جای این روش کمی اندیشه کنید وبه روشهایی فکر کنید که برای خودتان وجامعه مفید باشد.

 

عباس شجاعی :

شاید در این رابطه نباشد : چرابه جای ارسال نفت خام وخرید بنزین خودمان پالایشگاه نداریم جایی توضیح دادید قانع نشدم لطف کنید اطلاعات بیشتری بدهید با تشکر همشهری

مزروعی : با سلام، ساختن پالایشگاه نیاز به سرمایه گذاری بالا وزمان دارد که در هر دوی اینها مشکل داریم ضمن اینکه اقدام به ساخت اقتصادی باید توجیه اقتصادی داشته باشد که با وضعیت فعلی قیمت فرآورده ها توجیه ندارد اما ظاهرا شرایط حادث دولت را متقاعد کرده است که برای ساخت چند پالایشگاه اقدام کند که طبعا در سالهای آینده باید دید که به نتیجه می رسدیانه؟

 

عباس :

جناب استاد مزروعی
سلام علیکم
من فکر می کنم اگر بنزین را به نرخ واقعی بدهیم مردم عوام ایران شورش می کنند پس بهترین دولت برای اکثریت عوام این کشور همین دولت احمدی نژاد( هسته ای نژاد ) است حیف یک دولت با عقل و با شعور برای این ملت نیست . این ملت باید سرش گرم امام حسین و ابوالفضل و عاشورا باشه. حالا شما بیا هزار هم بگو که به نفع حتی طبقه محرومه که سوبسید برداشته بشه مگه کسی حالیش می شه

مزروعی : باسلام ،من با نظر شما موافق نیستم وبراین باورم که اگرنخبگان ودولت بتوانند موضوع را با مردم در میان گذاشته واعتماد آنها را جلب نمایند براحتی می توان اصلاح ساختار اقتصاد ایران را به پیش برد ووضع اقتصادی مردم قطعا بد تر از آنچه الان هست نمی شود وراه توسعه ورشد هم بروی جامعه باز می شود.

 

عباس :

جناب استاد با سلام
من با نظر شما موافقم منتها یک امای بزرگ در این بین وجود دارد .
شما فرمودید اگر نخبگان و دولت موضوع را با مردم در میان بگذارند - من می خواهم بشما بگویم که الان نه به نخبگان تریبون داده می شود و نه دولت اینکار را می کند چون دولت بقول برادر آقای احمدی نژاد دولت عوام است . الان تنها فرد شاخصی از بیرون از مجموعه حاکمیت که گاهی اوقات در صدا و سیما ظاهر می شود ( البته آنهم به اتفاق چند نفر موافق دولت در یک برنامه کمتر از یکساعت ) آقای دکتر غنی نژاد است . به نظر من راه چاره تمام مشکلات ما برقراری مردم سالاری واقعی است اگر این درست شود اکثر مشکلات ما و نه همه آنها قابل حل است مشکل بنزین هم در ایت راستا قابل حل است والا تا وقتی مردم سالاری حاکم نباشد دولت های عوام فریبی مثل دولت فعلی بر سرکار خواهند آمد و مردم هم در این بین ضرر می کنند آیا با من موافقید ؟

مزروعی : با سلام، من با نظرشما موافقم وقطعا با ساختار موجود امکان حل مشکلات حتی در حد اصلاح قیمت حاملهای انژری وجود ندارد.

 

مهدي :

جهت جلوگيري از اتلاف انرژي بخصوص بنزين كه بسيار حائز اهميت است بايد گفت مگر تعداد وسائط نقليه ايران بيشتر از ساير كشورها ميباشد كه ايقدر در اين زمينه مشكل داريم چرا به ميزان مصرف خودروها و جمع اوري خودروهاي فرسوده و پرمصرف توجه نمي شود چرا به سوختهاي جايگزين توجهي از طرف رژيم نمي شود به نظر من دولت و هيئت حاكمه اهتمامي به حل اين ندارد شايد به صلاحش نيست كه اين موضوع حل شود والا در چارچوب اقتصادي تمام مشكلات قابل حل است اگر..........

 

مسعود :

این جمله شما را اصلاح می‌کنم که با اینکار «یارانه بنزین میان ماشین‌داران «بالسویه» توزیع شده و بقیه شهروندان از آن محروم شده‌اند». در واقع در سیستم فعلی، هر کس بیشتر ماشین دارد، بیشتر به او یارانه بنزین داده شده و آن کس که هیچ ماشین ندارد، هیچ به او داده نشده است! مثلا کسی که ۳ ماشین دارد، ۳ کارت سوخت دارد و کسی که ۱ ماشین دارد، ۱ کارت سوخت و کسی که ماشین ندارد، کارت سوخت هم ندارد!

 

راوی :

من از تحمل و شهامت آقای مزروعی در درج نظرات تشکر میکنم ، زیرا، زیر بنای یک جامعهً باثبات مترقی و پایدار آزادیست که متاسفانه 28 سال آن را محبوس و اقتصاد جامعه را به عقب انداخته است.

مزروعی : باسلام وتشکراز حسن ظن ونظر شما، امیدوارم که همه ما یاد بگیریم که تحمل ومدارا وشهامت در گفتگو وتضارب آرا راه رشد وپیشترفت جامعه را هموار می کند وسرعت می بخشدوماچاره ای جزطی این طریق نداریم.

 

سینا :

سلام با نظر شما موافقم

 

آرش :

با سلام
کشوری مثل آمریکا(به قول شما استکبار جهانی مال مردم خور و.....)350 میلیون نفر جمعیت داره و 3 برابر مردمش ماشین!ولی متوسط مصرف سوخت در آمریکا 7 تا 8 لیتر در 100 کیلومتر است!و در ایران یک پیکان برای طی 100 کیلومتر 15-18 لیتر سوخت مصرف میکند!!یعنی 2 برابر!
به جای راه انداختن پروژه های بی سروته مثل کارت هوشمند!که همین حالا و طرح اجرا نشده با قطع شدن ارتباط پمپ بنزین با شبکه عظیم و بی نقص مخابرات!!!تبدیل به کارت بی هوش میشه!ماشین بدین دست مردم نه این که به خاطر همایت از شرکت های مثل ایران خودرو و سایپا که فقط منابع رو دارن هدر میدن مالیات ورود اتومبیل 100% باشه!!!بله میشه تویوتا پریوس هیبریدی وارد کرد که مصرفش 3 لیتر در 100 کیلومتر هست نه این که 42 میلیارد تومن پول بیت المال رو(تا حالا البته!)صرف طرح به اصطلاح کارت هوشمند کرد!

مزروعی : باسلام، عزیزگرامی اگر قرار است ما گفتگوی منطقی با یکدیگرداشته باشیم نیازی به نیش وکنایه و...نیست. مثلا به بنده نسبت داده اید که آمریکا رااستکبار جهانی مال مردم خور...توصیف می کنم لطف کنید ونشان دهید در کدام نوشته یا گفته من چنین واژه ای در مورد آمریکا بکار برده ام که شما به این محکمی به بنده نسبت داده اید؟ اما در مورد بقیه مطالبتان: 1 - جمعیت آمریکا بر پایه آخرین آمار 300 ملیون نفر است ونه 350 میلیون نفر.2 - قطعا تعدادماشین ها در آمریکا سه برابر جمعیت ومردمش نیست وسرانه ماشین حداکثریک دوم(یک ماشین به آزای دونفر) است.3 - در مورد مصرف سوخت ماشین های تولیدی درژاپن واروپا در مقایسه با ماشین های تولیدی در ایران اجمالا حق با شماست اما ماشینهای تولیدی آمریکا پرمصرف اند. 4 - در مورد تولید ماشین خوب و استاندارد و با قیمت عادلانه نیز بنده بی تقصیرم وبا شما نظر موافق دارم وامیدوارم که دست اندرکاران صنعت خودرو به آن توجه نمایند.

 

سهند صادق :

به نظر من هنوز هم آقای مزروعی از ریشه و علل ناهنجاریهای اجتماعی بحث و صحبت نمی کنند و همیشه با اشاره خود را با بیان معلولها مشغول کرده اند و با پشت گوش اندختن حقایق تلخ در کتمان علتها می خواهند خود را به طریقی طبرعه نمایند. هر چند که این اندک بیان حقایق به شیوهً دو تا به نعل و یکی به میخ تا به حال نتوانسته مشگلی را حل کند ولی باز هم به بیداری وجدان مسئولین در راه تغییر و تحول ساختار سیاسی اجتماعی ایران کمک خواهد کرد. و اگر چناچه بپذیریم دمکراسی تنها ضامن آزادی، پیشرفت و صلح و ثبات سیاسی ، اجتماعی ، واقتصادی بوده و محصول آن عدالت اجتماعی می باشد، پس چه کسانی مانع آن و سد راه حرکتهای اجتماعی به سوی آن بوده اند؟؟
با تشکر از توجه شما

مزروعی : باسلام، برادر عزیز میزان فهم ودانش من از مسائل در همین حد است ضمن اینکه من نمی دانم منظور شما از ریشه وعلل ناهنجاریهای اجتماعی چیست و...امیدوارم شما که می دانید خودتان اقدام به طرح آنها نمایید تا من ودیگران استفاده نمایند ودریابند که شما در این مدعایتان صادق هستید وگرنه اینگونه کلی گویی کردن در مورد هر بحت ونظری می تواند ابراز شود.

 

سهند سهند صادق :

آقای مزروعی، جنابعالی معنی و مفهوم حرفهای من را بهتر از من میدانید. بطور خلاصه شیوهً اداره کشور و تکلیف رژیم ولایت فقیه با مردم ایران از 28 سال پیش مشخص بود، و لیکن بنگاه توهم پراکنی ضد امپریالیستی و اصلا حات قلابی شما و شرکای برادر دور خلافت، باعث دوام عمر نظام مقدس اسلام عزیز بوده است. من قصد به محاکمه کشیدن شما را ندارم زیرا من خودم را قاضی و یا قیم مردم ایران برای حسابرسی نمی دانم. ولی
این شما بودید که به این رژیم فرتوت و رو به سرنگونی را در هر دوره ائی حیات سیاسی داده و با خاک پاشی، مردم ایران را به روز سیاه نشانده اید. آیا بنظر شما واضح تر از این هم عملکردی و حکایتی هست؟

مزروعی : باسلام، واقعا من نمی دانم باچه منطقی می توان با شما سخن گفت! شما به عنوان یک شهروند ایرانی حق دارید مخالف رژیم حاکم باشید وآنرا اظهارکنیداما همانگونه که خود آورده ایدنمی توانید خود را قیم مردم دانسته وبجای آنها اعلام نظر نمایید.آیا شما شهروندان دیگر را صاحب فهم ورای ونظر می دانیدیانه؟ اگر می دانید که آنها فریب امثال بنده ودیگران را نمی خورند تا به روز سیاه بنشینند واگر نمی دانید خوب چه داعیه ای درباره آنها دارید؟ وچه دلیلی وجود دارد که با این مردم عمر این رژیم سالهای سال علیرغم نظر شما ادامه یابد؟ برادر عزیز! ظاهرا شما در ایران زندگی نمی کنید وگرنه این چنین نمی گفتید که تکلیف رژیم از 28سال پیش با مردم مشخص بود. بطور قطع ویقین اگراکثریت مردم ایران موافق این رژیم نبودند هرگز 28 سال دوام نی آورد ودر همان آشفتگی های سالهای اول انقلاب ودوران جنگ تحمیلی سرنگون می شد.به همین دلیل من معنا ومفهوم حرفهای شما را نمی فهمم با این تفاوت که من رژیم حاکم بر ایران را همچون همه رژیم ها وحکومتهای دیگر عالم می داند که دارای نقاط قوت وضعف است وموافقان ومخالفانی دارد اما تا روزی که اکثریت مردم موافق این رژیم ونظامند طبعا دوام می آورد واز این منظر امثال بنده جز اکثریت محسوب شده وتلاش داریم با اصلاحات برنقاط قوت نظام افزوده وشهروندان بیشتری را در دایره موافقان قراردهیم واینرا حق خود به عنوان یک شهروند ایرانی می دانم همچنانکه شما حق دارید مخالف باشید.با این توضیحات فکر می کنم شما با این نظرتان روی امثال بنده زیاد حساب کرده ایدوقطعا این نظر شما خطاست چراکه شهروندان ایرانی با هوش تر وزرنگ تر از آن هستند که با خاک پاشی و...امثال بنده چشم دیدن نداشته باشند ضمن انکه خاک پاشی این همه سال دوام نمی آورد حتی اگر طوفان شن هم بوده باشد.

 

سعيد :

جناب آقاي مزروعي عزيز، چرا نمي‌خواهيد حقيقت را قبول كنيد ما ايراني هستيم ما قدمت داريم ما ملت بزرگي هستيم هرچي از اين ما بگويم كم گفتم دولت جمهموري اسلامي تاريخ ايران را مانند قاجارو .. بدنام كردچرا خودتان را گول ميزنيد اگر واقعا روز پاسخي است ما چه جوابي براي كساني كه گمراه كرديد داريد دولت از كجا دارد به ما سوبسيد ميدهد آيا نفت ملي نيست؟ شما خودتان دولت را از مردم جداد ميدانيد اين سرمايه مال همه مردم ايران است كه صاحبنظران ما(متاسفم براي خودمكه اين اشخاص براي ما تصميم ميگيرند)با تصميم هاي غير كارشناسانه و همراه با جبر آن را به باد ميدهند در قرن ديجيتال جوانان ما بخاطر مدل مو دستگير ميشوند.از كوچكترين آزادي محرومند. خندم ميگيره كه بگم در قرن ديجيتال ايراني ها نبايد ماهواره داشته باشند چون اغفال ميشوند. واقعا شما هم مانند طالبان هستيد

مزروعی : باسلام، برادر عزیز! وقتی ماهواره نمی تواند مردم را اغفال کند چگونه امثال بنده که ماهواره و...در اختیار ندارد می تواند مردم را گمراه کند؟ آیا فکر نمی کنید اینگونه نظردادن جزتناقض گویی نیست؟ در مورداینکه نفت سرمایه ملی است بنده وشما اختلافی نداریم اما بحث بر سر استفاده از این سرمایه ملی است که به نفع همه ایرانیان باشد واگر شما بقیه مطالب مرا خوانده بودید در می یافتید که نگاه من به این موضوع چیست. در مورد بقیه مطالبتان من هم منتقد این وضعیت هستم ودر مورد تشبیه بنده به طالبان هم فکر می کنم نه بنده را درست می شناسید ونه طالبان را، وحداقل برای نظر دادن بهتر است اول شناخت خود را زا موضوع درست کنید.

 

سهند صادق :

آقای مزروعی > با استناد به کدام فرایند آزاد و دمکراتیک سیاسی و انتخابات و یا رفراندم تحت نظر سازمانهای بین المللی مدعی هستید که نظام ولی فقیه را مردم ایران نگه داشته اند؟ آیا اصولا در کشوری که مطبوعات در انحصار نظام بوده و از مدیای آزاد خبری نباشد و مخالفین سیاسی قدرت نفس کشیدن را نداشته باشند و یا آیا در کشوری که تا حال 500 روزنامه ونشریهً آن توقیف و صاحب نظران و آزادیخواهان محبوس و تبعید و فراری شده باشند، میتوان مدعی شد که اینجا مردم حاکمیت را با اختیار و آگاهانه نگه داشته اند؟ و اگر فرمایش شما درست باشد پس... این همه بگیر و ببند و سرکوبی مردم و معترضین برای چیست؟ به نظر من دمکراسی تنها ضامن آزادی و مانع زورگوئی وانحصار طلبی است و صلح و ثبات و پیشرفتهای اقتصادی و عدالت از دل فعالیتهای سیاسی آزاد بوجود می آید و لا غیر. و درست به همین دلیل نظام ولی فقیه تنها مانع اصلی دمکراسی و صلح و ثبات ملت ایران و خاورمیانه است و بایستی بدست مردم ایران سرنگون گردد.

مزروعی : باسلام، برادر عزیز! من نمی دانم شما کجا زندگی می کنید اما من با اسم ورسم شناخته شده در ایران زندگی می کنم وبگونه ای هم زندگی می کنم که به مدیای آزاد دسترسی دارم وامثال حرفها ومدعاهای شما را هزاران بار شنیده ام اما بازهم تکرار می کنم به درست یا غلط بر این باورم که بیش از 50 درصد مردم ایران با نظام فعلی(نه الزاما افراد یا جناح حاکم) سر مخالفت ندارند(آرای آخرین انتخابات شاهد این مدعاست) ودلیل بقای این نظام هم همین است وگرنه این نظام به اندازه کافی دشمن خارجی وداخلی داردکه برای تغییر وسرنگونی اش تلاش کرده ومی کنند. بنده هم همانند شما فکر می کنم که دمکراسی تنها ضامن آزادی و...است وقطعا مدافع آن می باشم و قرائتی ازنظام جمهوری اسلامی ایران مناسب با دمکراسی می دانم اما همانگونه که شما آورده اید هر کاری باید به دست مردم صورت گیرد وبه هرحال اختلاف من وشما بر سر نحوه فهم وعمل مردم است.البته تا وقتی امثال شما حاضر نباشند حتی در دنیای مجازی مسئولیت حرفهای خود را با اسم ورسم مشخص بپذیرند چگونه انتظار دارید مردم به نظر شما برای سرنگونی رژیم عمل کنند؟ ضمن اینکه از نظر شما بر می آید که دنیا را سفید وسیاه می بینیدو اینگونه دیدن دنیا قطعا آدمی از شناخت واقعیت باز می دارد .

 

مهدی :

عالی است نفت گاز هم کارتی شود

 

كيهان :

آقاي مزروعي، لطفا به چند سئوال من جواب دهيد.1-آيا به نظر شما نقض حريم شخصي افراد توسط دولت جمهوري اسلامي درست است؟2- آيا رفتار نيروي انتظامي با جوانان درست است؟ 3-آيا خدا در قران نگفته در دين اجباري نيست. 4- آيا به نظر شما اقدامات جمهموري اسلامي باعث تنفر جوانان از اسلام نشده 5- قدرت چيست كه هر كس به آن ميرسد همه چيز را فراموش ميكند؟

مزروعی : باسلام،1 - نقض حریم شخصی افرادتوسط ماموران دولت وحکومت قطعا نادرست وخلاف شرع وقانون است. 2 - بستگی به مورد دارد ونمی توان یک حکم کلی در این باره داد اما منهم مواردی از برخورد تند ونادرست با جوانان را دیده ام که قطعا با موازین قانونی واخلاقی مطابقت ندارد. 3 - چرا در قرآن گفته است که دین اجباری نیست وقطعا امور ایمانی اجبار بردار نیست(مثل انجام نماز وروزه وحجاب و...) اما از این امر نمی شود برداشت کرد که انجام هر کاری در جامعه مجاز باشد بلکه روابط اجتماعی بریایه قواعدی سامان می یابد به نام قانون وهمه افراد جامعه باید ملتزم به اجرای قانون باشند ولو اینکه با آن موافق نباشند وملاک رفتار دولت نیز باید همین قانون باشد.4 - دراین باره من نمی توانم پاسخ دقیق بدهم چون پاسخ دقیق به این سئوال مستلزم یک تحقیق میدانی از جوانان است که برای بنده امکان پذیر نیست وامیدوارم دستگاه های مسئول به یک چنین اقدامی دست زنند. 5 - قدرت وحکومت یک واقعیت جهان بشری است که از آن گریزی نیست واینگونه هم نیست که هر کس به آن رسد همه چیز را فراموش می کند اما برماست که با شناخت درست این واقعیت وتعبیه ساز وکارهای لازم(حاکمیت قانون ،آزادی ، مردمسالاری،...) کاری کنیم که هر آنکس به قدرت رسید دست از پا خطا نکند یا این خطا ها را به حداقل برسانیم وگرنه هر ملت وکشوری ناچار از داشتن قدرت وحکومت است وبدون حاکمیت یک قدرت فائقه هرگز امورات جامعه سامان نمی یابد.

 

احمد :

آقاي مزروعي قبلش جا دارد از اينكه با كمال صبر و تحمل به سئولات جواب ميدهيد تشكر كنم. من ميخواستم از شما بپرسم بدانم ايا ما در ايران دموكراسي حاكم است يا خير؟ اگر حاكم است چرا صدا و سيما و روزنامه ها در انحصار ولايت فقيه است و اخبار را آنگونه كه دوست دارند انعكاس مي دهند. اگر حاكم است چرا اين همه انسان بيگناه به خاطر نظر و عقيده در زندان بسر ميبرند چرا؟؟؟؟؟؟

مزروعی : باسلام وتشکر از حسن ظن شما، از نظر من در ایران دموکراسی حاکم نیست اما استبداد هم حاکم نیست ودر واقع وضعیت بینابینی حاکم است ونظامی شبه مردمسالار داریم وبه اصطلاح دقیقتر ما در حال گذاربه دموکراسی هستیم. درمورد صدا وسیما حق با شماست اما در مورد روزنامه ها چنین نیست وحداقلی از مطبوعات آزاد ومستقل در کشور وجود دارد هرچند با مصائب ومشکلات فراوانی رودررو هستند وهراز گاهی با چماق توقیف موقت بر سرشان کوبیده می شود وروزنامه نگاران امنیت شغلی وحرفه ای ندارند وهر آن باید منتظر بازداشت وزندان باشند اما به نظرم آنگونه که شما ترسیم کرده ایدکه :"چرا اين همه انسان بيگناه به خاطر نظر و عقيده در زندان بسر ميبرند چرا؟؟؟؟؟؟ " هم اوضاع بدنیست وباید بدانیم که آزادی را به بها می دهند ونه به بهانه ، وما باید برای رسیدن به آزادی ودموکراسی و... با صبر وتحمل وپرداخت هزینه های لازم به پیش رویم وغیر از طی این طریق راهی دیگر نداریم.

 

سامان :

آقاي مزروعي سهميه بندي بنزين قبلا هم مطرح شده بود و شكست خورده بود. شخصي كه از كرج به تهران مي‌ايد يا امثال آن بايد روزي چند ليتر بگيرند؟ دولت ميگويد از وسايل حمل و نقل عمومي استفاده كنيد گاهي كه بر حسب لزوم مجبور از اين وسابل ميشوم دلم براي مردمي كه از اين وسايل استفاده ميكنند ميسوزد. به نظر شما وقت آن نرسيده يك فكري بحال خودكفايي در صنعت بنزين بكنيم.بجاي هدر دادن اين همه پول كه صرف چيزهاي بيهوده ميشود بايد فكري بحال اين موضوع كنيم چون نسبت مستقيم با تورم دارد.

مزروعی : باسلام، اگر همه مطالب مرا در این مورد خوانده باشید درخواهید یافت که به نظر من تا زمانی که تکلیف قیمتهای فرآورده های نفتی بدست دولت ومجلس ودستوری باشد وبطور کلی قیمت توسط سازوکارهای بازار تعیین نشود این مشکلات پابرجا خواهد وخود کفایی در صنعت بنزین هم معنا نداردچون صزفه اقتصادی برای دولت ندارد وهمچنین برای ملت!

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007