« افت سهم بخش خصوصي از حساب ذخيرهء ارزي | صفحه اول | حوزه عمومی وحوزه خصوصی:پاسخ به یک نظر »

28 فروردین 86

راه سومی وجودارد

مطلب ذیل را در مصاحبه با« روزنامه اعتماد » درباره جنگ، وضعیت امروز وشرایط جنگی ، وجود یا نبود ثبات،مردم وجنگ روانی، واینکه آیا مردم رخداد جنگ را می پذیرند یا نه؟، ودر شرایط حاضر چگونه باید عمل شود، بیان کرده ام که جهت اطلاع افرادی که به این روزنامه دسترسی نداشته اند در اینجا دوباره انتشار می دهم:

اعتماد:جنگ؛ اصل زندگي بشري بايد بر صلح و آرامش و امنيت باشد. بنابراين جنگ را بايد يک عارضه زندگي بشري تلقي کرد که ناشي از بروز خوی تجاوزگري و خشونت طلبي است. با اينکه جنگ اصالت ندارد و اين صلح و دوستي و همزيستي است که اصالت دارد اما همواره واز ابتداي زندگي بشر جنگ همزاد و همراه بشر بوده است و اين برگشت پيدا مي کند به ريشه طغيان و تجاوزگري که در نهاد برخي افراد وجود دارد و بعد مي تواند در قالب يک جامعه يا کشور هم بروز پيدا کند. آنچه مي تواند ايستادگي در برابر جنگ را توجيه کند اين است که انسان از حق خود براي زندگي در برابر کساني که به اين حق تجاوز مي کنند دفاع مي کند. بنابراين اگر جايي ما بپذيريم که ناچار از جنگ هستيم آنجايي است که به حق زندگي ما يا به کشور ما تجاوز مي شود در غير اين صورت به نظرم جنگ هيچ توجيهي ندارد.

امروز و شرايط جنگي؛ به طور قطع ما در شرايط جنگي به سر نمي بريم منتها به هر حال هيچ جنگي بدون شرايط، زمينه و مقدمه هايي به وجود نيامده است. شايد آنها که شرايط امروز را شرايط جنگي مي دانند به دليل وجود همين زمينه ها اين ادعا را دارند ولي من فکر مي کنم چنين بستري در رابطه با کشور ما هنوز وجود ندارد و سياست هاي مطرح امروز ما در رابطه با دنياي خارج و پرونده هسته يي سياست هاي قابل کنترلي است و مي شود از آن عبور کرد. به هر حال به نظرم ما الان در شرايط رو به جنگ نيستيم اما شرايطي که مي تواند ما را وارد چنين مسيري کند ممکن است به وجود بيايد و بايد حواس دولتمردان ما جمع باشد.

وجود يا نبود ثبات، مردم و جنگ رواني؛ اينکه شرايط پيرامون جامعه بر نحوه برداشت و تحليل مردم اثر مي گذارد شکي نيست. اما به نظرم مردم بيشتر يک نوع بي تفاوتي نسبت به شرايط موجود دارند. البته براي اينکه بتوان چيزي را به همه مردم نسبت داد بايد يک مطالعه دقيق ميداني انجام داد. من معتقدم جامعه ما بسيار پيچيده است و به آساني نمي شود دريافت که نسبت به وقايع و حوادث چه واکنشي خواهد داشت. مردم جامعه ما با فهم غريزي فکر مي کنند که مسائل کنوني به جنگ منجر نمي شود و نسبت به آينده خوش بين هستند که پرونده با مسالمت حل مي شود.

مردم مي پذيرند؛ نمي توان در اين باره نظر دقيقي داد. دليل اينکه مردم در جنگ ايران و عراق 8 سال ايستادگي کردند و هزينه سنگيني پرداختند اين بود که رژيم بعثي عراق به خاک ايران تجاوز کرده بود و اين تجاوز، ايستادگي، مقاومت و هزينه پردازي مردم را توجيه مي کرد. من فکر مي کنم واکنش مردم نسبت به جنگي که درغير از شرايط تجاوز رخ دهد بسيار متفاوت خواهد بود و بسته به نوع اتفاق، واکنش مردم تغيير خواهد کرد. نمي شود واکنش مردم را در شرايط مختلف يکسان فرض کرد.

شرايط حاضر؛ فکر مي کنم در شرايط کنوني جامعه اگر ما حقي را هم براي خود مسلم بدانيم بايد اين حق را در سايه اعتمادسازي با دنيا به دست آوريم و برخلاف تصور دوگانه يي که در جامعه ما معمولاً القا مي شود که ما يا بايد بجنگيم و مقاومت کنيم يا تسليم شويم و ذلت را بپذيريم به نظرم راه سومي وجود دارد که عقلاني تر و کم هزينه تر است. آن هم دادوستد با دنياست. ما مي توانيم سياست خارجي کشور را بر پايه روابط با ديگر کشورها و اعتمادسازي بنا کنيم و اين بهترين راهي است که کشور ما را به آباداني و رشد و تعالي مي رساند. اگر بخواهيم با دنيا سر ستيز داشته باشيم و فکر کنيم که يا بايد مقابله کنيم يا تسليم شويم راه به جايي نخواهيم برد. يکي از عوارض اين نوع سياست در نهايت مي تواند جنگ باشد و جنگ هم قطعاً پديده خوبي براي جامعه بشري و کشورما نيست و خسارت های مادي و معنوي بسياري را به جامعه وارد مي کند و بايد تا جايي که امکان پذير است همه کشورهاي دنيا و نه تنها ايران سياست هاي خود را مبتني بر گريز از جنگ و ورود به صلح و دوستي و روابط همزيستي انتخاب کنند.




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007