« اقتصاد ايران و توصيه‌هاي صندوق بين‌المللي پول | صفحه اول | پاسخ به یک نظر »

22 فروردین 86

پاسخ به دونظر

سلام
جناب مزروعی بابا 8 سال زمان شما بهار با گرانی و تورم ،بحران ،بزن تو سر این و اون شروع می شد، یه سالم با اقتدار، چرا میخواهید مردم همیشه ناآمید کنید .الله اعلم

مزروعی : باسلام، هر چند شما برای هیچیک از مدعاهای خود دلیل اقامه نکرده اید اما امیدوارم ودعا می کنم که وضع امسال همانگونه باشد که شما ادعا کرده اید اما نمی دانم چرا شما که گذشته را به این خوبی بیاد دارید ازوجود گرانی وتورم وبحران وبزن توسر دیگران را با این همه وضوح در شرایط کنونی نشانه ای ندیده اید؟ برادر عزیز! الحمدلله در عرصه اقتصاد همه چیز کمی وقابل محاسبه ومقایسه است وفقط کافی است آمار وارقام شاخص های کلان اقتصادی منتشره توسط بانک مرکزی را در دولت گذشته وفعلی به ویژه در زمینه گرانی وتورم مقایسه کنید تا خود دریابید که وضع بهتر شده است یا بدتر؟ اما در زمینه بحران سازی وبزن توسراین وآن ، ازشما می پرسم آن گروههای فشاری که در همه هشت سال گذشته به مناسبت وبی مناسبت به اجتماعات حمله می کردند ،کفن می پوشیدند وتظاهرات علیه دولت به راه می انداختند،ترور می کردندو... چه شدند؟ وچرا پس از روی کار آمدن اقتدارگرایان در شوراها ،مجلس ودولت مثل آب به زمین فرورفتند؟وچرا...خوب در حالیکه اینها فعال بودند وبطور متوسط هر نه روز یکبار بحرانی را علیه دولت خاتمی واصلاح طلبان رقم می زدند وهمه تریبونهای رسمی(از صدا وسیما گرفته تا نمازجمعه هاو...) اینها را به اصلاح طلبها نسبت می دادند واینکه اینها مسبب این وضعیت هستند امثال شما هم باید چنین برداشت ونگرسشی داشته باشید. جالب آنکه هم اینان در تبلیغات انتخاباتی به جامعه القا میکردند که اگر می خواهید دیگر بزن بزن وبحران نباشد به ما رای دهید! خوب حالا همه ارکان حکومت بدست اینهاست وگروههای فشار هم آرام گرفته اند وبظاهر دیگر بزن تو سر آین وآن وبحران وجود ندارد اما روشن است که چون اینها زندگی شان با بحران سازی وناآرامی گره خورده است اینها را به خارج منتقل کرده اند ومی بینید که در عرصه سیاست خارجی بزرگترین بحران را برای کشور فراهم آورده اند واز هر گاهی هم میل دارند توسر دیگران بزنندو...وخدا آخر وعاقبت این کشور وما واینها را به خیر بگذراند وباز هم دعا می کنم که برداشت من غلط باشد و برداشت شما درست ،والبته برای امیدوارکردن مردم تبلیغات شب وروز تریبونهای رسمی کفایت می کند وصدای امثال من آنقدر ضعیف وناتوان است که در این بازار مسگرها به کسی نمی رسد تا نا امید شود.

در ارتباط با نظر بدون امضا:
من هم مانند شما خواهان حذف کامل دین از مراکز قدرت و تصمیم گیری هستم.
اما من ،روشهای انقلابی و فروپاشیدن را صحیح نمیدانم. آیا قبول ندارید که انقلاب اسلامی هزینه های هنگفتی را بر روی دست مردم گذاشته و می گذارد؟ آیا این ناشایسته سالاری فراگیر نتیجه یک انقلاب پرشور اما کم شعور نیست؟
از این رو بود که من در سال 76 رای دادم تا با باز شدن تدریجی فضای سیاسی بتوانیم با کمترین هزینه به سمت دموکراسی حرکت کنیم. سقف تواناییهای اصلاح طلبان از کف مطالبات من بالاتر می نمود. یک قدم هم یک قدم است اگر با پریدن مخالف باشیم.
در ضمن بعد از سالها غیر خودی بودن و شهروند درجه دو بودن یاد گرفته ام که راه دموکراسی از بحث می گذرد. برادر من، با آنها بحث کن و نشان بده که منطق تو قوی تر است.

در ارتباط با نظر آقای رضا و جناب مزروعی:
متشکر می شوم اگر نظر خود را به صراحت در مورد ولایت فقیه بیان نمایید. تا در صورت تفاوت نظر، پاسخی داشته باشم.

مزروعی : باسلام، نمی دانم از کجای مطالب بنده شما به این نتیجه رسیده ایدکه:"
من هم مانند شما خواهان حذف کامل دین از مراکز قدرت و تصمیم گیری هستم."
این امر نه تنها در ایران بلکه در غالب کشورهای جهان ، حتی در کشورهای سکولارمثل آمریکا، ناممکن است ومی بینید که بوش هم با اتکای به آموزه های مسیحیت وگفتمان مذهبی سیاستهای داخلی وخارجی خود را توجیه می کند وبه نظر من نظریه جدایی دین از سیاست به ویژه در رابطه با اسلام نظریه ای نادرست وناشدنی است اما من با جدایی نهاد دین (که در قالب نهادهایی همچون حوزه های علمیه ،مساجد،روحانیت ومرجعیت و...تجلی می یابد) از نهاد سیاست(که در قالب نهاد های حکومتی تجلی می یابد) موافقم وبراین باورم که نبایدروحانیون دارای حق ویژه ای برای دستیابی به مقامات ومناصب حکومتی داشته باشند وآنها هم همچون دیگران باید با استفاده ازسازوکارهای مردمسالارانه برای دستیابی به این مقامات ومناصب عمل کنند.
در مورد روشهای انقلابی وانقلاب هم باید بدانیم که انقلاب امری عارضی وبعضا اجتناب ناپذیر در جامعه بشری با همه هزینه های مرتبط است ودر مورد تجربه های انقلابی وپیامد های آن نیز بحث ونظریه فراوان وجود دارد وکتابهای زیادی هم در این باره نوشته شده است وبه دلیل همین مباحث وتجربیات بشری به نظر می رسد که عصر انقلاب بسر رسیده واز قضا انقلاب اسلامی در ایران آخرین انقلاب قرن بیستم بوده است وپس از همه تغییر وتحولات در کشورها بر پایه روشهایی غیر از انقلاب بوده است. با این توضیح به نظر من با توجه به ضرف زمانی ومکانی که انقلاب اسلامی در درون آن بوقوع پیوسته است امری اجتناب ناپذیر بوده است وقبول ندارم مه نا شایسته سالاری پس از انقلاب بیشتر شده است چرا که اگرشایسته سالاری در حد قابل قبولی در سالهای قبل از انقلاب رعایت می شد هر گز انقلابی رخ نمی داد!
در موردنظریه ولایت فقیه مباحث ودیدگاههای مختلف وجودارد(در این باره می توانید به کتابهای مربوطه ازجمله کتاب آقای کدیور مراجعه کنید) وبطور خلاصه می توان گفت این هم یکی از نظریه های مرتبط با حکومت اسلامی درکنار نظریه های دیگر است وفکر نمی کنم لازم باشد بنده عرضه دارم با کدامیک از این نظریه ها سر موافقت دارم بلکه آنچه مهم است اینکه این نظریه در فالب قانون اساسی در آمده ودر جمهوری اسلامی ایران حاکمیت یافته است ومن بدلیل التزام عملی به قانون اساسی طبعا التزام به آن دارم( وروشن است که التزام عملی با باور واعتقاد نظری تفاوت دارد) واین دلیل هم ناشی از پایبندی به رای مردم وساز وکارهای دمکراتیک است که پشتوانه نظری دینی وعلمی دارد.درعین حال می دانیم که از قانون اساسی موجود در نظر وعمل قرائت های متفاوت وجود دارد که من با قرائت دمکراتیک از این قانون واصل ولایت فقیه موافقم ضمن آنکه قانون اساسی را قانونی نوشته انسانها وقابل اصلاح وتغییر مطابق با خواست واراده اکثریت مردم وظرف زمانی مناسب آن می دانم ودر واقع قانون اساسی ونظام حقمقی حاکم را برآمده از شرایط وظرف واقعی وحقیقی جامعه
ومردم می دانم وایندو را در تناسب با یکدیگرمی بینم.



   نظرات

یک ایرانی :

آقای مزروعی ...
با مطالعه متون شما انگار دوباره در فضای 8 ساله خاتمی قرار گرفتم ! تشنج ، درگیری ( البته با خود ) طلبکار بودن و لباس تن کردن بر ضعفهای خود با تکنیک آتو گیری و غرغر کردن از تمامی کلماتتان بیرون میریزد !
آقای مزروعی دعواها در مجلس همگی دعواهای خود با خود بود ! در شورا هم همینطور ! در دولت هم همینطور ( هر نه روز یک گند به بار می آمد ) خود به بار می آوردید ! اقتصاد ، بودجه ، سیاست خارجی ، داخلی ، مطبوعات ، امنیت و . . . همه دست خودتان بود اما مهمتر از همه ایجاد بحرانهای امنیتی بود ! شما مانند باغبانی بودید که فرق باغ با جنگل را نمی دانستید ! هیچ نمی دانستید ، هیچ ! نه عمل را می دانستید و نه عکس العمل را میفهمیدید ! هنوز هم نمیفهمید ! همان بهتر که به خیال خود فناوري هسته‌اي را استفراغ بدانید در صورتی که شما خود استفراغ بزرگ دوم خرداد بودید که هنوز هم بوی گندتان باقی است !!!

مزروعی : باسلام، فرق بنده وجنابعالی در دنیای مجازی(دنیای حقیقی که جای خود دارد!) در همین است که من با اسم وزسم کامل نظراتم را ارائه می کنم ومسئولیت آنرا می پذیرم وحداقل آنانی که این نظرات را می خوانند می توانند در مورد من به داوری برسند اما شما در حدی که حتی اسم واقعی وآدرستان را اعلام دارید ومسئولیت نظراتتان را بپذیرید هم حاضر نیستید مایه بگذارید( دقیقا مثل افراد گروههای فشار در همه سالهای پس از انقلاب)! عزیز گرامی اگر براستی به این مدعا ها باور داری چرا با اسم ورسم کامل به میدان نمی آیی؟ بنده نظر شما را انتشار دادم تا همگان با نوع ادبیات واستدلال شما آشنا شوند وبتوانند ضمن داوری دریابند که امثال بنده در سالهای رفته با چه موجوداتی طرف بوده ایم؟ ضمن آنکه یاد آور می شوم نمی دانم این عزیز ناشناس از کجا در آورده است که من یا دوستانم فنآوری هسته ای را استفراغ می دانیم؟ خوشبختانه در کشور ما دروغ وتهمت زدن به دیگرانی که قبولشان نداریم چون مالیات وپیگرد ندارد کاملا آزاد است وچون از نظر برخی(اعم از دیندار وبی دین) هدف وسیله را توجیه می کند پس هر نسبتی را می شود به دیگران داد.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007