« پاسخ به یک نظر دیگر | صفحه اول | اقتصاد ايران و توصيه‌هاي صندوق بين‌المللي پول »

15 فروردین 86

سالی که نکوست از...

بارش برف وباران در آغازین روزهای بهاری در سرتاسرایران خبر از سالی سرسبزمی دهد اما دستگیری وبازداشت 15 ملوان انگلیسی در اولین جمعه سال نو توسط نیروی دریایی سپاه وصدور سومین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران در رابطه با سیر رسیدگی به پرونده هسته ای در اولین شنبه بهارخبراز سالی سرسخت برای ایرانیان می دهد وشهروندان ایرانی دراین میانه گرفتار رحمت الهی وبازیهای بشری شده اند وظاهرا با سکوت وتامل روند اموررا نظاره گرند!وبا خود این ضرب المثل فارسی را زمزمه می کنند:" سالی که نکوست از بهارش پیداست!؟"

جامعه ایرانی عجیب جامعه ای است وبراحتی نمی توان به درونش راه یافت وفهمید که در درونش چه می گذرد وواکنش اش به مسائل پیرامونی چیست؟ یادم می آید با جمعی از دوستان در میانه سال گذشته بحث مفصلی راجع به حاملهای انرژی ویارانه های پرداختی آنها داشتیم واینکه آیا ادامه این وضعیت ممکن است؟ودرصورت ادامه این وضعیت اقتصاد ایران چه سرنوشتی پیدا می کند؟و... یکی از دوستان شرکت کننده به هنگام جمع بندی نتایج بحث ضمن اعلام موافقت باآن وهمدردی با ما گفت شما زیاد نگران این بحث نباشید همانگونه که مردم نیستند چرا که مردم بخوبی دریافته اند که نظام تصمیم گیری کشور تا اطلاع ثانوی جرئت افزایش قیمت و گران کردن حاملهای انرژی را ندارد وخیال مردم از این جهت راحت است ودر مورد آینده ونسل های بعدی هم خدا بزرگ است!همین دوست نظرش این بود که حاکمیت در جریان پرونده هسته ای هم بالاخره کوتاه می آید ودر این مورد هم به واکنش مردم استناد می کرد که خیلی نگران این ماجرا نیستندونهایت کاررا می بینند!من که چندان به این نوع نگاه وتحلیل باور نداشتم با ارایه لایحه بودجه سال86 توسط دولت به مجلس ومجموعه مباحثی که بین دولت ومجلس در مورد قیمت حاملهای انرژی به ویژه بنزین رد وبدل شد وسرانجام تصمیمی که در این باره در قانون بودجه سال86 گرفته شد به غایت دریافتم که آن دوست درست گفته بود ومنتظرم والبته دعا می کنم که پیش بینی اش راجع به پرونده هسته ای هم درست از کار در آید!وآنچه بیشتر مرا درجهت درستی نظر این دوست رهنمون می کند نوع واکنش افراد نسبت به بازداشت ملوانان انگلیسی وقطعنامه شورای امنیت است که در ایام دید وبازدید نوروزی با آنها دیدار داشتم. غالب افراد در این ایام از اخبار بی خبربودند وترجیح می دادند هم بی خبرباشند ! ووقتی برای آنها از رخداداین دوموضوع خبر می دادی فقط به چهره خبردهنده نگاه می کردندودیگر هیچ !آنهایی هم که خبر داشتند ویا به خبر واکنش نشان می دادند حداکثر آنرابازی حکومتگران با دنیا دانسته وماجرا را خیلی جدی ونگران کننده احساس نمی کردند وبعضا به بی تدبیرهای دولت نسبت می دادند. در این دنیای بی خبری تعطیلی دوهفته ای مطبوعات در ایران کاملا توجیه ومعنا می یابد(اقدامی که در دنیا نظیر ندارد!) وخبررسانی صدا وسیما هم البته با این اوضاع تنظیم شده بود بطوری که مخاطبشان در نمی یافت که واقعا چه اتفاقی افتاده است. در مقابل این واکنش، واکنش های دنیا وبه ویژه رسانه ها وافکار عمومی کشورهای غربی را قرار دهید که مسئله ملوانان انگلیسی وقطعنامه شورای امنیت علیه ایران تیتر یک ودوو...رسانه هایشان بود.

خوب با این شرایط چه اتفاقی در انتظار ایران است؟ اکثریت مردم اوضاع را به امان خدا رها کرده اند،ویا به عبارتی می توان گفت نسبت به وقایع وحوادثی که اطرافشان می گذرد بی تفاوت اند،والبته نمی توان دریافت که آستانه تحمل آنها تاکجاست؟اقلیت منتقد نسبت به اوضاع هم فعلا حرفشان برد ندارد وگوش حاکمان ودولتمردان هم چون با قطاربی ترمز ودنده عقب در حال پیشروی اند هیچ صدایی جز صدای قطاری را که سوارش هستند نمی شنود.دراین شرایط آیا چاره ای جز دل بستن به باران بهاری می ماند؟ من چون هنوز به آن پیش بینی دوستم دل بسته ام واین نسق کشی در ماجرای ملوانان انگلیسی را مقدمه وراهی برای مذاکره ومصالحه با ینگه دنیا می دانم وامید وارم آنها این پیام را دریابند وگوشه چشمی به اینهمه پیغام وپسغام ونامه و...دهند،باران بهاری را بشارت رحمت وسالی پربرکت،برمصداق" سالی که نکوست از بهارش پیداست" قلمدادکرده وامید سالی نیکو وپربار برای هموطنانم رادارم وامیدوارم که سایه جغد جنگ از کشورپرکشد وجنگ طلبان هم دردوسوی عالم دریابند که در سایه صلح ودوستی جهان بهتری می توان ساخت وکشور ها را هم بهتر می توان اداره کرد.





 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007