« بودجه، قيمت‌بنزين و ارز | صفحه اول | پاسخ به یک نظر »

28 اسفند 85

سال نو و آینده ایران

خداوند در آیه ای می فرماید:"او مرگ وحیات را آفرید تاامتحان کند ایشانرا که کدامیک کار نیک وبهترمی کنند."قانون مرگ وحیات یک قاعده فراگیر وبدون استثناء در هستی است وهمین نشانه اینکه کارنامه وعملکرد هر موجودی به ویژه انسانها در پرونده شان ثبت وضبط می شود ودر روز حساب ودر دادگاه عدل الهی باید پاسخگوباشند ومتناسب با آن پاداش یا جزا داده می شود. طبیعت هم مرگ وحیات دارد وکارنامه، وبا گردش زمین به دور خورشید این چرخه رقم می خورد ودر نقطه ای بنام نوروز این مرگ وحیات طبیعت تلاقی می کند. سالی می میرد وسالی نومتولد میشود. زمستان با همه سخت سری وسرمایش نفس های آخر را می کشد ومی رود وبهار با همه نرم سری وسرزندگی فرا می رسد وشورحیات ونشاط سر می دهد ، واین چنین است که در گذر عمر آدمی وطبیعت ، نوروز وبهار معنا می یابد وهر"سال نو" خود فرصتی برای محاسبه کارنامه گذشته وگامی بسوی آینده می شود ودر این رهگذر بنظرم مهمترین موضوع برای امثال بنده"سال نو وآینده ایران" می باشد که بطور مختصر بدان می پردازم.

یاد آور می شوم که دغدغه داشتن جزیی از حیات وزندگی آدمی است وانسان بی دغدغه نمی توان یافت امادغدغه های آدمیان متفاوت است وبرای من بیش از هرچیزی دغدغه ایران داشتن اصالت دارد چراکه به عنوان یک شهروند ایرانی اینرا به نیکی می دانم که هرچه برسراین کشوربیاید خواه نا خواه زندگی من وهمه افرادی را که دل به این آب وخاک بسته اندو درآن زندگی می کنند متاثرخواهد ساخت، والبته اینراهم به خوبی می دانم که امروزه بدلیل پیشرفتهای فن آوری دیگرمرزهای ملی اعتبار گذشته را ندارد وجابجایی ومهاجرت با چشم بهم زدنی امکان پذیر است وآدمی براحتی می تواند خودرا از دام مشکلات وبلایا برهاند وبه آشیانه امن پناه برد اما چه کنم که جوهروجودی من تاب تحمل دوری این سرزمین را ندارد وترجیح می دهد که در همین جا سکنی کند که تقدیرامثال مرا به قول حافظ ظاهرا با خون دل رقم زده اند که فرمود جام می وخون دل هریک به کسی دادند – در دایره قسمت اوضاع چنین باشد. از این منظربزرگترین دغدغه من در آستانه" سال نو،آینده ایران" می باشد، آینده ای که سخت تیره وتار می نماید وچشم اندازچندان امیدوار کننده ای را به نمایش نمی گذارد.

در سال گذشته درهمین ایام بدلیل بی تدبیری وسخت سری مقامات کشوردر رابطه با پرونده هسته ای رسیدگی به این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شد وبا صدورقطعنامه این شورا علیه ایران (بااجماع کامل اعضاء) وضعیت جدیدی بوجود آمد ومتاسفانه بدلیل پافشاری بر همان سیاستهای غلط روزبروزبر وخامت اوضاع افزوده شده است بگونه ای که درآستانه سالی دیگرشاهد صدور قطعنامه دیگری با لحن شداد وغلاظ علیه کشورمان هستیم. هرجند مقامات مسئول این قطعنامه ها راورق پارهایی بیش نمی دانندو... وبراین باورند که اگر کشور همه کارهایش راده سال تعطیل کند وبه فن آوری هسته ای بپردازند پنجاه سال به جلو خواهد رفت و...اما به جرئت می توان گفت از روزی که دولت نهم تعلیق غنی سازی اورانیوم را برداشت وسیاستهای جدید را در رویارویی با کشورهای غربی در پیش گرفت عملا همه امورات کشور وبه ویژه اقتصادایران را به تعلیق درآورد واز هر منظری بخواهیم کارنامه ایران را در سال 85 بررسی وتحلیل کنیم جز آنکه آنرا سالی سیاه وسخت برای ایران واکثریت غالب ایرانیان بدانیم توصیف دیگری نمی توان کرد.اگر من واژه "اکثریت غالب آیرانیان"رابکار بردم برای این است که اقلیتی در ایران وجود دارند که دستیابی به چرخه سوخت هسته ای را باهر هزینه ای خواستارند وداشتن آنرا برای کشور از نان شب واجبترمی دانند واینان که اکثریتشان مصادر قدرت وتصمیم گیری را در اختیار دارند وبه نان شب هم محتاج نیستند! تلاش می کنند نشان دهند همه ایرانیان طرفدار این شعارند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست والبته به همین دلیل هم هرخواسته دیگر ایرانیان را سرکوب ومنکوب می کنند و...بله هم اینان که با شعار آبادگری وبهبود معیشت مردم وبردن درآمد نفت به سر سفره ها مجلس ودولت را با کمک نیروهای غیبی گرفتند وحاکمیت یکدست ویکپارچه را شکل دادند حال با تحویل آن شعارها به انرژی هسته ای به جایی رسیده اند که برای رسیدن بدان پرداخت هر هزینه ای را جایز می دانند حتی اگر کشور به ویرانه ای تبدیل گردد ومردم گرسنگی بکشند و...و با افتخار می گویند که تحریم اقتصادی علیه ایران کارساز نیست ومردم ما از آن ترسی ندارندو...بله همین ها که با بهره مندی از در آمد سرشارنفت وهزینه بیش از پنجاه میلیارد دلاردرسال 85 نتوانسته اند هیچگونه تحول وتغییری در زندگی مردم به ویژه اقشارفقیر ومحروم بوجود آورند وغول تورم وگرانی وبیکاری صدای نجیب ترین ومحتاط ترین اقشار اجتماعی مثل معلمان را در آورده است که البته در سایه عدالت ومهرورزی دولت نهم ودر شب عید با بگیر وببند جواب آنها را دادند.

بحق می توان گفت این از معجزات دولت نهم وبه تعبیری معجزه هزاره سوم است که کشور را در بهترین شرایط اقتصادی وسیاسی از دولت خاتمی تحویل بگیرد وظرف یکسال ونیم آنرا به این روز سیاه بنشاند وحالا هم کاسه چه کنم چه کنم بدست گرفته وبه شورای امنیت سازمان ملل برود! شاید این سرنوشت محتوم وتاریخی ما ایرانیان باشد که حاکمانمان هیچ قصد عبرت آموزی از تاریخ گذشته وتجربه های بشری وپیرامونی خود را ندارند ومی خواهند هر راهی را خود تجربه کنند والبته هزینه سنگین این چنین آزمونهایی را هم خود می پردازند وهم ملت بیچاره ایران!اگرمقامات ایرانی به راندن در همین راه ادامه دهند با قطاربی ترمز ودنده عقب، حتما با قطار مشابهی که از سوی مقابل می آید ودر همان ریل تصادف خواهندکردو...و ازاینرو سال آینده را سالی بسیارسخت ودشواربرای ایران می دانم مگر خدا به حال ما رحم آورد.

امادرسال سیاه 85 نقطه روشنی نیز وجود داشت وآن برگزاری انتخابات تا حدی آزاد دوره سوم شوراهای شهر وروستابود، ودر سال پیش رو نیز نقطه روشنی می تواند خودنمایی کند وآنهم انتخابات مجلس هشتم است بشرطی که همانند انتخابات مجلس هفتم فرمایشی ونمایشی نباشد.
در کشوری همانند ما انتخابات ازاینرو اهمیت دارد که بطور حداقلی می تواند نظر مردم را انعکاس دهد وحاکمیت را به هوش آورد. درانتخابات شوراها بخوبی معلوم شد که اکثریت مردم با سیاستهای خارجی وداخلی حاکمیت یکدست ودولت نهم سر موافقت ندارند وهرچند که دولتمردان از این نتیجه عبرت نگرفتند وناخوشنودی خود را نشان دادند اما مردم لااقل به دنیا نشان دادند که بگونه ای متفاوت ازجناح حاکم می اندیشند واوضاع آنگونه نیست که حاکمیت بازتاب می دهد. باید این نقطه امید یعنی انتخابات را زنده نگه داشت ونگذاشت خاموش شود وشاید از همین نقطه بتوان روزنی بسوی روشنایی زد وفردایی بهتر آفرید."سال نو وآینده ایران" بهم گره خورده است وهمچنانکه در دعای تحویل سال آمده است:"ای زیر وروکننده قلبها وچشم ها، ای تدبیرکننده لیل ونهار،ای تغییر دهنده حال واحوال، تغییرده حال مارا به بهترین حالات" دعا می کنیم که این دعا در حق ملت وکشور ایران اجابت شود. سال نو را به شما تبریک می گویم وسالی خوش برای شما وهمه ایرانیان وفارسی زبانان در هرکجای عالم هستند آرزودارم ودعا می کنم که ایران از گزند همه حوادث وبلایا در امان باشد.



   نظرات

اميرحسين :

سلام آقای مزروعی، با تشکر از مقاله زيبای شما، فکر ميکنم در پاراگراف يکی مانده به آخر منظورتان انتخابات مجلس هفتم است نه ششم، لطفا اصلاح فرماييد.

مزروعی : باسلام وتبریک سال نو وتشکر از دقت نظر شما، درست است آنرا اصلاح کردم.

 

محمدآقازاده :

سال نو براي شما شادي مي طلبم و براي ايران آزادي ، رفاه و آباداني

مزروعی : جناب آقازاده عزیز،منهم سال نو را به جنابعالی وخانواده محترم تبریک گفته وسالی خوش وسرشار از موفقیت وبهروزی برای شما وکشورمان ایران آرزو دارم.

 

farhad shahabi :

Jenabe Aghaye Mazrouei, be nokate besiar mohemi eshare dashtid. Az shoma moteshakeram. S

 

ali :

shoma ham delet bary ghodrat az dast rafteh misoozeh va kht germezet
hefez nezam ast na Iran
Khilee Pastin ham shoma ham inha

مزروعی :باسلام وتبریک سال نو، هرچند در تردید بودم که این نظر را انتشار وپاسخ دهم اما فکر کردم بد نیست آنرا با اینکه متضمن توهین است انتشار دهم تا دونکته را یاد آور شوم اول اینکه نظر دهنده که خود را بسیار دلسوز ایران می داند چقدر برای یک ایرانی دیگرحق شهروندی قائل است؟ ودیگر اینکه آیا ما ایرانیان با این قدرت تحمل نظر مخالف امکان دستیابی به آزادی ودموکراسی و...را داریم؟

 

kargar :

سلام. با تبريک سال نو!
از شما خواهشمنديم به منظور حمايت از مبارزات کارگران به وبلاگ اخبار و مقالات جنبش کارگري لينک دهيد و آن را به ديگران نيز معرفي کنيد.

مزروعی : با سلام وتبریک سال نو، درحد توان خود اینکار را می کنم.

 

shiva :

جدا شما با اينهمه فهم و درك فكر مي كنين : خدا در قران مي فرمايد ؟ يعني نمي دونين كه قران حرفهاي خدا نيست و حرفهاي محمد و سلمانه ! اگه جدا همينطور كه نوشتين اعتقاد دارين به نظر من آگاهيهاتون رو نسبت به دين افزايش بدين شخصا كتاب بيست و سه سال رسالت علي دشتي رو بهتون سفارش مي كنم كه حتما بخونين چون خيلي از حقايق براتون آشكار ميشه .

مزروعی : با سلام وتبریک سال نو وتشکر از حسن نظر جنابعالی نسبت به بنده، هرچند در تردید نسبت به انتشار این نظر بودم وواقعا نمی دانم با اینگونه نظرات چه می توان کرد چون خارج از چارچوب یک بحث علمی در قالب دنیای مجازی است اما برای احترام به این نظر انرا انتشار دادم ودر پاسخ می گویم اگر بدانید که این کتاب را خوانده ام وهمچنان براین باورکه قرآن وحی الهی است مانده ام آنگاه چه می گوئید؟ ضمن اینکه خود آیه مورد استنادومحتوای آن می توانست محل بحث باشد که شما اشکالی به آن نگرفته اید وهمان بردرستی باور من کفایت می کند.

 

عبدالرسول قنبری :

سال 1386 هجری شمسی که آغاز تولدی دوباره است را خدمت شما ، خانواده محترمه و کلیه دوستان شما در انجمن صنفی روزنامه نگاران و جبهه مشارکت را تبریک و تنهیت گفته و برای تک تک شما بزرگواران آرزوی موفقیت، شاد کامی، بهروزی، سلامتی، سر بلندی، سعادت می نمایم.

مزروعی : با سلام وتشکر، منهم این سال را به شما تبریک گفته وسالی سرشارازموفقیت، شاد کامی، بهروزی، سلامتی، سر بلندی و سعادت برای شما آرزومی نمایم.

 

فرزاد کردزنگنه :

سلام جناب مزروعی سال نو مبارک
مملکت عزیز ما بیشتراز گذشته در خطر است فعالتر باشید به من هم سر بزنید

 

nader :

zemn e tabrik e Nowrooz ,, dar mowrede tazakkore tan be " Ali " 2 nokteh ye soali ;1- az estesna haee mesle ganji va noori ke begzarim , aya khodetoon ham bavar nadarid ke "Nezam" baratoon hamisheh mohemtar az "Mellat " va " Iran " boodeh ,,?! 2- Aya ta zamani ke " Baradaran "e Moghtader va bi-Rahm e e shoma dar " Jenah ha ye digar " migirand o mikoshand va be khodi ha tan ham rahm nemikonand , mitavan be Ahadd e mardom darse Democracy va adab va Tahammol dad ,,,?!!! ba tashakkor,,, ; jenabe Mazrooee

مزروعی : با تشکر وتبریک سال نو، درپاسخ اگر شما مطالب وبلاگ بنده را بطور مرتب خوانده بودید نیازی به طرح این نکات نداشتید چرا که قبلا بطور مفصل دراین باره توضیح داده ام.متاسفانه شما بدون اینکه راجع به من اطلاعات کافی ودقیق داشته باشید فقط با ذهنیات خودتان به قضاوت وپیشداوری پرداخته اید ومنهم کاری برای اصلاح ذهنیات ووهمیات شما نمی توانم بکنم واینهم یکی از مشکلات وبیماریهای ما ایرانیان است که طبعا هیچ سازگاری با آموزش وقواعد دموکراتیک ندارد واز اینرو بعید است که روزگاری ما بتوانیم با اتکا به شیوه های دموکراتیک کنار هم قراربگیریم. اما بطور مختصر در پاسخ یک نکته شما بگویم که هیچ نظامی بدون ملت وسرزمین معنا ندارد واین تصور ذهنی شماست که می خواهد اینها را از هم جدا کند وقطعا نوع نظام حاکم بر مردم وسرزمین برآمده از خواست واراده آنهاست. بطورمثال رژیم شاهنشاهی حاکم بر ایران به نوعی مورد موافقت اکثریت مردم بود وزمانی که آنرا نخواستند برعلیه آن برخاستند وانقلاب کردند ونظام جمهوری اسلامی ایران با خواست ورای اکثریت قاطع مردم ایران تشکیل شده است ومطمئن باشید اگر اکثریت مردم موافق این نظام نبودند این نظام تاکنون ساقط شده بود بنابراین مردم وسرزمین را نمی توان جدای از نظام تصورکرد اما در عین بر پایه اصول اولیه ای که این نظام شکل گرفته است وقانون اساسی آن ، حاکمان موظف به تامین حقوق شهروندی ورفاه وآسایش وامنیت و...مردم وحفظ تمامیت ارضی ومنافع ملی کشورند وهمه شهروندان حق دارند در این باره حاکمیت ودولتمردان را موردسئوال قراردهند وحاکمان به هیج وجه حق ندارند با اتکا به رای وموافقت اکثریت به تضییع حقوق اقلیت بپردازند وجلوی اظهارنظروفعالیت سیاسی واجتماعی وفکری دگراندیشان ومخالفان را بگیرند واصولا شما در عالم هیچ نظامی را پیدا نمی کنید که صددرصد مردمش موافق آن باشند ودموکراسی به همین معنا ست که رای اکثریت را درحق حاکمیت بپذیریم ونمی دانم شما با چه دلیل ومستندی می توانید این مدعا را که اکثریت مردم ایران موافق جمهوری اسلامی ایران نیستند را ثابت کنید؟ حداقل میزان مشارکت مردم در انتخابات اخیر شوراها وریاست جمهوری خلاف نظر شما را نشان می دهد هرچند بسیاری از مردم ممکن است موافق بخشی از حاکمیت ودولتمردان نباشند.

 

hassan assadi :

سلام آقای مزروعی
سال نو بر شما و خانواده مبارک. سال خوشی برایتان آرزو می کنم.

مزروعی : باسلام وتشکر،منهم سال نورا به شما وهمه خوانندگان تبریک وتهنیت می گویم وسالی خوش وسرشار از موفقیت برای همه آرزو دارم.

 

مجید علیپور :

دوست عزیز در نوشته خود از "نجیب ترین" قشر اجتماعی صحبت به میان آوردید و دل سوزانیدید!! و اشک تمساح ریختانیدید.!!
اما میدانید چه من و چه تمام فرهنگیان چه زمانی از شمااصلاح طلبان آبکی ناامید شدیم؟ زمانی که خود جنابعالی در جواب اعتراضات مشابه معلمان دلیل آورده بودید که " دولت خاتمی با شعار های سیاسی و... بر روی کار آمده نه وعده های اقتصادی" تفسیر این حرف در آن شرایط و پیغامی که به ما دادید را به خودتان واگذار می کنم... زمانی که جناب کروبی که اکنون در روزنامه اش خواب شب را بر خود به خاطرشرایط ما معلمها حرام کرده و شب وروزاز انده زانوی غم در بغل گرفته در زمان ریاست بر مجلس تجمع معلمان را" توطئه جناح راست و همرده اظهارات جزایری برای کاستن از محبوبیت!!! خود دانسته بود." زمانی که مجید انصاری درگفتگویی با نماینده معلمان دلیل می آورد که: " اگر حقوق شما افزایش یابد کرایه تاکسی ها 500 تومان می شود پس بی فایده خواهد بود" و... درست است که معلمان دل خوشی از وعده های بی سرانجام این دولت و مجلس ندارند اما اگر بازهم همچنان شیفته خدمتید!!!!!!!!! نه تشنه ... لطفا کمی فقط کمی هم شرم از گذشته خود داشته باشید. آقای اصلاحات و گفتمان و آزادی اندیشه و .....!! لطفا این نظر را هم بگذارید و تشخیص توهین یا درستی را بر عهده خواننده و بیننده شرایط آن زمان بگذاری.

مزروعی : باسلام وتبریک سال نووآروزی سلامتی وتندرستی برای شما، خوبی دنیای اینترنت این است که آدم نمی داند طرف مقابلش کیست؟ وچه هویتی دارد؟ و...با اینکه من نمی دانم واقعا شما معلم هستید یانه؟که اینگونه دل برای آنها می سوزانید واززبان آنها به من ودیگران اینگونه می تازید (با اینکه به هرحال هیچگونه نمایندگی از سوی آنها ندارید) اما همانگونه که می بینید نظرشما رانتشارداده (حتی اگرتوصیه نمی کردید هرچند ادبیاتش متناسب شان یک معلم نیست) وقضاوت را به عهده خوانندگان می گذارم با این تذکر که اگر شما لطف فرموده ومستند گفته هایی را که به من وآقایان کروبی وانصاری نسبت داده اید اعلام دارید ممنون خواهم شد درغیر این صورت برمدعای شما اعتباری نیست و حداقل من بیاد نمی آورم که در جواب اعتراضات معلمان چنین پاسخی داده باشم هرچند محتوای جمله ای که به من نسبت داده اید درست است وآنرا تایید می کنم وآقای خاتمی با تکیه بر شعارهای سیاسی وفرهنگی ونه اقتصادی وارد انتخابات ریاست جمهوری وبرگزیده شد اما در عین حال دولت آقای خاتمی تمام توش وتوان خود را برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور بکاربست وهمراه با اصلاح طلبان در مجلس ششم تا آنجا که امکان داشت برای بهبود حقوق فرهنگیان عمل کرد اگر چه قطعا این اقدامات پاسخگوی نیازهای آنان نبوده است.بررسی آماری این موضوع را به فرصت دیگری وامی گذارم امااگر شما معلم هستید می توانید با رجوع به میزان دریافتی تان درابتدا وانتهای دولت خاتمی بخوبی دریابید که دولت خاتمی دریافتی معلمان را هرساله بیش از نرخ تورم افزایش داد به گونه ای که در پایان دولتش حداقل 50 درصد بر میزان قدرت خرید معلمان نسبت به آغاز کار دولتش افزوده شد والبته در سایه شعارهای سیاسی دولت خاتمی معلمان توانستند برای اولین بار پس از انقلاب نسبت به وضعیت خود اعتراض وتظاهرات کنند وجلوی مجلس ششم جمع شوند وحتی اگر امروز هم می توانند اینکاررا انجام دهند درسایه همان فضایی است که دولت ومجلس اصلاحات بوجود آورده است وشما براحتی می توانید نحوه مواجهه دولت خاتمی ومجلس ششم با این اعتراضات وتجمع ها رابا دولت احمدی نژاد ومجلس هفتم مقایسه کنیدبا این تفاوت که این دولت ومجلس با شعارهای ووعده های فراوان کاملا اقتصادی ومعیشتی روی کارآمده اند وقراربوده مملکت را آباد ونفت را به سفره های مردم ببرند و...برادر عزیز! امثال من اگرتشنه قدرت باشند با این حسن نظر شما نهادیهایی مثل شورای نگهبان و...هستند که با رد صلاحیت وچسباندن انگ های عجیب وغریب تر از آنچه شما آورده اید مثل اشک تمساح و...جلوی قدرت طلبی ما را بگیرند وشما خیلی نگران به قدرن رسیدن دوباره امثال بنده نباشید واگر می توانید جلوی قدرت طلبی انهایی را بگیرید که از نردبان دین بالا می روند ووعده های فراوان می دهندو...درآخر اضافه کنم که من از گذشته خود شرم ندارم وبه آن افتخار می کنم هرچند ممکن است نتوانسته باشم انگونه که ازمن انتظار می رفته به مسئولیتی که توسط مردم به دوشم نهاده شده بود عمل کرده باشم ودر این باره قصور وتقصیر داشته باشم وپیش وجدان خود راضی ودر پیشگاه الهی شاکرم که به امانت مردم خیانت نکردم ودر حد توان ودانشم در جهت خدمت به مردم گام برداشتم. با همه این حرفها ازشما می پرسم اگر روزگاری دوباره این امکان فراهم آمد که من در انتخاباتی حاضر شوم ومردم هم به من رای دادند آیا شما آنرا می پذیرید؟ چگونه آنرا تفسیر می کنید؟ وآیا باز مرا تشنه قدرت می دانید؟ یا حاضرید از مدعاهای خود دست بردارید؟ویا...

 

آریا :

سلام!
من سالها در همسایگی روستای مارچین زندگی کرده ام و با مزروعی های زیادی برخورد و حتی دوستی داشته ام. با اینکه از نظر طرز فکر با آنها همیشه بسیار متفاوت بودم (من اصلاً مذهبی نیستم ولی آنها بودند) اما آنهایی را که من میشناختم پاک و راستگو بودند. حالا از شما می خواهم به من راست و صریح و بدون حاشیه جواب بدهید.
الف - در موارد زیادی مصلحت ایران و مصلحت اسلام بر هم منطبق نیست(اگر قبول ندارید فرض محال بفرمایید) در اینگونه موارد شما کدام را ارجحیت می دهید؟ (من بی شک ایران را)

ب - شما می فرمایید که «قطعا نوع نظام حاکم بر مردم وسرزمین برآمده از خواست واراده آنهاست»
من با این نظر مخالفم و معتقدم نظام اسلامی در ماهیت مورد سوال از سوی مردم است نه در شکل و رنگ. من تصور می کنم در صورت برقراری رفراندم نظام شانسی برای بقا نخواهد داشت.

در پایان ضمن تشکر, به عنوان کسی که یک بار به شما رای داده میگویم که انتظار من و خیلیهایی که من مشناختم از مجلس ششم اصلاحات بنیادین در نظام بود. به عنوان مثال حذف کامل ولایت فقیه از سیستم سیاسی. لطفاً رای من را به حساب مشروعیت نظام ننویسید. ما معتقد بودیم و هستیم که اصلاح راه نجات است نه ساقط کردن به گفته شما:
«اگر اکثریت مردم موافق این نظام نبودند این نظام تاکنون ساقط شده بود بنابراین مردم وسرزمین را نمی توان جدای از نظام تصورکرد»

متشکرم.

مزروعی : با سلام وتبریک سال نو وآرزوی موفقیت برای شما، هرچندمن ازسال 63از مارچین واصفهان هجرت وازسال 68 در تهران ساکن شده ام ونسل پس ازانقلاب مارجین مرا بخوبی نمی شناسند اما شما از همان مزروعی هایی که می شناسید می توانید در باره من وخانواده ام پرس وجو کنید تا دریابیدما چگونه بوده ایم وسوابق ولواحق من چه بوده است وحداقل اینکه همواره تلاش کرده ام دیدگاهها ونظراتم راراست وصریح وبدون حاشیه بگویم(دراین باره می توانید به مطالبی فراوانی که در مطبوعات نوشته ام وایضا عملکردم در مجلس ششم مراجعه کنید) اما نمی دانم شما با چه متر ومعیاری اینها را اندازه گیری وداوری می کنید تا متهم به غیر اینها نشوم؟ در مورد دو سئوالی که مطرح ساخته اید اگرمطالب همین وبلاگ را مطالعه کرده بودید پاسختان را در می یافتید اما برای احترام به شما بطور مختصر جواب می دهم:
1 - هیچ کشور وسرزمینی بدون مردم وشهروندانش(بالحاظ ویژگی های نژادی،قومی،زبانی،مذهبی،...) معنا نداردوباتوجه به اینکه اکثریت قاطع مردم ایران مسلمانند در جغرافیای ذهنی من مصلحت ایران ومصلحت اسلام(اسلامی که توسط اکثریت مردم مسلمان ایران فهمیده وعمل می شود) نمی توانداز هم جدا باشد بشرطی که قواعد کاملا دموکراتیک در نظام حکومتی وسازوکارهای تصمیم گیری واداره کشور رعایت شود در غیر اینصورت نه تنها در ایران بلکه در هر کشوری (حتی با نظامهای کاملاسکولار) مصلحت کشورکه توسط حاکمان غیرمنتخب اتخاذ واعمال می شود می تواند منطبق با مصلحت ومنافع اکثریت مردم(اعم از مسلمان یا غیر مسلمان ) نباشد ونمونه بارزچنین نظامی را می توان دررژیم بعثی عراق برهبری صدام دید. اصولا در همه کشورهای مردمسالارسیاستهای مرتبط بامنافع ملی(که منافع سرزمینی واکثریت مردم را پیگیری می کند) به ویژه سیاست خارجی توسط خرد جمعی واز طریق نمایندگان مردم(نهاد های منتخب مردم مثل قوه مقننه ومجریه) اتخاذ واعمال می شود اما این به آن معنا نیست که همه مردم آن سرزمین سر موافقت با این سیاستها دارند ونمونه اش را شما می توانید در رابطه با مداخله آمریکا در عراق ببینید ومی بینید کار بجایی رسیده است که بین قوه مجریه (که دست جمهوریخواهان است) وقوه مقننه(که اکثریتش بدست دمکراتها افتاده است) دراین باره اختلاف شدید وجود دارد وهر قوه تلاش می کند با استناد واستفاده از اختیارات قانونی خودش سیاست مورد قبول خودش را به پیش ببرد بنابراین آنچه در مورد تشخیص وتعیین منافع ملی نقش اصلی را دارد نوع نظام تصمیم گیری ونحوه اداره کشورهاست ونه نوع عقاید مذهبی،هرچند نوع عقاید وعلائق اکثریت مردم خودبخود درتصمیم گیری ها اثرات خود را برجای می گذارد وتعیین کننده است. فکر می کنم با این توضیحات دیگر نیازی به فرض محال نباشد وقطعا اگر نظام دمکراتیک وشیوه اداره کشور متکی برآرای عمومی باشد دیگر تناقضی این چنین بین مصلحت ایران ومصلحت اسلام پیش نمی آید مگر آنکه شما به رای اکثریت برای حق حاکمیت وخرد جمعی برای تعیین منافع ملی باور نداشته باشید.
2 - شما آورده ایدبا این نظرکه:" «قطعا نوع نظام حاکم بر مردم وسرزمین برآمده از خواست واراده آنهاست» مخالفیدوافزده اید: " من با این نظر مخالفم و معتقدم نظام اسلامی در ماهیت مورد سوال از سوی مردم است نه در شکل و رنگ. من تصور می کنم در صورت برقراری رفراندم نظام شانسی برای بقا نخواهد داشت." درپاسخ می گویم منظورم (با توجه به متن) نظامهای مردمسالار وشبه مردمسالاربوده است وگرنه درنظامهای کودتایی واستبدادی خواست واراده مردم تعیین کننده نیست وسرکوب می شود.حال با توجه به این توضیح واینکه من نظام جمهوری اسلامی ایران را شبه مردمسالار می دانم از شما می پرسم شما چگونه می توانید از سوی "مردم"( که واژه ای سیال بوده وتعریف دقیقی ندارد) این مدعا را مطرح کنید؟ وآیا شما نمایندگی ازسوی مردم ویا بخشی از انها دارید؟ وشما چگونه می توانید این ادعایتان را اثبات کنید؟ همانگونه که شما آورده اید تنها راه اثبات این مدعا انجام یک همه پرسی است والبته شما ادعا دارید:" من تصور می کنم در صورت برقراری رفراندم نظام شانسی برای بقا نخواهد داشت." خوب منهم ادعا دارم عکس این خواهد بود! دراینصورت ادعای هردوی ما مساوی است وهیچ رجحانی بر یکدیگرندارد وتا زمانی که همه پرسی انجام نشود درستی یا نادرستی هچیک از این مدعاها هم اثبات نخواهدشد ،وخیالت را راحت کنم که منهم با همه پرسی در این باره موافقم ونتیجه آنرا هرچه بود می پذیرم اما سئوال می کنم که اگر نتیجه بر خلاف نظرومدعای شما بودآنرا می پذیرید؟ در عین حال اضافه می کنم که شواهد ودلایل براثبات مدعای من بیشتر گواهی می دهند تاشما.آیا در اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران برآمده از انقلابی کاملا مردمی بوده است تردیددارید؟ آیا دراینکه اکثریت قاطع مردم ایران به نوع نظام دریال 58رای دادند تردید دارید؟ آیا دراینکه اکثریت مردم به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران درسال 58 واصلاح آن در سال 68 رای دادند تردید دارید؟ وآیا در اینکه بطورمتوسط در سالهای پس از انقلاب هرسال یک انتخابات(با همه حرف وحدیثهایش) در جمهوری اسلامی ایران برگزارشده وبیش از 50 درصد مردم در آن شرکت ورای داده اند تردیددارید؟ که آخرین آنها انتخابات شوراها درسال گذشته بود. بنظرم دراین واقعیتها نمی توان تردید کرد وبقای جمهوری اسلامی ایران هم بدلیل همین پشتوانه مردمی ممکن شده است وگرنه همان رخداد جنگ تحمیلی می توانست در همان سالهای اول انقلاب این نظام را از پای درآورد وساقط کندوبنظرم این پشتوانه اگرچه بدلیل عملکردهای بد حاکمیت وفاصله گیری از اهداف اولیه انقلاب ضعیف گشته وافول کرده است اما هنوز وجود دارد وبه هرحال اکثریت مردم ایران بدلیل عقاید وعلائق مذهبی وملی ،حتی بعضا با دیدگاههای انتقادی تند واصلاحگرانه ،خواهان حفظ این نظامند.
اما درمورد رای دادن شما به من وانتظاری که از من داشته اید من نمی دانم از کجا چنین توقع وانتظاری برای شما ایجاد شده است؟ ودر کجا من چنین قول ووعده ای داده ام؟ عزیز گرامی فردی که خود را نامزد نمایندگی مجلس در جمهوری اسلامی ایران می کند پیشاپیش التزامش را به قانون اساسی این نظام اعلام می دارد وقبول می کند در چارچوب این قانون واختیارات ووظائفی که برای مجلس تعیین شده است عمل کند وبا همینها از مردم رای می گیرد حال در کجای اینها خواسته شما قرارمی گیرد؟ وآیااگرشما برپایه تصور وتوقع نادرستی به بنده رای داده اید من مسئول آن هستم؟ توصیه من به شما این است از این پس اگر خواستید به کسی رای بدهید حتما تحقیق کنید وبدانید که رای دادن چه بارهایی می تواند به همراه داشته باشد که ازجمله آنها نوعی همراهی وقبول نظام سیاسی حاکم است حال شما اسمش را هرچه می خواهید(مشروعیت و...) بگذارید.اضافه کنم که تازه ما اینگونه بوده ایم وشورای نگهبان ما رابرای انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت کرد! درآخر اینکه اگرشما بواقع اصلاح طلبید بنظرم نوع نگرش وسئوالاتتان را باید اصلاح کنید چراکه از مجموع سئوالات شما اینگونه برمی آید که جزبه تغییر ماهیت نظام(که به معنای ساقط کردن آن است) رضایت نمی دهید درحالیکه برخورد اصلاح طلبانه اولین شرطش شناخت درست واقعیتها وشرایط است هرچند مخالف میل ونگاه ما باشد وآنگاه حرکت برپایه این شناخت ،وگرنه جز دست وپازدن در دریای متلاطم سیاست وتلف کردن وقت وانرژی خود حاصلی نخواهد داشت.

 

ali :

با درود بر شما و خاندان شما ، با پوزش از تاخیر در عرض تبریک سال نو ، آرزوی سالی خوش و امید بخش برای شما و خانواده ی شما ، هم سنگران شما و همه ی آزادیخوهان دارم . به مخالفان آزادی و مردم سالاری هم سال نو را تبریک می گویم و برای آنها آرزوی هدایت به سوی چشمه ی نور آزادی خواهی و پذیرش حق مالکیت مشاع همه ی ایرانیان بر سرزمین خویش دارم .
آرزو دارم قانونمندی الهی " الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم " آویزه ی گوش آنان گردد که متضمن سعادت خود آنها نیز هست .

مزروعي : با سلام وتبريك سال نو وتشكراز حسن ظن شما ، اميدوارم سالي خوش وسرشار از موفقيت داشته باشيد.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007