« قانون بودجه و يارانه‌هاي مستقيم | صفحه اول | دوسالگی وبلاگ »

16 اسفند 85

اقتصاد ایران در تعلیق

اقتصاد بیمارایران که در دروان اصلاحات درحال درمان وجان گرفتن بود پس از روی کارآمدن دولت نهم به ریاست احمدی نژاد بواسطه در پیش گرفتن سیاستهای جدید در عرصه فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی داخلی وروابط خارجی بار دیگردچار تب ولرزشد ودر گذر زمان برشدت بیماری اش (آنهم از نوهلندی اش!) افزوده گشت به گونه ای که اینروزها ودر بحت وبررسی لایحه بودجه سال 86 حتی صدای اقتصاد خوانده های اقتدارگرارا هم درآورده است وهمه آنان هشدار می دهند که اگر این وضعیت ادامه یابد باید در انتظاررخدادهایی همچون تورم فزاینده،بیکاری وفقر بیشترو...بود.هرچند دولت نهم ودر مجموع جناح اقتدارگرای یکدست حاکم تا امروز از ارائه یک برنامه اقنصادی واجتماعی مدون ومنسجم عاجزبوده است واز اینرو در همه تصمیم گیریها وسیاستها دچار گیجی وسردر گمی وتناقض است اما نوع سیاستهای اقتصادی واجتماعی بکار گرفته شده در دولت نهم ونتایج حاصله در همین مدت یک سال ونیمه برشدت گیجی وسردر گمی وتناقض فکری وسیاسی افراد این جناح افزوده است وآنها را در برابر وعده ها ومطالباتی که خود دامن زده اند به تدریج بزانودرمی آورد. بنظرم علاوه براین موضوع مهمترین عاملی که بر وخامت وضعیت اقتصادی ایران افزوده است اینکه دولت جدید در عرصه سیاست خارجی دچار نوعی اشتباه محاسبه شده وبه ویژه در مدیریت پرونده هسته ای بااز به تعلیق به در آوردن پروژه غنی سازی عملا راه را برای در انزوا قرار گرفتن اقتصاد ایران فراهم کرده است، وامروز به جرئت می توان گفت که "اقتصاد ایران در تعلیق" قرار گرفته است .

یاد آور می شوم که دولت نهم در هنگامه ای بروی کار آمد که در سایه اجرای سیاستهای دولت خاتمی واصلاح طلبان در عرصه داخلی وخارجی ایران در بهترین موقعیت سیاسی واقتصادی خود در منطقه وجهان قرارداشت وآماده برای اجرای برنامه چهارم توسعه وجهش اقتصادی بود. فقط به عنوان نمونه می توان به میزان ذخائر ارزی بانک مرکزی، که از سه میلیارددلاردر ابتدای دولت خاتمی به بیش از چهل میلیارددلار افزایش یافت، واندوخته حساب ذخیره ارزی به مبلغ 18 میلیارد دلاراشاره کرد که تحویل دولت نهم شد، واین در حالی بود که قیمت هر بشکه نفت نیز درزمان روی کارآمدن این دولت روبه افزایش بوده وطی دوسال 84و85 ایران بالاترین درآمد نفتی را نسبت به همه سالهای گذشته داشته است. درواقع می توان گفت دولت احمدی نژاد به لحاظ موقعیت داخلی(همگرایی کل حکومت) وشرایط اقتصادی وامکانات بهترین وضعیت را نسبت به همه دولتهای پس از انقلاب داشته است اما در عمل با درگیر کردن کشور در پرونده هسته ای واستفاده نابجا وسخاوتمندانه از منابع کمیاب در آمد نفت ونگاه توزیعی بجای تولیدی بدترین کارنامه اقتصادی را ببار آورده است.

از طنز های تلخ روزگار ما این است جناحی که پس از رحلت امام خمینی خود را در قالب ارزشی واصولگرا وذوب در ولایت فقیه و... تعریف کرد ودر همه سالهای قبل از دوم خرداد76 با بحث "تهاجم فرهنگی" بیشترین تمرکزش را برروی مسائل فرهنگی واجتماعی قرارداده بود، ودر این رهگذر چه اعمال وفجایعی که به اجرا درآمد، به ناگه پس از رخداد دوم خرداد76 وروی کار آمدن دولت خاتمی از خواب ارزشها و...بیدار شد وبا صدای بلند اعلام کردکه توسعه اقتصادی بر توسعه فرهنگی وسیاسی تقدم دارد ودولت باید به داد مسائل معیشتی وآب ونان و...مردم برسد واز این موضع به نقد ورویارویی با دولت خاتمی واصلاح طلبان پرداخت و در این مسیر آنچنان بر طبل مطالبات اقتصادی مردم کوبیدند که نگو ونپرس! واصلا دیگر بحث "تهاجم فرهنگی"و...فراموش شد!

فراموش نمی کنم که روزی در مجلس ششم آقای حدادعادل پیرو سخنان رهبری در باره اصلاحات واینکه آنرا می توان در قالب مبارزه با فقر وفساد وتبعیض تعریف وعملیاتی کرد ومانور فراوان وگسترده مطبوعات اقتدارگرا برروی این سخنان، سراغ من آمد وگفت چراشما از این سخنان واصلاحات اینگونه دفاع نمی کنید؟بنده پاسخ گفتم تا در این کشور اصلاحات سیاسی وفرهنگی پذیرفته واجرایی نشود قطعا در مبارزه با فقر وفساد وتبعیض هم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد وبه همین دلیل ما فکر نمی کنیم که اصلاحات را در این قالب تعریف کردن راهگشاباشد اما ازآن پس این بحث توسط همه اقتدارگرایان پی گرفته شدودر واقع ازاین مسیردرپی موازی سازی نظری برای تعریف اصلاحات با مضمونی کاملا اقتصادی بودند تا ازاین رهگذرامکان جلب نظر شهروندان ونیروهای هوادارشان را بسوی خود فراهم آورندواوج این جریان در انتخابات دور دوم شوراها بود که با شعارهایی کاملا اقتصادی ومادی با سرلوحه آبادگری به میدان آمدند وبا غیبت اکثریت مردم در این انتخابات(که بحث وبررسی دلیلش اش فرصت دگری را می طلبد) برنده شدند وهمین باعث شد که در انتخابات نمایشی وفرمایشی مجلس هفتم هم با همین تابلو ظاهرشوند وایضا در انتخابات ریاست جمهوری نهم که آقای احمدی نژاد با نقد عملکرد اقتصادی همه دولتهای پس از انقلاب وعده ها وشعارهای بسیارداد واز جمله اینکه با بردن نفت به سر سفره های مردم سفره های های آنان را رنگین خواهد ساخت وبه ویژه به داد فقیران ومحرومان خواهد رسیدو...ودیگر هیچ سخنی از ارزشها وتهاجم فرهنگی و...نبود!

بدون اینکه بخواهم وارد بحثهای نظری شوم واینکه عمق نگاه اقتدارگرایان ایرانی به اقتصاد درارتباط با مبانی فکری وعقیدتی شان بررسی کنم؟واینکه آنها در این زمینه دچار نوعی تناقض فکری عمیق هستند،به جرئت می گویم که با توجه به روند طی شده وعملکرد این جناح در سالهای پی از دوم خرداد76 اقتصاد ایران به پاشنه آشیل اقتدارگرایان در درجه اول ونظام جمهوری اسلامی در درجه بعدی تبدیل شده است وبا توجه به جمیع شرایط حاضر قطعا تحریم گسترده وپیشرفته اقتصادی ایران این اقتصاد بیمار را به حال زار ونزار درمی آورد.آنانی که مدعی اند جمهوری اسلامی ایران باید برای دسترسی به فن آوری هسته ای هزینه بپردازند، والبته دامنه وابعاد این هزینه راهم مشخص نمی کنند، حکمی را صادر می کنند که فقط دوران احتضاراقصاد بیمار ایران را تسریع می کند. در این باره کافی است وضعیت اقتصاد ایران را با کشورهای همسایه نفتی یا غیرنفتی مثل ترکیه وپاکستان بسنجیم تا در یابیم اقتصاد ایران به کجا می رود."اقتصاد ایران در تعلیق"سیاستهای دولت نهم وجناح حاکم در آمده وروزبروز بدتر می شود مگر اینکه با معجزه هزاره سوم بتوان نجاتش داد.




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007