« آبادگري در بوته نقد | صفحه اول | تأثير عامل‌هاي رواني بر اقتصاد ايران »

23 آذر 84

سانحه هوايي و سرمايه اجتماعي

اين يادداشت در روزنامه سرمايه 23 آذر به چاپ رسيده است.

دنياي جديد برآمده از انقلاب صنعتي وضعيتي دوگانه و تناقضي را بر زندگي فردي و جمعي انسان‌ها حاكم كرده است. از يك سو پيشرفت‌هاي علمي و فناوري اسباب آسايش و رفاه بشري را فراهم آورده است و از سوي ديگر استفاده از ابزارهاي صنعتي خطر و مرگ را با حيات روزمره انسان هم‌آغوش كرده است. به گونه‌اي كه رخداد <سانحه> در اخبار هر روزه جهان تقريبائ به يك قاعده رايج و پذيرفته شده تبديل شده است, اما رخداد اخير <سانحه هوايي> در ايران بازتاب متفاوت و گسترده‌اي را در ايران و جهان رقم زد چرا كه اين بار صيادان خبر و گزارشگران <سانحه> خود به دام <سانحه هوايي>‌افتادند و تيتر يك اخبار جهان شدند.

كالبد شكافي چرايي اين رخداد به لحاظ فني و مديريتي و واكنش‌هاي گسترده داخلي و خارجي نسبت به اين سانحه در صلاحيت و توان اين نويسنده نيست و بايد اميدوار بود كه مراجع مسؤوي و صلاحيت‌دار در اين باره اداي مسؤوليت كنند و پاسخگو باشند, اما آنچه مرا به قلمي كردن اين مقاي واداشت و اميدوارم مورد توجه اهل نظر به ويژه همكاران مطبوعاتي و رسانه‌اي‌ام قرار گيرد, نوع نگاهي است كه بايد به اينگونه سانحه‌ها داشت و اينكه تكرار آنها چه تاثير مخرب و غيرقابل جبراني را بر ذخيره <سرمايه اجتماعي> جامعه ما و رابطه شهروندان با حكومت و حكومتگران مي‌گذارد!

همان‌گونه كه آمد زندگي بشر امروز هم‌آغوش با خطر و مرگ است اما مهمترين وظيفه دولت تنظيم و اداره امور جامعه به گونه‌اي است كه اين خطر و مرگ را به حداقل برساند, از اين روست كه استانداردسازي و اعماي نظارت بر رعايت آنها جزو وظايف اصلي و ترديد ناپذير دولت‌ها در اداره كشورها به شمار مي‌رود و هر گونه ضعف و سستي و ناكارآمدي در اين‌باره پذيرفتني نيست.

در اين رابطه است كه <اعتماد> بين شهروندان و حكومت تعريف مي‌شود و ملات لازم براي شكل‌دهي <سرمايه اجتماعي> فراهم مي‌آيد و راه رشد و توسعه به روي جامعه و فرد گشوده مي‌شود.

باز كردن بحث <سرمايه اجتماعي> در جامعه ايران فرصت ديگري را مي‌طلبد و متاسفانه بايد گفت كه اين بحث چندان مورد توجه اهل فكر و نظر ما قرار نگرفته و در ايران هنوز در مرحله جنيني به سر مي‌برد, اما بر پايه نتايج از اندك مطالعاتي كه در اين زمينه انجام گرفته است مي‌توان دريافت كه جامعه ايران با مساله‌اي به نام <بحران اعتماد> روياروست, بحراني كه بر ساير جنبه‌هاي زندگي فردي و اجتماعي ما ايرانيان تاثير بسزا و تعيين‌كننده دارد و سايشي مدام و كاهنده را بر <سرمايه اجتماعي> ما تحميل مي‌كند و در گذر زمان بر فاصله ما با قافله رشد و توسعه جهاني مي‌افزايد و...

كافي است به مرور اخبار و اظهارنظرهايي كه پس از رخداد اين <سانحه هوايي> تا امروز, به ويژه از سوي مقامات و نهادهاي رسمي و حكومتي شده, پرداخت تا به عمق مساله <بحران اعتماد> در جامعه امروز ايران نسبت به حكومتگران پي برد و به نظرم اين موضوعي است كه مسؤولان اداره كشور در هر مقام و رده‌اي بايد بدان توجه تام كنند و با بررسي همه جانبه و عبرت‌آموزي از اين سانحه نه تنها راه را بر تكرار حادثه‌اي از اينگونه ببندند بلكه با اعماي استانداردها و مديريت در همه مسا‚ل و موضوعاتي كه با حيات شهروندان ايراني مرتبط است <اعتماد> آنها را در رويارويي با خطرهاي ناشي از زندگي صنعتي فراهم آورند.

در جامعه ايران شكاف تاريخي و جان سخت <دولت - ملت> كمتر جايي براي <اعتماد> دوسويه و شكل‌گيري <سرمايه‌اجتماعي> مناسب گذاشته است, از اين‌رو هر حادثه‌و سانحه‌اي مي‌تواند دستمايه افزايش <بي‌اعتمادي> و دامن زدن بر مساله <بحران اعتماد> و كاهش <سرمايه اجتماعي> شود. نتيجه چنين شرايطي نهايتائ در وضع قوانين گسترده, معضل كردن قراردادها, مراقبت‌هاي وسيع, ايجاد يك بوروكراسي پيچيده جهت نظارت بر حسن اجراي قوانين, كنتري مدام و حتي سركوب ظاهر مي‌شود كه به معناي تحميل هزينه‌هاي سنگين به اقتصاد و زندگي جمعي و فردي شهروندان است, در حالي كه هرگونه حركت مثبت در افزايش سطح بالاتر <اعتماد> در يك جامعه موجب پيدايش اقتصادي كارآتر و معيشتي بهتر براي آحاد شهروندان خواهد شد. برخاستن موجي از واكنش و نگراني و اعتراض نسبت به واقعه اخير از اين‌رو قابل قدردانياست كه بتواند پلي بين اين <سانحه هوايي و سرمايه اجتماعي> در ايران بزند و راه را برروي فكر و انديشه و برنامه‌ريزي و حكمراني خوب و حل گره‌هاي كور اينگونه سانحه‌ها و مسا‚ل مشابه بگشايد, به جد مي‌توان نگران بود كه اين موج نيز همانند موج‌هاي قبلي بخوابد.

وظيفه ملي, صنفي و اخلاقي ما روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه است كه نگذاريم موج برخاسته از مرگ همكارانمان در ساحل امن ناكجاآباد بخوابد. به جاي آنكه در سوگ ياران فرياد زنيم فرياد آنان را براي زندگان تداوم بخشيم.




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007