« وقتی با وکیل چنین می کنند؟! | صفحه اول | تناقض در انديشه و عمل »

5 آذر 84

خدايا آناني را كه بر ما رحم نمي‌آورند بر سر ما مسلط مگردان

ادامه مطلب «وقتي با وكيل چنين مي‌كنند»

... براي توجيه عدم ورود ايشان بعنوان وكيل پسرم به پرونده استناد كرد، آقاي سلطاني متن «قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي» را كه در پي ابلاغ رئيس قوه قضائيه در ابتداي سال 1383 توسط مجلس ششم تبديل به قانون شده بود روي ميز نهاد و موادي از آن را قرائت كرد همچون «ماده 1 – كشف و تعقيب جرائم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تامين و بازداشت موقت مي‌بايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوء استفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشت اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود» و «ماده 3 – محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي عنهم را رعايت كرده و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند.» آقاي سلطاني با استناد به ماده واحده كه صراحت داشت:«از تاريخ تصويب اين قانون، كليه محاكم عمومي، انقلاب و نظامي، دادسراها و ضابطان قوه قضائيه مكلفند در انجام وظائف قانوني خويش موارد ذيل را به دقت رعايت و اجرا كنند. متخلفين به مجازات مندرج در قوانين موضوعه محكوم خواهند شد.» استناد بازپرس ياد شده (و ايضا استناد سخنگوي قوه قضائيه) را فاقد وجاهت قانوني اعلام كرد و متذكر شد كه «قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي» مواد قانوني قبلي مغاير با اين قانون را نسخ كرده است، چرا كه اگر قرار بر ادامه روال و رويه‌هاي قبلي باشد ديگر نيازي به تصويب اين قانون نبود – البته نه آنروز و نه امروز ظاهرا گوش شنوايي در قوه قضائيه براي اين حرفها وجود ندارد. جالب اينكه در مراحل بعدي پيگيري اين ماجرا مقامات دادسرا به وضوع از اينكه آقاي سلطاني وكيل پسرم شده است اظهار نارضايتي مي‌كردند، و لابد امروز او دارد تاوان قبول وكالت بدون مزد افرادي همچون پسر من را مي‌پردازد!

آنچه تاكنون درباره آقاي سلطاني شده است، با توجه به تجربه‌اي كه بنده دارم، حاكي از نامجرم بودن ايشان است و ظاهرا سناريونويسان در مورد ايشان در مانده‌اند كه چه كنند، اما اينها بايد بدانند كه بالاخره روزي ناچار از تغيير رفتار و آزادي ايشان خواهند شد و آنروز، روز تبلي اسرائر خواهد بود. به نفع رئيس قوه قضائيه است كه وارد اين ماجرا شود و آنرا به گونه‌اي خاتمه دهد تا بيشتر از اين آبروي نظام در تضييع و عدم رعايت حقوق بشر نرود.

آيا دست اندركاران اداره كشور فكر نمي‌كنند كه «وقتي با وكيل چنين مي‌شود» تكليف بقيه شهروندان در اين‌باره روشن است. و آيا در اين نظام استفاده از قانون فقط براي حكومت كردن است؟ و آيا ...

آخر كلام و خوشمزه اينكه اخيرا سخنگوي قوه قضائيه و وزارت امور خارجه از محكوميت ايران در مورد نقض حقوق بشر در كميته سوم سازمان ملل متحد برآشفته و در رد آن حرفهاي عجيب و غريبي زده‌اند و از جمله اينكه در ايران حقوق بشر رعايت مي‌شود! اي كاش اتفاقي بيافتد و اين دو،‌ بويژه سخنگوي وزارت امور خارجه را چند روزي به زندان ببرند تا معناي رعايت حقوق بشر را در ايران دريابند. فكر نمي‌كنم كه اگر ذره‌اي ايمان ديني يا عدل و انصاف در فردي وجود داشته باشد بتواند اينگونه سخن بگويند و باز فكر نمي‌كنم كه نان و مقام دنيوي اينقدر ارزش داشته باشد كه آدمي توجيه‌گر مظلمه و نقض حقوق بشر شود. دعا مي‌كنم كه خداوند آخر و عاقبت همه ما را ختم به خير گرداند.

و اين دعا كه: «خدايا آناني را كه بر ما رحم نمي‌آورند بر سر ما مسلط مگردان»




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007