« پاسخ به يك نظر | صفحه اول | خدايا آناني را كه بر ما رحم نمي‌آورند بر سر ما مسلط مگردان »

2 آذر 84

وقتی با وکیل چنین می کنند؟!

امروز (سه شنبه یکم آذرماه) نامه سرگشاده همسرآقای عبدالفتاح سلطانی وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیئت مدیره کانون وکلا، که 115روز از بازداشت موقت (!) او گذشته است، را خطاب به رئیس قوه قضائیه خواندم و از اینهمه ظلم و اجحاف و بی‌قانونی که در این کشور در حق برخی افراد روا دانسته و انجام می شود در ماندم، بر مسلمانی خود گریستم و بر مسلمانی دیگران شک کردم و نمی دانم ما را چه شده است که اینگونه شده ایم!

در دوران قبل از پیروزی انقلاب پای هر منبر و سخنرانی می‌رفتم واعظان و خطیبان این احادیث را یادآور می‌شدند: «ملک با کفر باقی می‌ماند اما با ظلم نه»، «کسی که فریاد فردی را برای فریاد رسی و کمک بشنود و کاری نکند مسلمان نیست»، «کسی که شب را صبح کند و به اصلاح کار مسلمین اهتمام نورزد، مسلمان نیست»، ... گویا این‌ روزها همه این احادیث به باد فراموشی سپرده شده و عالمان وسخنرانانی که اینها را به ما یاد می‌دادند آنقدر درگیر امر حکومتداری و حفظ قدرت و ... هستند که از یاد برده‌اند زیر دستان آنها چه‌ها که نمی‌کنند و چه کارنامه‌ای برای آنها می‌سازند و ...

همسر آقای سلطانی در این نامه چه خواسته است؟ ارجاع پرونده سلطانی به هیاتی بیطرف ثانیا ملاقات حضوری وکلا و خانواده متهم با رئيس قوه قضائیه ! آیا برآوردن این دوخواسته خیلی مشکل است؟

من که خود گرفتار چنین مصیبتی در سال گذشته بودم و به خوبی باواژه «بازداشت موقت» و خلافهایی که در پس این واژه می‌شود آشنایم و از لطف و همراهی آقای سلطانی در آن ماجرا بهره‌مند، هرگز نمی توانم توجیهات غیرحقوقی و کاملا سیاسی اخیر سخنگوی قوه قضائیه و وزیردادگستری دولت احمدی نژاد (که خود نماد و مظهر برهمزنی اصل تفکیک قوا در قانون اساسی ج‌اا شده است) را بپذیرم، توجیهاتی که عین آنرا پس ازبازداشت موقت(!) پسرم حنیف در هنگام مراجعه بنده وآقای سلطانی به دادسرای ناحیه 9 فرودگاه شنیدیم و البته با همین استدلال تا آخر زمان بازداشت شدگان آن پرونده کذایی از ورود وکلا به آن جلوگیری کردند، اما وقتی آنها آزاد شدند و آنچه را بر سرشان آورده بودند گزارش و شکایت کردند، موضوع آنچنان شد که رئیس قوه قضائیه خود وارد رسیدگی به موضوع شدند و آنگاه تازه معلوم شد که عده‌ای جوان را بدون انجام هرگونه جرم وگناهی و تنها برپایه توهمات مالیخولیایی افرادی که قدرت بگیر و ببند و ... را بنام قانون و قضا دارند، بازداشت و در زندانهای مخفی و سلولهای انفرادی گرفتار و با شکنجه‌های روحی و روانی و جسمی مجبور به اعترافاتی کنند که آنان مستند توهماتشان برای محاکمه و کارهای بعدی‌شان قرار دهند، و عجیب اینکه بعد از رسوایی آن ماجرا هیچیک از دست اندرکاران پرونده هم گردی بر دامنشان ننشت و...

یادم نمی رود که وقتی برای پیگیری بازداشت پسرم با آقای سلطانی به دادسرا رفتیم و بازپرس پرونده به تبصره ماده‌ی 128 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 (همان استناد اخیر سخنگوی قوه قضائیه و وزیردادگستری!) ......... ادامه دارد




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007