« بازخواني تجربه انتخابات | صفحه اول | رکود اقتصادی؛ چرا؟ »

16 آبان 84

بازار سرمایه و عدالت اجتماعی

«تولید ثروت» در نظامهای جدید اقتصادی تنها راه برای رشد و توسعه جوامع و رهایی از فقر و عقب ماندگی و دستیابی به رفاه همگانی است. آنچه مرز فارق کشورها در میزان توسعه یافتگی در جهان امروز است به توانایی آنها در سرمایه گذاری و تولید ارتباط می یابد، و کشورها و مردمی که با مشکلات و معضلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند در درجه اول و قبل از هر چیز باید خود را مسئول چنین وضعیتی بدانند و نسبت به آن راه چاره بیابند. بدون شک «بازار سرمایه» یکی از راههای تبدیل «پس انداز» به «سرمایه گذاری» و «تولید ثروت» و در نهایت راهبری جامعه به سوی توسعه، رفاه و «عدالت اجتماعی» است.

همه نظریه پردازان اقتصادی بر این نقطه نظر متفقند که موتور محرکه توسعه، سرمایه گذاری است، و تامین منابع برای سرمایه گذاری بستگی تام و تمام به میران پس انداز جامعه دارد، و اینکه افراد و حکومت چقدر حاضرند از مصرف و رفاه کنونی خود برای دستیابی به رفاه بیشتر در آینده و توسعه پایدار مایه بگذارند. آنچه راه رشد و توسعه جوامع را هموار کرده و به پیش می برد به میزان «انباشت سرمایه ای» که جامعه فراهم کرده، وابسته است. «بازار سرمایه» متشکل از سازمان بورس اوراق بهادار و نظام بانکی و اوراق مشارکت ابزاری مناسب برای تبدیل پس اندازهای کوچک و بزرگ افراد به سرمایه گذاری، تولید ثروت و انباشت سرمایه در کشور است. «بازار سرمایه» امکان حضور فعال و مشارکت همه شهروندان را در فعالیت های اقتصادی فراهم می آورد و همگان بدون هرگونه تبعیض یا امتیاز ویژه ای می توانند از این بازار سهم و بهره خود را ببرند و در بالا بردن سطح تولید و افزایش ظرفیت های اقتصادی کشور مشارکت نمایند.

اگر «بازار سرمایه» به گونه ای گسترش یابد که غالب افراد جامعه بتوانند در آن «سهامدار» باشند، نه تنها چرخه «تولید ثروت» و درآمد نیز بصورتی روان و کارآمد در جامعه شکل می گیرد و سهامداران به سهم مناسب خود از ارزش افزوده و سود حاصله دست خواهند یافت بلکه «بازار سرمایه» می تواند به عنوان حلقه وصل «تولید ثروت» و «توزیع ثروت» در جریان توسعه اقتصادی عمل کند و با جلب مشارکت آحاد شهروندان در خود میدان فعالیت اقتصادی را در گستره ملی دامن زند. تجربه کشورهایی همچون ژاپن در این زمینه می تواند آموزنده و راهگشا باشد.

کشور ایران از مشکلاتی همچون فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی و عدم توسعه یافتگی رنج می برد، و این وضعیت علیرغم بهره مندی از درآمد قابل توجه نفت در سه دهه گذشته است. ریشه یابی اقتصادی این مشکلات را باید در غلبه نگاه «توزیعی» بر «تولیدی» در سالهای گذشته، به ویژه در رابطه با استفاده از درآمد نفت در عرصه اقتصادی ملی دانست. برای تغییر در این نگاه «بازار سرمایه» باید به مرکز ثقل اقتصاد ایران تبدیل شده و همه تمهیدات و مقتضیات لازم نیز در این باره فراهم شود. یقینا اگر چنین بازاری شکل گیرد و همه ایرانیان دریابند که با مشارکت فعال در این بازار هم در «تولید» و هم در «درآمد» سهم خواهند داشت، آنگاه همه به «پس انداز» تشویق خواهند شد. رویکرد «عدالت محور» اگر از «بازار سرمایه» عبور نکند جز دامن زدن به فقر وبیکاری و شکاف طبقاتی ره آوردی نخواهد داشت. تجربه بشری بما می گوید که رابطه «بازار سرمایه و عدالت اجتماعی» رابطه وثیق و پیوسته است، حداقل اینکه «بازار سرمایه» جامعه را ثروتمندتر می کند، و دولت می تواند با اتخاذ سیاست های مکمل به تحقق «عدالت اجتماعی» دامن زند.

نظرات
پاسخ به حضرتعالی درباره ی نقد و جواب نقدتان به جنبش عدالتخواهی در وبلاگ همیستار و سایت عدالتخانه
www.moradian.blogfa.com
www.adlroom.com

ارسال شده توسط: سید درNovember 7, 2005 11:41 PM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007