« روحيه اعتراضي و روحيه انتقادي | صفحه اول | بازار سرمایه و عدالت اجتماعی »

11 آبان 84

بازخواني تجربه انتخابات

در ذيل متن گفت‌وگويم با هفته نامه «نوين» را كه بيشتر در خصوص روند انتخابات رياست جمهوري نهم است، مي‌خوانيد.
با توجه به فضاي مصاحبه مناسب ديدم تا در اينجا نيز آن را نقل كنم.

1-ارزيابي شما از فضاي سياسي كشور و رفتار گروهها و جناح‌هاي مختلف تا قبل از شروع تبليغات رياست جمهوري چيست؟
پاسخ: به نظرم فضاي سياسي كشور بدليل نحوه برگزاري انتخابات مجلس هفتم سرد و راكد بود. رفتار گروهها و جناح‌هاي سياسي نيز به گونه‌اي ريشه در انتخابات مجلس هفتم و پيامدها و نتايج آن داشت. گروههاي محافظه‌كار با اميدواري كامل و اطمينان خاطر اما چراغ خاموش به سمت انتخابات مي‌رفتند، در حاليكه گروههاي اصلاح‌طلب در تحليل شرايط دچار اختلاف بوده و غالبا نيز اطمينان خاطري از شركت فعال در انتخابات نداشتند. به عبارت روشنتر در حاليكه جناح اصلاح‌طلب دچار تفرقه و تشدد و عدم اطمينان خاطر بود جناح محافظه‌كار با اطمينان خاطر كامل براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري عمل مي‌كرد.

2-به نظر شما نام نويسي تعداد زيادي از شهروندان براي رسيدن به كرسي رياست جمهوري معلول كدام بيماري‌هاي ساخت قدرت در ايران است و متقابلا رفتار نهادهاي رسمي در اين زمينه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
پاسخ: معلول بيماري عدم توسعه سياسي و اجتماعي و فرهنگي است. از يكسو در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نظام انتخاباتي و فعاليت احزاب و گروهها پذيرفته شده است، اما از سوي ديگر ساختار سياسي موجود حاضر به پذيرش نظام حزبي و لوازم و مقتضيات آن از جمله انطباق قانون انتخابات با آن نيست. طبيعي است كه در چنين شرايطي هر فردي بدون هرگونه پشتوانه سياسي و اجتماعي مي‌تواند خود را نامزد رياست جمهوري بكند و بخت خود را در اين عرصه بيازمايد! حداقل اينكه در قانون انتخابات مي‌توان شرايط و معيارهايي را قرار داد تا افرادي كه مي‌خواهند نامزد رياست جمهوري شوند از يك پايگاه سياسي و اجتماعي برخوردار باشند و با يك پشتوانه قابل قبول حداقلي وارد عرصه مبارزات انتخاباتي شوند.
رفتار نهادهاي رسمي در اين زمينه منتاقض و سردر گم است. از يكطرف فضاي موجود براي ثبت نام تعداد زيادي نامزد را دليل بر وجود مردمسالاري و تامين حقوق شهروندي در كشور تلقي و تبليغ مي‌كنند، ضمن آنكه از آن مي‌خواهند براي مديريت عرصه انتخابات استفاده كنند، از طرف ديگر نسبت به اين وضعيت اعتراض داشته و آنرا موجب وهن كشور و انتخابات معرفي كنند. در مجموع به نظر مي‌رسد كه عليرغم تجربيات بدست آمده از برگزاري نه دوره انتخابات رياست جمهوري نهادهاي رسمي به يك جمع‌بندي روشن در اين‌باره نرسيده و عزمي براي اصلاح قانون انتخابات رياست جمهوري براي رفع اين نقيصه وجود ندارد.


3- شما چه طبقه‌بندي از گروهها و جريان‌هاي حاضر در مرحله اول انتخابات ارائه مي‌كنيد؟ و تفسيرتان از آرايش جناح‌هاي سياسي در مرحله دوم انتخابات چيست؟ و اساسا تاثير چنين تغييري را در تعداد آراء هر يك از كانديداها در دوره دوم تا چه حدي موثر مي‌دانيد؟
پاسخ: در مرحله اول انتخابات رياست جمهوري دو جريان اصلاح‌طلب و محافظه‌كار (اصولگرايان) در قالب گروهها و اشخاصي كه بگونه‌اي بخشي از اين دو جريان فكري و سياسي را نمايندگي مي‌كردند، در عرصه مبارزات انتخاباتي حاضر شدند. در جريان اصلاح‌طلب سه نامزد (آقايان كروبي، هاشمي و معين) با پشتوانه بخشي از گروه‌هاي اصلاح‌طلب و نامزد چهارم (آقاي مهرعليزاده) با تعلق خاطر به اين جريان اما بصورت مستقل وارد عرصه انتخابات شدند. در جريان محافظه‌كار نيز دو نامزد (آقايان لاريجاني و احمدي‌نژاد) با پشتوانه گروهي و دو نامزد (آقايان قاليباف و رضايي) بصورت مستقل به اين عرصه پا نهادند. در مجموع اين رخداد نوعي تكثر فكري و سياسي در درون جناح‌هاي فعال موجود در كشور را به نمايش گذاشت، ضمن اينكه اختلافات فكري و سياسي درون جبهه‌اي را از عمق به سطح كشيد و به معرض داوري شهروندان نهاد.
در مرحله دوم انتخابات بدليل دو گزينه‌اي بودن انتخاب صف‌بندي‌هاي سياسي با رجعت به دوگانه اصلاح‌طلب – محافظه‌كار شكل گرفت و گروهها و احزاب سياسي فعال حول دو نامزد باقيمانده اعلام موضع كردند، اما به نظر مي‌رسد اين صف بندي و اعلام موضع نقشي تعيين كننده در راي بخشي از شهروندان نداشت ضمن آنكه حمايت سازمانيافته برخي نهادهاي خاص (كه بايد در عرصه سياست و انتخابات بي‌طرف باشند) و نيروهاي غيبي مسير مرحله دوم انتخابات را از يك رقابت سالم و قانوني خارج كرد و وقوع چنين رخدادي نقش اصلي و تعيين كننده را در نتيجه مرحله دوم انتخابات داشت.

4- رفتار انتخاباتي مجموعه جبهه دوم خرداد به ويژه جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين و مجمع روحانيون مبارز را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
پاسخ: به توجه به مجموع شرايط و محيطي كه با آن مواجه بودند رفتار انتخاباتي اين دو گروه را مثبت و قابل قبول مي‌دانم، هر چند اگر بخواهيم با توجه به روند طي شده در انتخابات و نتيجه حاصله و اطلاعات امروزين به ارزيابي اين رفتار بپردازيم به گونه ديگري مي‌توان به ارزيابي و داوري پرداخت.

5- رفتار انتخاباتي اعتداليون (حزب اعتدال و توسعه، كارگزاران سازندگي) را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
پاسخ: به نظرم رفتارشان به لحاظ سياسي و تشكيلاتي مثبت و قابل قبول بود، اما در انتخابت و معرفي نامزد (آقاي هاشمي) دچار اشتباه شدند.

6- استراتژي انتخاباتي راست سنتي در اين انتخابات چه بود؟ و آيا آنان توانستند به اهداف مورد نظرشان برسند؟
پاسخ: استراتژي انتخاباتي راست سنتي دستيابي به پيروزي در اين انتخابات بود، و با توجه به اين هدف روي آقاي لاريجاني سرمايه‌گذاري كردند، اما در مرحله اول شكست خوردند و در مرحله دوم براي بازيابي خود به جبهه اصولگرايان پيوستند و از اين طريق درصدد حفظ سهم خود در عرصه قدرت برآمدند.

7- رفتار انتخاباتي مجموعه اصولگرايان (آبادگران شوراي شهر، آبادگران مجلس و جمعيت ايثارگران) را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
پاسخ: رفتار انتخاباتي مجموعه اصولگرايان از انسجام لازم برخوردار نبود و نوعي سردرگمي و تفرقه را در مواضع و رفتار آنان براحتي مي‌شد مشاهده كرد. به نظرم آنچه در نهايت باعث پيروزي اصولگرايان در انتخابات شد خيلي ارتباطي با فعاليت گروههاي منتسب به اين جبهه نداشت بلكه يك فرماندهي از بالا و هدايت شده بود، و در اين مسير همه محافظه‌كاران ناچار از پيروي شدند.

8- موفقيت فرد و جريان پيروز در انتخابات را نتيجه چه اتفاقاتي مي‌دانيد؟ و در مجموع سلامت انتخابات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
پاسخ: فكر مي‌كنم در پاسخ‌هاي قبلي بدين سئوال هم جواب گفتم. موفقيت فرد و جريان پيروز در انتخابات بواسطه دخالت و حمايت برخي نهادهاي خاص مقدور شده است و نه در سايه يك رقابت عادلانه، سالم و قانوني. در مجموع سلامت انتخابات را ضعيف و خدشه‌دار مي‌بينم، و به ويژه مداخله سازمان يافته از سوي برخي نهادهاي حكومتي و اجماعي را از يك نامزد در انتخابات بسود نظام و كشور نمي‌دانم.

9- مهمترين پديده‌هاي انتخابات نهم از ديدگاه شما چه بود و تحليل شما از اين پديده‌ها چيست؟
پاسخ: مهمترين پديده انتخابات نهم رياست جمهوري از نظر من پيش بيني ناپذير بودن نتیجه انتخابات بود. هرچند به لحاظ تحليلي وقوع اين پديده مي‌تواند وجهي از مردمسالاري را در كشور ما به نمايش گذارد اما از سوي ديگر حاكي از نوعي عقب ماندگي و عدم ثبات سياسي و اجتماعي است كه در رفتار غيرقابل پيش‌بيني شهروندان ظاهر مي‌شود. در عرصه عمل نيز معلوم شد كه حتي رفتار غيرقابل پيش‌بيني شهروندان نقش آنچناني در رخداد اين پديده نداشت بلكه اراده‌ي ديگر در كار اين رخداد نقش اصلي را داشت.

10- آيا نتايج بدست آمده براي شما قابل پيش بيني بود، چرا؟ و اينكه آيا اگر بار ديگر به اسفند هشتاد و سه بازگرديم شما همان رفتار و ديدگاه را خواهيد داشت؟
پاسخ: نتايج بدست آمده به هيچوجه براي بنده قابل پيش بيني نبود، چرا كه احاطه به كل اطلاعات و متغيرهاي تاثيرگذار و تعيين كننده در انتخابات را نداشتم و بويژه از آنچه در پس پرده قدرت و حكومت مي‌گذشت. قطعا اگر با اطلاعات امروز به اسفند هشتاد و سه باز گرديم همان رفتار و ديدگاه را نخواهم داشت و از شركت در انتخاباتي كه سلامتش مخدوش و ضعيف است خودداري خواهم كرد، اما اگر با همان ذهنيت اسفند هشتاد و سه در اين موقعيت قرار گيرم باز همان رفتار و ديدگاه را خواهم داشت. ظاهرا بزرگترين مشكل آدمي (و همينطور احزاب و گروهها) همين يك فقره است! و همه ماها ناچاريم با اطلاعات موجود (هرچند ناقص و اندك) تحليل كنيم و تصميم بگيريم. گذشت روزگار درستي يا نادرستي تحليل و عمل ما را به نمايش مي‌گذارد، و مهم اين است كه ما از گذر تاريخ در هر مرحله عبرت بگيريم، و بنده از اين انتخابات عبرتها آموختم!




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007