« تفكيك يا تداخل قوا؟ | صفحه اول | بازخواني تجربه انتخابات »

7 آبان 84

روحيه اعتراضي و روحيه انتقادي

در تحليل رفتار سياسي و اجتماعي مردم ايران از منظرهاي مختلفي مي‌توان سخن گفت و البته نوع رفتاري كه ايرانيان در برابر حوادث و رويدادها از خود نشان مي‌دهند ناشي از شرايط محيطي و تاريخي است. يكي از وجوه برجسته‌اي را كه مي‌توان در شيوه رفتاري غالب ايرانيان مشاهده كرد غلبه «روحيه اعتراضي» بر «روحيه انتقادي» است. همين امر باعث رخدادهاي شورشي و انقلابي در برخي مقاطع و سكون و سكوت در برخي مقاطع ديگر مي‌شود به گونه‌اي كه در تاريخ معاصر ايران به خوبي مي‌توان تكرار چرخه‌اي از آزادي و استبداد را ترسيم كرد.

«روحيه اعتراضي» مبتني بر نق‌زدن و نفي وضع موجود بدون ارائه هرگونه جايگزين ديگري است. اين روحيه را براحتي و هر روزه مي‌توان در كوچه و بازار و ... مشاهده كرد. كافي است در يك مكان عمومي مثل اتوبوس، تاكسي، صف شير، ... سر بحث را باز كنيد بلافاصله ديگران وارد بحث مي‌شوند و نسبت به هر چيز و هركس با شيوه اعتراضي اظهار نظر مي‌كنند. تقريبا هيچ موضوعي را سالم نمي‌گذارند اما با به مقصد رسيدن اتوبوس يا تاكسي و تمام شدن صف شير و ... بحث هم تمام مي‌شود و معترضين به سركار خود مي‌روند و هيچ فائده‌اي هم مترتب بر بحث‌هايشان نمي‌شود و اوضاع همچون گذشته جريان مي‌يابد در حاليكه غالب مردم معترضند و ...

«روحيه انتقادي» مبتني بر نقد وضع موجود و برشماري نقاط ضعف و قوت هر موضوع ودر نهايت بدنبال جايگزين بهتر و دستيابي به وضع مطلوب است. متاسفانه غيبت اين روحيه را در غالب ما ايرانيان، حتي تحصيلكرده‌ها، دولتمردها، سياست‌ورزان، روشنفكران و ... مي‌توان مشاهده كرد. طبيعي است كه نبود اين روحيه هيچگونه چشم‌انداز روشني را براي توسعه و پيشرفت در جامعه باقي نمي‌گذارد.

حالا اگر ماتريس اين دو روحيه را در رابطه با دو «روحيه فردي» و «جمعي» ما ايرانيان ترسيم كنيم به چهار نحوه رفتار مي‌رسيم:

1)روحيه اعتراضي + روحيه فردي = رفتار اعتراضي بدون هرگونه تاثير اجتماعي سياسي

2)روحيه اعتراضي + روحيه جمعي = رفتار اعتراضي جمعي در قالب شورش و انقلاب و قيام

3)روحيه انتقادي + روحيه فردي = رفتار انتقادي فردي با تاثير اندك اجتماعي و سياسي (روشنفكرانه)

4)روحيه انتقادي + روحيه جمعي = رفتار انتقادي جمعي تاثيرگذار در قالب احزاب و گروهها و نهادهاي مدني


براحتي مي‌توان دريافت نحوه رفتار چهارم در جامعه ما پديده بسيار كمياب و نادری است و دليل ديرپايي و جان سختي استبداد و اقتدارگرايي در ايران نيز ريشه در همين واقعيت دارد. هرچند در سالهاي اخير نحوه رفتار دوم در شكل انتخابات راه بروز خود را يافته است (رخداد دوم خرداد 76 يا به گونه‌اي انتخابات اخير رياست جمهوري) اما غلبه نحوه رفتار يكم بهمراه نحوه رفتار سوم همچنان در جامعه ما جاري و ساري است و بدنبال بروز در قالب نحوه رفتار دوم مي‌گردد. آنچه مي‌تواند راهگشاي ايران بسوي آينده بهتر باشد روي آوري به نحوه رفتار چهارم است و اين موضوع به ويژه بايد از سوي حاكميت درك و فهم شود، و البته همزمان از سوي فعالان سياسي و مصلحان اجتماعي و روشنفكران.

در شرايط كنوني ايران و جهان تنها در سايه روحيه انتقادي و سازنده وكار جمعي مي‌توان امورات كشور را به پيش برد. احزاب، تشكل‌هاي صنفي و حرفه‌اي و نهادهاي مدني نقش اصلي را در هر گونه تحول اصلاحي و مسالمت آميز بعهده دارند و تنها اين نهادها مي‌توانند انرژي‌هاي نهفته اعتراضي در بطن جامعه ايران را مهار، تجميع و به سامان كنند. سكوت و سكون جامعه و حاكميت يكپارچه فعلی اقتدارگرايان علامت خوبي نمي‌دهد، اما اين تحليل بما مي‌گويد كه براي پرهيزاز تكرار چرخه باطل تاريخي در ايران بايد اسباب گذار مناسب از شرايط موجود را تمهيد و تدارك ديد.




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007