« عذرخواهي | صفحه اول | آپارتايد علمي؟ »

20 مهر 84

دروغ شاخدار در پرونده هسته‌اي !

آقاي لاريجاني دبير جديد شوراي عالي امنيت ملي كه براي حل پرونده هسته‌اي ايران خيلي عجله دارند و با اقدامات مشعشع خودشان در اول كار موجبات صدور قطعنامه اخير شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي عليه ايران را فراهم آوردند و هنوز هم فكر مي‌كنند كه با رجز خواني مي‌توانند امورات اين پرونده را به پيش ببرند، براي توجيه اقدامات اخيرشان ناچار از گفتن يك «دروغ شاخدار» شده‌اند!

ايشان در بيستمين محفل امن اعضاي اضطراري پزشكي و پيراپزشكي دوران دفاع مقدس گفته‌اند: «مذاكره ايران تنها درباره اصل موضوع، يعني داشتن چرخه سوخت كامل هسته‌اي خواهد بود» و در عين حال هشدار داده: «نبايد آدرس غلط به دشمن بدهيم. اين آدرس‌هاي غلط موجب مي‌شود كه آنها حس كنند روزنه‌هايي براي چانه زني در ايران وجود دارد» و براي روشن‌تر شدن مصداق موضوع گفته‌اند: «در زماني كه مذاكرات با اروپايي‌ها را در شرايط سختي داشتيم، يك دفعه طرح سه فوريتي مجلس ششم مطرح مي‌شود براي پذيرش پروتكل الحاقي.» (به نقل از روزنامه شرق 16/7/84 صفحه 2)

من نماينده مجلس ششم بوده‌ام و با صراحت و قاطعيت مي‌گويم هرگز چنين طرحي در مجلس ششم وجود نداشته است. اين دروغ ساخته و بافته همفكران آقاي لاريجاني است و ظاهرا آن قدر گفته و تكرار كرده‌اند كه امثال ايشان هم باورشان شده است! تمام اسناد و مدارك مجلس ششم امروز در اختيار دوستان آقاي لاريجاني است اگر راست مي‌گويند مفاد اين طرح را براي عموم اعلام نمايند تا امثال بنده رسوا شوند! هر چند دولت خاتمي و مجلس ششم هيچ نقشي در بوجود آمدن اين پرونده نداشتند و آنچنانكه همه مي‌دانند اين پرونده بر آنها تحميل شد اما امروز بيش از آن دوران مي‌توان از عملكرد دولت خاتمي و مجلس ششم در رابطه با پرونده هسته‌اي دفاع كرد. حداقل اينكه عليرغم هيچكاره بودن اين دو نهاد در اين ماجرا فضاي داخلي و خارجي را بگونه‌اي سامان دادند كه ايران بتواند از دام اين پرونده به گونه‌اي عقلاني و كم هزينه رهايي يافته و مدت دو سال زمان بخرد و بر پايه اعتماد سازي با دنيا حركت كند. قطعا راه نجات ايران در اين پرونده از همين مسير مي‌گذرد و لا غير.

البته آقاي لاريجاني حق دارند با اين وضعيتي كه بوجود آورده‌اند و براي جبران ناكامي توپ را در زمين ديگران شوت و ديگران را متهم به «آدرس غلط دادن» بكنند. تصور ايشان و همفكرانشان از دنيا به گونه‌اي است كه خيال مي‌كنند ديگران مسائل داخلي ما را نمي‌دانند. اتفاقا آنها بهتر از ايشان مسائل داخلي ما را مي‌دانند و اين آقاي لاريجاني هستند كه به همه مسائل و جوانب و ابعاد موضوعي كه مسئوليت حل و فصل آن را پذيرفته‌اند اشراف و آگاهي ندارند چرا كه گرفتاري‌هاي آقاي لاريجاني در گذشته آنچنان بوده است كه از پيگيري ريز مسائل مربوط به اين موضوع در مجلس و دولت غافل بوده و حتي نمي‌دانند كه يك چنين طرحي هرگز در مجلس ششم مطرح نبوده است!

حال اگر بقيه تحليل‌ها و گفته‌هاي ايشان نيز بر پايه چنين داده‌هاي نادرستي استوار باشد بايد از عواقب تصميم‌ها و اقدامات ايشان در پرونده هسته‌اي به خدا پناه برد. بعيد نيست با اين فرماني كه ايشان و حاميانش مي‌راند و با قاطعيت و سرعت به دنبال چرخه سوخت هسته‌اي هستند خيلي زودتر از آنچه پيش بيني مي‌شود پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت ارجاع شود و تحريم اقتصادي و جنگ و ... هم امثال ايشان را از خطاي در تحليل و تصميم‌گيري باز ندارد.

نظرات
من دوباره آمدم:
دیدم شاید گفته‌ام مبهم بود، توضیح دیگری بدهم: آیا مگر من و شما و اصلاحطلبان، دودلی در مورد آن استدلال ساده داریم که حق ماست که چرخه سوخت داشته باشیم؟! دور است که حتی مخالفین حاد جمهوری اسلامی در این موضوع در دل خود (و نه به ظاهر در نوشته‌هایشان) تردیدی داشته باشند، تا چه برسد به ما منتقدین ساده‌ی روالهای این نظام. مخالفین یا سفسطه میکنند و یا این موضوع واضح را در اندیشه خود میکشند.
خوب حالا ما چه پاسخی به این استدلال ساده داریم؟ جمهوری اسلامی قانونا حق داشتن چرخه را دارد. پس واضح است که باید در رسیدن به آن تلاش کند و هر چه سریعتر احقاق حق کند؟

ظاهرا کار نظام و حتی کار افراطی‌ترین لایه‌های محافظه‌کاران غلط نیست. ولی در پیام پیشین گفتم که اشکال کار در کجاست. این موضوع را دست‌کم باید برای محافظه‌کاران صادق روشن کرد. با از دست دادن این پایه استدلالی قوی، زیر پای قدرت‌مداران و دروغ‌گویان این جناح هم خالی میشود و امید است که صادقین، آنها را هم آدم کنند. منظورم این است که منطقا موضوع را برای آنها روشن کنید تا بهانه‌ای از این لحاظ برای آنها نباشد.

از نگر بنده شما بهتر است یک تعارف دیگر را هم کنار بگذارید. ایران حتی حق داشتن بمب اتمی را هم دارد و شما خوب میدانید که با توجه به شرایطی که گفتم جهان دارد، ما باید به آن برسیم. محافظه‌کاران در این مورد هم شوخی‌های بامزه میکنند که بمب اتمی با اعتقادات ما نمیخواند :-) (البته همه میدانیم که چه خبر است) ولی مسئله حساب سود و زیان در این شرایط موجود دنیا و این شرایط ماست. روزی باید به بمب اتمی برسیم ولی آرام آرام. حکومتی که پایداری آن به تار عنکبوت بند نباشد، و هر روز لازم نداشته باشد که با تظاهراتهای خیلی خیلی خیلی باشکوه خود را ثایت کند و بر عکس به قدرت واقعی مردم (دموکراسی و نهادهای اعمال قدرت واقعی مردم یعنی مجلس خودنساخته و نهادهای مدنی و احزاب) تکیه کند، نیازی ندارد که زود به بمب برسد تا تار عنکبوت را با فولاد مصنوعی و ضعیف جایگزین سازد. بلکه زمان به اندازه کافی دارد و طی سالها میتواند حتی به بمب اتمی هم دست یابد. جمهوری اسلامی مثل کسی است که در اقیانوس خود را به تخت پاره‌ای بند کرده و هر روز دست و پا میزند تا به تخته‌پاره‌ی بزرگتری برسد. (روشهای کوتاه مدت، یعنی امروز را طی کنیم، ببینیم تا بعد چه میشود.) احتمالا برای آنها بمب اتمی حکم یکی از همان تخت‌پاره‌های بزرگ است. کسی به ایشان بگوید که خود را به ساحل و جای پایدار برسانید و سپس راحتر از پیش بدنبال هر چه میخواهید بروید.

ارسال شده توسط: حسن درOctober 16, 2005 06:12 AM

بنده احتمال فراوان میدهم که این موضوع هسته‌ای هم مثل قضیه گرونگانگیری و جنگ تمام شود. یعنی زیاده‌گویی و زیاده‌خواهی (با توجه به آنچه با وضع کنونی جهان میتوان انجام داد) و آخر کار عقب‌نشینی و فریادهای دروغین داخلی که «نگفتیم! دیدید ما کاملا به پیروزی رسیدیم» یادم نمیرود تیتر بزرگ کیهان را پس از خاتمه قضیه گروگانگیری به مضمون «پیروزی بزرگ» ! :-)

آقای مزروعی، شما و بقیه اصلاحطلبان اگر تعارف را کنار بگذارید و به اصل موضوع بپردازید شاید موضوع تا حدی حل شود. اصل موضوع را در زیر بیان میکنم و تا جایی که عقل من اجازه میدهد درست است تا بقیه چه بگویند. در زیر قدرت‌مداران و سواستفاده کنندگان جناح محافظه‌کار را منظور ندارم:

۱-بیان اساسی و کلی طیف محافظه‌کار درست است. یعنی ما طبق مفررات بین‌المللی میتوانیم چرخه سوخت داشته باشیم.

۲-ولی چیزی که آنها نمیفهمند دو چیز است:
الف) دنیا بر منوال حق نمیچرخد، ولی ایشان به زور میخواهند حق را به آن تزریق کنند. به ایشان بگویید که حضرت عباسی مگر کارهای ما در ایران به حق میگذرد که آنها انتظار دارند، دنیا و آمریکا همیشه حق را به حق دار بدهند؟ همانطور که سیاست در ایران بر مبنای بازیها، مصلحت‌ها، ریش‌سفیدیها، بده‌بستانها، تقلب و پول و پارتی و پررویی و نه بر مبنای حق است، کار دنیا و آمریکا در رابطه با جهان هم تا حدی همینطور است. ما در این جهان زندگی میکنیم و باید واقع‌بین باشیم. نمیتوان گفت «دو دو تا چهار تا، پس میبینی که حق من است که چرخه سوخت داشته باشم».

ب)دنیا به دلایل واضح به ما بی اعتماد است. اگر بی اعتمادی وجود نداشت علیرغم بند الف شاید ما میتوانستیم کار خود را بکنیم ولی با این شرایط دور از دسترس است.

برای باورمندان متعصب این مثال را میآورم تا موضوع روشن شود:
اگر شما در محله‌ای فرضی باشید که یک لات پرزور و بی‌سروپا و نوچه‌هایش همه محله را و حتی کلانتری آنرا بر سر انگشت خود میچرخوانند، چه کار میکنید؟ آیا بی‌درنگ به میدان محله میروید و حق خود را طلب میکنید که منطقا هم درست است؟ خوب، جناب لات بلافاصله نوچه‌هایش را خواهد فرستاد تا شما را کتک بزند. این کاری است که جمهوری اسلامی در خوشبینانه‌ترین حالت میکند. و جهان در بدبینانه‌ترین حالت مثل آن محله است.
حال بچه ضعیف دیگری را در نظر آورید که مثل آدم شرایط را میسنجد و در خانه خود مینشیند و بدون هاوهوی‌های حق‌طلبانه و مرگ بر این و آن، نقشه میکشد تا پدر باند تبهکار را در آورد و به حق خود در دراز مدت برسد. این کاری است که کشورهایی مثل ژاپن، چین و هند میکنند، به اصطلاح با پنبه سر میبرند و منافع ملی خود را با درایت حاصل میکنند. با عرض پوزش کار جمهوری اسلامی مثل کار بچه‌پرروهاست (از دید دنیا) هی کتک میخوریم و باز فردا به میدان محله میرویم و میگوییم «مرگ بر آمریکا» لات محله باز غلط خودش را میکند و ما را عقب نگه میدارد و ما باز فردا همان کار را ادامه میدهیم. روزی شاید برسد که لات محله با حمایت کلانتری نقشه قتل ما را بکشد و ما بامداد روز پسین را نبینیم.

آقای مزروعی گرچه پته اینها برای ما رو شده است ولی ایشان از یک پایه استدلالی ساده، روشن و منطقی بهره میرند: مقررات بین‌المللی به ما بهمان حق را میدهد --> ما باید آن حق را بگیریم.
شما نمیتوانید با ابهام به جنگ این استدلال قوی بروید. سرچشمه کارهای این جناح، در این مورد، همین است. همین است که طرفداران آنها را بدنبالشان میکشد. تعارفات را کنار بگذارید و موضوع را برای آنها روشن کنید. یعنی حرف حق آنها را بپذیرید و برایشان روشن سازید که با این اوضاع در دنیا و این اوضاع ما (که در ناحق بودن روشها دست کمی از دنیا ندارد) نمیتوان با شیوه آشکار و منطقی حرف از حق و رسیدن با آن زد.

به ایشان حالی کنید که رمز موفقیت و تحمیل خواسته‌هایمان به جهان قدرت اقتصادی و علمی است. با پول مفت نفت و وابستگی شدیدی که به اروپا و آمریکا و سایر کشورها داریم نمیتوان کار را پیش برد. این برگهایی که داریم در ابعاد کلی بی ارزش است. به قدرت اقتصادی، دموکراسی و رضایت مردم و توان علمی برسیم و سپس برگهای خود را برای جهان رو کنیم. با هاوهوی و عربده کشی نمیتوان کار را جلو برد.

چیزی بود که من از موضوع فهمیده‌ام که شاید غلط باشد، که علت آن شاید ضعف تحلیلی من یا خبر نداشتن من از جریانات پشت‌پرده است.

ارسال شده توسط: حسن درOctober 14, 2005 03:48 AM

آقاي مزروعي موارد ديگري از آپارتايد نيز بود كه مي‌توانستيد به آن اشاره كنيد كه در اين كشور آقايان دست به اعمال آن مي‌زنند از جمله آن گذاشتن انواع سهميه براي كساني كه به نوعي وابسته به آنها هستند مانند سهميه بسيجي‌ها در كنكور

ارسال شده توسط: مصطفي درOctober 13, 2005 10:46 AM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007