« وضعيت نامطلوب مطبوعات و روزنامه‌نگاري در ايران | صفحه اول | حق آزادي موافق يا مخالف در مسئله هسته‌اي؟ »

4 شهریور 84

از نهضت آزادي تا مجاهدين

جلد اول خاطرات «لطف‌الله ميثمي» با عنوان فوق را اخيرا" مورد مطالعه قرار دادم. از سالهاي نوجواني جريانهاي فكري و سياسي را دنبال مي‌كردم و از سال 1354 كه وارد دانشگاه اصفهان شدم درگير و پيگير مبارزات عليه رژيم پهلوي بودم، كم و بيش به وضعيت گروههاي مبارز آن دوران و تحولات فكري و تشكيلاتي دروني آنها حساس و علاقمند بودم، و تا امروز و عليرغم همه تحولاتي كه در ايران وجهان رخ داده است اين حساسيت و علاقه را از دست نداده‌ام و هر كتاب و نوشته‌اي را در اين باره جستجو كرده و از آن نمي‌گذرم.

طبعا خاطرات افرادي كه خود مستقيما درگير اين موضوع بوده و روند تحولات را از نزديك شاهد بوده‌اند به عنوان يكي از منابع تحليل مي‌تواند پاسخگوي سئوالات ذهني ما درباره حوادث آن دوران باشد، ضمن آنكه هر چه ما بتوانيم داده‌هاي خود را نسبت به گذشته افزايش و دقيق‌تر كنيم در تحليل و فهم مسائل امروز جامعه بهتر مي‌توانيم نظر دهيم و عمل كنيم.

با خواندن اين خاطرات بخوبي در مي‌يابيم كه جريان فكر ديني سياسي و مبارزاتي پس از كودتاي 28 مرداد 1332 به تدريج در «نهضت آزادي» و «سازمان مجاهدين خلق ايران» تجميع مي‌گردد و بهترين نيروهاي مسلمان تحصيلكرده براي ساقط كردن رژيم پهلوي و براندازي استعمار و استبداد بپا مي‌خيزند. پايه‌گذاران سازمان مجاهدين نخبه‌ترين جوانان دانشگاهي و پرشورترين مسلمانان آن دوران‌اند و در عدالت خواهي و آرمانگرايي‌شان كوچكترين ترديدي نمي‌توان كرد.


به نظرم «لطف‌الله ميثمي» خود شاخصي زنده از آنان است كه عليرغم همه تحولات و سختي‌ها و نابينا شدن هنوز آرمانگرايانه و عدالتخواهانه گام بر مي‌دارد و گذر ايام گردي بر ايمان او ننشانده است و تلاش مي‌كند راه ياران شهيدش را ادامه دهد و ...

با همه اين احوال بايد اعتراف كرد كه جريان نهضت و مجاهدين در برخورد با رژيم پهلوي و پيگيري اهدافشان هم به لحاظ درون تشكيلاتي و هم بيروني موفق نبودند، هرچند به پيشبرد نهضت اسلامي و فراگير شدن آن به رهبري امام خميني كمك فراوان كردند و از اين منظر بايد قدردان زحمات و تلاشهاي آنان در آن روزگار سخت بود.

بحث و بررسي اين مدعا البته از حوصله اين مقال خارج است اما در يك جمع بندي مي‌توانم بگويم اين جريان فكري و سياسي، همچون غالب ما در آن دوران، در جريان عمل اجتماعي و سياسي و با همه تواني كه در تدوين مباحث نظري به خرج دادند، در نهايت مي‌دانستند كه «چه را نمي‌خواهند»، اما در عرضه «آنچه مي‌خواهند» در ماندند، و علت عدم موفقيت آنها را بايد در اين دانست.
خواندن اين كتاب آموزه‌هاي فراوان بهمراه دارد، و به ويژه براي جواناني كه علاقمند به مباحث و كار سياسي در اين دورانند. شناخت افراد و گروهها، فراز و فرودهاي سياسي و اجتماعي، عكس‌العمل مردم نسبت به روند حوادث، ... در لابلاي اين خاطرات به خواننده كمك مي‌كند تا نگاه واقعي‌تري در برخورد و تحليل وقايع امروز پيدا كند و اينرا دريابد كه در گرداب حوادث بايد گذر كرد و ... بطور مثال اين نقل قول از مهندس بازرگان را در هنگام تاسيس نهضت آزادي در سال 40 ملاحظه كنيد:« اسم حزب را روي خودمان نگذاشتيم، چون در بين مردم سابقه خوبي ندارد. مردم ايران حالت فردگرايي دارند. مثلا در روستا هر كسي هر چه دارد، از خودش دارد. شير و ماست و گندم و نان و مايحتاجش را خودش توليد مي‌كند. روحيه اجتماعي وجود ندارد. احزاب، عملكرد خوبي نداشته‌اند. مردم از حزب، گريزان هستند و از واژه حزب، وحشت دارند، به همين دليل، اسم آن را نهضت گذاشتيم.» خاطره‌گو مي‌گويد:« ما با مهندس بازرگان، هميشه بر سر اين تحليل كه روحيه مردم جمعي نيست، اختلاف داشتيم.» اما براستي آيا پس از گذشت 44 سال از گفته بازرگان و تجربه‌هاي انجام شده، مدعاي او مقرون به صحت نيست؟ و آيا مشكل جامعه ما همين عدم روحيه كار جمعي و حزبي نيست؟ و آيا ...

نظرات
سلام جناب مزروعی . خوب شد فرصتی پیدا کرده اید کتاب بخوانید . چند سالی است که این کتاب منتشر شده . جلد دومی هم دارد . آیا فرصت کرده اید پیش از به دست گرفتن قدرت و رها کردن آن به قیمت سرخوردگی بسیاری یک بار هم که شده نزد مهندس میثمی بروید ؟ میثمی حتی بیش از شما قدر مرجع شما را می داند . خیلی کارها مانده که انجام دهید که نوبتی به نقد کتاب نمی رسد . سلامت باشید .

مزروعی :هر چند منظور شما را از اینگونه نوشتن و کنایه زدن که این روزها به ادبیات رایج نسبت به امثال بنده رایج شده است در نیافتم با این حال از لطف شما متشکرم و البته با داشتن دوستانی همچون شما ما دیگر نیازی به دشمن نداریم. اگر این را قبول ندارید می توانید با رجوع به آقای میثمی نظر ایشان را بپرسید ضمن اینکه کنار گود نشستن و ناشناس سخن گفتن خیلی راحت و آسان است وهیچ مسئولیتی رامتوجه شمانمی کند.

ارسال شده توسط: mohamad .n .ker درOctober 10, 2005 02:26 AM

salam va dorode khoda bar shahedan omevaram ke hamsha sae konen az mamlekate iran be nahve dorost defa konen chon on kasane ke bekhatere shoma bare safar bastam na ahle hazbe bodand na jenahe pas be pase khone an shahedan az mamlekatetno be nahve ahsan va laeaghe pasdare konen be omede irane azad va abad

ارسال شده توسط: mohamad .n .ker درOctober 10, 2005 02:24 AM

كتاب پرواز بر خليج فارس نجات حسيني را هم بخون شورشيان ارمانخواه مازيار بهروز وسازمان مجاهدين از درون قاسم يا حسيني وسايت هاي مرتبط با مجاهدين وانتي مجاهدين را سرچ كن

ارسال شده توسط: VAHID درSeptember 3, 2005 06:46 AM

aya az khodetan khateraty darid

ارسال شده توسط: azadeh درAugust 30, 2005 03:46 PM

آقای مزروعی، با سلام،

شاید دوست عزیزی که با کنایه خواسته با شما یادآوری کند که ورود شما به قدرت باعث دوری از کتاب شده بود، این را فراموش کرده باشد که این صفحه شماست و خواندن دیر یک کتاب نقصانی بر کسی نیست که کسی بخواهد با متلک انسان را بدان یادآور شود. یک ایراد هم به خود شما وارد است جناب مزروعی، وقتی کسی خودش را معرفی نکرده و لحن کلامش هم نکته که ندارد هیچ، برخورنده هم هست، شما چرا ترتیب انعکاس آن را داده اید که بخواهید جوابش را بدهید. شاید کسی بنده را به دفاع از شما متهم کند که به والله من هم انتقادات خودم را به عنوان یک ایرانی نسبت به شما و مجلسیان ششم دارم، اما بدور از انصاف است که وقتی شما از کتابی که تازه خوانده اید حرفی زده اید، مساله کاملا متفاوتی را پیش بکشم. برای اینکه من و دوست خواننده فرصتی در سایت شما بیابیم که خود شما ایجاد کنید و به خوانندگان بگویید که به پرسش ها پاسخی خواهید داد تا هرکس انتقادی داشت بیاید مطرح کند و آنجا شما با شفافیت جواب بدهید و با شفافیت بیشتر چاپش کنید.
قربان شما. محمد امین زداه،

ارسال شده توسط: محمد امین زاده درAugust 29, 2005 03:46 AM

سلام جناب مزروعی . خوب شد فرصتی پیدا کرده اید کتاب بخوانید . چند سالی است که این کتاب منتشر شده . جلد دومی هم دارد . آیا فرصت کرده اید پیش از به دست گرفتن قدرت و رها کردن آن به قیمت سرخوردگی بسیاری یک بار هم که شده نزد مهندس میثمی بروید ؟ میثمی حتی بیش از شما قدر مرجع شما را می داند . خیلی کارها مانده که انجام دهید که نوبتی به نقد کتاب نمی رسد . سلامت باشید . مزروعی :هرچند منظور شمارا از اینگونه نوشتن وکنایه زدن که اینروزهابه ادبیات رایج نسبت به امثال بنده رایج شده است درنیافتم بااین حال ازلطف شما متشکرم والبته با داشتن دوستانی همچون شما ما دیگر نیازی به دشمن نداریم.اگر اینرا قبول ندارید می توانید بارجوع به اقای میثمی نظر ایشان را بپرسید ضمن اینکه کنار گود نشستن وناشناس سخن گفتن خیلی راحت واسان است وهیچ مسئولیتی رامتوجه شمانمی کند.

ارسال شده توسط: علی امین درAugust 27, 2005 03:26 AM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007