« تمرين دمكراسي | صفحه اول | وضعيت نامطلوب مطبوعات و روزنامه‌نگاري در ايران »

29 مرداد 84

نقد حاكمان در سيره امام علي(ع)، و مسئله امروز گنجي !

در ديده مردم پارسا، زشت‌ترين خوي واليان اين است كه خواهند مردم آنان را دوستدار بزرگمنشي شمارند و كارهاشان را به حساب كبر و خودخواهي بگذارند، و خوش ندارم كه در خاطر شما بگذرد كه من دوستدار ستودنم، و خواهان ستايش شنودن ...
پس با من چنانكه با جباران و سركشان گويند سخن مگوييد و چونان كه با تيزخويان كنند از من كناره مجوييد ، و با ظاهر آرايي آميزش مداريد و شنيدن سخن حق را بر من سنگين مپنداريد، و نخواهم مرا بزرگ انگاريد،‌ چه آن كس كه شنيدن سخن حق بر او گران افتد و اجراي عدالت بر وي دشوار بود، كار به حق و عدالت كردن بر او دشواتر است. پس، از گفتن حق، يا راي زدن در عدالت باز مايستيد، كه من نه برتر از آنم كه خطا كنم، و نه در كار خويش از خطا ايمنم، مگر كه خدا مرا در كار نفس كفايت كند كه از من بر آن تواناتر است. (فرازي از خطبه 214 نهج‌البلاغه)

آيا با كلامي بهتر از اين مي‌توان مردم را به «نقد حاكمان» دعوت كرد؟ آنهم در آن روزگاران؟ روشن است كه در آن دوران افراد براحتي مي‌توانستند دسترسي به حاكمان داشته باشند و روياروي با آنان سخن بگويند، اما در روزگار ما اين رسانه‌ها و نهادهاي مدني ‌اند كه به عنوان نهاد واسط و زبان مردم (اقشار مختلف اجتماعي) با حاكمان ارتباط برقرار كرده و سخن مي‌گويند. حال سئوال اين است كه نظام جمهوري اسلامي ايران و مسئولان آن كه خود را پيرو و رهرو سيره امام علي(ع) مي‌دانند چقدر به «نقد حاكمان» از سوي شهروندان باور دارند؟ و دايره اين نقد تا كجاست؟ و آيا رهبري همچون امام علي با همين عبارات از شهروندان دعوت مي‌كند با او رايزني كرده و سخن بگويند؟ و آيا ...

متاسفانه آنچه در سالهاي اخير ديده‌ايم خلاف اين سيره بوده است. تعطيلي مطبوعات، به بند كشيدن روزنامه‌نگاران، انحصاري كردن صداوسيما، ... و در نهايت تمام منافذ و مجاري را به روي منتقدان و مخالفان بستن. به نظرم اهميت نحوه برخورد با اكبر گنجي در همين جاست. گنجي به نماد آزمون فيصله بخش نظام در تحمل پذيرش مخالفان و منتقدان تبديل شده است.


مخالفان و منتقداني كه به جز حرف و كلام و انديشه و تمسك به روشهاي مسالمت آميز و مدني سرمايه‌اي ندارند و با بكار بردن هرگونه زور و خشونت و اسلحه و ... در عرصه سياست مخالفند. اگر امام علي عليرغم عمر كوتاه حكومتش در تاريخ جاودان مانده و «صداي عدالت انساني»اش در همه عصرها و نسل‌ها گشته، جز اين نبوده كه «با دوستان مروت و با دشمنان مدارا» داشته است و يقينا" سيره او در برخورد با مخالفان و منتقدانش رهگشاي هر مسلماني در زندگي فردي و اجتماعي است كه در فرصتهاي ديگر به آن خواهم پرداخت.

بد نيست در اينجا خاطره‌اي را بگويم. در مجلس ششم روزي با يكي از اصحاب سر در مورد عملكرد قوه قضائيه و مواضع برخي مقامات در مورد بگير و ببندها و ... ظلم‌هايي كه در حق برخي افراد و گروهها روا و اعمال مي‌شود سخن گفتم و از او پرسيدم كه آخر اين اعمال و رفتار چه سنخيتي با سيره امام علي و آموزه‌هاي ديني دارد؟ او در پاسخ گفت ظاهرا" برخي آقايان بر اين نظر و باورند كه كوتاهي عمر حكومت امام علي و شهادتش بواسطه همين سيره و روشش بوده است، و چون اينها نمي‌خواهند عمر حكومتشان كوتاه و شهيد شوند اينگونه عمل مي‌كنند! ديدم در مقابل چنين منطقي هيچ نمي‌توان گفت.

«نقد حاكمان در سيره امام علي (ع)» لازمه حكومتداري ديني بوده است و در لابلاي خطبه‌هاي آن حضرت در نهج‌البلاغه و سيره عملي‌اش براحتي مي‌توان آنرا ديد. واقعا نمي‌دانم در روزگاران ديگر و نسل‌هاي بعدي كه تاريخ امروز ما را مي‌خوانند درباره انطباق عمل مسئولان جمهوري اسلامي با سيره امام علي(ع) چه خواهند گفت، اما بنده اجمالا اين را مي‌فهمم كه آنچه در اين سالها با اهل فكر و انديشه و منتقدان به ويژه اكبر گنجي شده است هيچ انطباقي با سيره امام علي(ع) ندارد.

با کمال تشکر از شما آقای مزروعی،
همین که زحمت کشیدید و به من سر زدید و نظر گذاشتن، بسیار لطف نمودید.
متشکرم.

ارسال شده توسط: آروین ابراهیم‌پور درAugust 22, 2005 06:36 AM

سلام
حال شما خوبه؟
با تبادل لینک موافقین؟

ارسال شده توسط: آروین ابراهیم‌پور درAugust 21, 2005 03:24 AM

شاید عالیترین تبلور اندیشه سیاسی مولا علی را بتوان در نامه 53 نهج البلاغه (نامه به مالک اشتر) دید. خواستم جمله ای از آنرا به عنوان شاهد مثال برچینم که اینجا نقل کنم اما نتوانستم

ارسال شده توسط: علی درAugust 20, 2005 09:21 PM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007