« مسئولان جمهوري اسلامي و اعتقاد به مرگ و آخرت ! | صفحه اول | تمرين دمكراسي »

22 مرداد 84

در جستجوي صبح

اخيرا دو جلد كتاب با عنوان فوق را كه در برگيرنده خاطرات «عبدالرحيم جعفري» بنيانگذار موسسه انتشارات اميركبير است، خواندم. خواندن اين كتاب را به همه اهل نظر و مطالعه، به ويژه جوانان كشور توصيه مي‌كنم. هرچند صاحب كتاب به نوعي در پي دفاع از خود و احقاق حق از دست رفته‌اش مي‌باشد و اميدوارم كه دست‌اندركاران و موثرين امر قضا در كشور هم اين دو جلد كتاب را مطالعه و اقدامي بكنند، اما اين خاطرات بازگو كننده تلاش وافر يك فرد از عمق فقر و ناداري تا راه‌اندازي بزرگترين موسسه انتشاراتي بنام اميركبير مي‌باشد.

براي من فصولي از كتاب كه به شرح خاطرات دوران كودكي، نوجواني و جواني نويسنده اختصاص داشت بسيار جذاب و خاطره انگيز بود چرا كه نوعي هم‌ذات پنداري با او مي‌كردم و خود را همچون او در سپري كردن ايام اين دوره همراه مي‌ديدم و اينكه سرانجام چگونه انسان مي‌تواند از ميان همه مشكلات و سختي‌ها و ... راه خود را بجويد و «كار آفرين» شود و يقينا اينگونه افرادند كه مي توانند در اجتماع تاثير گذار باشند و كشور را به رشد و پيشرفت وا دارند.

در همين جا يادآور مي‌شوم كه هرچه تاريخ معاصر و زندگينامه افراد موثر در روند تحولات قرن اخير كشورمان را مي‌خوانم بيشتر به اين نتيجه مي‌رسم كه در گذر زمان، جامعه ما در حال خالي شدن از اينگونه افراد است. در همين كتاب اطلاعات بسيار جالب و آموزنده‌اي درباره بسياري از نويسندگان، شاعران، مترجمان و چهر‌ه‌هاي برجسته علم و ادب ايران معاصر آمده است كه درسهاي بسياري براي من داشت.

بطور مثال آيا در جامعه كنوني ما مي‌توان شخصيتي همچون دكتر محمد معين را پيدا كرد؟ به نظرم غالب نسل جوان ما آسان خواه شده‌اند و به آساني هم مي‌خواهند به همه چيز برسند و نمي‌دانم در چنين شرايطي به كجا خواهيم رفت. نسل ما و قبل از ما كه اينهمه سختي كشيدند و تلاش كردند به اينجا رسيدند، حال آنها به كجا خواهند رسيد خدا مي‌داند! البته يك تفاوتي هم نسل جديد با گذشته دارند و آن اينكه اگر كسي شدند غالبا راه خارج را در پيش مي‌گيرند و در آنجا ثمر مي‌دهند، و فراموش مي‌كنند كه ريشه در اين آب و خاك دارند و با پول اين مردم كسي شده‌اند!

ما همه مي‌توانيم «در جستجوي صبح» باشيم بشرطي كه الزامات و مقتضيات آنرا بپذيريم. در آويزي با مشكلات و سختي‌ها و موانع و هماوردي با بلايا، كه بعضا نه از سوي دشمن و مخالف بلكه از دوستان و خويشان بسوي آدمي مي‌آيد، راه عبور بسوي آينده و صبح است. زندگي آدمي، و به همينگونه اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنيم، فراز و نشيبهاي بسيار دارد، و آدمي به همان اندازه كه خود را آماده پيروزي مي‌كند و از آن شاد و سرحال مي‌شود، به همان اندازه نيز بايد آماده پذيرش شكست باشد و در مواجهه با آن خود را نبازد و از اين تجربه سكويي براي حركت و تلاش براي پيروزي بعدي بسازد.

به تعبير خداوند «همانا انسان در رنج آفريده شده است». هيچ انساني نيست كه زندگي‌اش خالي از رنج باشد اما اگر بتوان اين مسير رنج را بسوي آرمانهاي اخلاقي و انساني جهت داد آنگاه آدمي از سرمايه وجودي‌اش بنحو احسن استفاده كرده و راه رشد و كمال را خواهد پيمود و به بسياري از هدفهايش در زندگي دست خواهد يافت، اما آدمياني كه رنج مي‌كشند و ره گم كرده‌اند در همين دنيا هم به جايي نخواهند رسيد و هرگز «در جستجوي صبح» بر نخواهند آمد و ...

نظرات
همزاد پنداری

ارسال شده توسط: hj درAugust 29, 2005 08:40 PM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007