« مبارزه با فقر و فساد و تبعيض ! | صفحه اول | سفر عراق و برخورد نيروي نيروي انتظامي با هيات روزنامه‌نگاران »

9 مرداد 84

توزيع درآمد يا توزيع فقر؟

1- امروزه كمتر كشور و دولتى را مى توان در جهان يافت كه دولتمردان حاكمش در پى رفع فقر و محروميت شهروندان و دستيابى به رفاه همگانى نباشند اما در اين ميان فقط تعداد اندكى از كشورها قادر به رفع فقر يا به حداقل رساندن تعداد فقيران خود بوده اند. هنوز چهره خشن فقر و نابرابرى در گوشه و كنار جهان خودنمايى مى كند و بسيارى از كشورها و دولت ها درگير حل اين مسأله اند و به همين دليل برنامه خاصى از سوى سازمان ملل متحد براى مبارزه با فقر در دهه پيش رو تدارك ديده شده است به اميد آنكه در سايه يك عزم جهانى و كمك كشورهاى ثروتمند بتوان به حل و تسكين اين موضوع پرداخت.
۲- در كشور ما ايران نيز نزديك به سه درصد جمعيت (حدود دو ميليون نفر) زير خط فقر مطلق به سر مى برند يعنى از تأمين نيازمندى هاى اساسى زندگى خود عاجزند و نزديك به دو دهك جمعيتى (حدود ۱۴ ميليون نفر) زير خط فقر نسبى به سر مى برند يعنى از داشتن يك زندگى راحت و آبرومند محرومند. اين در حالى است كه جامعه ايرانى به لحاظ توزيع درآمد در شرايط نامطلوبى به سر مى برد و همه مطالعات اقتصادى از نوعى «شكاف طبقاتى» بدخيم خبر مى دهد. برپايه گزارش بانك مركزى ۴۹ درصد درآمد كشور به ۲۰ درصد خانوارها تعلق مى گيرد و ۵۱ درصد باقى مانده به ۸۰ درصد خانوارها! و نسبت درآمدى ده درصد ثروتمندترين به فقيرترين خانوارها نزديك به ۱۷ برابر است و در اين وضعيت سهم دو دهك درآمدى پايين از درآمد ملى حدود ۵درصد است. اندازه ضريب جينى محاسبه شده براى سال ۱۳۸۱ معادل ۰‎/۴۱۹۱ گزارش شده كه حاكى از توزيع نابرابر درآمد در جامعه است.

۳- اگر شاخص هاى نابرابرى توزيع درآمد در ايران را در سال هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى مورد بررسى و مقايسه قرار دهيم درخواهيم يافت كه اين شاخص ها در گذر زمان تغييرات اندكى در جهت بهبود داشته اند و اين در حالى است كه در همه اين سال ها شعار «عدالت اجتماعى» و اجراى آن از سياست هاى اصلى و محورى نظام و دولت هاى حاكم بوده است. بدون آنكه بخواهيم به كالبدشكافى دقيق و علمى اين موضوع بپردازيم بايد پذيرفت كه على رغم اين موضوع و اختصاص هزينه هاى فراوان براى رفع فقر و نابرابرى از بودجه عمومى دولت، ما با ساختارى نهادينه شده از فقر و نابرابرى در جامعه مواجه ايم كه راه حل آن اصلاحى ساختارى در اقتصاد كشور را مى طلبد وگرنه وضعيت گذشته على رغم تحميل هزينه هاى چشمگير و يارانه هاى فراوان به بودجه عمومى تداوم خواهد يافت و باز هم نزديك به ۲۰ درصد خانوارهاى ايرانى با مشكل فقر و محروميت درگير خواهند بود.
۴- برپايه مطالعات و تحقيقات اقتصادى انجام شده پديده فقر را در ايران از دو طريق مى توان مهار كرد و به حداقل رساند: اشتغالزايى و كنترل تورم و تحقق اين دو جز از طريق سرمايه گذارى و توليد و دستيابى به نرخ رشد اقتصادى بالا ممكن نيست. هر راه حل ديگرى كه براى مبارزه با فقر اتخاذ و اجرا شود از قبيل توزيع درآمد نفت بين مردم (فقرا) با اين شعار كه مردم بايد شيرينى افزايش قيمت نفت را سر سفره هاى خود احساس كنند، به جاى «توزيع درآمد» به «توزيع فقر» در جامعه ما دامن خواهد زد و به ويژه كشور را در درازمدت با فقر گسترده و بيشتر مواجه خواهد ساخت.
۵- براى تحقق همزمان نرخ رشد بالاى اقتصادى و عدالت اجتماعى (كاهش نابرابرى توزيع درآمد در جامعه) بايد به گونه اى عمل كرد كه انگيزه كار و توليد و تلاش در آحاد شهروندان محفوظ بماند و وضعيت به حالتى درنيايد كه انگيزه ارتقاى زندگى و بهره ورى در افراد به سستى گرايد. در اين مسير فقط بايد از ساز و كارهاى اقتصادى بهره گرفت از قبيل سياست هاى مالياتى، هدفمند كردن يارانه، بيمه همگانى ... هر گونه دستكارى دولت در تخصيص منابع و توزيع درآمد مستقيم مى تواند عوارض و پيامدهاى بسيار زيانبارى را در عرصه اقتصاد كشور به بار آورد و كارآيى اقتصادى را به حداقل كاهش دهد.
۶- علم اقتصاد و تجربه بشرى به ما مى آموزد كه تحقق «عدالت اجتماعى» و كاهش نابرابرى در حد قابل قبول فقط در سايه «توليد ثروت و درآمد» ممكن است و به نظر مى رسد كه تا وقتى در ايران دولتمردان به اين سؤال جواب ندهند كه مى خواهند «توزيع درآمد» يا «توزيع فقر» كنند، نمى توان به تغيير وضعيت نهادينه شده فقر و نابرابرى در ايران اميد داشت.

نظرات
با سلام حقیقتش من ارتباط مطالب آقای کیارش را با مطلب نوشته شده توسط آقای مزروعی را متوجه نشدم.اما این آقایان مدعی طرفدار گنجی تا به حال برای آزادی وی چه کاری انجام داده اند.برای یک تجمع جهت حمایت از گنجی 350 نفر نامه مینویسند اما تعداد افراد برای تجمع به 200 نفر هم نمیرسد. صریح تر میگویم این آقایان برای پیشبرد نظرات خود جز حرف زدن تا به حال چه کاری انجام داده اند.این افراد آنقدر مغرور و خودخواه هستند که حتی نمیتوانند یک جمع 10 نفره تشکیل دهند و اگر هم تشکیل دهند به یک هفته نمیرسد که یک عده از آنها انشعاب میکنند.به اعتقاد من خاتمی و اصلاح طلبانی مانند مشارکت ومجاهدین انقلاب اشتباهاتی داشته اند اما به نظر من آن اشتباهات استرات یک نبوده است.حتی به نظر من اشتباهات مخالفین(چپ نما ؟؟؟)خاتمی اساسی تر بوده است.آنها که بودن در نظر گرفتن امکانات فقط سطح مطالبات را بالا بردند و باعث یاس ونومیدی در میان مردم گردیدند.

ارسال شده توسط: وحید درAugust 2, 2005 12:37 PM

«مشروطه خواهی به مثابه ارزش،جمهوری خواهی به مثابه ضد ارزش»

_در هر دوره ی تاریخی واژه ها و مفاهیمی در عالم سیاست روتین (routine)و پرکاربرد می شوند و معمولا آن قدر مقبولیت می یابند که مخالفت با آن ها به آسانی امکان پذیر نیست.

_اگر پس از انقلاب سال 57 «انقلابی گری» یک «ارزش» بود و هر رویکردی غیر از آن به «ضد ارزش» تبدیل شده بود،اینک هم «اصلاح طلبی» در نزد بخشی از تحول خواهان «ارزش» است و متاسفانه داستان «ضدارزش ها» هم در جریان است،هر مفهومی برای مقابله با نظم موجود غیر از «اصلاح طلبی» مطرود است و «ضد ارزش»،آن هم «اصلاح طلبی» مورد نظر اصلاح طلبان.

_متاسفانه علیرغم کم و کاستی های این روش که طی چند سال اخیر و به دنبال غالب شدن این روش در مشی مبارزات سیاسی نیروهای تحول خواه عیان شده است،واضعان و نظریه پردازان این روش همچنان بر «بی بدیل» بودن روششان تاکید می ورزند و ظاهرا آن قدر به بدیهی بودن مفاهیم ارائه شده اعتقاد دارند که نیازی به اثبات درستیشان نمی بینند.

_یکی دیگر از مفاهیم ارائه شده برای نیل به مبارزات سیاسی «جمهوری خواهی» است.اکبر گنجی واضع و مدافع تمام عیار این مفهوم برای شرایط کنونی ایران است. وی مفهومی که اصلاح طلبان ارائه کرده اند را «مشروطه خواهی» برداشت کرده و آن را به علاوه ی «روش عملی» برآمده از آن شدیدا نقد کرده است.

_شاید اصلاح طلبان بدین جمع بندی رسیده باشند که بهتر است گنجی نباشد،بهتر است «ضد ارزش جمهوری خواهی» از بین برود تا مبادا تبدیل به «روشی عملی» شود که با مفهوم و روش ارزشمند «اصلاح طلبی» به مقابله بپردازد. آیا سکوت آنان در بحران اعتصاب غذای گنجی تعبیر دیگری جز این دارد؟

متن کامل نوشتار در وبلاگ «ذهن سوخته»:
pain.mihanblog.com

ارسال شده توسط: کیارش آزادمنش درAugust 1, 2005 01:30 PM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007