« پاسخ به نظرات | صفحه اول | چرا انقلاب شد »

17 بهمن 84

تحصن، اعتراضي كه شنيده نشد!

راهبرد اصلاحات، كه به نظرم برآمده از تجربيات تاريخي ما ايرانيان در يكصد سال اخير براي بخش قابل توجهي از نيروهاي سياسي بود، پس از انتخاب آقاي خاتمي در دوم خرداد 76 به رياست جمهوري به گفتمان غالب در عرصه عمومي ايران تبديل شد، و مسير اجرايي‌اش را از درون نهادهاي انتخابي(دولت، شوراها و مجلس) پي گرفت. تحقق حاكميت قانون، مردمسالاري، آزادي، عدالت، ... آنچنان شوري در جامعه ايران بوجود آورده بود كه يادآور دوران جنبش‌هاي مشروطيت، ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي بود و اينكه ايران راه خود را بسوي فرداي بهتر يافته است و ....

اما همچون ديگر تجربه هاي تاريخ معاصر مقاومت و سخت سري اقتدارگرايان و استبدادخواهان درون حاكميت از يكسو، و ضعف و بي سازماني اصلاح طلبان و تحول خواهان از سوي ديگر، در بستر فرهنگ استبدادي ايران چالش هايي بس سهمگين و دشوار در مسير اصلاحات بوجود آورد و در گذر زمان اين اقتدارگرايان بودند كه با بهره گيري كامل از قدرت نهادهاي انتصابي بر پيشروي خود افزودند تا اينكه در انتخابات مجلس هفتم با رد صلاحيت قاطبه نامزدهاي اصلاح طلب، از جمله 80 نماينده مجلس ششم، راه به روي اصلاح طلبان بستند و به صراحت اعلام داشتند كه با هرگونه اصلاح و تحول مخالفند و براي دستيابي به قدرت مطلقه و حاكميت يكپارچه از هيچ اقدامي فرو گذار نمي كنند و ...

در واكنش به اين اقدام بود كه تحصن اكثريت نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم شكل گرفت و به مدت بيست روز ادامه يافت و با استعفاي دسته جمعي طي بيانيه اي پايان يافت و بنظرم بهترين تعبيري را كه مي توان براي اين واقعه تاريخي بكار برد اين است: «تحصن، اعتراضي كه شنيده نشد!»، و البته اين از مشكلات دير پا و تاريخي ما ايرانيان است كه گوش هاي حاكمان صداي اعتراض شهروندان را نمي شنوند، و يا روزي مي شنوند كه ديگر كار از كار گذشته است و ...

***

من در سايه تحليلي كه از اوضاع داشتم و خستگي مفرط، هيچ علاقه و انگيزه اي براي نامزدي دوباره مجلس نداشتم اما به اصرار دوستان در روز آخر در حوزه انتخابيه تهران ثبت نام كردم. از قضاي روزگار در ايام تب و تاب بحث انتخابات همراه با اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات عازم سفر به كشورهاي سوريه، اردن، لبنان و كويت(از 12 الي 22 ديماه 82) شدم. در آخرين روزهاي سفر و در كويت بود كه از جريان رد صلاحيت ها مطلع شدم و اينكه دولت خاتمي و مجلس نسبت به اين موضوع واكنش نشان داده اند و جمعي از نمايندگان قصد دارند در اعتراض به اين وضعيت تحصن كنند.

شب بيست و سوم ديماه كه وارد ايران شدم تحصن شروع شده بود و من نيز صبح به جمع متحصنين پيوستم. هرچند اين تحصن نتوانست جلوي انتخابات نمايشي و تشكيل يك مجلس فرمايشي را بگيرد اما هنوز فكر ميكنم اين اقدام طبيعي و منطقي ترين اقدامي بود كه نمايندگان متحصن بايد انجام مي دادند. روشن است كه در مورد اين اقدام و نتايج و پيامدهاي آن ديدگاهها و تحليل هاي متفاوتي وجود داشته و دارد به گونه اي كه بخشي از اصلاح طلبان آنرا دير هنگام و برخي ديگر اقدامي تندروانه و عامل ناكامي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم و انتخابات اخير رياست جمهوري مي دانند. با گذر زمان تحليل نسبت به اين واقعه نيز واقعي تر خواهد شد.

خدا را شاكرم كه در دوران نمايندگي تمام همت و تلاش خود را براي پيشبرد راهبرد اصلاح طلبي و استيفاي حقوق مردم بكار بستم و كيسه اي براي خود ندوختم. هرچند ظلم و سلب حقي كه از امثال بنده توسط اراده حاكم و شوراي نگهبان شده به هيچ وجه قابل جبران نيست، و اتهامات و دروغپردازي ها اين دوران از سوي نهادهاي موازي اطلاعاتي و نظامي و امنيتي و ... وابسته به محافظه كاران فراموش نشدني است، و چه بسا اگر وارد انتخابات مي شدم راي هم نمي آوردم، اما عميقا و باطنا از اينكه ديگر در معرض آزمون و مسئوليت خطير نمايندگي مردم قرار نگرفتم احساس سبكبالي مي كنم. به جرئت و قاطعيت مي گويم كه سخت ترين دوران عمرم چهار سال نمايندگي مجلس ششم بود. دوراني كه هر روز از يكسو بايد با نهادهاي قدرت غيرپاسخگو چالش مي كرديم، و از سوي ديگر بايد پاسخگوي عملكرد مجموعه اصلاح طلبان به مردم مي بوديم!

متاسفانه شدت اين گرفتاري ها هرگز فرصت يادداشت خاطرات روزانه را نداد و امروز حسرت مي خورم كه چرا به ثبت فعاليت هاي روزمره اين دوره نپرداختم. البته يكي از دوستان كه اينكار را مي كرد در ميانه راه بدليل گرفتار دادگاه شدن همه را از بين برد!



   نظرات

َََََAli :

با درود و تكرارآرزوها،

در بازتاب مطلب جناب دكتر شيرزاد با عنوان " آيا تحصن دير انجام شد " عرضه داشتم:

با احتر ام به جناب دكتر شير زاد و همه ي كوشندگان را ه آزادي : ۱- با ديدگاه شما و بقيه ي ياران شما در مورد اينكه مجلس ششم ، ونيز دولت خاتمي ، بيش از آنچه انجام داد نمي توانست انجام دهد موافقم . بر اين باورم آنانكه دلي در تپش آزادي دارند به خطا مي روند اگر شوق و صداقت شما و ياران شما را در آزادي خواهي به پرسش مي گيرند . بايد تلاش كرد آنانرا به اهميت و لزوم هم جهت ساختن همه ي نيروهاي آزادي خواه ، بر اساس واقعيت موجود ، ونه بر اساس آرزوهاي دست نيافتني ، و بر اساس حركت بر روي يك نردبان لرزان و نه بر اساس جهش از روي تخته پرشي ذهني و خيالي ، روشن كرد .
۲- لازم است جنبش آزادي خواهي نوين ايران در دو جهت روشن سازي موانع و نيروهاي مشخص تر مز كننده ي مسير آزادي از يك سو و جلب و جذب همه ي نيروها و جريان مزبور ، تا آ ن جا كه ممكن است ، به سوي جبهه ي آزادي ، از سوي ديگر ، تلاش كند .

در ادامه ي نكته ي فوق ، ذكر يك نكنه ي كلي را بيهوده نمي بينم كه : بايد به واقعيت زندگي در دنياي ممكن ها و شدن ها توجه كنيم . جريان اصلاح طلبي و آزادي خواهي ، مثلا ، در كشور ما قبل از دست زدن به هر كنش اجتماعي وظيفه دارد به ممكن ها توجه كند و از ميان ممكن ها بهترين گزينه را بر گزيند . آنگاه پس از گزينش و جريان يافتن كنش و تبديل ممكن ها به شدن ها است كه وظيفه دارد به ارزيابي دست زند و آن را پارامتر تعيين ممكن هاي بعدي قرار دهد . و ابن يك جريان بي پايان را تشكيل مي دهد كه داراي جوهر تكاملي است . اين جريان ، و به بياني جريان كوشش وخطا ، در هرمرحله ي بعديش ، به عنوان يك قاعده، پيچيده تر و تكامل يافته تر از مرحله ي قبلي است . كوشش و خطا هنگامي كه شكلي نظام مند و علمي به خود بگيرد - و از مرحله ي خود به خودي خارج شود – شتابي بيش از پيش خواهد گرفت . جنبش اصلاح طلبي و آزادي خواهي بايد به اين سمت – علمي ساختن و نظام مند ساختن جريان ممكن ها و شدن ها - حركت كند .

 

شاهين :

از جاسوسي و خيانتتان هم ميگفتيد
مزروعی : اگرواقعا به این نظرخودباورداریداولا خودتان را بطورکامل معرفی نماییدومسئولیت این اتهام زنی را بپذیرید تابنده علیه شما دردادگاههای جمهوری
اسلامی ایران اقامه دعوا نمایم وهرحکمی که این دادگاهها دادندموردقبول بنده است.ثاتیا بنده حاضرم درهرجای عمومی ودرحضورجمعی ازشهروندان باشمادراین باره مناظره ومباهله نمایم.ثالثا اتهام زنی ازاینگونه متاسفانه سالهاست توسط برخی نیروهایی که به شدت خودراارزشی واصولگراو...می دانند
علیه امثال بنده رواج دارد وبعضا اینکارراباهزینه ازبیت المال وبه قصد قربت
انجام می دهند اما مطمئن باشید اگرازاین گونه اتهامات گردی تاکنون بردامن امثال بنده نشسته بود کوچکترین رحمی به ما نمیکردند.وآخراینکه اگردست بنده
دراین دنیا به شما نرسید امیدوارم درآخرت وروزحساب پاسخگوی اینگونه اتهام زنی هایتان باشد.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007