« سرمايه اجتماعى و سرمايه گذارى | صفحه اول | مبارزه با فقر و فساد و تبعيض ! »

2 مرداد 84

تئوري توطئه !

اخير كتاب «جستارهايي درباره تئوري توطئه در ايران» را كه حاوي سه مقاله از پژوهشگران ايراني‌(آبراهاميان، اشرف و كاتوزيان) است را خواندم. به نظرم نويسندگان تلاش كرده‌اند تا با كالبد شكافي موضوع ما ايرانيان را از وجود يك بيماري فراگير در درونمان آگاه سازند، بيماري‌اي كه به نظر مي‌رسد عامل اصلي ناكامي‌هاي ما در دوران معاصر است، و همچنان ما را از دستيابي به آزادي، دمكراسي، توسعه، ... بازداشته است. ضمن توصيه به خواندن اين كتاب فرازهايي از آنرا نقل مي‌كنم:
«توهم توطئه در ميان همه ملل كم و بيش ديده مي‌شود، اما نوع و ميزان گستره آن متفاوت است. توهم توطئه در خاورميانه بيش از مناطق ديگر جهان رواج دارد و در ايران بيش از كشورهاي ديگر خاورميانه. همان طور كه در اين بررسي كوتاه مي‌بينيم ايرانيان به انواع و اقسام توطئه باور دارند و براي آنان دسيسه‌بيني در هر واقعه و حادثه‌اي از ابزار متداول براي تبيين علي(علت) رويدادهاي اجتماعي است. عوامل موثر در جذابيت توهم توطئه در فكر ايراني را مي‌توان در عوامل سياسي، فرهنگي و رواني و اجتماعي بررسي كرد، اما بايد توجه داشت كه ريشه اساسي توهم توطئه را بايد در عوامل سياسي جست، عوامل ديگر مكمل و تقويت كننده عوامل سياسي هستند.»(ص 115)

«عامل موثر ديگر در اشاعه توهم توطئه، فقدان آزادي بيان و برخورد سالم عقايد و آراء و فرهنگ سياسي لازم براي تساهل سياسي و عقيدتي است. نويسندگان ما در دوراني كه آزادي بيان دارند از آزادي قلم سوء استفاده مي‌كنند و بدون احساس مسئوليت و عدم درك تاثير خسران بار آن بر نسل جوان كشور به نشر شايعات بي‌اساس مي‌پردازند و به هنگام تحميل سانسور و اختناق تنها به نشر شايعاتي مي‌پردازند كه دستگاه‌هاي دولتي به آنها القاء مي‌كنند.»(ص 118)
«با اينكه منافع گروهي در همه جوامع نقش عمده‌اي در پيدايش و اشاعه توهم توطئه دارد، به نظر مي‌رسد كه تاثير آن بر ايرانيان بيشتر و عميق‌تر است. شايد فرهنگ سياسي ايران، كه تساهل فكري و تحميلي عقايد سياسي ديگران و برخورد عقايد و آراء را ارج مي‌گذارد، از عوامل اصلي اين امر باشد. از آنجا كه احساس مسئوليت و رعايت انصاف در قضاوت‌هاي فردي و جمعي و اعتدال فكري در جامعه ما حكم كيميا دارد، به نظر نمي‌رسد كه در آينده نزديك دگرگوني محسوسي در كاهش تمايل ايرانيان به شايعه پردازي و توهم توطئه پيدا شود.»(ص 119)
بد نيست بگويم، در سالهاي اخير كه درگير امر سياست و سياست ورزي در ايران بوده‌ام، به ويژه در هشت سال اخير، وجود اين بيماري فراگير را در همه افراد و گروهها، حتي دوستان و نزديكانم درك كرده‌ام. رواج شايعات و حرفهايي در مورد خودم كه حتي برخي مواقع باور فرزندانم مي‌شد!، و به غايت امروز دريافته‌ام كه در دنياي سياست ايران غواصي كردن و پاك و سالم به درآمدن بسيار مشكل و توانفرساست چرا كه امواجي از تهمت و دروغ و شايعه و ... از سوي دشمن و دوست بي‌امان به سوي آدم سياسي روان است و اوضاع به گونه‌اي آرايش يافته است كه ظاهرا هيچ دولتمرد و سياستمدار پاك و سالمي را در ايران نمي‌توان پيدا كرد و گويا همه يا مفتون قدرت‌اند يا بنده زراند و يا تسليم زو! روشن است كه در سايه چنين فضايي هيچ راهي بسوي آينده بهتر وجود ندارد و سرنوشت محتوم ما در گرو حكومتي استبدادي و اقتدارگراست! و آيا در چنين شرايطي ما جز اينكه خودمان را سرزنش كنيم كاري ديگر مي‌توانيم بكنيم؟

نظرات
من فکر می کنم که توی اين موقعيت که جان گنجی در خطر است بايد يک اقدام برای رهايی آنی او انجام دهيم. آقای سيستانی از اساس منتقد نظر ولايت فقيه است و اگر ایشان برای آزادی گنجی سخنی بگویند آقای خامنه ای به احتمال قوی به نظر ايشان احترام می گذارد. مطلب من در اينباره را در وبلاگم بخونيد.


ارسال شده توسط: hooshyar irani درJuly 25, 2005 07:31 PM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007