« پرونده هسته اي واجب تر از نان شب ! | صفحه اول | تحصن، اعتراضي كه شنيده نشد! »

17 بهمن 84

پاسخ به نظرات

پاسخي به برخي نظرات ارسال شده براي مطلب «پرونده هسته اي واجب تر از نان شب !»


متاسفم که شما به ظاهر اصلاح طلبها هنوز مردم ايران را نشناخته ايد.
من بشخصه حامی اين رژيم و دولت نيستم ولی برای دستيابی به انرژی هسته ای اگر کار به جنگ هم کشيده شود از آن حمايت می کنم.

مزروعی : همانگونه که شما حق دارید نظری اینگونه داشته باشید دیگران و از جمله بنده هم حق دارم نظردیگری داشته باشم وحق هم دارم آنرا بیان و از آن دفاع کنم. درضمن در اینگونه ارائه نظرها لازم نیست همدیگر را متهم به نشناختن مردم کنیم، صحت یا استحکام هر نظری به محتوای درونی آن و پذیرش عمومی بر می‌گردد و نه به ادعای صاحب نظر! از نظر بنده بدترین راه رسیدن به انرژی هسته ای جنگ است، ضمن اینکه معلوم نیست اگرجنگی رخ دهد همانهایی که ادعای جنگیدن دارند چقدر در صحنه می مانند؟ راههای کم هزینه وعزتمندانه دیگری هم برای دستیابی به فن آوری هسته ای وجود دارد اگرکاربرد عقل و تدبیر در سیاستگزاری پذیرفته شود.


آقای مزروعی عزیز فراموش نکن الان رفتیم شورای امنیت واسه افتضاحی که هم جناحیهای شما توی توافقنامه پاریس بخرج دادند . الان تازه وضعیت برگشته به قبل از توافقنامه و هنوز غنی سازی شروع نشده اما دیدید که فرستادنمون نیویورک .

مزروعی : خوشحال خواهم شد که موارد افتضاحی راکه هم جناحی های بنده در توافقنامه پاریس بخرج دادند بصورت ریز برشمارید تا همه مطلع شوند مگر نه اینگونه کلی کوئی هیچ کمکی به بحث نمی کند. الان هم وضعیت به گذشته برنگشته بلکه ما در شرایطی کاملا متفاوت ازگذشته قرارداریم و پرونده هسته ای ایران را به این دلیل به شورای امنیت فرستادند که غالب کشورهای دنیا دیگر به حرفها وگزارشهای ایران و مقامات ایرانی اعتماد ندارند و ایران را متعهد به قول و قرارهای خود و معاهدات بین الملی نمی دانند، ضمن اینکه اقدامات دولت جدید در راه انداختن UCF اصفهان و تحقیقات نطنز عامل تشدید کننده در این موضوع بود وبرخلاف آنچه شما آورده اید اصرار آقایان برغنی سازی باعث این وضعیت شده است و خدا میداند ادامه این روند و سیاستهای غلط ایشان به کجا می انجامد.


شش هزار سال تاریخ این کشور نشان میدهد که دست های غیبی همیشه نگهدار این کشور بوده و دهان دشمنان را خورد کرده است.فرصتی است که با تکیه به وعده الهی دانشمندان ما بامب های قوی تر از اتم و بامب هیدروژن بسازند و کار دنیا را یکسره کنند. ما نامه ای (طومار) به آقا امام زمان خواهیم نوشت و در چاه میاندازیم تا زود تر از ماه مارس تشریف بیاورند و حق کفار را کف دستشان بگذارند. صبر هم اندازه ای دارد. کاری نکنند که شمشیر از غلاف بیرون بکشیم.


مزروعی : نمی دانم شما تاریخ این شش هزار سال را چگونه خواندید که اینهمه دست های غیبی درآن دیده اید! ومثلا این دست های غیبی زمان حمله مغولها و افغانهاو...کجا بودند؟ برادرعزیز! خداوند به بشرعقل داده تا از آن استفاده کند و گفته اند با توکل زانوی اشتر ببند. مطمئن باش بمب هسته ای و هیدروژنی هیچ مشکلی را ازما حل نمی کند همینطور که از دیگران را حل نکرده است و با یکسره شدن کار دنیا نیز مشکلی حل نمی شود. درمورد بقیه نظرتان هم بنظر می رسد مزاح فرموده اید و خواهشمندم شمشیرتان را همچنان در غلاف نگه دارید چون روزگار آن گذشته است و فقط به درد موزه می خورد.


سلام
بايد بگويم که شخصا اين حرف اصولگرايان را قبول دارم و مشقت با عزت را بر راحتي با ذلت ترجيح ميدهم. متاسفانه يکي از اشکالات وارد بر جريان شما وادادگي در بحث هسته اي بود و شخصا اين يکي از دلايلي بود که به کانديداي اصلاح طلب راي ندادم.
متاسفانه حرفهاي شما مرا ياد حرف بعضيها مياندازد که علت همراهي مردم با انقلاب را براي بهبود وضعيت نان و آب ميدانند در حاليکه اهميت اين موضوع در درجه چندم بود و البته پيروزي آقاي احمدي نژاد هم نه بدليل شعار بهبود معيشت مردم بلکه بدليل شعار عدالت گستري ايشان بود چراکه آقاي کروبي در اين زمينه شعار بهبود معيشت بسيار جلوتر بود(۵۰۰۰۰ تومان را ميگويم).
متاسفانه به علت فاصله گرفتن با مردم حرف دل آنها را نمي دانيد که آنها عزت را بر رفاه ترجيح ميدهند و اگر قرار بر اتتخاب يکي از اين دو باشد حتما عزت زا انتخاب خواهند کرد. فقط به شعر زير دقت کنيد تا شايد کليد خروج شما از اين مباحث بيهوده باشد.
به دست آهن تقته کردن خمير به از دست بر سينه پيش امير
عمر گرانمايه در اين صرف شد تا چه خورم صيف و چه پوشم شتا
اي شکم خيره به ناني بساز تا نکني پشت به خدمت دو تا
و بدتر از همه اينکه هنوز بر اشتباهات خود اصرار ميورزيد و براي توجيه آنها به هر دليل غيرمنطقي متوسل ميشويد.

مزروعی : ظاهرا شما خود را سخنگوی اصولگرایان می دانید که این چنین محکم ازجانب آنها سخن گفته و از مواضع آنها دفاع میکنید! اما وقتی دفاع و نظر شما مسموع می افتد که منطبق بر مواضع اعلام شده اینان طی سالهای پس از دوم خرداد 76 تا انتخابات اخیر باشد درحالی که تبلیغات انتخاباتی محافظه کاران از انتخابات دور دوم شوراها به اینطرف همه حول وحوش شعارهای معیشتی و آب ونان مردم بوده و بزرگترین دلیلش تابلوی آبادگری است که اینان بر پیشانی خود برای پیروزی در انتخابات چسباندند! درمورد وادادگی و بقیه مدعاهای شما نیز سوابق امثال بنده روشن است و اینکه چه افرادی بنده نان ونامند وچه افرادی دست به پیش امیر می برند خواهیم دید، اما مدعای ما این است که می توان با عقل وتدبیر کاری کرد که هم دست پیش امیر نبرد و هم به نان مردم رسید و هم با عزت و سربلندی زیست، و اینگونه نیست که برای بدست آوردن اینها حتما باید با دیگران سرجنگ و درگیری داشت، ضمن اینکه لابد شما تجربه جنگ 8ساله با عراق ونتایج آنرافراموش نکرده اید.



   نظرات

ایران امروز :

سلام

آقای مزروعی جواب ها تا حدودی خوب است. اما کسی که خود را در مسائل سیاسی حقیقت مطلق می پندارد اگر صدها سند هم بیاورید باز حرف حرف خودش است.

 

mohammad :

بازم سلام

من نه سخنگوي اصولگرايانم و نه همه مواضع آنها رو قبول دارم. اگر يک بار ديگه متن رو بخونيد اولين جمله ام اينه که اين حرف اصولگرايان را قبول دارم .

ولي جالبه که شما برچسب چسبوندن رو قبل از هر کار ديگه اي انجام ميديد و بعد هم با يک سري جملات کليشه اي يک جواب آبکي ميديد.

ميشه اين راهي رو که هم جنگ نشه و هم به انرژي هسته اي برسيم رو يکم تشريح کنيد ببينيم چيه؟ اميدوارم راه حل برره اي نباشه؟

از نوشته هاي شما بر مياد که عدم بروز جنگ يکي از اصول شماست که البته غربيها هم خوب و به موقع اون رو فهميدن و با تهديد به جنگ خوب ازتون امتياز گرفتن.

اگه اصل بر جنگ نشدنه که مشکل رو اساسي حل کنيد و بساط جمهوري اسلامي رو جمع کنيد و تمام چرا لقمه رو دور سر ميچرخونين.
مزروعی : همانگونه که آورده اید در نظرقبلی تان به ضرس قاطع گفته اید:"
بايد بگويم که شخصا اين حرف اصولگرايان را قبول دارم و مشقت با عزت را بر راحتي با ذلت ترجيح ميدهم" وهیچ نگفته اید که بقیه دیگاهها و مواضعشان را
قبول ندارید! اماچرااین جمله ومدعا رابه اصولگرایان نسبت داده اید بدون آنکه
مستندی برای آن ارائه کنید؟ ومگر اصلاح طلبان کلامی خلاف این گفته اند وآنرا
ردکرده اند؟ برادرعزیز! این جمله به گونه ای منتسب به امام حسین است وشعار
هرمسلمان پیرآن امام است ،وبنابراین برداشت من درنسبت دادن آن برچسب بر
پایه نظرشما بوده است وحالا که آنراردکرده اید میپذیرم وآن نسبت راپس میگیرم
وازاین بابت عذرخواهی می کنم.اما اینکه بخواهید بااستفاده ازاین برچسب ونوعی برچسب زنی متقابل مثل اینگونه "یک سری جملات کلیشه ای جواب آبکی بدید" بحث راهوکنیدفکرنمی کنم راه درست ومنطقی برای ادامه بحث باشد
ضمن آنکه نمی دانم متر ومعیارشما برای اندازه گیری جملات کلیشه ای و جواب
آبکی چیست؟ واصلا متر ومعیاری برای اینها وجود دارد؟ و...درعالم بحث ونطر شما نظرتان را ارائه می کنید،بنده هم ارائه می کنم ،این دیگران هستند که
آنهارامی خوانند وداوری میکنند،واجازه بدهیم که دیگران درداوری آزادباشند.
اما درموردراهی که هم جنگ نشه وهم به انرژی هسته ای برسیم راهش اعتماد
سازی با دنیا وکشورهاست .بطورمثال آیا ماازاعتمادسازی با کشورهای عرب
همسایه طی سالهای اخیر بیشتر بهره برده ایم یا سالهایی که باآنهادرگیری داشتیم؟
درموردبقیه کشورها نیز همینگونه می شودرفتار کرد واینگونه نسیت که همه
کشورهای عالم باما دشمنی داشته باشند وماباید باآنها بجنگیم.گفته اید وادعا
کرده اید عدم بروز جنگ یکی ازاصول بنده است ،ضمن اینکه نمی دانم این مدعا
راازکجادرآورده اید اما آموزه های دینی ونمت خدائی عقل به بنده آموخته که ما
نباید شروع کننده جنگ باشیم ویابهانه هایی یرای راه اندازی جنگ توسط دیگران فراهم آوریم،و نمی دانم ازاینگونه مشی چگونه امتیازگیری توسط دیگران
درمیآید؟ وخوشحال خواهم شد چند نمونه ازامتیازهایی راکه غربی هاازما گرفتند
برشماریدتابشوددرموردآنهااظهارنظرکرد.نکته آخراینکه مگرقراربوده است
جمهوری اسلامی ایران باهمه دنیاوکشورها دربیافتد که حالا اگرجنگ نشد بساط
آنرا جمع کنیم؟ازکجا چنین مدعایی رادرآورده اید؟ حالا من ازشما سئوال می کنم
آیا اگرجنگ باعث شود که نظام جمهوری اسلامی ایران ساقط شود آیا بازهم شما
رای به جنگ برای بدست آوردن فن آوری هسته ای و...می دهید؟ فراموش نکرده ایم که امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و معمار وبنیانگذارنظام
فرموده اند:"حفظ جمهوری اسلامی ازاوجب واجبات است " وبا همین استدلال
هم قطعنامه 598راپذیرفتند وبه جنگ باعراق پایان دادند،باوربفرمائید امثال
بنده نمی خواهند لقمه رادورسرشان بچرخانند بلکه می خواهیم جمهوری اسلامی
بماند،عزتمند هم بماند .بنده که شمارانمیشناسم وظاهرا خودشما هم علاقه به
شناخته شدن هم ندارید وواقعا نمی دانم چقدرمردجنگید اما من که در دوران جوانی جنگ را تجربه کرده ام وبرخلاف برخی مدعیان وبسیجیان جنگ ندیده
واقف به عواقب امورهستم دعا می کنم که کشورمان وارد جنگی دیگر نشود و
با کمک عقل وتدبیرویاری خدا بنوانیم این مرحله دشوارراهم پشت سرگذاریم.

 

maks :

Yek nokteh keh vaghean bayad beh hale an fekri kard inast keh chera kheyliha hamisheh nazare khod ra beh onvane "nazare mardom" ya "nazare iranian" ya "hamegan" bayan mikonand, (hatta kasani keh az nazare dark va sathe amoozesh beh jai residean keh az internet baraye bayane nazare khode estefadeh mikonand), nemooneash ra nah tanha inja, keh dar aghlabe nazarati keh ashkhas dar weblog-ha va site-haye khabari bayan mikonand bebinid, ey kash mishod hameh yad begirim keh vaghti nazar bayan mikonim, masooliatash ra beh gardane mardome iran nayandazim

 

mohammad :

بازم سلام

در جواب شما

۱) منظور من از (بايد بگويم که شخصا اين حرف اصولگرايان را قبول دارم) اين بود که موضع اصولگرايان در بحث هسته بود که موضوع بحث پست شما بود.

۲) و اينکه از اينکه به قول خودتان (وهیچ نگفته اید که بقیه دیگاهها و مواضعشان را
قبول ندارید!) چطور نتيجه گرفتيد که من بقيه ديدگاههايشان را قبول دارم؟ اين هم يکي از کرامات شما است که از نانوشته ها هم اطلاع داريد و استناد ميفرماييد!

۳) در مورد جوابهاي ديگر هم دارم کم کم به نوشتن خودم شک مي کنم که آيا يکي دوسال دور بودن از ايران باعث شده از مطلب من اين نتايج حاصل شود:

الف) من نوشته ام يا از متن من برداشت ميشود که ما بايد با ديگران جنگ کنيم! البته حتما جنابعالي فرق جنگ با ديگران و دفاع از خود را ميدانيد.

ب) گفتيد که (نکته آخراینکه مگرقراربوده است جمهوری اسلامی ایران باهمه دنیاوکشورها دربیافتد که حالا اگرجنگ نشد بساط آنرا جمع کنیم؟ازکجا چنین مدعایی رادرآورده اید؟)

نميدانم اين برداشت از کجاي متن من است؟ مگر ما تابحال طالب جنگ با ديگران بوديم؟ ولي دليل انقلاب اسلامي استقلال و آزادي و رهايي از يوغ ديگران بود. حالا اگر قرار باشد با تهديد به جنگ به همان روال قبل از انقلاب بازگرديم، ديگر انقلاب و حفظ جمهوري اسلامي معني خود را از دست مي دهد. اميدوارم اين دفعه منظورم روشن باشه.

در مورد سئوال شما که (آیا اگرجنگ باعث شود که نظام جمهوری اسلامی ایران ساقط شود آیا بازهم شما رای به جنگ برای بدست آوردن فن آوری هسته ای و...می دهید؟)
فکر ميکنم جوابش رو در بالا دادم. حفظ انقلاب با عقب نشيني از دلايل وجودي آن دقيقا همان ساقط شدن آن است. البته ساقط شدني که هيچ هزينه اي براي ابرقدرتها ندارد و به آرامي انجام مي شود. اگر قرار است آب خوردن ما هم با اجازهً آمريکا باشد همان به که به همان نظام شاهنشاهي برگرديم.
مزروعی : دوست گرامی! ظاهرا مازبان همدیگررانمی فهمیم،ازکجای نظر من
درمی آید که حفظ جمهوری اسلامی ایران باعقب نشینی ازدلایل وجودی آن ممکن
است؟ شما برای اینکه به سئوال من پاسخ ندهید اینگونه خودراراحت کرده اید
درحالیکه اختلاف من وشمادرهمین جاست. تصورشما این است که برای ایستادگی درمواضع (بطورخاص مسئله هسته ای ) باید راهی راپیمودکه اگربه جنگ منجرشود نیزاشکالی نداردحتی اگرجمهوری اسلامی ایران ساقط شود،درحالیکه بنده اینگونه فکرنمی کنم وپیمودن راههای دیگری را یرای دستیابی به مقصدوحفظ دلایل وجودی انقلاب ممکن می دانم وهرگزفکرنمیکنم
برای آنچه شمامدعی آن هستیدفقط یک راه وجوددارد! خوبی اینترنت این است
که آدم نمی داند مخاطبش کیست وکجا زندگی می کندو...دوست عزیز درخارج
ازایران بودن واینگونه سخن گفتن خیلی راحت است ،امثال بنده همه هستی و
زندگی شان رادرراه مبارزه با نظام شاهنشاهی گذرانده اندوعملا درراه استقلال
ایران جنگیده اند وخیلی بیشترازاینانی که اینروزها شعار درمورد فن آوری هسته ای می دهند عمل کرده اند اما ازسیره نبوی (صلح حدیبیه) وعلوی (صلح امام حسن) وتجربه روزگار دریافته ام که برای حفظ جمهوری اسلامی راههای فراوانی
وجوددارد ،راههایی که هم دلایل وجودی انقلاب اسلامی را حفظ می کند وهم ماراازدرانتادن بادیگران وجنگ مصون می دارد. شعارهای ازنوع طالبان وصدام
دادن ودرافتادن با جهان وقدرتمندان هنری جزدادن کشوراسلامی دیگری رابه
کف آمریکا دادن نیست؟

 

مرتضي :

آقاي مزروعي
آيا تاكنون فكر كرده ايد با اين عملكردي كه تاكنون داشته ايد اگر در خانه قبر قرار بگيريد چگونه جواب خدا را خواهيد داد.
به نظر بنده نظرات و حركات شما در راستاي رضا خدا و مردم نبوده وبيشتر شائبه قدرت طلبي به هر قيمت مي باشد و قطعا"در اين زمينه روي ماكياول را سفيد كرده ايد.
حاسبو قبل ان تحاسبو
خيرخواه شما مرتضي
منتظر جوابتان خواهم بود
مزروعی : بنده همواره به لطف وکرم خدادردنیاواخرت امیدوارم ودلبسته ام وامید
وارم درخانه قبربتوانم جواب خدارابدهم وخدرا شاکرم که درعمرم به کسی ظلم
نکرده ام وحق کسی رانخورده ام(حق الناس) تا بدهکار کسی باشم.شما نگران قبروآخرت خودتان باشید بند یکجوری باخدای رحمان ورحیم وعادل کنار می آیم.درعین حال خوشحال خواهم شد که شما مشخص کنید کدامیک ازنظرات وحرکات من درراستای رضای خدا ومردم نبوده وشائبه قرت طلبی داشته است
تا انگاه بتوانم دراین باره فکر کنم وفکرمی کنم تشبیه مسلمانی به ماکیاول ازسوی مسلمانی که دیگران رااز خانه قبر می ترساند بسیاربعید می نماید اگر
نگوییم گناهی ومعصیتی بزرگ است.همچنین سپاسگزار خواهم شد اگرمعلوم کنید
دنبال کدام قدرت به هرقیمتی هستم.

 

مسیح :

با سلام
دوست عزیزی که با آقای مزروعی می بحثید توجه داشته باشید که ایشان جواب شما را می دهند و به شما احترام می گذارند.حال فرض کنید چنین گفت و گویی با یک آبادگر اتفاق می افتاد فکر می کنید چه اتفاقی می افتاد؟
در ضمن نه صلح ذلت و زلت است نه جنگ عزت.
خداحافظ

 

Majid :

بسم رب الحسین
سلام علیکم
جناب آقای مزروعی از جنابعالی سوالاتی داشتم واگر به جای ابرازنظراتی کوتاه برای شما نامه ای بس طولانی می نویسم معذرت می خواهم
1-جنابعالی یکی از دلایل ناکامی اصلاحات را در انتخابات ریاست جمهوری عدم توجه کافی به برنامه های اقتصادی وسیاست اقتصادی مشخص نمی دانید به طور مثال آقای معین سردمدار اصلاح طلبان در انتخابات اخیربیشتر بر برنامه های سیاسی دولت تاکید می داشتنذ و به مراتب بسیارکمتربه مسائل اقتصادی.هر چند لازمه توسعه اقتصادی توسعه سیاسی است واین موضوع مورد بحث نیست اماآنچه به آن اعتنا نشد عدم اطلاع رسانی در مفاهیم بود که باتوجه فرافکنی جنبش ضد اصلاحات از ابتدای به قدرت رسیدن دولت اصلاحات، منجربه سوء استفاده رقبا شد
درمورد سایر اصلاح طلبان نیز چنین بود وعده های 50 هزار تومانی مشابه شعارهای اوایل انقلاب بود که طبعا عملی نشدو جدای از نیت فرد مطرح کننده به نظر عوام فریبی می رسید
2-آنچه که امروز به نظر یکی از نقاط ضعف اصلاح طلبان می رسد که البته تا حدودی منجر به تقویت گرایش سیاسی مقابل شده است که این موضوع بیشتر توسط خود ایشان مطرح می شود . دور بودن اصلاح طلبان از صفوف عامه مردم است هر چند این موضوع کاملا صحیح نیست اما نمی توان گفت که کاملا غلط است برای نمونه می توان از وضعیت معیشتی تعدادی از اصلاح طلبان ، رانت های اقتصادی ومفاسدی از این دست نام بردضمن اینکه وضعیت در جبهه مقابل اگر بدتر نباشد "که بدتراست" بهتر نیست. ناگفته نماند که آنان خودی هستند و هرچه کنند چه اقتصادی و چه غیر اقتصادی نه به چشم می آید و نه اهمیتی دارد که بخواهند پیگیری کنند و نه می خواهند ونه می شود که صدایی بلند شودتا بویش ایران را برداردحتما که منافع و مصالحی درکار بوده که ما از درک آن عاجزیم. اما از اصلاحات انتظار دیگری می رود تحت این شرایط نه دولت و نه مجلس اصلاح طلب برنامه چندانی برای مقابله با این قبیل مسائلی که در جبهه اصلاحات پیش می آمد نداشتند و امروز عملااین مسئله باعث بازار گرمی مخالفان شما شده است چه اشکالی داشت مثل آلان که این قدر "ابزاری" به خاطر مبارزه با مفاسد اقتصادی "حتما که خودی و غیر خودی نمی شناسند"بر سرو صورت خود می کوبند عزم خود را جزم کرده برای اینکه هر کس که مشکوک به مفسده اقتصادی است [حتما که خودی و غیر خودی نمی شناسند]از دم تیغ بگذرانند جالبتر آنکه با استقبال مردم مواجه شده اند اصلاح طلبان نیزچنین می کردند اما "کاربردی" وسیاستی رابرای مقابله با وضع موجود اتخاذ می نمودند آیا عدم توجه کافی به این موضوع را یکی از دلایل ناامیدی تعدادی از مردم و طرفداران اصلاحات نمی دانید
3-بسیاری از دوستان شما و فرزندان انقلاب اسلامی ایران تنها به جرم اختلاف سلیقه یا روش اما در چارچوب انقلاب ونظامی که خود جزء معمارانش بوده اند به زندان افتاده اند وامروز نیز در زندان وضعیت چندان مطلوبی ندارند اگر تصور می کنید که اینان ناروا چنین رنجی را تحمل می کنند دولت یا مجلس در حمایت از این افراد چه کرد جواب دولت را من به شما می گویم "هیچی" و استدلالی که کرد چنین بود"بسیاری از مشکلات ناشی از خود این آقا[ نویسنده عالیجناب ...]است "آری این جواب دولت بود که از زبان رئیس دولت شنیدم [در همایشی که به مناسبت پایان کاردولت برگزار شده بود]نمی دانم که جواب شما چیبست اما شنیدن آن برایم جالب است آیا تصور نمی کنید که اگربه این قبیل موضوعات زمانی که دراوج قدرت بودیداعتراض می کردید صدای اعتراض شما بهتر شنیده می شد و به نظر خودتان بزرگترین نقاط ضعف در کجا بود؟
4-تعدادی ازمقالات شمارا خواندم آنچه در مورد مسایل اقتصادی فرمودید حدس میزدم البته نه با عدد و رقم شاید به قول شما علت اصلی آن باشد که آباد گری در بوته آزمون است اما نظر من کمی متفاوت است کافی است به شعارهای بلند پروازانه دولت توجه کنیم که البته هزینهای بسیاری برای تحقق یافتن آنها می بایست صرف شود که به این قیمتها نمی ارزد آنان زمانی که شما و دوستانتان اداره امور را بدست داشتید همواره درجهت تخریب همه جانبه چهره اصلاحات اعم از اقتصادی و غیر اقتصادی خون دلها خوردند حتی نقاط قوت دولت را نقطه ضعف معرفی می نمودندو امروز توفیق خدمتگذاری نصیب خودشان شده است و چنین سوابقی[انتقادات مکرر از مبانی اقتصادی دولت اصلاحات ] و چنین شعارهایی [ پایین آوردن نرخ بهره های بانکی ، توسعه صنایع ، حل مشکلات جوانان اعم از مسکن وازدواج ،حل کردن ریزش فرهنگی جامعه از طریق تزریق پول و منابع مالی،رشداقتصادی بالا و...] که هر کدام در نوع خود مقتضی بررسی بیشتر می باشد
و در حوصله این نامه نمی گنجد.انتظارت را از دولت محترم به مراتب بالاتر میبرد که البته همگی را می بایست در عقده های سیاسی این دوستان بررسی کرد اینکه به هرقمیتی می بایست آبادگری پیروز میدان باشد ودر نزد مردم چنین جلوه نماید که بهترین گزینه برای آبادی آبادگری است حتی اگر به قیمت افت تولید داخلی و افزایش قاچاق کالا وبسیاری موارد دیگر تمام شودوآنان به این بازی خود ادامه می دهند تازمانی که دولتی اصلاح طلب یا مجلس این چنین به بازی آنان پایان دهد شاید بدینوسیله هم با هوچی گری اصلاح طلبان رامسبب و بانی وضع موجود نشان دهند وابزار دستی برای تضعیف اصلاحات و هم از طرفی مدال افتخاری برسینه خود بچسبانند وبر کارنامه زرین افتخارات خود ردیف دیگری را اضافه کنند که آقا زمانی که ما ابتکار کار را بدست داشتیم چنین بودو حالا چنان .
و خدا می داند که چه زمانی دولت یا مجلسی اصلاح طلب قدرت را بدست بگیرد و تا کی می بایست سرمایه های این مملکت بر باد رود که البته تحت این شرایط نه تنها شعارهای خودشان عملی نمی شود بلکه وضعیت به مراتب بدتراز گذشته خواهد شد و همانطوری که گفتم این حاکی از جهالت ونادانی است وبرای درک این موضوع نیاز نیست راه دور برویم به بودجه ای که نوشته اند نگاهی بیفکنید که حتی صدای دوستان خود را در صداو سیما ومطبوعات خودی"به جز کیهان" و محافل سیاسی در آورده است ولازم میدانم ضرب المثل معروفش را بگویم"سالی که نکوست از بهارش پیداست" به هرحال آرزوی موفقیت برای دوستان می کنم چرا که موفقیت آنان یعنی موفقیت ایران اسلامی و این به منزله سربلندی شهروندان ایرانی است که من هم عضو کوچکی از این جامعه هستم
* مطالب بسیاری است که قصد دارم باشما مطرح کنم و سزاوار ندیدم که از شما و دوستانتان انتقاد کنم اما از مخالفین شما حرفی نزنم نکته ای که حائز اهمیت است و در پاره ای موارد توسط خود ما نادیده گرفته می شود و از آنچه به نام اصلاحات انجام شده ابراز تاسف می کنیم و آن را به هیچ می انگاریم که بیشتر ناشی از تبلیغات مخالفین است بنده لازم به یادآوری می دانم که اصلاحات زنده است ونفس میکشد وچه دستاوردی بالاتر از اینکه حتی نیروهای اقتدارگرا نیز نتوانستند باعث توقف اصلاحات شوند وامروزراه اصلاحات توسط آنها ادامه می یابد هر چند بانامی دیگر وباسرعتی پایین ترازگذشته آیاتوانسته اندموج بگیرو ببند یاصداوسیمایاقوه قضائیه یا فجایع زنجیره ای دوران سازندگی را دوباره احیاء کنند نه هیچ کس نمی تواند چرا که دیگر مقرون به صرفه نیست و این را به چه خاطر می دانید؟ امروز تنها دلخوشی آنهاایجاد دست انداز یا موانع موقتی بر سر این راه است ودر مقاطعی درجا زدن، اماچه سود که در نهایت چاره ای نیست می بایست حرکت رو به جلو باشد.اصلاحات برای همیشه در جریان است چرا که چیزی جزخواست ملت نبوده ونیست.
از توجه شما متشکرم و منتظر جوابهایتان هستم
ومن الله توفیقکم مجید خاتمی
مزروعی : باتشکرازلطف وتوجه شما ،فکرمیکنم تاکنون درباره عدم موفقیت اصلاح طلبان درانتخابات دوردوم شوراها ،مجلس هفتم وریاست جمهوری نهم
به اندازه کافی بحث وگفتگو شده است ودرمطالبی هم که شمانوشته اید همان بحثها تکرارشده است .البته پرداختن به این موضوع که تعلق به گذشته دارد وقتی
می تواند مفید باشد که برای عبرت آموزی ونگاه به آینده باشد وگرنه جز درپی
مقصرگشتن ومحکوم کردن این وآن برای تسلی خودمان وکوتاهی هایی که انجام
داده ایم حاصلی نخواهد داشت و می تواند یاس وناامیدی ودلمردگی رادرجامعه
دامن زند(که زده است) . با این مقدمه به دونکته در نظر شما می پزدازم:
1- قطعا اصلاح طلبان بدلیل محدویتهایی که داشتند(مالی،رسانه ای ،امنیتی،...)
نتوانستند برنامه خودرا به ویژه در عرصه اقتصادی برای همه توضیح دهند اما
بنظرم این دلیل نمی تواند عدم موفقیت اقای معین را توضیح دهد بلکه شرایط خاص انتخابات ریا ست جمهوری و اینکه ابروباد ومه وخورشید وفلک درکار
تا آقای احمدی نژاد ریس جمور شودکارخودش راکردواوضاع اینگونه شده است
کخ ابنروزها نتایج وپیامدهایش را میبنید.
2- درمورد مبارزه با مفاسداقتصادی حال که ریش وقیچی دست آقایان است(جناح اصولگرا که درهمه سالهای گذشته به این شعار چسبیده بود) خوب تا حالا
چه نتایجی داشته است؟ من فکر می کنم نگاه این جناح به این موضوع همانند
دیگرمسائل ابزاری است ونباید دردام آن افتاد بدینگونه که آنرا متوجه اصلاح
طلبان کنیم وحتی خواستار برخورد با آنان شویم. مطمئن باشید اگراصلاح طلبان
درون حکومت فسادی داشتند (ازآنگونه که آقایان می گویند وتبلیغ می کنند) تا
کنون صدها بارمحاکمه وبوقهای تبلیغاتی شان گوش فلک رااز این رسوایی اصلاح طلبان کر کرده بود ومطمئن باشید حال که همه ارکان حاکمیت دست آنهاست وبه اطلاعات گذشته هم دسترسی دارند اگر فسادی می یافتند ذره ای در
برخورد با تردید نمی کردند.

 

:

با سلام جناب آقای مزروعی
مختصر و مفید جواب دادید اما به نقاط ضعف اشاره ای نفرمودید اما باز هم از شما می پرسم آقای مزروعی عمده ترین نقاط ضعف چه بود ؟ از این بابت می پرسم که حجم بسته و کنترل اطلاعات در کشور ما و همین طور سن پایین بنده- 12 سال در زمانی که شما وهم سنگرانتان وارد مجلس شدید این اجازه را به من نمی دهد که خود به تحلیل مسائل آن دوران بپردازم پس از این بابت بر ما خرده نگیریدلذا علاقه مندم که ناگفته های آن دوران را از زبان یک نماینده که خود در مجلس بوده است بشنوم نه خطیب جمعه شهرمان هر چند به صورت گذرا،سئوال دیگری نیز داشتم واینکه امروز چه باید کرد و آیا اساسا پیروزی اصلاح طلبان را در بدست آوردن اکثریت مجلس خبرگان آغاز تحولی جدید در جامعه نمی پندارید تا شاید راهی برای تشکیل جامعه مدنی باشد و اگر چنین است جبهه اصلاحات آمادگی لازم را برای ورود به عرصه انتخابات دارد هر چند بنده به درستی نمی دانم که اصلا به اندازه کافی روحانی اصلاح طلب وجود دارد یا سزاوار تایید صلاحیت هستند که بخواهند اکثریت را بدست آورند و همین طور نحوه انتخاب دوستان و تعداد برادران انتسابی چگونه است با توجه به اینکه به این موضوع در قانون اساسی اشاره ای نشده و آن را بر عهده آیین نامه داخلی آن مجلس گذاشته است که طبعا عموم مردم از آن نا آگاهند از جنابعالی تقاضا دارم نسبت به آنچه که بنده از آن اطلاعات کاملی ندارم و اشاره نمودم توضیحاتی بدهید
و اگر خدای ناکرده که به نظر یک فرض محال می رسد اکثریت با اصلاح طلبان شد با توجه به این یکی از دستگاههای مهم را در اختیار دارند آیا اصلا مجالی برای کار پیدا می کنند و یا در وسط راه خسته نمی شوند و میان بر نمی زنند .
متشکرم مجید خاتمی
مزروعی : باتشکرازلطف وحسن نظر شما،واقع اینکه پاسخگویی به آنچه شما
می خواهید بدلیل حوصله ووقتی که می خواهد ازتوان من خارج است به اضافه
اینکه شما می توانید این اطلاعات راازطریق مطالعه واززبان افرادمختلف دست
اندرکاروباقرائتهای متفاوت بتدریج بدست آورید وفکرمی کنم این راه بهتری
برای عمق بخشیدن به داده های شماست.البته بنده درحد وقت وتوان ومعلوماتی
که دارم درهمین وبلاگ دیدگاهها ونظراتم راارائه خواهم کرد. امادرموردسئوالی
که کرده اید بنده براین نظرم که اصلاح طلبان قدرت مانور چندانی درانتخابات
مجلس خبرگان ندارند ضمن اینکه این مجلس بدلیل ساخت وبافت ومحدودیتهای
قانونی که دارد ازقدرت چندانی برای تاثیرگذاری درعرصه سیاسی ایران برخوردارنیست وهمواره درحاشیه قدرت روزگار گذرانده است.

 

:

جناب آقای مزروعی من متاسفانه پشت کنکوری هستم و وقت نمی کنم بیش از برایتان بنویسم هر چند بسیار علاقه مندم که بنویسم ان شاء الله بعد از سه چهار ماه دیگر البته اگر "عالیجنابان تازه کار" فیلتری تان نکنند دوباره خواهم نوشت ضمن اینکه سایت شما در زمره بهترین سایت های سیاسی قرار دارد شاید هم بهترین باشد . اینکه نخبگان اصلاحات خود اقدام به وبلاگ نویسی و تاسیس سایت می کنند رویکرد خوبی است هر چند کمی دیر است امیدوارم در روزگار قدرت نیز چنین باشد به خصوص در مورد قسمت نظرات باید بگویم، پاسخ گویی سریع شما بسیاری از ابهامات را حل می کند . یک پیشنهاد هم دارم بد نیست اگر نظرات را هم دسته بندی کنید . با تشکر ناشناس

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007