« زلزله انتخابات | صفحه اول | تحليل نتايج انتخابات (1) »

30 خرداد 84

پس لرزه هاي انتخابات

در آخرين مطلب آورده بودم که در نظام هاي مردمسالار برخي مواقع انتخابات مثل زلزله عمل مي کند. در کشور ما نيز که شبه مردمسالار است انتخابات اخير رياست جمهوري مثل زلزله عمل کرد و ميشود گفت «پس لرزه هاي انتخابات» خيلي ها (به ويژه احزاب و گروههاي اصلاح طلب) را تکان داده است. تجزيه و تحليل نتيجه انتخابات نکات عبرت آموزي هاي فراوان دارد که آنرا به فرصت ديگري وا مي گذارم.
يکي از «پس لرزه هاي انتخابات» راهيافتن آقاي احمدي نژاد به دور دوم انتخابات است. واقع اينکه اصلاح طلبان هرگز آقاي احمدي نژاد را بدليل مشخصه ها و ويژگي هايش جدي نگرفته بودند اما به نظر ميرسد که محافظه کاران تندرو(اصولگرايان) در دامن سناريويي که چيده بودند با فرمان از بالا و بکارگيري کامل حزب سياسي – نظامي و ناظران صندوقها به گونه اي متحد و منسجم عمل کردند و راي آقاي احمدي نژاد را اين چنين بالا بردند که حالا در مقام رقابت با آقاي هاشمي قرار گرفته است.

به عبارت ديگر تجربه انتخابات دور دوم شوراها و مجلس هفتم اين بار در شرايطي به ظاهر رقابتي تکرار گرديد و ضمن تامين راي مورد نياز نظام راه اقتدارگرايان را براي تسخير کامل قدرت و حکومت هموار نمود.
کودتاي پارلماني با کودتايي ديگر، اما در ترجماني نسبتا مردمسالارانه در حال تکميل شدن است، اگر طرفداران آزادي و دمکراسي بي تفاوت از کنار اين موضوع بگذرند، خطر حاکميت کامل اقتدارگرايان و روشهاي طالباني کشور را تهديد مي کند و براي جلوگيري از اين خطر بايد به ميدان آمد و به هاشمي راي داد اگر چه مطلوب ما نباشد.
ما سقف انتظارات و مطالبات خود را از دست داديم، بايد مواظب باشيم که کف را از دست ندهيم تا فردا بتوانيم در اين کشور زندگي کنيم.

نظرات
جناب آقای خاتمی

سلام

مردم ما اگر « آری » گفتن را به خوبی بلد نیستند « نه » گفتن را نیک می دانند. هشت سال پیش زمانی که شما نامزد ریاست جمهوری شدید کسی شما را نمی شناخت مگر عده ی محدودی که با شما در وزارت ارشاد سر و کار داشتند. شما آمدید و شعارهایی دادید که برای این مردم به اندازه ی خود شما ناشناس بود با این وجود مردم در آن زمان شما را انتخاب کردند. شاید شما پیش خودتان فکر کردید که همه ی آنها اندیشه های شما را پذیرفتند و به شما آری گفتند. نه ، اینچنین نبود . در آن برهه از زمان مردم ما« نه » گفتند اما ن! ه به شما بلکه به رقبای شما که آن زمان در حکومت قدرت زیادی داشتند اما ... . اگر فکر کردید که ملت به شما و طرفداران شما رای « آری » دادند به شدت اشتباه کردید متاسفانه آنطوریکه از شواهد بر می آمد فکر شما همین بود. شما آمدید با چهره ای خندان و امیدوار و مردم ساده دل این خاک نیز امید کمسویش پررنگتر شد ، اما شما انگار راه را به اشتباه رفتید. درد مردم من در آن زمان نیز مدل مو و فیلمهای سینمایی آنچنانی نبود. درد مردم من در آن زمان نیز درد نان بود که اگر همین در خانه ای نباشد ایمان نیز نیست. من شما را متهم به سوءاستفاده از قدرت نمی کنم اما اطرافیان شما را چرا. اطرافیان شما با استفاده از نام شما و اصلاحات بلایی بر سر این مردم آوردند که اکنون ! اگر نامی از اصلاحات و جامعه مدنی ببری در نظر مردم اینگونه می نمایاند که طرفدار بی بندوباری هستی. در انتخابات اخیر نیز ملت صبور ایران به صورت خیلی آرام « نه » گفتند. همه ی این مردم ستمدیده می دانستند که نظر شما و قلم بدستان و به اصطلاح روشنفکران چه بود ، اما همین مردم که روزی شما را با بیش از بیست میلیون رای به کرسی ریاست جمهوری نشاند امروز با یک « نه» بزرگ با شما خداحافظی می کند و این « نه» بزرگ را بدرقه ی راهتان می کند. به راستی ایا این مردم عوض شده اند؟ نه، مردم همیشه معیار خوبی هستند و مانند آینه عمل می کنند و اگر روزی چهره ی ما آنچنان که خواست ماست نشان نداد عیب از آینه نیست، بایستی در خویش به خوبی بنگریم تا ببینیم کجا اشتباه کردیم و کجا به بیراهه رفتیم. متاسفانه شما بیشترین ضربه را از نزدیکان خود خوردید و بدتر از آن آنکه این موضوع را دیر فهمیدید.


ارسال شده توسط: hasan درJune 26, 2005 05:20 PM

ببخشيد خارج از موضوع نظر مي دهم، من فقط مي خواستم بگم وبلاگ آلپر (alpr.30morgh.org) از کار افتاده است. نه اينکه فيلتر شده باشد، بلکه از کار افتاده است. با توجه به اينکه در هفته هاي اخير، اين وبلاگ به يکي از پرخواننده ترين وبلاگهاي فارسي تبديل شده بود واز طرف ديگر حسين شريعتمداري (سردبير کيهان) آنرا به ضدانقلاب نسبت داده بود، بايد بطور جدي براي آلپر (علي پيرحسينلو) احساس نگراني کرد. خواهش مي کنم همه دوستان، تا دير نشده، فعاليتهاي خودشان را در فضاي مجازي براي روشن شدن وضعيت آلپر شروع کنند.

ارسال شده توسط: آرش درJune 22, 2005 02:51 PM

--------------------------------------------------------------------------------

aghaye moeen; in melat bozorgo agah hast?

ina hadeaghal 10 milionesh be edameye teror va chapavol khod ray dadeh, va 5 milionesh bein nan va sherafat va azadegi ba kootah bini dorooghe 50 000 tomani ro bavar kardan.

moeen va moeenhaa joz doroogh va reeyakari chi migand.
rahe sherafat va azadegi rahe tabarzadi, zarafshan, batebi va afsharist na rahe shoma fareebkaran va dozdani chon rafsanjani va tir khalas zani chon ahmadinejad.


ارسال شده توسط: kami sedaght? درJune 21, 2005 09:19 PM

زنده باد احمدی نژاد که باعث شد يکجای خيليا بدجوری بسوزه.. احمدی نژاد دو (۲) دوره بهترين استاندار کل کشور شناخته شد و به عنوان استاندار نمونه ۲ بار لوح تقدير از هاشمی دريافت کرد.. الان هم قضاوت مردم تهران نشون داد که هم بهترين شهردار تهرانه و هم بهترين گزينه واسه رياست جمهوريه... اونايی که عقلشون تو چششونه و ميگن چون قيافش خوب نيست پس بده .. يا اونايی که شايعه و شبنامه عليهش درست ميکنن جر خوردنشون راه به هيچ جايی نداره چون مردم بازم نشون ميدن که احمدی نژاد بهترين گزينه هست.. به اميد پيروزی حق بر باطل


ارسال شده توسط: sadra درJune 21, 2005 02:04 PM

بنده هم که در دور اول شرکت نکردم شايد بروم و به آقای هاشمی رفسنجانی رأی بدهم... اما چند سوآل صادقانه دارم که اميدوارم بعد از اين که آب‌های از آسياب افتاد عنايت کنيد و پاسخ بدهيد. اين که می‌گويم پرسش صادقانه از آن روست که گمان نکنيد اين پرسش‌ها به قصد مردم‌آزاری يا خدای ناکرده نمک پاشيدن روی زخم است، هرگز اين گونه نيست چرا که اگر چه هرگز مانند شما زخم‌های متعدد از تلاش در راه اصلاح نخورده‌ام اما قطعاً با شما هم‌دردم.
اولين سوآل اين که، آيا واقعاً آمدن آقای دکتر معين بعد از ماجرای رد صلاحيت ايشان، کار درستی بود؟ بالاخره می‌دانيم که افراد جبهه‌ی مشارکت ضمن انواع مشکلات سياسی و قضايی که برايشان پيش می‌آورند، اغلب مديران صنعتی و اقتصادی هم هستند. نمی‌گويم قدرت‌طلب هستند اما شايد گمان کنند تجربه‌های گران‌قدری بدست آورده‌اند و يا ظرفيت بالايی دارند، يا شايد می‌خواهند به ثمر رسيدن پروژه‌ای را ببينند، بنابراين شايد به اين نتيجه رسيده‌اند که بايد مديريت خود را حفظ کنند به هر قيمتی. وگرنه آقای دکتر معين که دل از اين نظام حکومتی ناعادلانه بريده بود و به شهادت وبلاگ آقا حنيف، خودش تمايلی نداشت بی‌آبرويی پذيرش حکم حکومتی و يا تحقير را بپذيرد. شايد سخنان مديران مشارکتی هم کمتر از صحبت‌های احساساتی جوانان نسيم بر او تأثير گذاشت، ولی به هر صورت، اگر من فرض ‌کنم که آمدن به اين عرصه‌ی ناعادلانه بی‌تدبيری بزرگی بود که بيشتر از انديشه‌ی مديران مشارکتی حاصل می‌شد، آيا اشتباه می‌کنم؟ نيامدن در اين انتخابات و پشتيبانی از انديشه‌ی تشکيل و سازماندهی در خارج از حکومت بسيار مؤثر‌تر بود (مقالات آقای زيدآبادی اين انديشه را بخوبی توضيح داده‌اند)
دوم آن که ما دائماً می‌شنيديم که شعارهای دکتر معين «کف مطالبات» هستند، چطور ناگهان يک طبقه پايين آمديد و کف را به سقف بدل کرديد؟ شعارهای آقای معين همچنان در چارچوب قانون اساسی بود با راه‌کارهايی برای جلوگيری از بی‌معنا کردن و تهی ساختن اين قانون حداقل‌هايش؛ اما مطالبه‌ی دموکراسی و حقوق بشر را به عنوان سقف مطالبات، فکر کنم همه ديگر فهميده باشند که در اين قانون نمی‌گنجد. حالا چگونه است که آقای هاشمی کف مطالبات را بيان می‌کند؟ رأی به آقای هاشمی، لااقل برای بنده که مدير هيچ پروژه‌ی عمرانی نيستم بيانگر هيچ يک از خواسته‌های من نيست، بلکه صرفاً بيانگر نخواستن است، نخواستن بازگشت به دوران اوليه‌ی انقلاب شکوهمند! اسلامی.

ارسال شده توسط: امين درJune 21, 2005 10:56 AM

سلام
جناب آقاي مزروعي عزيز
نمي دانم آيا مي توانم اين سوال را از شما هم بكنم يا خير
..... شما اگر بجاي من بوديد بين يك دزد و يك قاتل و يا عدم انتخاب كدام را بر مي گزيديد

من شايد مثل همه از ترس انتخاب قاتل دزد را انتخاب كنم ...اما آيا اين كار صحيح است ؟
من كه مي دانم شرف و سلامت و چندتا از اين كلمات قشنگ و دلفريب در ميان هيچيك از اين كانديداها معني ندارد و حكومت را حكومت ظلم مي دانم و مي دانم كمك به حكومت ظلم از نظر شرع و عقل اشكال دارد آيا برايم راهي هست؟

ارسال شده توسط: محمد درJune 21, 2005 09:57 AM

aghaye mazrooyei salam
badtarin paslarze en entekhabat be nazare man bikari dobareh ma rozname negaran bood

ارسال شده توسط: ashtiani درJune 20, 2005 09:58 PM




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007