مداخله خارجي
در سالهاي پس از دوم خرداد 76 يكي از موضوعاتي كه محافظهكاران به عنوان حربه تبليغاتي عليه اصلاحطلبان بكار بردهاند بحث «مداخله خارجي» است. اينان اعتراضهاي انجام شده عليه اقداماتشان توسط اصلاحطلبان را زمينه ساز «مداخله خارجي» دانسته و بطور كلي خود را بري از هر گونه خطا و اقدام دراينباره مي دانند!
در ايامي كه نمايندگان اصلاحطلب در اعتراض به روند انتخابات مجلس هفتم و برگزاري انتخاباتي فرمايشي و نمايشي دست به اعتراض، تحصن و استعفاء زدند چهرههاي محافظهكار و دستگاههاي تبليغاتي آنان بيش از هميشه بر روي استفاده از اين حربه متمركز شدند و از جمله نمايندهاي در مجلس ششم كه براي راهيافتن به مجلس هفتم سخت به حمايت محافظهكاران نياز داشت در دو نوبت به ايراد اين اتهام نسبت به نمايندگان اصلاحطلب متحصن پرداخت كه بنده با استفاده از حق قانوني به پاسخگويي پرداختم.
مناسب دانستم كه پس از گذشت بيش از يكسال از اين پاسخگويي در صحن علني مجلس آنرا به نقل از گزارش مشروح مذاكرات مجلس شوراي اسلامي در اينجا بياورم چرا كه فكر ميكنم موضوع هنوز زنده و جاري است.
جلسه 395 مجلس ششم – روز سهشنبه 17 بهمنماه 1382
رجبعلي مزروعي – بسمالله الرحمن الرحيم
حاج آقا! ابتداء من خوشحالم كه در سايه تحولاتي كه بعد از دوم خرداد در اين كشور رخ داده است، همه چيز شفاف گفته ميشود و اين را بايد بزرگترين دستاورد اصلاحات در اين كشور بدانيم كه هيچ چيزي مكتوم و پنهان نميماند. جناب آقاي عبداللهي در نطق قبل از دستور قبليشان و همينطور در صحبتهاي اخيرشان بطور مشخص دو تا اتهام را متوجه نمايندگاني كه تحصن كردهاند مطرح كردهاند. من در مورد اين دو اتهام صحبت ميكنم البته صحبتهاي حاشيهاي هم داشتند كه اگر وقت بود به آن ميپردازم.
در مورد غيرقانوني بودن تحصن كه ايشان و همفكرانشان روي آن مانور ميدهند، پاسخ اين است كه نحوه اداره مجلس و مسائل مربوط به آنرا آيين نامه داخلي مجلس كه از محكمترين قوانين كشور است تعيين ميكند و در اين قانون هيچ منع و ممنوعيتي براي تحصن در مجلس وجود ندارد. در ديگر قوانين عادي كشور نيز منع و ممنوعيتي براي انجام تحصن در فضاهاي سربسته و از جمله در مجلس وجود ندارد. از همه مهمتر اينكه اصل بيست و هفتم قانون اساسي تشكيل اجتماعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح بشرط آنكه مخل به مباني اسلام نباشد را آزاد دانسته است. و از اينرو انجام تحصن نمايندگان در مجلس در اعتراض به رد صلاحيت گسترده نامزدهاي نمايندگي مجلس كاملا قانوني و قابل دفاع است و چه مكاني بهتر از خانه ملت براي تحصن نمايندگان مردم وجود دارد؟ آيا امر به معروف و نهي از منكر، مخل به مباني اسلام شده است؟ تحصن ما در مجلس نه تنها هزينهاي براي ملت و كشور دربر نداشته است، بلكه كوچكترين خللي در اداره امور مجلس بوجود نياورده است و حتي باعث سرعت بخشي به رسيدگي به لايحه بودجه سال 83 شده است. آيا فراكسيونهاي مختلفي كه در مجلس جلسه ميگذارند غيرقانوني است؟ نه، آنها(محافظه کاران) وجود ما را مغاير با شرع و قانون اساسي ميدانند و اگر ميتوانستند ما را از روي زمين محو ميكردند تا يكه تاز عرصه قدرت و حكومت باشند و براي ما مثل روز روشن است كه از نظر آنها هركاري ما بكنيم غيرقانوني است و حتي سرمان را بريدند حق نداريم فرياد بزنيم، چون گوش آقايان درد ميآيد. ما سوگند خوردهايم كه پاسدار قانون اساسي و حفظ حقوق ملت باشيم و آيا در شرايطي كه حق انتخاب ملت و اصول متعدد قانون اساسي در حال ضايع شدن است و اساس جمهوريت نظام در حال از بين رفتن است ما بايد ساكت بنشينيم و هيچ عكسالعملي نشان ندهيم؟ واقعا در اين شرايط، تعجب از افرادي است كه راي مردم را گرفتهاند و سوگند پاسداري از حقوق ملت را خوردهاند و ساكت نشستهاند. ما فرياد ميزنيم و تحصن ميكنيم چون استيفاي حق ملت را جزو وظايف خود ميدانيم.
اما در مورد بند دوم، مداخله بيگانگان در امور داخلي كه ترجيع بند خيلي دوستان اين روزها اين هست، در همه رسانههايشان و از جمله رسانه ملي، اول بايد مراد و منظور از مداخله روشن شود، چرا كه محافظهكاران با كاربرد فراوان اين واژه و تبليغات پر حجم و شدت در اين باره هرگز روشن نميكنند منظورشان از مداخله بيگانگان در امور داخلي ايران چيست؟ اگر منظور، مداخله فيزيكي و مادي و نظامي است، بسيار روشن است كه هر ايراني شرافتمندي اجازه چنين مداخلهاي را به بيگانگان نميدهد و فكر ميكنم متحصنان، امتحان خود را در گذشته و بويژه در دوران انقلاب و جنگ تحميلي نشان دادهاند و بهتر است آقاياني كه امروز مدعي اين مساله هستند، خود در اينباره پروندهشان را عرضه بدارند. ما حاضريم در هر كجا كه ميخواهند بيايند پروندهها و سوابق گذشتهمان را عرضه كنيم، آنها هم بيايند عرضه كنند تا ملت قضاوت كند.
اگر منظور از مداخله بيگانه در امور داخلي، مواضع تبليغاتي و اظهار نظر نهادها و مقامات دولتي و غيردولتي كشورهاي خارجي است، همه ميدانيم در دنيايي كه در سايه انقلاب ارتباطات و اطلاعات به دهكده جهاني واحد تبديل شده است بهيچوجه نميشود جلو قضاوت و داوري و اظهارنظر ديگران را درباره ايران گرفت. همچنانكه نهادها و مقامات دولتي و غيردولتي ما نيز هر روزه درباره مسائل ديگران اظهار نظر ميكنند. بطور مثال مسالهاي به نام ممنوعيت حجاب در فرانسه در مدارس و مكانهاي دولتي مطرح شده است كه اين مساله واكنش نهادها و مقامات دولتي و غيردولتي كشورهاي اسلامي از جمله كشور ما را در پي داشته است. آيا اين واكنشها و اظهار نظرها، مداخله در امور فرانسه نيست؟ يا وقتي نهادها و مقامات ما بحث انتخابات آزاد در كشورهاي ديگر و از جمله عراق را مطرح ميكنند، آيا اين داخله در امور داخلي آن كشورها نيست؟ بنظر من اين مداخله در امور داخلي ديگر كشورها نيست، بلكه امروز زندگي همه انسانها در روي كره زمين بهم گره خورده و همه، چه دولتيها، چه غير دولتيها به خودشان حق ميدهند كه راجع به مسايلي كه به سرنوشت همه انسانها، در همه كشورها مرتبط ميشود اظهار نظر كنند، اظهار عقيده كنند و نظرشان را بدهند.
بنظر ما، بايد پرسيد كه چه كساني امكان اظهار نظر و داوري و قضاوت ديگران را در مورد ايران بوجود آوردهاند؟ آيا آنهاييكه با رد صلاحيت گسترده داوطلبان انتخابات باعث شدهاند كه آزادي انتخابات در اين كشور به زير سئوال برود امكان مداخله ديگران را بلحاظ تبليغي در امور داخلي ما بوجود آوردهاند يا ما كه در اعتراض به اين وضع صدايمان را بلند كردهايم؟ بد نيست، ميگويند در مثل مناقشه نيست! شما همه جريان جنگ حضرت علي را با معاويه ميدانيد،عمار ياسر در كنار عليابنابيطالب به اين جنگ رفته بود. در حديث، پيامبر گفته بود تو بدست يك قوم ظالم كشته ميشوي، وقتي عمار ياسر در آن جنگ كشته شد، بسياري از كسانيكه در آن صحنه بودند گفتند كه خوب اين وعدهاي بود كه پيامبر داده بود و الان اين صحنه روشن شد كه اين قوم ظالم هستند. اصحاب آنطرف ديدند كه اوضاع دارد به ضرر آنها تبليغ ميشود، فرياد زدند كه آقا! چه كسي باعث شده است كه عمار ياسر به اينجا بيايد؟ اصلا آنكسي كه عمار ياسر را به جنگ آورده باعث كشته شدن ايشان شده است.
عزيزان! چه كسي در اين كشور(نميخواهم بگويم كسي يا چيزي) چه اتفاقي باعث شد زهرا كاظمي كشته بشود؟ وقتي زهرا كاظمي كشته شد ديگران طبيعي است كه ميآيند نسبت به اين مساله عكسالعمل نشان ميدهند، حرف ميزنند، اظهار نظر ميكنند، حالا اگر در داخل ما به اين كار اعتراض كرديم، خواستار رسيدگي شديم و ديگران هم در بيرون اعتراض كردند، اين به مفهوم اين است كه ما داريم با آنها همنوايي ميكنيم؟! (رئيس - وقت حضرت عالي تمام است) آنهاييكه مسبب بوجود آمدن اين وضعيت هستند، اسباب مداخله خارجي را دارند در اين كشور فراهم ميكنند، نه ما كه براي احقاق حق مردم و براي برگزاري انتخابات آزاد در اين كشور تلاش ميكنيم. والسلام (عدهاي از نمايندگان - احسنت)
رئيس – بالاخره ما نميخواستيم اين بحثها بشود، چون گفته بوديم كه هيچكدام از عزيزان صحبت نكنند، وقتي هم صحبت كردند ديگر هر دو طرف بايد صحبت كنند. سئوال هم داريم، ميخواهيم ملت اينرا بدانند، صبح هم خواهش كرديم، نشد، منتها آقاي عبداللهي چون صحبت كردن طبيعي بود آنطرف هم صحبت كنند. من خواهش ميكنم ديگر بحث را خاتمه يافته بدانند. (همهمه نمايندگان)
نظرات
Salam bardar mazroaei!
man say dar tamas az tarighe email ya tel ba shoma dashtam amma motasefaneh adresi paida nakardam alotf konid be adres email man shomarah tamas ya emili bedid,
ba tashakor
Reza az eropa
reza_a72@hotmail.com
ارسال شده توسط: Reza درMay 31, 2005 02:44 PM
http://p-kh.blogfa.com
ارسال شده توسط: سید احمدرضا احمدپور درMay 28, 2005 06:23 AM