« تعطيلات نوروز ! | صفحه اول | مرغ سحر »

25 فروردین 84

جاي خالي ماكياول

در شب سالروز «جمهوري اسلامي» بطور اتفاقي شاهد بحثي در سيما بودم كه حيفم آمد متعرض آن نشوم. در اين برنامه كارشناسي رسمي در مزاياي «حكومت ديني» و تفاوت بنيادين آن با نظامهاي «ليبرال دمكراسي» داد سخن مي‌داد و مهمترين فرق و ويژگي آن‌را در «اخلاقي بودن» اين حكومت مي‌دانست.
البته همه مي‌دانيم كه عالم نظر با عالم عمل تفاوت بسيار دارد و در عالم نظر سخن و ادعا بسيار مي‌توان كرد، اما در باب حكومتداري سرانجام آنچه مي‌تواند ملاك داوري قرار گيرد امر واقع و عمل است.
«جمهوري اسلامي» به عنوان يك «حكومت ديني» 26 سالگي خود را پشت سر نهاده و آنچه مي‌تواند ملاك ارزيابي و داوري در باره اين حكومت باشد تجربه حاصله است و به جرئت مي‌توان گفت كه اگر افرادي منصف و بي‌غرض به عملكرد «جمهوري اسلامي ايران» و نظامهاي «ليبرال دمكراسي» در سالهاي اخير از فراز و بالا (مثلا از كره ماه) نگاه كنند و از آنها در باب رعايت «اخلاق» در اين دو نوع نظام بپرسيم سر جمع پاسخ آنها به نفع نظامهاي «ليبرال دمكراسي» خواهد بود و نه «حكومت ديني»، موضوعي كه تحت عنوان «حقوق بشر» هر روز دامنگير نظام شده است.

بنده هم بر اين باورم كه بزرگترين مزيت و دستاورد دين براي زندگي بشري «اخلاق» است و جوهر دين كه توحيد و نبوت و معاد است در حيات اخلاقي انسان تبلور مي‌يابد، همچنانكه پيامبر اسلام علت بعثتش را تمام كردن مكارم اخلاق در جامعه بشري اعلام كرده است، و از اين‌رو انتظار مي‌رود كه افراد، جوامع و حكومت‌هاي ديني ارتباط وثيقي با «اخلاق» داشته باشند و رعايت ارزشهاي اخلاقي همچون، عدالت، صداقت، امانت، ايثار، مهرباني نسبت به ديگران، نظم، انضباط كاري و ... در آنها برجسته باشد، اما متاسفانه بايد اذعان كرد كه تجربه عملي «جمهوري اسلامي ايران» در سالهاي اخير نه تنها چنين وجهي را به نمايش نمي‌گذارد بلكه چهره «اخلاقي» جامعه ما آنچنان مخدوش و تيره شده است كه صداي «اصولگرايان» و «ارزشي‌ها» هم در‌آمده است!
ما تمسك به بدترين شيوه‌هاي غيراخلاقي را در عرصه سياست و اجتماع «جمهوري اسلامي ايران» شاهديم، و هماناني كه بيشترين ادعا را درباره مزيت «حكومت ديني» يعني «اخلاق» دارند به غيراخلاقي‌ترين قاعده (هدف وسيله را توجيه مي‌كند) براي رسيدن به قدرت و استفاده از آن چسبيده‌اند و يك لحظه هم آن‌را رها نمي‌كنند، كافي‌است در همين روزها مطبوعات و سخنانشان را مرور نمائيم كه سرشار از تحقير و تهمت و دروغ و افترا و فحش و بدگويي و ... به ديگران(غير خودي) است و هل من مبارز طلبيدن نسبت به عالم و آدم!
و البته استفاده از همه امكانات حكومتي براي سركوب و منكوب كردن هر آنكه مخالفش مي‌دانند! و عبرت آموز اينكه دست روزگار و انتخابات رياست جمهوري اعمال اين شيوه‌ها را به درون اردوگاه خودشان هم كشانده است.
بنده به عنوان فردي كه از ايام طفوليت در مسجد و پاي منبر بزرگ شده‌ام و از روزي كه براي پيروزي نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(ره) وارد عرصه مبارزه با رژيم استبدادي پهلوي شدم هرگز تصور آنچه را در اين سالها در «جمهوري اسلامي ايران» رخ داده است را نمي‌كردم چه برسد به تصديقش!
نمي‌دانم چه مي‌شود گفت و چه مي‌شود كرد كه امروزه در جامعه ما «اخلاق» ديگر جايگاهي ندارد و ارزشهاي اخلاقي همچون عدالت، انصاف، صداقت، امانت، ... ديگر خريداري ندارد.
همه را دعوا بر سر «قدرت» و «دنيا»ست و البته همه هم ادعاي «خدمت به مردم» و «كار براي آخرت» دارند!
حداقل در نظامهاي «ليبرال دمكراسي» افراد و احزاب چنين ادعاهايي ندارند و بطور «قانونمند» و «مدني» بر سر‌ «قدرت» و «دنيا» رقابت مي‌كنند و ... بنظرم اگر «ماكياول» زنده بود جلوي خيلي از سياستمداران و دولتمردان مسلمان ما (به ويژه از جنس اصولگرايان) لنگ مي‌انداخت، و همه ما بايد بدانيم كه بحثهاي نظري اگر در عرصه عمل ظهور و بروز نيابد نه تنها هيچكس را اقناع نخواهد كرد بلكه بازتاب منفي هم خواهد داشت.




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007