« افزايش بودجهء عمومي دور باطل | صفحه اول | پاسخ به نظرات »

15 بهمن 84

پرونده هسته اي واجب تر از نان شب !

اگر فردي حوصله كند و مواضع و صحبت هاي محافظه كاران را از روز سوم خرداد 76 تاكنون مرور كند در خواهد يافت كه در همه اين روزها و سالها نيروهاي ارزشي و اصولگرا مشكلات اصلي كشور را در «معيشت مردم» خلاصه كرده و بر طبل مطالبات اقتصادي آحاد جامعه مي‌كوفتند، و صد البته اصلاح طلبان را براي اينكه به اين مطالبات توجه ندارند و اصلاح طلبي را در مبارزه با فقر و فساد و تبعيض متمركز ننموده و همه نيروي خود را صرف پيشبرد توسعه سياسي و فرهنگي كرده اند مورد چالش و سرزنش قرار داده و چنين القا مي كردند كه اصلاح طلبان به فكر نان و آب و معيشت مردم نيستند و اگر محافظه كاران روي كار بيايند مشكل آب و نان و معيشت مردم را حل خواهند كرد و ايران بهشت و گلستان خواهد شد و ...

چرخ روزگار چنان شد كه محافظه كاران با تابلوي آبادگران و اصولگرايي و با كمك همه جانبه نهادهاي قدرت و نيروهاي غيبي امروز كل قدرت و حاكميت را قبضه كرده اند و قدرت مطلقه كامل شده است به گونه اي كه در رده هاي مديريتي آنچنان تصفيه اي انجام داده اند كه ديگر هيچ اثر و نشاني از اصلاح طلبي و اصلاح طلبان نمانده ! تا اينان بتوانند با خيال راحت و انديشه يكپارچه مشكل «معيشت مردم» را حل نمونه و به ويژه درآمد نفت را به سر سفره فقير و بيچاره ها ببرند.

اما از عملكرد اينان به نظر مي رسد كه براي تحقق اين هدف بهترين راه حل را در پيگيري «پرونده هسته اي» ديده اند و اينكه بجاي آب نبات چوبي در پي دًر غلطان باشند! تبليغات سر سام آور رسانه هاي رسمي در اين باره به گونه اي است كه دستيابي به «فن آوري هسته اي» را حلال همه مشكلات و دردهاي جامعه ايراني مي داند و پرونده اين ماجرا را يك پرونده ملي، و اگر كسي در اين وسط صدايش درآمد كه حاكمان پس آن وعده بهبود «معيشت مردم» چه شد با چوب بر سرش خواهند كوبيد كه دستيابي به اين فن آوري از نان شب هم واجب تر است ! و تكيه بر سه اصل عزب، حكمت و مصلحت در سياست خارجي حكم مي كند كه ما از حق خودمان در دستيابي به اين فن آوري نگذريم حتي اگر به قيمت در افتادن با همه كشورهاي قدرتمند دنيا باشد! و آنهايي شان كه عميقا اصولگرايند مي گويند كه مردم حاضرند از نانشان كه هيچ حتي از جانشان نيز بگذرند اما از اين فن آوري نمي گذرند!

البته واضح و مبرهن است كه جامعه ايراني در همه فن آوري ها به حد كمال رسيده و بطور مثال در صنايع هواپيمايي، مخابرات و ارتباطات، حمل و نقل، .... ديگر هيچ كم و كسري ندارد و فقط مانده است كه به «فن آوري هسته اي» مجهز شود تا بهشتي را كه اينان وعده داده اند محقق شود و «معيشت مردم» روبراه! خوب در اين صورت چه كسي در ايران مي تواند مخالف سياست جاري درباره «پرونده هسته اي» باشد؟ و اينگونه است كه همه ايرانيان موافقند و هيچ مخالفي را نمي توان پيدا كرد و ....

در مصاحبه اخير عبدالحليم خدام معاون سابق رياست جمهوري سوريه (به مدت 20 سال) نكته بسيار مهمي نهفته بود. او گفت برداشت نادرست از تحولات منطقه اي و بين المللي باعث بوجود آوردن وضعيت كنوني براي سوريه شده است. به نظرم عين اين گزاره براي دولتمردان كنوني ايران نيز صادق است. اينان كه براي حل مشكل «معيشت مردم» آمده اند حال «پرونده هسته اي» را به آنچنان موضوعي تبديل كرده اند كه ديگر مردم مشكل معيشت از يادشان رفته است و خود را آماده شرايط بدتر از اين مي كنند! پيش از اين نيز دولتمردان عراق دچار همين خطا شدند و پيامدهاي آنرا ديدند و ديديم و مي بينيم.

هرچند اگر قدرتمندان و حاكمان دنيا دچار خطاي در تحليل نمي شدند هيچ جنگي رخ نمي داد و هيچ رژيمي سقوط نمي‌كرد، اما انسان تعجب مي كند كه چرا اصولگرايان حاكم بر ايران، حال كه همه قدرت را قبضه كرده اند لااقل از دور و اطراف خود عبرت نمي گيرند و سرنوشت افغانستان و عراق را نمي بينند؟ اينان تصورشان از عالم همان تصوري است كه از نيروهاي داخلي دارند و فكر مي كنند كه همان سياست و برخوردي را كه با نيروهاي داخلي داشتند مي توانند با ديگران نيز انجام دهند و پيروز شوند! و به نظر مي رسد كه اينان حتي به فكر بقاي خودشان هم نيستند چه برسد به ديگران.

از عجائب روزگار اينكه روزگاري محافظه كاران «تهاجم فرهنگي» را موضوع كانوني كشور كرده بودند و امروز «پرونده هسته اي» را، و آنچه در اين ميان رها شده «معيشت مردم»‌ است، و شكي نيست كه با ادامه سياست هاي آقايان همين لقمه نان همه از دهان مردم گرفته شود و ....



   نظرات

mohammad :

سلام

بايد بگويم که شخصا اين حرف اصولگرايان را قبول دارم و مشقت با عزت را بر راحتي با ذلت ترجيح ميدهم. متاسفانه يکي از اشکالات وارد بر جريان شما وادادگي در بحث هسته اي بود و شخصا اين يکي از دلايلي بود که به کانديداي اصلاحطلب راي ندادم.

متاسفانه حرفهاي شما مرا ياد حرف بعضيها مياندازد که علت همراهي مردم با انقلاب را براي بهبود وضعيت نان و آب ميدانند در حاليکه اهميت اين موضوع در درجه چندم بود و البته پيروزي آقاي احمدي نژاد هم نه بدليل شعار بهبود معيشت مردم بلکه بدليل شعار عدالت گستري ايشان بود چراکه آقاي کروبي در اين زمينه شعار بهبود معيشت بسيار جلوتر بود(۵۰۰۰۰ تومان را ميگويم).

متاسفانه به علت فاصله گرفتن با مردم حرف دل آنها را نمي دانيد که آنها عزت را بر رفاه ترجيح ميدهند و اگر قرار بر اتتخاب يکي از اين دو باشد حتما عزت زا انتخاب خواهند کرد. فقط به شعر زير دقت کنيد تا شايد کليد خروج شما از اين مباحث بيهوده باشد.

به دست آهن تقته کردن خمير به از دست بر سينه پيش امير

عمر گرانمايه در اين صرف شد تا چه خورم صيف و چه پوشم شتا

اي شکم خيره به ناني بساز تا نکني پشت به خدمت دو تا

و بدتر از همه اينکه هنوز بر اشتباهات خود اصرار ميورزيد و براي توجيه آنها به هر دليل غيرمنطقي متوسل ميشويد.


مزروعی : ظاهرا شما خود را سخنگوی اصولگرایان می دانید که این چنین محکم ازجانب آنها سخن گفته و از مواضع آنها دفاع میکنید! اما وقتی دفاع و نظر شما مسموع می افتد که منطبق بر مواضع اعلام شده اینان طی سالهای پس از دوم خرداد 76 تا انتخابات اخیر باشد درحالی که تبلیغات انتخاباتی محافظه کاران از انتخابات دور دوم شوراها به اینطرف همه حول وحوش شعارهای معیشتی و آب ونان مردم بوده و بزرگترین دلیلش تابلوی آبادگری است که اینان بر پیشانی خود برای پیروزی در انتخابات چسباندند! درمورد وادادگی و بقیه مدعاهای شما نیز سوابق امثال بنده روشن است و اینکه چه افرادی بنده نان ونامند وچه افرادی دست به پیش امیر می برند خواهیم دید، اما مدعای ما این است که می توان با عقل وتدبیر کاری کرد که هم دست پیش امیر نبرد و هم به نان مردم رسید و هم با عزت و سربلندی زیست، و اینگونه نیست که برای بدست آوردن اینها حتما باید با دیگران سرجنگ و درگیری داشت، ضمن اینکه لابد شما تجربه جنگ 8ساله با عراق ونتایج آنرافراموش نکرده اید.

 
 

Winston :

freedom is not cheap

 

فرهنگ پازوکی :

شش هزار سال تاریخ این کشور نشان میدهد که دست های غیبی همیشه نگهدار این کشور بوده و دهان دشمنان را خورد کرده است.فرصتی است که با تکیه به وعده الهی دانشمندان ما بامب های قوی تر از اتم و بامب هیدروژن بسازند و کار دنیا را یکسره کنند. ما نامه ای (طومار) به آقا امام زمان خواهیم نوشت و در چاه میاندازیم تا زود تر از ماه مارس تشریف بیاورند و حق کفار را کف دستشان بگذارند. صبر هم اندازه ای دارد. کاری نکنند که شمشیر از غلاف بیرون بکشیم.


مزروعی : نمی دانم شما تاریخ این شش هزار سال را چگونه خواندید که اینهمه دست های غیبی درآن دیده اید! ومثلا این دست های غیبی زمان حمله مغولها و افغانهاو...کجا بودند؟ برادرعزیز! خداوند به بشرعقل داده تا از آن استفاده کند و گفته اند با توکل زانوی اشتر ببند. مطمئن باش بمب هسته ای و هیدروژنی هیچ مشکلی را ازما حل نمی کند همینطور که از دیگران را حل نکرده است و با یکسره شدن کار دنیا نیز مشکلی حل نمی شود. درمورد بقیه نظرتان هم بنظر می رسد مزاح فرموده اید و خواهشمندم شمشیرتان را همچنان در غلاف نگه دارید چون روزگار آن گذشته است و فقط به درد موزه می خورد.

 

حامد :

آقای مزروعی عزیز فراموش نکن الان رفتیم شورای امنیت واسه افتضاحی که هم جناحیهای شما توی توافقنامه پاریس بخرج دادند . الان تازه وضعیت برگشته به قبل از توافقنامه و هنوز غنی سازی شروع نشده اما دیدید که فرستادنمون نیویورک .

مزروعی : خوشحال خواهم شد که موارد افتضاحی راکه هم جناحی های بنده در توافقنامه پاریس بخرج دادند بصورت ریز برشمارید تا همه مطلع شوند مگر نه اینگونه کلی کوئی هیچ کمکی به بحث نمی کند. الان هم وضعیت به گذشته برنگشته بلکه ما در شرایطی کاملا متفاوت ازگذشته قرارداریم و پرونده هسته ای ایران را به این دلیل به شورای امنیت فرستادند که غالب کشورهای دنیا دیگر به حرفها وگزارشهای ایران و مقامات ایرانی اعتماد ندارند و ایران را متعهد به قول و قرارهای خود و معاهدات بین الملی نمی دانند، ضمن اینکه اقدامات دولت جدید در راه انداختن UCF اصفهان و تحقیقات نطنز عامل تشدید کننده در این موضوع بود وبرخلاف آنچه شما آورده اید اصرار آقایان برغنی سازی باعث این وضعیت شده است و خدا میداند ادامه این روند و سیاستهای غلط ایشان به کجا می انجامد.

 

FATEMEH :

متاسفم که شما به ظاهر اصلاح طلبها هنوز مردم ايران را نشناخته ايد.
من بشخصه حامی اين رژيم و دولت نيستم ولی برای دستيابی به انرژی هسته ای اگر کار به جنگ هم کشيده شود از آن حمايت می کنم.

مزروعی : همانگونه که شما حق دارید نظری اینگونه داشته باشید دیگران و از جمله بنده هم حق دارم نظردیگری داشته باشم وحق هم دارم آنرا بیان و از آن دفاع کنم. درضمن در اینگونه ارائه نظرها لازم نیست همدیگر را متهم به نشناختن مردم کنیم، صحت یا استحکام هر نظری به محتوای درونی آن و پذیرش عمومی بر می‌گردد و نه به ادعای صاحب نظر! از نظر بنده بدترین راه رسیدن به انرژی هسته ای جنگ است، ضمن اینکه معلوم نیست اگرجنگی رخ دهد همانهایی که ادعای جنگیدن دارند چقدر در صحنه می مانند؟ راههای کم هزینه وعزتمندانه دیگری هم برای دستیابی به فن آوری هسته ای وجود دارد اگرکاربرد عقل و تدبیر در سیاستگزاری پذیرفته شود.

 

مهدی :

آقای مزروعی عزیز با نظر شما کاملا موافقم - ضمن اینکه دعا میکنم تحریم و جنگ میان آمریکا با این جماعت امام زمان هرچه زودتر آغاز گردد تا بلکه به امید خدا آنانکه داعیه صدام و ملا عمرگونه دارند هرچه سریعتر به میدان بیایند و کارشان یکسره شود. ان شاء الله - بقول معروف خلایق هرچه لایق

 

Mehrdad Dianati :

Aghaye mazroui aziz,

Man ham mesle shoma khon del mikhoram, vaghti mibinam in aghayan maghroor az sarkobe deshjoyan va eslah talabane bi defa maghroor gashteand va edeaye mobareze ba donya ra sar dadeand. Be taradarane nojavan va bi tajrobeye in aghayan ham ke ingone ezhar nazar mikonand bayad sefaresh kard ke andaki tamol farmodeh va tarikhe monsefaneye jange 8 sale ba iraq va tabate anra motalee farmayand. Faramosh nakonand ke nirohaye nezami iran dar hale hazer hich vasileye moaser baraye hata yek hafte moghavemate moser dar barabare keshvar haye motahed nadarand. Nirohaye mosalah ma ba hemeye tavan ghader be pirozi bar arteshe iraq nashodand, ke zarfe yek hafte dar kuwait shekast khord.

omidvaram khodavand akher aghebat, in melate mazlom va natavan az taghiire sarneveshte khod ra be kheir konad.

be omide sarbolandi irane aziz,

Mehrdad Dianati,
Canada

 

عليرضا :

آقاي مزروعي با شما همدردم...
تا كي بايد شاهد اين جهالتها باشيم خدا مي داند ...
اي كاش تلنگري اينان را از خواب خوش و بي خبري بيدار مي كرد...

 

آرمين :

جناب آقاي مزروعي
تبريك ميگويم چون كمتر كسي رو ديدم كه پاسخ تك تك كامنتها را بدهد. و البته معقول. ببينيد متاسفانه سياست در ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب در كف متخصصان فن نبوده (تازه كمتر كاري بوده كه در ايران در دست متخصصش باشد) و لذا كشوري كه از تمامي نعمات برخوردار است تازه لقب در حال توسعه را دارد ، مغزهايش يا فرار ميكنند و يا فراريشان ميدهند و يا به ديوانگيشان ميكشانند. پشت ميزنشينان ما تا پشت ميزند فقط فكر و راي خودشان و بله قربان گويان را قبول دارند و لذا سياستها هم هدفمند و سريال پيش نمي‌روند بلكه مقطعي و گاه متنافر هم ميشوند. قوا و مسئولين حساب به كسي پس نده ، كم نداريم بقولي كنايي انگار اين مملكت را تاكنون از غيب نگه داشته اند و الا عجيب است كه تاكنون اصلا“ بجا مانده‌ايم درست كه اكثريت ملت با فلاكت زندگي ميكنند (شما برعكس بخوانيد) ولي تاكنون مكافات ندانم كاريها را چه كسي غير از مردم پرداخت كرده؟ اينبار هم همو جور خواهد كشيد. آقاياني كه هر بار شعار از نان شب واجب تر را سر ميدهند، بشرطي حداقل بعنوان صادق قبولشان دارم كه اول از نان شب خودشان شروع كنند نه اينكه نان شب ما را ببرند و خودشان سفره رنگين بيندازند ! من هم يكي از مردمم و حق حياتم برايم محفوظ است و حق داشتن عقيده خودم را دارم. بگذريم از اينكه بهترين سالهاي عمرم را در جنگ بازيچه ايناني بودم كه عمر و حيات بسياري را به تباهي كشيدند. ولي تا حكومت به صورت جناحي و فارغ از شيوه مرسوم دنيا در ايران در دست جناحهاي سياسي ميچرخد ، اين مسائل بديهي است.
كجا با دزد بيروني در افتيم چو دزد خانه را بالا نشانديم.

 

نخودی :

آفرین آقای مزروعی. تا زماني كه كشور از درون درست اداره نشود بايد از بيرون در برابر غربيها عقب نشيني كنيم. بقيه حرفها بيشتر به بازي هاي كودكانه ميماند و يك قاز هم نمي ارزد. ايران بايد دوباره ايران شود و فضاي سياسي و فرهنگي كشور بر اساس ميانگين ديدگاه مردم باز شود و دستگاههاي حكومتي چهره مردم را بخود بگيرند. نميتوان در شيوه حكومت، قشري بود و دم از منافع ملي زد. نه مردم ايران باور ميكنند و كشورهاي دنيا نيز باور نميكنند. اينقدر هم نگويند تنها چند كشور مخالف توانايي هسته اي ما هستند، بيشتر كشورها مخالفند و همين يعني قانون بين الملل كه منافع ملي ما ايجاب ميكند از آن پيروي كنيم. تا زماني كه مردم ايران وارد اين معادله نشوند، هر اندازه كه تند تر و بي كله تر هم بروند ملت ايران بايد هزينه سنگينتري براي تحمل خسارت اين ندانم كاري ها بدهند.

در مورد تهدید قیمت نفت هم باید عرض کنم که شركتهاي نفتي غربي كه در همه جاي دنيا در مالكيت حوزه هاي نفتي شريك هستند درآمد سرشاري از افزايش قيمت نفت بدست ميآورند. در سال گذشته سود شل به میزان بیسابقه 22 میلیارد دلار و سود شرکت اکسون آمریکا به 34 میلیارد دلار رسید. یعنی سود این دو شرکت نفتی از کل فروش نفت ایران بیشتر بود - هزینه ها بماند. دولتهاي غربي نيز از محل ماليات بر مصرف فراورده هاي نفتي درآمد بسياري بدست ميآورند كه براي سلامت و توازن بودجه اي آنها بسيار كارساز است. روسيه هم از افزايش قيمت نفت سود بالايي ميبرد. افزايش قيمت نفت تنها به كشورهاي ضعيف با مديريتهاي ناكارآمد اقتصادي صدمه ميزند و تا حدودي هم به چين. ولي دولت چين هم بدش نميآيد تا اندازه اي شتاب غير قابل كنترل و بالقوه مخرب رشد اقتصادي در اين كشور را مهار كند كه اين ميتواند راهي مردم پسند در اين زمينه باشد. بنابر اين همه سود ميبرند جز ايران و مستضعفين جهان. تصميمگيران كشور بايد قدري بيدار شوند و ساختار اقتصادي دنيا را درستتر بشناسند..
مزروعی : بنده فکرنمی کنم نیازبه عقب نشینی دربرابرغرب باشد بلکه مانیاز
به کاربرد عقل وتدبیردربرابرغرب داریم ومطمئن هستم ازاین طریق می توانیم
منافع ملی مان راتامین وکشورمان راازافتادن دردام جنگ ونابودی نجات دهیم.

 

رضا :

متآسفانه يكي از مشكلات اساسي ما همين است كه هر كس خود را صاحب نظر بلامنازع ميداند. هشت سال حكومت در دست شما اصلاح طلبان بود ديديم به كجا رسيد حالا هشت سال هم در دست اصولكرايان باشد تا ببينيم جه ميشود. بايد ياد بكيريم هميشه مسايل بزرك و ملي را از منظر من خارج كرده و بر عهده ما بكذاريم.
مزروعی : هرچند منظور شماراازاین نظر نفهمیدم اما نمی دانم جگونه می شود این نظر شمارا (باید یاد...) عملیاتی کرد جزاینکه هرکس نظرخودرادرعرصه عمومی ارائه کند والبته خودراصاحبنظربلامنازع نداند! خوشحال خواهم شد شیوه
عملیاتی شدن نظرتان را ازائه کنید تا کلی گویی نکرده باشید.

 

نخودی :

آقای مزروعی،

منظور بنده از عقب نشینی در برابر غرب این نبود که اصولا عقب نشینی کار درستی است، بلکه میخواستم این را بگویم که شیوه کنونی اداره کشور ما را ناچار به عقب نشینی میکند زیرا پشتوانه داخلی برای پس راندن غربیها را نداریم و بالخره باجشان را بنوعی از ما میگیرند. البته آنها هرگز در اندیشه تهاجم نظامی به سرزمین ما نیستند زیرا که اولا این کار ممکن نیست و دوما روشن است که هیچ تهاجمی به اندازه ساختار اداره کشور در سه دهه گذشته توان تخریب بنیانهای فیزیکی ملی و فرهنگی کشور ما را ندارد. ما در این سه دهه (28 سال) بیش از یک تریلیون دلار نفت و گاز صادر و یا در داخل مصرف کرده ایم حال آنکه اقتصاد ما از دو برابر ترکیه در سال 57 به نزدیک به یک سوم ترکیه در حال حاضر تنزل پیدا کرده و میلیونها ایرانی به بیرون کوچ کرده اند و میلیونها معتاد و بیکار داریم. کدام حمله خارجی میتواند چنین آسیبی به یک کشور بزند؟ نظر بنده این بود که همانند بحث تهاجم فرهنگی ما نمیتوانیم با وجود خلا فرهنگی در داخل از تهاجم فرهنگی بیرونی (با فرض اینکه اصلا چنین تهاجمی بصورت یک توطئه وجود دارد) جلوگیری کنیم.
مزروعی : من با بخشی ازنظرات شما موافق نیستم هرجندهمانند شما شیوه کنونی
اداره کشور رانامناسب وغیرکارآمد میدانم وباهمه این احوال معتقدم هنوز ایران
این ظرفیت وپتانسیل که پشتوانه داخلی رابرای ایستادگی روی مواضع اصولی اش
( البته به غیرازپرونده هسته ای دردست اصولگرایان!) فراهم آورد،دارد.درمورد
برخی مسائل که نام برده اید جای بحث وتامل وجوددارد وفکرمی کنم نباید به
گونه سیاه وسفیدبا مسائل مواجه شدبلکه باید به شیوه ای علمی به کالبدشکافی
هرموضوع پرداخت ونتیجه گرفت.بطورمثال جمعیت ایران طی سالهای پس از
انقلاب دوبرابرشده است که درهرتحلیلی درباره ایران باید به آن توجه شود.

 

نخودی :

آقای مزروعی

از پاسخ شما سپاسگزارم. اگر یک اقتصاد درست اداره شود افزایش جمعیت یکی از متغیرهای مستقیم در رشد اقتصادی است نه کاهش آن. شما دارید با فرض یک سبد دارایی ثابت (مانند درآمدهای نفتی) افزایش جمعیت را متغیری برای کاهش حجم اقتصادی معرفی میکنیددر حالی که حتی با سبد ثابت، افزایش جمعیت باید کاهش درآمد سرانه را بدنبال داشته باشد، در حالی که بحث بنده مربوط به کاهش حجم کلی اقتصاد یا تولید ناخالص داخلی ایران نسبت به ترکیه است و بحث درآمد سرانه چیز دیگری است. لازم است تاکید کنم که افزایش بی رویه جمعیت که در دهه نخست انقلاب رخ داد یکی از موارد سو مدیریت است ولی به هر حال افزایش جمعیت در کشوری با استعدادهای سرشار ایران که در سال 56 صنعتی ترین کشور جهان اسلام بود به هیچ وجه حتی بهانه ای برای کاهش درآمد سرانه نباید باشد. اگر اقتصاد ما درست اداره میشد و به همان رشدی که بین سالهای 35 تا 56داشت ادامه میداد درآمد سرانه در ایران باید با وجود افزایش جمعیت، بالا میرفت و از سایر کشورها مانند کره ترکیه و مالزی اینگونه عقب نمی افتاد بلکه بسیار پیشتر میبود. برخی همواره درآمد نفت را بر جمعیت کشور تقسیم میکنند که اینکار یک اشتباه فاحش در توجیه کاهش درآمد سرانه در کشور است. ثروت اصلی هر اقتصادی کار و کوشش اقتصادی خود مردم است و کاهش در آمد سرانه در کشور ما، علاوه بر تخصیص غیر بهینه درآمدهای نفتی، بدلیل نا کارآمدی مدیریت اقتصادی است که زمینه کار و تولید را از احاد مردم سلب کرده و موجب کاهش شدید تولید ملی ما شده است. آیا شما از ملی شدن بسیاری صنایع و بانکها پس از انقلاب خبر ندارید و حتما میدانید که اصل 44 قانون اساسی بخش خصوصی را تنها به صورت یک بخش حاشیه ای تعریف میکند. اینها بخش کوچکی از مجموعه حرکتهایی بود که موتور اقتصادی کشور را از حرکت باز ایستاند و تا امروز هم مجموعه سیاستها
همچنان سهم دولت را در تولید ناخالص داخلی بالای 80% نگهداشته است
.
مزروعی : باتشکرازلطف وتوجه شما،نمی دانم چگونه می شود این بحث رابا
شماادامه داد چون احساس می کنم ماازدو منظرمتفاوت به بحث ورود پیدا می کنیم وطبعا نمی توانیم به یک مسیر برویم،اگردرپاسخ قبلی به بحث جمعیت اشاره کردم به همین دلیل بودکه می خواستم توجه شمارابه این موضوع جاب
نمایم که دربحث وبررسی پیرامون مسائل اقتصادی باید به همه عناصرومتغیرهای تاثیرگذاردرموضوع توجه داشت .اما درمورداینکه عنصر
جمعیت،حتی باوجودشرطی که شما گذاشته اید، می تواندمقوم رشداقتصادی
باشد اینرابرای اولین باراست که ملاحظه می کنم وخوشحال خواهم شد که
ادبیات مربوط به این موضوع رااززبان اقتصاددانان به بنده معرفی نمائید
چرا آنچه تاکنون بنده دراین باره خوانده ام خلاف این مدعاست .نکته آخراینکه
دریک تحلیل علمی نباید پیشداوری داشت وحتی خردانتقادی حکم می کند که
ما نقاط قوت وضعف راباهم ببینم وخلاصه دنیاراسیاه وسفید نبینیم! بنده از
مجموعه نظرات شما این برداشت رادارم که درکارنامه وعملکرد اقتصادی
جمهوری اسلامی ایران هیچ نقطه مثبت وسفیدی پیدا نمی شود؟خوب دراین
صورت چه جای بحثی می ماند؟ همین جا بگویم که بنده بابخشی ازنظرات
شما موافقم اما درتحلیل کلی ونوع نتیجه گیری باشما اختلاف نظر دارم و
اینکونه فکرنمی کنم که جمهوری اسلامی ایران هیچگونه دستاورد اقتصادی
مثبت نداشته است هرچند عمکرداقتصادی اش مطلوب نبوده ونقد وانتقادهای
جدی برآن وارد است .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007