« اقتصاد ایران در تعلیق | صفحه اول | بودجه، قيمت‌بنزين و ارز »

17 اسفند 85

دوسالگی وبلاگ

تقدیرما ایرانیان چنین بوده است که در دنیای واقعی فرصت چندانی برای تمرین دمکراسی وبحث آزاد وتبادل نظرپیدا نکرده ایم. نسل ما بیشترعمرمفید خود را درگیرمسائل سیاسی و اجتماعی بوده است بدون آنکه بتواند آنرا به سرانجامی درست برساند و از آن بهره گیرد. شاید بهترین صفت برای نسل ما نسل سوخته باشد اما باید امیدوار بود که نسل بعدی بتواند با بهره گیری از تجربیات گذشته وعبرت آموزی طرحی نواندازد. اما در عین حال نسل ما(آنها که در گذر حوادث شانس یا فرصت زنده ماندن داشته اند) در سایه تحولات سریع فنآوری این امتیاز را نسبت به گذشتگان خود داشته اند که لااقل در دنیای مجازی تمرین دمکراسی و بحث آزاد و تبادل نظر کنند و از این طریق به نوعی جوهر وجودی خود را در عرصه عمومی به حرکت و تکاپو وادارند تا راه بسوی دنیای واقعی باز کنند و شاید روزی این تجربه را در دنیای واقعی پی گیرند!

دمکراسی بر دوش جامعه ای سوار می شود که افرادش تحمل این بار را داشته باشند و به نظرم اگر افراد جامعه ما زیر ذره بین دمکراسی پذیری نهاده شوند، حتی از نوع تحصیلکردگان و روشنفکران و نخبگان و .. .اش، غالبشان کم می آورند و به همین دلیل است که معدل جامعه ما حاضر نیست برای حاکمیت دمکراسی در کشورهزینه بدهد و براحتی نیروهای اقتدارگرا و استبداد خواه می توانند بر آن حاکم شوند و ... چرخه نامیمون آزادی – هرج و مرج – استبداد که یکصد سال است بر سر کشور ما دور می زند دلیلی بر اثبات این مدعاست و اینکه ما ایرانیان نتوانسته ایم با استفاده از همان فرصتهای اندک آزدای راه را بر بازگشت استبداد ببندیم و به تثبیت و نهادینه کردن آزادیهای بدست آمده و تحقق تدریجی دمکراسی بپردازیم. اینکه ما علیرغم موقعیت جغرافیایی بی نظیر و منابع طبیعی غنی و نیروی انسانی مستعد هنوز در خم یک کوچه توسعه مانده ایم و در رقابت نفس گیر جهانی، حتی در مقایسه با برخی همسایگان، روز بروز در حال سقوط و نزول ایم دلیلی جز ناهمراهی با آزادی و دموکراسی ندارد.

به تعبیر مولای متقیان «علی» انسان در حالیکه تصور می کند موجودی کوچک و حقیر است (واغلب ما در این تصور غرق می شویم) اما در درون او عالم کبیر و سرمایه عظیمی نهفته است!

مهمترین گذرگاه انسان تبدیل این سرمایه نهفته و بالقوه به عرصه وجود و حیات بالفعل است، و هموارترین راهی که می تواند این عبور را با کمترین هزینه و بیشترین باز دهی ممکن تحقق بخشد آزادی و دمکراسی است. استعدادها و توانایی های آدمیان فقط در فضای آزاد می شکفد و رشد می کند همچون پرندگان که فقط در دنیای آزاد می توانند پرواز کنند اوج بگیرند و ... اما با ذکر این دو نکته که در دنیای آدمیان آزادی و دمکراسی خود قانونمند و بر پایه توافق و قرارداد اجتماعی است و دیگر اینکه حرکت در این بستر هزینه هایی را هم بهمراه دارد که باید در برابر بهره های فراوان آن پذیرفت و آن اینکه ممکن است برخی افراد جامعه از اینها سوء استفاده کنند و .. . واشتباه بزرگ نظامهای استبدای و اقتدارگرا در همین نهفته است که به بهانه هزینه های احتمالی نه تنها جامعه و واحد ملی بلکه خودشان را ازشکوفایی و رشد همه استعدادهای نهفته آحاد جامعه محروم و کشور را به ورطه عقب ماندگی و نظام سیاسی را به سقوط می برند.

هر چند ورود من به دنیای مجازی بیشتر ناشی از شرایط شخصی و مقتضیات زمانه بود و شاید اگر روند تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران بگونه دیگری پیش می رفت هرگز این فرصت و امکان ادامه حضور را نمی یافتم، اما امروز پس از دو سال تجربه وبلاگ‌نوسی و ارتباط اینترنتی بسیار خوشحالم که این فرصت و امکان را داشتم. واقعا در سایه این وبلاگ احساس زنده بودن مي كنم و اینکه باید در حد توان وفهمم نسبت به موضوعات اطرافم واکنش نشان دهم و با دیگرانی که می خواهند ارتباط برقرار و تبادل نظر کنم و به خلاصه ترین تعبیر تمرین دمکراسی در فضای مجازی کنم. اینکه در نظامهای مردمسالار شهروندان احساس زنده بودن و مشارکت در اداره امور می کنند جز رخداد این تجربه در عالم واقع نیست. هرچند در همین دو سال دریافتم که برخی از ما ایرانیان رفتارمان در دنیای مجازی همچون دنیای واقعی قرابتی با موازین دمکراسی ندارد، و داستان برخورد حکومت وحکومتگران با این دنیا خود حکایت دیگری است، اما در گذر زمان بر امیدواری ام نسبت به اصلاح امور در عرصه مجازی و واقعی افزوده شده است و لااقل این را می توانم بگویم که به خودم امیدوار شدم که در میان این نسل سوخته راهی بجویم. امروز وقتی نوشته های خود را در این وبلاگ مرور می کنم از اینکه توانسته ام پابپای حوادث و تحولات گام زنم و در حد یک شهروند اعلام نظر نمایم و اینها در پرونده من ثبت شود خوشحالم و از همه آنانی که برای خواندن این وبلاگ بخود زحمت دادند و به ویژه آنانی که با اعلام نظر امکان بحث و تبادل نظر را دامن زدند سپاسگزاری می نمایم و امیدوارم که همچنان این لطفشان را از من دریغ ندارند. البته در انتها باید از حنیف فرزندم که هزینه سنگینی بابت وبلاگنویسی پرداخته وهم او بود که مرا وارد این وادی کرد نیز تشکر وقدردانی بسیار کنم وایضا با ابتکار عمل او در آغاز سه سالگی وبلاگ شکل وشمایل تازه ای یافته است که طراحي قالب آن را بهزاد باشو برايم انجام داده و عكس لوگو را نيز آرش عاشوري‌نيا گرفته است كه در همينجا از هر دو اين عزيزان تشكر و سپاسگزاري مي‌كنم.

در همين زمينه:

چرا اينطوري شدم! - مطلب افتتاحيه وبلاگ
دنياي واقعي؛ دنياي مجازي - مطلب يكسالگي وبلاگ



   نظرات

dana :

kodoom democracy? mesle afghanestan o iraq? mesl e america? cheshmhatoon ro baaz konid kam kam... har chand noor e khorshid azyatetoon mikonan

 

مهدي :

سلام آقاي مزروعي
دوساله!! شدن وبلاگتان را تبريك ميگويم با آنكه كمي بيشتر از يكماه است كه وبلاگخوان شده ام ولي تقريبا هرروز سركي به مطالب شما مي كشم واگر (مربوط يا نامربوط) نظري داشته باشم مي نويسم وبلاگخواني در من نيز حسي غريب( نوستالژيك) ايجاد ميكند امروزه هم من خواننده وهم شماي نويسنده در سوگ آنچه از آزادي به دليل ناسپاسي از داشته هايمان از دست داده ايم بايد قلم بگريانيم
ميگوييد كسي حاضر نيست براي دموكراسي هزينه بدهد هيچ به چرايي آن پاسخي داريد؟؟

 

Hamid :

سلام وعرض تبريك. وبلاگ شما ميتواندتريبوني براي نطق و اظهار نظردرمورد جامعه امروز ايران باشد. امروز ديگر براي ما روشن شده كه مشكل جامعه امروز ايران قبل از آنكه ناشي از جبر حكومت كنندگان باشد، از جبن و ترس حكومت شوندگان(بطورعام) ميباشد.

 

ali :

با درود بر شما و خانواده ی محترمتان ، بویژه فرزند برومندتان ، و با ارج گذاری به مجاهدت های شما و یاران هم سنگرتان در راه ایجاد یک جامعه ی سالم و بر اساس رای آزاد و منصفانه ی مردم و بر اساس منشور جهانی حقوق بشر ،و در همدلی با درد دل مطروحه در دو سالگی وب لاگتان ، باید بگویم : آنجا که می فرمائید "تقدیرما ایرانیان چنین بوده است که در دنیای واقعی فرصت چندانی برای تمرین دمکراسی وبحث آزاد وتبادل نظرپیدا نکرده ایم." چون نیک نظر کنیم آنچه در یک صد ساله ی اخیر بر کشور ما و مردم ما گذشته است چندان شگفت و درک نشدنی نیست . امر آزادی و آزادی خواهی و دمکراسی طلبی ،در جامعه ی ما ، یک امر القائی و متاثر از بیرون است و نه یک امر درون جوش و ناشی از دگرگونی های ناشی از تکامل ابزار تولید در خود جامعه .
مردم سالاری امری است اساسا مربوط به دورانی از تکامل ابزار سازی جامعه ی بشری که در آن نیروی آتش جانشین نیروی عضله در تحرک ابزار می شود و این روند برای اولین بار دراروپا جریان می یابد آنگاه از این مرکز ، بسته به شرایط و اوضاع و احوال ، به اشکال گوناگون ، در نقاط مختلف گیتی تاثیر گذاری می کند .
تاثیر بارز و برجسته ی این روند در کشور ما در صد سال پیش به شکل جنبش مشروطه است که کانون آن در تهران و تبریز و بعد هم رشت و اصفهان و جند شهر دیگر است . این جنبش نمی توانسته روند استقرار حکومت مردم سالار را در ایران دائمی کند زیرا که بهیج روی آن بخش شهر ی شده ی صنعتی و تجاری که موتور محرکه ی مردم سالاری در کشورهای اروپائی است در ایران توان و نیروی لازم را ندارد تا بر نظام کهنه ی دست نخورده چیره شود .
سیر حوادث در دوران های بعدی هم - تحت تاثیر همین آماده نبودن شرایط _ از استقرار مردم سالاری مانع می شود که در وافع اساس وریشه اش ضعف یک اقتصاد مدرن پویا و درون جوش است .
شیوه ی تولید مبتنی بر کشاورزی ارباب رعیتی و دامداری عشیره ای؛ که در نهایت امر همه ی مردم را رعیت پادشاه می کند ، که حتی "حافظ "اش را وامی دارد که آنگاه که می خواهد به صوت چنگ بگوید آن حکایت ها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش ، باز در آخر به این می رسد که : رموز مصلحت ملک خسروان دانند / گدای گوشه نشینی تو ، حافظا مخروش ، نمی تواند بدون اسباب چیدن برسد به این که : رموز مصلحت ملک مردمش دانند . این اسباب چیدن نیز فراهم نشد زیرا که یک نظام اقتصاد ی مبتنی بر تولید صنعتی ، با ارتباطی زنده و پویا با اقتصاد جهانی در جامعه ی ما شکل نگرفت . عوامل روبنائی و فرهنگی هم البته ، به نوبه ی خود ، تاثیر گذار بوده و مهر خود را بر سیر حوادث می زده است . لابد به سخنان امام خمینی در دهه ی چهل توجه فرموده اید که همچنان از اصطلاح " رعیت " برای اشاره به مردم استفاده می کنند . گسست پیوند بین روحانیت و پادشاه- که چنبن پبوندی ،در واقع ، خصیصه ی مشخصه ی دوران شیوه ی تولید فوق گفته است ، و مشابه کامل آن را در دوران فئودالیسم اروپا هم می بینیم - در دوران پهلوی ها ، نیز نتوانست شرایط لازم روبنائی را برای یک دگرگونی دموکراتیک فراهم کند که در این مقال ، چنانکه می دانیم درآمد نفت که دولت را از مالیات بی نیاز می کند و به دولت توان اربابی می بخشد ( سال 51 که در مدرسه ای تدریس می کردم و در مراسم جشن شاهانه شرکت نکرده بودم مدیر مدرسه با دعوا و مرافعه در من آویخت که : تو نوکر این دولتی ، تو نون این دولت را می خوری اونوقت در مراسمش شرکت نمی کنی ؟!)نیز در اعمال دیکتاتوری و سرکوب نقش داشته است .
غرض از این تصدیع طولانی این بود که عرض کنم چاره ای نیست حز آنکه شرایط را درست بسنجیم و ببینیم در کجا ایستاده ایم و حرکت و زندگی خود را بر اساس شرایط تنظیم کنیم . اندیشمندان و اهل نظر و انسان گرایان هر جامعه تنها براساس شرایط است که می توانند در تکامل اجتماعی سهم داشته باشند و ما ورای آن فکر کنم اراده گرائی است و راه به جایی نمی برد

مزروعی : با سلام، باتشکر از لطف ومحبتی که نسبت به من وفرزندم ابراز داشته اید وحس ظن فراوان شما، در رابطه با تحلیل شما فکر می کنم که تحولات اندیشه ای وساختاری جوامع را به شیوه ی تولید ارتباط دادن وکاربرد شیوه تحلیل مارکسیستی زیربنا - روبنا دراین مورد را درست نمی دانم و موضوع را پیچیده تر و عمیق تر از این تک علت بینی می دانم که البته جای بحث آن در حوصله این وبلاگ نیست وروشن است که علیرغم این نوع نگاه متفاوت من وشما در نتیجه گیری چندان اختلاف نظری بنظر نمی رسد هرچند در نوع راهکار تغییر این وضعیت طبعا دچار اختلاف نظر می شویم وطبق نظر شما راه هرگونه تغییری در وضعیت جامعه مارا باید در تغییر شیوه تولید پی گرفت در حالیکه از نظر من راه تغییر را بایددرهمه ابعاد وجوانب به ویژه تغییرات فکری وفرهنگی باید پی گرفت .

 

عبدالرسول قنبری :

جناب آقای مهندس اگر ذره ای به نظرات کارشناسی شماها توجه شود قطعا ایرانی آباد و سر بلند خواهیم داشت اما چه کنیم که عده ای شعار ایران برای ایرانیان را بر نمی تابند انشاء الله موفق باشید

 

ali :

شاید اشاره به یک نکته بی مناسبت نباشد - با امید آنکه این اشاره به نیت نهفته در عرایض من ، که همانا هماوایی با درد دل شما از رنجی که می بریم بوده است، خدشه نزند - و آن اینکه :
نمیدانم عرایض من تا چه میزان با چیزی با عنوان "تحلیل مارکسیستی " منطبق باشد اما درمورد شخص خود مارکس بر این باورم که مارکس پیامبر سالها ست به زباله دان تاریخ پیوسته است و مارکس اندیشمند دانش پژوه لیکن حضورش محسوس است و باید به احترامش برخواست ، همچمانکه به احترام هر اندیشمند و دانش پژوه روبروی او .

مزروعی : باسلام وتشکر، در این مورد کاملا با شما همنظرم.

 

ardeshir :

ziyad vaght nemikonam biyam to internet valy haar vaght miyam khoshal misham weblogetono bekhonam
2salegisham mobarak
ishala sale dige dobare eslahtabano to majles bebinim
nadidimam fadaye saretoon
pirooz bashid

مزروعی : باسلام وتشکر از حسن ظن ومهربانی شما، سال نو را به شما وهمستان تبریک می گویم وامیدوارم سالهای سال در کنار یگدیگرخوش وخرم زندگی کنید.

 

تاجیک (حاج کاظم) :

ان شائ الله وبلاگتان 70ساله باشد

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007