« پس از 28 سال | صفحه اول | بودجه كل كشور و توزيع درآمد »

2 اسفند 85

اقتصاد نفتي يا اقتصاد با ارزش افزوده نفت

روزگاري در ايران بحث «اقتصاد بدون نفت» جاذبهء فراوان و امكان عملي شدن داشت، اما قطعاً وضعيت اقتصادي ايران به گونه‌اي شده است كه طرح اين بحث، ديگر جايگاهي ندارد و دليلي هم ندارد كه ايران از ذخاير عظيم نفت و گاز خود براي توسعهء اقتصادي بهره‌مند نشود، اما سوال بسيار اساسي كه در اين زمينه مطرح است اين‌كه چرا با وجود بهره‌مندي نسبتاً خوب ايران از درآمد نفت در اقتصادش از سال 1350 به اين طرف هنوز به لحاظ شاخص‌هاي كلان اقتصادي با كشورهاي توسعه‌يافته و حتي برخي كشورهاي غيرنفتي همسايه فاصلهء قابل توجه داشته و نتوانسته جايگاه مناسبي به لحاظ اقتصادي و اجتماعي در عرصهء جهاني به دست آورد؟به نظر نويسنده پاسخ به اين سوال را بايد در نحوه و چگونگي استفاده از درآمد نفت در اقتصاد ايران جست‌وجو كرد. از درآمد نفت، به دو گونه مي‌توان در اقتصاد ايران بهره گرفت:




گونهء اول همان شيوهء رايج و معمول است و آن اين‌كه نفت خام فروخته شود و درآمد حاصل از آن از كانال بودجهء عمومي دولت به اقتصاد ايران تزريق شود. البته در بودجهء عمومي بخشي به هزينه‌هاي عمراني و ساخت زيربناها تخصيص مي‌يابد (حدود 20 الي 30 درصد) كه آن را بايد مثبت ارزيابي كرد، اما بخش ديگري كه به هزينه‌هاي جاري اختصاص مي‌يابد (حدود 70 الي 80 درصد) به تقاضاي جامعه دامن زده و بخشي از اين تقاضا بايد از طريق واردات پاسخ داده شود;يعني دلارهاي نفتي از يك طرف به ريال تبديل شده و بر نقدينگي و تورم دامن مي‌زند و از طرف ديگر، وسيلهء واردات كالاهاي واسطه‌اي و مصرفي و در نتيجه انتقال اشتغال به خارج از كشور و بيكاري در داخل مي‌شود. در واقع، ورود درآمد نفت از چرخهء بودجهء عمومي دولت هر چند به گذران روزمرهء امور منجر مي‌شود اما همزمان موجبات دامن زدن به رشد نقدينگي و تورم و بيكاري (بيماري هلندي) را در اقتصاد ايران فراهم مي‌آورد و دامنهء توسعهء اقتصادي را محدود مي‌كند، ضمن آن‌كه ثروت ملي را هم از بين مي‌برد و نفت را كه بايد به عنوان يك ثروت بين نسلي از آن استفاده كرد، فقط به بهرهء يك نسل مي‌رساند.
گونهء دوم، استفاده از درآمد نفت از چرخهء «حساب ذخيرهء ارزي» و بخش خصوصي است. در اين شيوه، درآمد نفت محفوظ مي‌ماند چون به صورت وام به سرمايه‌گذاران بخش خصوصي واگذار مي‌شود و آن‌ها ملزم به بازپرداخت آن هستند و از همين رو، آن‌ها اين منابع را در سرمايه‌گذاري‌هاي توليدي‌اي به كار خواهند بست تا توان بازپرداخت داشته باشد و در اين چرخه هم طرف عرضهء اقتصاد تقويت خواهد شد كه به مهار تورم مي‌انجامد و هم اشتغال و درآمد در جامعه افزايش مي‌يابد و چرخهء توسعهء اقتصادي بدون مداخله يا تصدي‌گري دولت شكل مي‌گيرد و در نتيجه استفاده از ثروت نفت به عنوان يك ثروت بين‌نسلي جريان مي‌يابد و نه‌تنها نسل امروز كه نسل‌هاي بعدي كشور نيز از آن منتفع خواهند شد.

گونهء اول را مي‌توان «اقتصاد نفتي» و گونهء دوم را «اقتصاد با ارزش افزودهء نفت» نام‌گذاري كرد. به نظر مي‌رسد كه نگرش رايج و غالب در ايران به ويژه از سوي دولتمردان حاكم،بر گونهء اول گرايش دارد، در حالي كه آنچه راهگشاي اقتصادي ايران به سوي رشد و توسعهء اقتصادي و اجتماعي خواهد بود گونهء دوم است.

متاسفانه، بايد يادآور شد نگرش‌هاي مساوات‌طلبانه و عدالتخواهانه هم همواره حامي و پشتيبان گونهء‌اول بوده است در حالي كه تجربهء سال‌هاي گذشته به خوبي نشان داده است كه با وجود هزينه‌ درآمد نفت هيچ‌گونه گشايش و يا حتي كاهش شكاف‌هاي طبقاتي در جامعه نبوده است. غلبهء نگرش‌هاي توزيعي (اقتصاد نفتي) بر توليدي (اقتصاد باارزش افزودهء نفت) نه‌تنها ايران را از چرخهء اقتصادي بازداشته، بلكه موجبات توزيع فقر را برخلاف همهء شعارهاي عدالتخواهانه و مهرورزانه فراهم آورده است و تصوير هر سالهء بودجهء عمومي دولت بهترين سند اثبات اين مدعاست. اگر دولتمردان حاكم واقعاً به فكر چاره‌اي براي حل معضلات و مشكلات اقتصاد ايران هستند بايد راه گذار از «اقتصاد نفتي» به «اقتصاد با ارزش افزودهء نفت» را با همهء لوازم و مقتضیاتش بپذيرند و عملياتي كنند، همان‌گونه كه در برنامهء چهارم توسعه آمده است وقطعا هر راهی جز این به خطاست.



   نظرات

ali :


با درود و با تایید فرمایش شما ، اجازه می خواهم نکته ی زیر را اضافه کنم :
در بحث اقتصاد توسعه ، چنانکه مستحضرید ، دو راهبرد روبروی هم قرار داشته است : راهبرد جانشینی واردات و راهبرد توسعه ی صادرات . با کمال تاسف راهبرد جانشینی واردات بمثابه ی یک راهبرد بی نتیجه سابقه در رژیم پیشین دارد و در برابر آن راهبرد توسعه ی صادرات که منجر به معجزه ی اقتصادی کشورهای آسیائی شده است هرگز در ایران مورد توجه قرار نگرفته است . در رژیم پیشین به دلیل ماهیت استبداد شاهی و در این دوره ...؟! شرح این هجران و این خون جگر ....

در هر صورت اگر راهبرد توسعه ی صادرات مورد توجه قرار می گرفت و شرایط اعمال آن فراهم می شد در آمد نفت می توانست یک عامل شتاب دهنده باشد نه ترمز کننده .

 

ايراني :

در پاسخ به اظهارات رييس جمهورمحترم آقاي احمدي نژاد در خصوص اينكه فرموده بودند: «ايران به فناوري توليد سوخت هسته‌اي دست پيدا كرده و حركت ايران در اين مسير مانند قطاري است كه روي يك ريل يكطرفه حركت مي‌كند و در آن توقف، دنده‌عقب و ترمز جايي ندارد.ما به فضل الهي چندي پيش ‌دنده‌عقب و ترمز اين قطار را كنديم و دور انداختيم و به آنها نيز اعلا‌م كرديم؛ قطار ملت ايران در اين مسير ترمز و دنده‌عقب ندارد». عرض مي كنم جناب آقاي احمدي نژاد درخصوص دستيابي به فناوري هسته اي ،اين نتيجه رانه شما، بلكه حاصل تلاش كارشناسان ومسئوليني است كه از زمان نخست وزيري آقاي ميرحسين موسوي شروع شده وامروزما نتيجه آن را ميبينيم .وضعيت اين قطاركه به نقطه رسيده اينگونه نبوده كه بدون ترمز ودنده عقب بوده باشد؛ كه هر انساني اگر قدري تامل كند پي ميبرد براي رساندن يك قطار به مقصد نياز به ترمز وعقب گرد نيز مي باشدزيرا گاهي موانعي پيش مي آيد كه براي رفع آن، نياز به مكث درحركت مي باشد واگر شما آنگونه كه خود بيان فرموديدترمز ودنده عقب اين قطاررا كنده ايد اين سوال مطرح مي شود كه اگر مانعي پيش آيد چگونه مي خواهيد به حركت ادامه دهيد؟ خود ميدانيد ولازم به پرسش نداريد زيرا اعلام كرده ايد يكي از نخبگان مي باشيد. مانع اگر كوچك باشد شايد بتوان عبور كرد اما امان از آن روزي كه برخورد قطار بدون ترمز با يك مانع بزرگ باعث واژگون شدن آن شود. اگر ملت ايران تعدادي با راي دادن به شما وتعدادي با سكوت باعث شدند لكوموتيوران اين قطار شويد شما حق نداريد بااين قطار اين گونه رفتارنماييد زيرا كه اموال شخصي اتان نيست.به شماتوصيه ميكنم از كمك وهمفكري تمام خيرخواهان اين مرزوبوم جهت تعمير وبازسازي قطار كمك بگيريدتا درآينده پشيمان نشويد.روي ديگر سخنم با ملت فهيم ايران ومسئولين دلسوز مي باشد كنترل قطار رابه انسان ديگري بسپاريد ازآن روزی واهمه دارم که لكوموتيوران نسبت به كندن فرمان قطار نيز اقدام نمايد

مزروعی : باسلام، چندسال پیش همفکر آقای احمدی نژاد در روزنامه کیهان در مقابله با اصلاح طلبان نوشت که اقتدارگرایان ایرانی باید در جاده سیاست بطور یکطرفه با فرمان کنده وترمز بریده حرکت کنند که همین کار را کردند وموفق هم شدند! ظاهرا حالا می خواهند از همین الگو در عرصه جهانی استفاده کنند و فرقش با گذشته این است که ما هم بناچار در همین قطار نشسته ایم وجز دعا کاری از دستمان بر نمی آید وبه خدا پناه می بریم از شر اینگونه اعمال ومنتظر می مانیم تا چه بر سر این قطار آید.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007