« ارزيابي اوليه | صفحه اول | نقداصلاحات »

11 دی 85

آنچه در جوی می رود آب است...

نحوه انتخابات مجلس هفتم وهزینه سنگینی که نظام وکشوربرای تشکیل این مجلس پرداخته برهمگان روشن است.اینکه بیش از یک سوم از نامزدهای نمایندگی که در میانشان بیش از 80 نفر سابقه نمایندگی در مجلس ششم را داشتند شورای نگهبان رد صلاحیت کرد وبا اعمال نظارت استصوابی میدان بی رقیبی را برای برگزیدگان از قبل تعیین شده فراهم آورد وهمچون انتخابات مجلس هفتم پس از مشروطه که از ورود مصدق ومدرس به مجلس جلوگیری شد از ورود افرادی که در مجلس ششم نطقشان تن برخی اعضای شورای نگهبان را می لرزاند به مجلس هفتم جلوگیری شد تامجلسی فرمایشی ومطلوب زعمای قوم تشکیل شود .اینکه راهیافتگان به این مجلس چه حرفها وشعار ها ووعده هایی دادند وادعا کردند برای آبادگری وخدمت وحل مشکلات معیشتی واقتصادی مردم آمده اندو از حقوق کلان وماشین وامتیازاتی که به نمایندگان مجلس ششم داده شده استفاده نخواهند کرد و...در عمل چه شده است؟...بگذریم وفقط نگاهی به دومصوبه دوفوریتی این مجلس در هفته گذشته بیاندازیم که در بحرانی ترین شرایط کشورانجام شده است.

یادم نمی رود آقای حدادعادل که با رانت شورای نگهبان وابطال آرای بیش از هفتصد هزار رای شهروندان تهرانی به مجلس ششم راه یافت وبرخی دوستان ما هم با دلایل خاص به اعتبارنامه ایشان رای مثبت دادند هر وقت در مجلس ششم فرصتی می یافت خطاب به ما می گفت شما وقت گرانقدر مجلس را به بحثهایی اختصاص داده اید که هیچ دردی را ازملت دوا نمی کند وبه ویژه کمکی به حل مشکلات اقتصادی ومعیشتی مردم ازقبیل بیکاری وفقرو...نمی کند.حال هم ایشان به لطف زعمای قوم رئیس مجلس شده است تا راهی متفاوت از مجلس ششم را برای حل مشکلاتی که دائم از عدم توجه آن مجلس نسبت بدانها گلایه داشت راهبری کند. ویا افرادی از اقلیت مجلس ششم هر ازگاهی به ما تذکروهشدار می دادند که هزینه هر دقیقه کار مجلس پنجاه میلیون تومان است وشما نباید تا با طرح بعضی مسائل(از قبیل رعایت حقوق شهروندی و...) آنراهدر دهید لابد همین ها که به لطف شورای نگهبان در مجلس هفتم حضور دارند وارتقاء مقام یافته اند به این مدعای خود برای مجلس هفتم که هزینه هر دقیقه کارش به بیش از صد میلیون تومان افزایش یافته است بیشتر توجه دارند تاجلوی هدر روی را بگیرند اما شکل ومحتوای دو مصوبه هفته قبل این مجلس خلاف بین این حرفها ومدعاها را نشان می دهدومصداق بارز هدر روی منابع است،و البته نه ریئس مجلس دراین باره به کسی خطاب می کند ونه فردی به دیگران تذکروهشدار می دهد گویا همه چیز بر وفق مراد به پیش می رود.

مصوبه دوفوریتی اول در باره ساعت شروع بکار بانکهابود. دولت نهم که درنوع تصمیم گیری ها شیوه بدیعی را دراداره امور کشور در پیش گرفته وبنا دارد در هر امری چرخ را دوباره اختراع وتجربه کند در تصمیمی بدیع برای ساماندهی به ترافیک تهران ساعت آغاز بکار بانکها در سراسر کشور رابه نه صبح بمدت سه ماه آزمایشی تغییر داد.واکنش منفی نسبت به اجرای این تصمیم از همان ابتدای کاردر میان مردم بالا گرفت اما علیرغم بازتاب این واکنش در رسانه ها ومجلس ومحافل رسمی وغیررسمی همچنان دولت برای اجرای این تصمیم اصرار ورزید تا فرصت سه ماهه آزمایشی تمام شد ومقامات دولتی با استناد به گزارشات کارشناسی برادامه این تصمیم تاکید کردند در اینجا بود که راهیافتگان مجلس تحملشان از اینهمه بی محلی تمام شد وبا ارائه طرحی دو فوریتی وارد میدان شدند وبا تصویب دوفوریت کار را به وقت اضافی وجلسه فوق العاده برای تصویب نهایی کشاندند وتصویب کردند که ساعت شروع به کار بانکها در سراسر کشور ساعت 30/7 صبح باشد!جدای از اینکه چقدر محتوای این طرح می تواند بر پایه آیین نامه داخلی مجلس دوفوریتی باشد می توان پرسیدواقعا در کجای عالم ودر کدام کشور مجلسی برای ساعت شروع بکار بانکهایش قانون وضع می کند؟ ایا این جزء پیش پا افتاده ترین امور برای تصمیم گیری توسط دولت نیست؟ واگر دولتی در این حد هم نتواند به تمشیت امور بپردازند باید به حال آن وملت گریست؟ وشاید از همین روست که مجلس وارد عمل شده ومی خواهد با دولت همسویش برخورد کند؟و... جالب آنکه شورای نگهبان موسس این مجلس این مصوبه را بدلیل دخالت در اجرا توسط قوه مقننه خلاف قانون اساسی اعلام وسعی نمایندگان در اصلاح تصمیمی ناصواب را ابتر گذاشت!
مصوبه دو فوریتی دیگر مجلس هفتم در واکنش به صدور دومین قطعنامه شورای امنیت در ارتباط با پرونده هسته ای ایران بود .هر چند اینجانب بدلیل تجربه مجلس ششم بخوبی می دانم که مجلس وحتی راهیافتگان موردتایید هیچ نقش وسهمی در اداره پرونده هسته ای ایران ندارند اما از آنجا که مجلس هفتم مورد تایید می خواهد خودی نشان دهد هراز گاهی ومتناسب باشرایط اقدامی می کند اما در حالی که ایران بدلیل اعمال سیاستهای جدید ازهنگام روی کار آمدن دولت نهم ویکدست شدن حاکمیت وسیاستها در بدترین وضعیت وموقعیت در مدیریت پرونده هسته ای قرار گرفته است وبا صدور دومین قطعنامه شورای امنیت کشورمان در آستانه تحریم اقتصادی وانزوای همه جانبه می باشد راهیافتگان با ارائه طرحی دوفوریتی به این واکنش نشان دادند.عنوان این طرح:"الزام دولت به تجدید نظردر همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی" بود. جدااز روند تصویب این طرح محتوای آن به راستی مصداق این شعر است که" آنچه در جوی می رود آب است..." وهیچ خاصیتی به لحاظ قانونگزاری واجرایی در پی ندارد جز آنکه راهیافتگان را به رفع تکلیف ومردم را به ادای وظیفه اینان قانع سازد! واقعا اگر این مصوبه آنهم با دوفوریت وآنهمه صرف هزینه ووقت تصویب نمی شد آنوقت چه خسارت یا آسیبی متوجه کشور می شد؟ وآیا اصلا دولت(وبه واقع مقامات اصلی تصمیم گیرنده) معطل تصویب چنین مصوبه ای بودند؟و...واینگونه مصوبات مجلس هفتم چه نسبتی با وعده های داده شده وآن هزینه هنگفتی که بابت تشکیل این مجلس از جیب نظام ومردم پرداخته شده دارد؟ گذر تاریخ وزمان اثبات خواهد که چه کسان وجناحی به واقع به اقتصاد ومعیشت مردم پرداخته وچه کسان وجناحی سفره مردم را تهی تر کرده وتا آستانه تحریم به پیش برده اند.



   نظرات

معصومه :

چه لذتی از فریب دادن خودتون می برید شناها من نمی دونم !
البته این کلا شیوه ی سیاسیون هست که سشون رو می کنند توی برف !
شما که کاندید داشتید ،اون کاندید های شما در تهران چقدر رای آوردند ؟
70 هزار تا ؟
50 هزار تا ؟
چیز قابل دفاعی هست ؟
آقای مزروعی بپذیرید که مردم خسته شدند از سیاسی بازی اصلاح طلبان جایی که سیاست به کار نمیاد !
باید رگ خواب مردم رو گرفت ..
آقای خاتمی صندوق ذخیره ی ارزی رو درست کرد و بدهی های مالی ایران رو کمکرد ، کی فهمید ؟ عوام منظورمه !!!
نمی تونید بگید عوام مهم نیست ، چون بودن و نبودن سیاسی شما رو همین عوام مشخص می کنند !
به جاش آقای احمدی نژاد چی کار کرد ؟
پول های اون صندوق و خرج کرد و فریب داد !!!!
مطمئن باشید که دوره ی بعدی هم رای میاره !
فکری بکنید پیش از اینکه دیر بشه !
یک فکر واقع بینانه !

مزروعی :باسلام،هرچند من متوجه منظورشما نشدم وواقعا نمی دانم که اشاره شما به کاندیدای کدام انتخابات است اما ما(جبهه مشارکت) هیچ کاندیدایی در انتخابات مجلس هفتم نداشتیم چون همه کاندیداهای ما را شورای نگهبان ردصلاحیت کرد وامکان شرکت در انتخابات را بطور کلی ازما گرفت.بنده با نگاهی که شما نسبت به مردم دارید موافق نیستم ودر مورد آقای احمدی نژاد ودولتش در همین انتخابات اخیر واکنش مردم را دیدید. بنظرم شاید در کوتاه مدت بنوان با طرح بعضی شعارها ومدعاها توجه ورای بخشی از مردم (یا به تعبیر شما عوام)را گرفت اما با گذشت زمان وآزمون خوردن وعده ها ومدعاها مردم براحتی واقعیت را در خواهند یافت واین بخشی از تمرین ئدمکراسی در جامعه ماست که باید طی شود.به هرحال فکر نمی کنم ما باید بدنبال رگ خواب مردم باشیم بلکه باید بدنبال رگ بیداری مردم باشیم ولو اینکه مردم به ما رای ندهند برای اینکه تنها در سایه آگاهی وبیداری مردم می شود کشور را به توسعه وپیشرفت رساند ولاغیر.

 

:

آقای مزروعی کامنت یکی از دوستان به شما من را واداشت که برای اولین بار برایتان بنویسم.
چند روز پیش از قول یکی می خواندم که حرکت بعد از دوم خرداد یک حرکت اصلاحی بود ولی مردم از این جریان توقع یک جریان انقلابی داشتند. این که دوست عزیز می گوید مردم خسته شده اند از سیاسی کاری اصلاح طلبان دقیقا همین نکته هست که مردم به این نتیجه رسیده اند که اصلاح طلبان نمی توانند کاری را از پیش ببرند. چون مردم دنبال کسانی هستند که بتواند یک حرکت انقلابی راه بیندازند. البته اصلاح طلبان در جریان انتخابات ریاست جمهوری این خواست مردم را فهمیدند و با به میدان آوردن معین و شعارهای رادیکال خواستند آن گروه را با خود همراه کنند که ثمر چندانی نداشت. در انتخابات شوراها هم خواستند معتدل تر رفتار کنند و نتوانستند باز مردم را آن گونه که بایسته است فانع کنند. واقعیت این است که آن آرای خاموشی که اصلاح طلبان به دنبال جذب آن هستند بیشتر توقع یک تحول عمیق را دارند و همین طور می دانند که اصلاح طلبان از این کار ناتوانند.
عوامی که آن دوست عزیز از آنها گفته است عوام نیستند. بلکه درک جمعی از درک خواص هم بالاتر است. اما باید به این غیر خواص فهماند که نتیجه رفتارهای انقلابی گری بسیار هزینه دار است و در انتها هم معلوم نیست پس از تغییر بسیاری از موارد به ان نقطه مطلوب رسید.
به نظر من اصلاح طلبان بایدبا زبان ساده و ذکر مصادیق مشخص و به مردم اعلام کنند که چه چیزی را دقیقا می خواهند اصلاح کنند و الویتشان کدام است.
مردم مصادیق را بهتر می فهمند تا مسائل تئوریک را.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007