« دانشجویان ستاره دار | صفحه اول | ارزيابي اوليه »

5 دی 85

اشتباه محاسبه در پرونده هسته ای

در این عالم هیچ فرد یا قدرتی نمی تواند دچار اشتباه محاسبه وخطا نشود مگراینکه علم غیب داشته باشد.عمده جنگ های عالم وکشتار های وحشتناک بشری هم بدلیل اشتباه محاسبه فرد ویا قدرتی پیش آمده است. در همین زمان حاضر شاهدیم که آمریکا با همه ابرقدرتی وداشتن امکانات لازم برای جمع آوری اطلاعات وپردازش آنها چگونه دچار اشتباه محاسبه فی المثل در مورد افغانستان وعراق شده است.این قاعده در مورد کشور های دیگر ورهبرانش با درجه وشدت بیشتری صادق است . به نظر من مسئولان جمهوری اسلامی ایران در مورد پرونده هسته ای به ویژه پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد د چار یک اشتباه محاسبه شده اندو ادامه این روند با اشتباه محاسبه طرف مقابل( آمریکا واروپا) می تواندوضعیت را به نقطه ای بحرانی وبسیار خطرناک وحتی در گیری نظامی بکشاند (مثل آنچه در مورد عراق اتفاق افتاد اما نه لزوما شبیه آن) که قطعا دستاوری برای هیچیک از طرفین در گیر نخواهد داشت وهمراه باخسارات بسیارمادی وانسانی خواهد بود واوضاع منطقه را بسیار بهم خواهد ریخت و...

اگر با حوصله وفرصت روند طی شده در مورد پرونده هسته ای ایران را مرور کنیم بخوبی در خواهیم یافت راهی را که دولت خاتمی برای به سرانجام رساندن این پرونده دنبال می کرد هر چند با مطالبات حداقلی در مذاکرات در حال به نتیجه رسیدن بود اما کشور را از ورود به یک چالش بزرگ بین المللی وایجاد اجماع جهانی علیه ایران باز می داشت ضمن اینکه فرصت تازه ای را در سایه اعتماد سازی برای بهره گیری از امکانات جهانی وداخلی برای بهره گیری از انرژی صلح آمیز هسته ای در ایران فراهم می کرد ولی اقتدارگرایان که در پی دستیابی به قدرت وتسخیر مواضع کلیدی حاکمیت بودند در موضع بهره گیری از مخالفت با دولت خاتمی وبدون آینده نگری ولحاظ منافع ملی همه تلاشهای انجام شده دراین دوره را به معاوضه در غلطان با آب نبات چوبی تشبیه کردند والبته پس از روی کارآمدن با اتخاذ سیاستهای جدید با عنوان تبدیل بازی برد-باخت یا باخت-باخت به بازی برد-برد به راه طی شده پشت کردند وبا طرح مطالبات حداکثری به میدان مدیریت پرونده هسته ای پا نهادند به امید آنکه طرفهای در گیربا این توپ پرعقب می نشیدند واینها هم به در غلطان وبرد دست می یابند. جالب آنکه هم اینان درداخل راه هرگونه نقد وانتقاد آشکاربه ویژه در مطبوعات را نسبت به سیاستهای جدید تنگ ترو تنگ تر کردند تا یکصدا بیشتر از ایران به گوش جهانیان نرسد وآن تک صدا اینکه همه ایرانیان بلا استثناء بااین سیاستها موافقند وهمه فریاد می زنند" انرژی هسته ای حق مسلم ماست"!وقتی برخی افراد وگروههای اصلاح طلب خطاب به ایشان می گفتند که نباید سیاستی را پیشه کرد که پرونده هسته ای به شورای امنیت رود وقطعنامه ای علیه ایران صادر شود جواب این بودشما مرعوبید ودر درک شرایط ناتوان، شرایط منطقه ای وجهانی بگونه ای است که احتمال چنین کاری بسیار بعید می نماید. خوشمزه اینکه در روزهای آغازین امسال حتی جبهه مشارکت را از انتشار بیانیه ای که در ارتباط با همین موضوع تهیه کرده بود در خبرنامه داخلی اش منع کردند وتهدید کردند که در صورت چاپ با حزب برخورد می شود( اینهم نوع فعالیت حزبی در کشور ما را نشان می دهد وهم جریان تک صدایی را)،خوب پرونده به شورای امنیت رفت وقطعنامه علیه ایران صادر شد بازهم آقایان گفتند اهمیتی ندارد واینها کاری نمی توانند بکنند و...و حالاهم که قطعنامه دوم صادر شده است به تکرار همان حرفها وتهدیدات می پرازند وبه مردم روحیه می دهند که اتفاقی نمی افتد واین قطعنامه ها جز یک کاغذ پاره وچه وچه نیست وشورای امنیت فلان وبهمان است. ظاهرا اینان فراموش کرده اند که همین شورای امنیت با همین مشخصه ها بود که قطعنامه 598 را صادر وموجبات پایان بخشی به جنگ ایران وعراق را فراهم آورد!

برشماری پیامد ها وآثار سوءسیاستهایی که منجر به وضعیت کنونی در عرصه جهانی برای ایران شده است از حوصله این نوشتار خارج است اما با توجه با رشته تحصیلی واطلاعاتی که دارم به صراحت وقاطعیت می گویم که با از تعلیق به در آمدن فعالیتهای هسته ای ایران اقتصاد کشور به تعلیق در آمده وروز به روز دامنه این تعلیق عمیق تر ووسیع تر می شود و با اجرای قطعنامه اخیر در تحریم اقتصادی ایران قطعا اقتصاد کشور روزهای سختی را در پیش رو خواهد داشت. جالب اینکه اقتدارگرایان حاکم فعلی همگی در دوران دولت خاتمی منتقد سیاستهای اقتصادی آن دوران بودند واصلاح طلبان رابدلیل توجه به توسعه سیاسی وفرهنگی وفراموشی توسعه اقتصادی وپاسخگویی به خواستهای معیشتی ورفاهی مردم سرزنش می کردند وبا شعار آبادگری وخدمت وبردن درآمد نفت به سر سفره های مردم وبرقراری عدالت و... به میدان تسخیرشوراها ومجلس وقوه مجریه برآمدند وحال که موقع عمل به این شعارها ورنگین کردن سفره مردم شده است با نشاندن شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست بجای همه آن شعارها ووعده ها بر سر در دولت ومجلس و...اقتصاد کشور ومردم را به تعلیق در آورده وبدتر از گذشته کرده اند واگر نبودافزایش درآد نفت ،معلوم نبود که اوضاع معیشتی واقتصادی مردم چه می شد؟ ومعلوم نیست والبته معلوم هم نخواهد شد که کشور ومردم چقدر باید برای دستیابی به این حق مسلم هزینه بپردازد وتا کجا باید همراه ایشان به نا کجاآباد به پیش رود؟

برای من خیلی جالب است که در واکنش به صدور قطعنامه اخیر جز دولمتردان موضع نگرفتند ومردم هاج وواج درمانده اند که اوضاع چه می شود؟ در انتخابات اخیر آمریکا اکثریت رای دهندگان به جناح جنگ طلب آمریکا رای منفی دادند وبوش وجمهوریخواهان این پیام را تا حدودی گرفتند اما با تکرار همین واقعه در ایران ظاهرا جناح اقتدارگرای حاکم گوش شنوای پیام انتخابات را ندارد! من قبلا نوشتم که اقتدارگرایان حاکم با پس زدن سیاستهای گذشته واتخاذ سیاستهای تند در عرصه سیاست خارجی خود رااز یک ساختمان بلند مرتبه به پایین پرتاب کرده اندو طبیعی می نماید تا پیمودن طبقات پایین ونزدیک زمین احساس سلامت وپیروزی نمایند( احساسی که در این مدت یکساله داشتند وحتی دیگران را بدلیل این موفقیت نقد وسرزنش می کردند) اما همه سئوال این است که اینها چگونه به زمین می رسند؟ همه نگرانی بنده این است که ادامه سیاستهای تند کنونی جمهوری اسلامی ایران را در پرتگاه سقوط ونابودی قرار دهد( همانگونه که یکی از چهره های اقتدارگرای مجلس ششم وهفتم می گفت که ما امام حسین وار در این میدان تا مرز شهادت ایستاده ایم!البته ایشان فراموش کرده بود که ما بیش ازامام حسین باید به سیره امام علی و امام حسن در حکومتداری استناد کنیم) وروشن است که اگر اینگونه شود دیگر همه دستاوردهای هسته ای مورد ادعا پشیزی نمی ارزد. امام خمینی همواره بر این اصل تاکید داشت که حفظ جمهوری اسلامی ایران از اوجب واجبات است ، وبه نظرم امام با همین منطق بود که قطعنامه 598 را پذیرفت وبا تعبیر جام زهربه جنگ پایان داد. مشکل تاریخ وحاکمان این است که نمی توانند سناریوهای مختلف را طراحی واجرا وهرکدام که جواب داد برگزینند. یک محاسبه اشتباه می تواند سرنوشت یک کشور ونظام را بکلی تغییر دهد وهمین امر نهایت احتیاط ووسواس رادرتصمیم گیری هابه مسئولان اداره کشور گوشزد می کند. بنظرم تا اینجای کار"اشتباه محاسبه در پرونده هسته ای" موجب بدتر شدن اوضاع شده است اما هنوز فرصت برای ترمیم اشتباه وبهره گیری وجود دارد بشرطی که مسئولان همچون امام جرئت وشهامت مواجهه با واقعیات را داشته باشند وحفظ جمهوری اسلامی ایران برای آنها اصل باشد در غیر این باید به خدا پناه برد وبه انتظار آینده ای غیر قابل محاسبه وپیش بینی نشست.



   نظرات

محمد :

در مجموع خوب است.چرا كه تحليل عملكرد حكمرانان خوب است.اما گوش اگر گوش حضرات و ناله اگر ناله دلسوزان است .؟؟؟!!!

 

:

آقاي مزروعي عزيز
زيبا نگاشته ايد اما فراموش ننماييد كه حفظ منافع ملي كشور اوجب واجبات است و قطعا اگر نظام هم در چارچوب منافع ملي عمل كند مي تواند پابرجا بماند و لا غير.
دوستدار نماينده شجاع كشور و ملت

 

amir :

من كاري به اقتصاد و غيره ندارم چونكه هر كه آمد و رفت وضع مردم همين بود كه هست و بدتر از ديروز،از اول تاريخ تا امروز.اما واقعاً از يك چيز مطمئن هستم و آن اينكه در عصر حاضر اگر كم بياري ،درسته قورتت ميدن .گرگ نباشي تيكه بزرگت گوشته .دوست داري زانو بزن التماس كن يا نه بشين صبح تا شب گريه ،كه جناب بوش جون مادرت منو نخور.آقاي بلر تورو جون ملكه اليزابت چندم،پاچه مارو ول كن .شايد باهات رفيق شدند و كاري به پيشرفت اقتصادي جنابعالي نداشتند ولي مي دونم كه اين اتفاق نمي افته .يك چيز بي رودر بايستي بهت بگم من فرهنگي هستم واز همه گرسنه ترولي اگه از گرسنگي كنار خيابان هاي تهران بميرم از اين يك قلم نمي گذرم.اگه جاي تو بودم حداقل تاريخ 4 تا 5 سال قبل را يك مروري ميكردم .تو باش ليبي ،توباش كره شمالي، ببينيم اقتصادت درست ميشه يا نه.

مزروعی : باسلام وتشکر، هرچند بنده متوجه منظور شما نشدم اما اگر منظورشما اینه که ایران وقتی یک قدرت اتمی بشه دیگران باهاش کاری ندارند سخت اشتباه کرده ای چراکه تجربه عراق وکره شمالی وحتی شوروی سابق خلاف مدعای شما را اثبات می کند ضمن اینکه همه مقامات کشورمان اعلام می کنند که در پی سلاح هسته ای وبهره برداری از آن نیستند مگر اینکه شما برداشت واطلاع دیگری داشته باشید! البته بنده قبول ندارم که در گذر زمان وهر که آمد ورفت اوضاع اقتصادی مردم بدتر شده است بلکه اوضاع آنگونه که انتظار می رفته نشده است وقطعا نوع افرادی که مسئولیت اداره کشور را بعهده گرفته ومی گیرند در چگونگی وضعیت اقتصادی نقش موثر وتعیین کننده ای دارند.اما نکته بسیار مهمی که باید به آن اشاره کنم اینکه در دنیای کنونی آنچه تعیین کننده جایگاه کشورها در عرصه جهانی است قدرت اقتصادی آنهاست ونه برخوداری آنها از سلاح اتمی، ونمنه بارزش هم وضعیت شوروی سایق وروسیه امروز است وبرای کشوری مثل ما قدرت اصلی اش را باید در پیوستگی مردم ودولت جست واگر حکوکت نتواند به گونه ای عمل کند که رضایت عامه مردم را جلب نموده وآنهارا با خود همراه نماید آنگاه هیچگونه دانش وسلاحی نمی تواند در مقابله با قدرتهای خارجی بدردش بخورد بنابراین بجای غنی سازی اورانیوم باید در درجه اول به غنی سازی وجلب رضایت مردم فکر کرد که بسیاری شان همانند شما گرفتار مسائل اقتصادی اند وبزور زندگی می کنند ودر میان اینگروه نادر افرادی پیدا می شوند که مثل شما فکر کنند هرچند مدعای شما نیز تا میدان عمل فراهم نشود قابل آزمون واثبات نیست.

 

حميد رضا :

مشكل شما دوستان اصلاح طلب اين است كه هنوز نمي دانيد چه اتفاقي افتاده است.تحليل درستي از شرايط موجود نداريد.هنوز ذهن تان در دوره اصلاح طلبي مي چرخد و از آن عبور نكرده ايد.احمدي نژاد حاصل يك توطئه مشترك خارجي و داخلي بود.در همين يك سال و نيمي كه از عمر دولت وي مي گذرد تمام زير ساختها بهم ريخته و بمب گذاري شده است و به عبارتي هيچ چيزي سرجايش نيست.شما داريد زور مي زنيد كه آب و آبروي رفته به جوي دوره اصلاح طلبي برگردد كه اين اتفاق هرگز شدني نيست.مگر يكسال و چند ماه پيش به آقاي خاتمي در همين آلمان چندين مقام رسمي اين كشور بنقل از مقامات آمريكا هشدار ندادند كه ادامه غني سازي يعني بمباران تاسيسات هسته اي و اقتصادي ايران.مگر آقاي خاتمي اين مهم را به گوش ناشنواي رهبر نرساند؟!نظام جمهوري اسلامي بيشتر از دو سال است كه در ذهن هاي بسياري از فرزندانش فرو پاشيده است.مدتهاست كه انقلاب اسلامي فرزندانش را بلعيده است .بسياري از شما دوستان مي دانيد كه اين مختصر ناله بيشتر مصداق آب در هاون كوبيدن است.با نگاه به مقاله مهاجراني با موضوع صدام آمريكايي بود يا ضد آمريكايي ، تا حد زيادي گوشي دستتان مي آيد كه بر مبناي همان تحليل تاريخ مصرف جمهوري اسلامي براي رشد بنيادگرايي اسلامي در منطقه براي مهار شوروي سابق و... به سر آمده است.باوركنيد نزديك دو سال پيش به چند تن از دوستان بسيار نزديك كه دوستان شما هم هستند همين تحليل را گفتم كه دوستان اصلاح طلب بايد خود را براي دوره پس از فروپاشي جمهوري اسلامي آماده كنند اما متاسفانه مشاهده مي كنم كه روز به روز دارند از شما آبرو و اعتبار مي برند.باور كنيد اين تتمه اعتبارتان را بگذاريد زماني هزينه كنيد كه ايران پر از بيگانه هاي ايراني مي شود كه به اسم مشروطه خواهي و دمكراسي طلبي دوباره مردم را به بازي تازه اي مي كشانند كه سر و ته نخواهد داشت.بياييد شجاعانه حساب خود را از حساب ولايت مطلقه فقيه جدا كنيد و به فرداي ايران بيانديشيد.تا بيشتر از اين دير نشده بجنبيد.هر چند مي دانم كه اصلاح طلبان كبش الفداي (گوسفند قرباني)تغيير رژيم جمهوري اسلامي خواهند شد!

مزروعی : باسلام، من در تردید جدی بودم نسبت به انتشار این نظربدلیل اینکه اینگونه سخن گفتن در باره جمهوری اسلامی سالهاست رواج دارد وفکر نمی کنم حرف تازه ای داشته باشد! من هرگز باور ندارم که مثلا روی کار آمدن احمدی نژاد حاصل یک توطئه مشترک داخلی وخارجی است ویک جنین نگاهی را در باور غالب ما ایرانیان به نظریه توطئه می دانم نظریه ای که برای توجیه حوتدث وفراراز مسئولیت خودمان ساخته ایم ویرای هرموضوعی بدان متمسک می شویم. بنده راجع به برخی ادعاهای شما هیچ اطلاعی ندارم اماهرگز باور ندارم که دخالت خارجی بتواند مشکلات تاریخی ما را حل کند وهمانگونه که شما هم گفته اید وضع بهتر شود ونمونه افغانستان وعراق برای اثبات این موضوع کفایت می کند. اما من یک ایرانی مسلمانم ومی خواهم در ایران زندگی کنم واگرآبرو واعنباری دارم باید برای زندگی بهتر در ایران هزینه کنم آنچنانکه شما پیش بینی کرده اید فردای ایران بهتر از امروز نخواهد بود پس چه بهتر که این آبرو واعتبار را امروز هزینه کنم تا اوضاع اصلاح شود وبه فردا نرسیم.من نمی دانم شما در ایران زندگی می کنید یا خارج که اینگونه اعلام نظر می کنید اما من چون در داخل زندگی می کنم ومی خواهم اینچا زندگی کنم ویمیرم پس همه تلاش وآبرویم را برای اصلاح امور بکار خواهم بست وهمواره نظرم بر این بوده است که این ما ایرانیان هستیم که سرنوشت خود را خوب یا بد می سازیم وحتی دخالت خارجیان هم وقتی می تواند موثر باشد که عده ای ایرانی با آنها همراهی نمایند بنا براین اگر اکثریت ایرانیان اراده بر تغییر واصلاح امور داشته باشند حتما این امر تحقق می یابد ومن در اینراه تلاش می کنم تا وظیفه خود را انجام دهم.

 

داود ع :

قشنک نوشتید ولی من نفهمیدم که شما نگران ایران هستنید و یا نگران جمهوری اسلامی. چرا که لوزما منافع ملی با منافع حکومت ها یکی نیست. در کشور های پیشرفته جناح حاکم برای آنکه بر قدرت بماند سعی می کند تا منافع خود را مطابق منافع ملی تعریف کند. لیکن در کشور ما دیده ایم که حتی آقای خاتمی نیز منافع ملی را فدای حفظ نظام جمهوری اسلامی کرده اند. مطمئنا در مورد کره شمالی و لیبی منافع هر دوی حکومتها تامین شد ولی این مردم بیچاره بودند که هزینه آن را پرداختند.
برای شخص من تنها منافع ملی مهم است و هر چیز دیگر باید فدای آن شود حتی حکومت. این شیوه ای است که در کشورهای مردم سالار برقرار است و دولتها استعفا می دهند و احزاب کنار می روند تا منافع ملی ضرر نکند. متاسفانه در جمهوری اسلامی که باید مال دنیا و قدرت پشیزی ارزش نداشته باشد همه چیز
بر عکس است. پاینده باد ایران

مزروعی : با سلام،از نظرمن در شرایط کنونی نمی توان تفکیکی بین ایندو قائل شد چون مثالی شما زده اید کفایت از موضوع نمی کند وحتی در کشورهای دمکراتیک هم اینگونه که شما ادعا کرده اید نیست واگر شما توانستید یک مثال از کنار رفتندولتها یا احزاب بدون رای مردم وانتخابات بزنید آنوقت حق با شما خواهد بود.بنظرم اشکالی که بر نظام تصمیم گیری ایران در این باره می توان گرفت رعایت نکردن کامل وبیطرفانه وعادلانه قواعد مردمسالارانه در انتخاب مسئولان حکومتی است واگر مسئولان حکومتی بواقع منتخب مردم باشند این حق را دارند که در مورد حفظ منافع ملی که قطعا منطبق بر حفظ نظام موجود است تصمیم بگیرند(کاری که در همه نظامهای مردم سالارجاری وساری است) ودر مورد آقای خاتمی هم به همین دلیل ایراد شما وارد نیست هر چند شما می توانید به مشی ایشان انتقاد وایراد داشته باشید.اصولا تا وقتی ما مبنای مشترکی برای چگونگی اداره کشور نداشته باشیم در این باره نمی توانیم به نتیجه برسیم واز نظر من اگر قواعد مردمسالارانه در اداره حکومت رعایت می شد دیگر تصمیمات فابل توجیه وپذیرش بود اگرچه حق انتقاد همه شهروندان هم محفوظ بود.

 

حسینی :

\"من كاري به اقتصاد و غيره ندارم چونكه هر كه آمد و رفت وضع مردم همين بود كه هست و بدتر از ديروز\"

این جمله نهایت بی انصافی است
که فقط از زبان کسی که دستی در صنعت ندارد می توان شنید
در دوره هاشمی کشور جنگ زده ما با نفت زیر 10 دلار به یک کشور در آستانه پیشرفت تبدیل شد و از آمار بیکاری ناشی از جنگ به نحو چشمگیری کاسته شد اما در حال حاضر با نفت 70 دلاری توفیق زیادی در حل مشکل صنعت و بیکاری دیده نمی شود

 

رضا دریادل :

متاسفانه اتفاقی که رخ داده بخاطر بسته بودن جامعه فرصتی نشد تا اقدام نظام مورد نقد قرار بگیرد. بعضی خود را عین اسلام , منافع ملی و خلاصه عقل کل میدانند و دیگران را احمق و نادان
این نشانه آنستکه علیرغم اینکه محمدرضا پهلوی سال 57 ایران را ترک نمود اما در خصوص تغییر رفتار تمامیت خواهی ما هیچ تحولی ایجاد نشده است .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007