« توليد علم و توليد ثروت | صفحه اول | خودكفايي و واردات »

29 مهر 85

شايسته‌سالاري و اداره امور اقتصادي

علم اقتصاد مطالعهء روش‌ها و دستيابي به قواعدي است كه بتواند راهنماي انسان‌ها و جوامع در بهره‌مندي بهينه و كارآ از منابع كمياب و محدود جهت تامين و ارضاي نيازها و خواسته‌هاي نامحدود باشد. آنچه مي‌تواند در تخصيص بهينهء منابع و حداكثر بهره‌وري از آن‌ها نقش تعيين‌كننده و كليدي داشته باشد سازمان و نحوهء «ادارهء امور اقتصادي» در سطح خرد و كلان در يك جامعه است كه عامل انساني و «مديريت» نقطهء كانوني آن را تشكيل مي‌دهد و در نهايت «شايسته‌سالاري» حرف اول و آخر را در اين عرصه مي‌زند. هر چند در ادبيات مربوطه به قدر كافي به اين موضوع پرداخته شده است اما به نظر مي‌رسد كه در ادارهء امور جمهوري اسلامي ايران و در عرصهء عمل كم‌تر به اين موضوع توجه شده و مي‌شود، با وجود اين‌كه در آموزه‌هاي قرآني وديني ما، آن هم در قرن‌ها پيش بر اين موضوع تاكيد و تصريح فراوان شده است كه به طور اختصار به نمونه‌اي از آن‌ها اشاره مي‌كنم.

خداوند مي‌فرمايد: «همانا خدا به شما فرمان مي‌دهد كه امانت‌ها را به اهلش بدهيد و هنگامي كه ميان مردم داوري مي‌كنيد به عدالت داوري كنيد. خداوند اندرزهاي خوبي به شما مي‌دهد. خداوند شنوا و بيناست.» (سورهء نساء، آيهء 58) مفاد آيه به اندازهء كافي گوياست كه امانت‌ها را بايد به اهلش سپرد و چه امانتي از مسووليت‌هاي ادارهء يك جامعه بالاتر است؟ و چه افرادي اهليت و صلاحيت به دست‌گيري اين مسووليت‌ها را دارند؟ و آيا جز با تكيه بر اصل «شايسته‌سالاري» مي‌توان بر تحقق اين فرمان الهي در يك جامعهء ديني انديشه كرد؟»خداوند مي‌فرمايد: «اموال خود را، كه خداوند وسيلهء قوام زندگي شما قرار داده، به دست سفيهان نسپاريد و از آن، به آن‌ها روزي دهيد و لباس بر آنان بپوشانيد و با آن‌ها سخن شايسته بگوييد.» (سورهء نساء، آيه 5) به تفسیر علامه طباطبايي در الميزان آيه شريفه دلالت مي‌كند بر يك حكم كلي كه مربوط به تمام افراد اجتماع است و از آن‌جا كه اجتماع داراي يك شخصيت وحداني است و دارايي جهان نيز متعلق به اجتماع است، اين وظيفهء اجتماع است كه با تدبير صحيحي شؤون مالي خود را اصلاح كرده، بر حجم آن بيفزايد و به طور معتدل و متوسطي از آن ارتزاق كنند و از فساد و تباهي آن جلوگيري كنند و با كسب و تجارت آن را در معرض رشد و توسعه و زياد شدن قرار دهند.» (ترجمهء تفسيرالميزان، جلد 7، ص 288) روشن‌تر از اين نمي‌توان به جامعهء مسلمان هشدار داد كه ادارهء امورش را به «نااهل» و به ويژه ادارهء‌امور اقتصادي‌اش را به دست «سفيه» نسپارد كه سرانجامش معلوم است!»خداوند در سورهء يوسف آن‌جا كه از درخواست يوسف براي قبول مسووليت خزانه‌داري و ادارهء امور اقتصادي مصر گزارش مي‌كند بيان مي‌دارد: «گفت مرا سرپرست خزائن سرزميني (مصر) قرار ده، كه نگهدارنده و آگاهم.» (سورهء يوسف آيهء 55) در واقع يوسف با تكيه بر صلاحيت‌هاي ذاتي و شايستگي‌اش در امانتداري و دانش ادارهء امور اقتصادي خواستار اين مسووليت شده بود و در عمل نيز توانست به خوبي از عهدهء اين مقام برآيد.آنچه آمد فقط اشاره‌اي نمونه‌وار به سه آموزهء قرآني بود. بسط ديگر آموزه‌هاي قرآني و تمسك به نهج‌البلاغه، كه سيره نظري و عملي امام علي(ع) را به نمايش مي‌گذارد، بي‌هيچ ترديدي بر هم خانگي «شايسته‌سالاري» و ادارهء امور جوامع مسلمان به‌طورکلي و به ويژه «شايسته‌سالاري و ادارهء امور اقتصادي» آنان تصريح و تاكيد و حكايت دارد. دارا بودن صفاتي همچون عقل، خردمندي، دانش تخصص،درايت، عدالت، قوت، آينده‌نگري و آلوده نبودن به خصلت‌هاي ناپسند از شرايط لازم قبول هرگونه مسووليت و مديريت در يك جامعهء مسلمان به شمار مي‌رود و طبعائ در نظام جمهوري اسلامي ايران بايد اين معيارها تعيين كنندهء «اهليت» براي ادارهء امور جامعه و به‌ويژه ادارهء امور اقتصادي در سطح خرد (بنگاه‌ها) و كلان (دولت) باشد.

اگر جامعه ما دچار نابساماني اقتصادي است و از مشكلاتي همچون بيكاري، فقر، فساد و تبعيض رنج مي‌برد و در حسرت عدالت مي‌سوزد ريشهء آن‌را بايد در مسالهء انتخاب «مديران» و نوع «مديريت»ها جست. سوگمندانه بايد گفت كه در «ادارهء امور اقتصادي» جامعهء ما غالبائ به «شايسته‌سالاري» و سپردن مسووليت به اهلش توجه نمي‌شود و در نتيجهء استفاده از منابع كمياب و محدود جامعه به نحو بهينه و كارآ صورت نمي‌گيرد و با وجود نيت‌ها و تلاش‌هاي خوب، در راه توسعه و پيشرفت آن‌چنان كه شايد و بايد به پيش‌نمي‌رويم و... اگر بخواهم صريح‌تر سخن بگويم اين‌كه در گزينش‌هاي استخدامي و دادن مسووليت به معياري كه كم‌ترين بها داده مي‌شود «شايسته‌سالاري» است، و حتي در لايحهء «مديريت خدمات كشوري» كه مجلس در حال رسيدگي و تصويب آن است هم به اين موضوع توجه نشده، و اين مصيبتي بزرگ است كه دامنگير ما شده است. در كشورهايي كه ساز و كارهاي ادارهء امورشان به گونه‌اي رقابتي و كار است كه افراد با احتمال بالا در جايگاه شايسته و مناسب خود قرار مي‌گيرند و در نتيجه به درجهء بالايي از توسعهء اقتصادي و انساني دست يافته‌اند چرا كه اين قاعدهء الهي است كه اگر «شايسته‌سالاري و ادارهء امور اقتصادي» هم خانه شوند نتيجهء قهري و طبيعي‌اش رشد و توسعه و پيشرفت اقتصادي و انساني است و چه خوب بود كه ما مسلمانان بيش و پيش از ديگران به آموزه‌هاي ديني خود عمل مي‌كرديم.



 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007