« سرمايهء اجتماعي و هشت سال دفاع | صفحه اول | پاسخ به يك نظر »

5 مهر 85

امنيت سرمايه‌گذاري

ما چه موافق «جهاني شدن» باشيم و چه مخالف، «جهاني‌سازي» در حال انجام است و عواقب و پيامدهاي آن گريبانگيرمان. يكي از نتايج «جهاني شدن» جريان‌يابي سريع «سرمايه»‌ها در دنياست. امروز سرمايه‌گذاران ديگر مرز نمي‌شناسند اما سرمايهء خود را به جايي مي‌برند كه بيش‌ترين «امنيت» و سود را نصيب آنان كند. روزگاري «سرمايه‌داري ملي» مطرح بود و معنا داشت، امروزه ديگر معنايي بر اين واژه مترتب نيست و سرمايه‌گذار در نقشهء جهاني و با محاسباتي اقتصادي تصميم مي‌گيرد و عمل مي‌كند. جابه‌جايي «سرمايه» حتي از جابه‌جايي آدم‌ها آسان‌تر شده است چون براي مهاجرت محدوديت‌هاي قانوني و فيزيكي بسياري وجود دارد اما براي «سرمايه» نه ، و اين‌گونه است كه رقابتي سرسام‌‌آورودامنگير براي جذب «سرمايهء خارجي» در بين كشورهاي دنيا ساري و جاري است و هر كشوري تلاش مي‌كند با ايجاد شرايط و امكانات مساعدتر سهم بيش‌تري از اين «سرمايه» را نصيب خودسازد و اصلي‌ترين عامل در اين مسير متغيرهاي «امنيت» و «سود» است.
اقتصاد ايران نياز به «سرمايه‌گذاري» بالا براي حل مشكلاتي از قبيل بيكاري و فقر و پاسخگويي به نيازهاي معيشتي و رفاهي شهروندان ايراني دارد. فضاي كسب و كار و شرايط محيطي و محاطي ايران بايد به‌گونه‌اي سامان يابد تا بتواند از همهء امكانات سرمايه‌اي داخل و خارج براي برون‌رفت از وضعيت كنوني بهره برد و تحقق اين امر در درجهء اول به عامل «امنيت سرمايه‌گذاري» در جامعهء ما ارتباط مي‌يابد.

اين‌روزها صحبت‌هايي بسيار در اين باره مي‌شود و هر قوه و نهادي گوشهء چشمي از منظر خود به موضوع دارند. قوهء مقننه به اصلاح قوانين مي‌انديشد، قوهء قضاييه به نحوهء برخورد با مسايل و مفاسد اقتصادي ، قوهء مجريه به مقررات‌زدايي و خصوصي‌سازي و... اما بايد گفت شاخص «امنيت» در يك جامعه به همهء اين‌ها و نحوهء عملكرد قوا و نهادهاي حاكم بستگي دارد اما با اين‌ها تمام نمي‌شود. آن‌چه ميزان اين شاخص را در هر جامعه محك مي‌زند و اندازه مي‌گيرد نوعي حس و برداشت عمومی شهروندان است كه به ويژه از سوي «سرمايه‌گذاران» انجام مي‌گيرد و ابزار اصلي هم در اين جريان نحوهء تعامل و برخورد حكومت و حكومت‌گران با تك‌تك شهروندان است.

اگر «حقوق شهروندي» هر فرد در عرصهء عمل اجتماعي و عمومي از سوي حكومت‌گران رعايت و محترم شمرده شود آن‌گاه مي‌توان انتظار داشت كه «امنيت» به قالب جمعي در آید و بر همهء موانع ذهني و عيني غالب شود.‌«امنيت سرمايه‌گذاري» شرط لازم براي رونق بخشي و پويايي اقتصاد هر كشوري است و ايران نيز چاره‌اي جز تامين اين شرط براي جذب «سرمايه» ندارد. تحقق اين امر در غايت پايبندي به الزامات و مقتضياتي است كه در وراي اصلاحات حقوقي و رفتاري نهفته است و مهم‌ترين اقدامي كه در اين‌باره بايد انجام گيرد رعايت «حقوق شهروندي» بدون هرگونه تبعيض و تفسیري است و اين كه همهء آناني كه در اين سرزمين زندگي مي‌كنند از حقوق يكسان و محترمي برخوردارند. آما آیا واقعیت امروز جامعه ما ورفتار حکومت وحکومتگران با شهروندان همین را نشان می دهد؟ کافی است گوشه چشمی به عمل نهادهای حکومتی نسبت به مطبوعات وروزنامه نگاران ،دانشجویان ودانشگاهها، احزاب ونهاد های مدنی ،فعالان سیاسی و... بیاندازیم تا در یابیم که شاخص "امنیت" در کشورمان تا وضعیت مطلوب فاصله بسیار دارد ودلیل فرارسرمایه ها از کشور هم به این واقعیت تلخ بر می گردد وقطعا سخنرانی ها واقدامات غیر منطبق با این وضعیت بدون اصلاح امور بصورت واقعی کمکی به "امنیت سرمایه گذاری " در کشو رنخواهد کرد.





   نظرات

حمید نصر :

به نظر میرسد که ذکر بدیهیات و تکرار مکررات همچنان مشخصه بارز اصلاح طلب نمایان می باشد و نا آگاهی شان سبب گردیده با اظهار مقولاتی خود را فاضل و دانشمند و کارامد ببینند!
لطفا دست بردارید. حماقت های امثال شما تا کنون آسیب های بسیار به جامعه تحمیل کرده و تنها خودتان کبک سر در برفید که هیچ نمی بینید و البته نیز نمی دانید!

مزروعی : باسلام ،برادرعزیزناشناس ! در تردید بودم که نظرشما را بدلیل ادبیاتش انتشار بدهم یانه؟ اما همین که امثال بنده را مورد لطف خود قرار داده اید موجب شد تا با شما ارتباط برقرار کنم با امید به اینکه ادبیاتتان تغییر کند .
1 - خوشبختانه در فضای مجازی همه کاربران قدرت انتخاب کامل دارند وهیچکس مجبور به انجام کاری نیست وشما هم اجبار ندارید مطالب بنده را که ذکر بدیهیات وتکرارمکررات است بخوانبد واینگونه جوش بیاورید که کاربرد برخی واژه را ندانید واینکه نوع واژه وجملات حکایت از فرهنگ وسواد نویسنده می کند.
2 - اگر شما در کل نوشته های من بتوانید دلیلی بر مدعای خودتان(فاضل ودانشمند وکارآمد) پیدا کنید حق باشماست! بنده هرگز جنین مدعایی نداشته وندارم مگر شما اصرار داشته باشید!من در حد یک شهروند ودر حد دانش وفهم خودم وبمناسبت نظراتم را ارائه می کنم آیا شما می خواهید در این حد هم نظرندهم؟ آیا نظر دادن بنده جای شما را تنگ کرده است؟ ظاهرا شما در حد یک شهروند هم برای امثال بنده حقوق قائل نیستید چه برسد به حق حیات؟ درضمن اظهار نظر نمی تواند ناشی از نا آگاهی باشد حتما ناشی از آگاهی است اما در مورد چند وچون آگاهی جای بحث ومناقشه وجود دارد.
3 - هرچند غالب ما یرانیان برای فرار از بحث دقیق وراهگشا به کلی گویی وواژه های خاص پناه می بریم وبیشتر بدنیال خراب کردن رقیب با اتهام زنی و...هستیم اما تا زمانی که مصداق های خود رادرمورد"حماقت های امثال شما تا کنون آسیب های بسیار به جامعه تحمیل کرده و تنها خودتان کبک سر در برفید که هیچ نمی بینید " ارائه نکنید طبعا مدعای شما ارزشی ندارد وبنده هم متوجه نمی شود کجا سرم را زیر برف کرده ام! وامیدوارم شما اینکار را بکنید وبدانید که این به نفع بنده وشما ودیگرانی است که داوطلبانه اینها را می خوانند.باور کنید اگر شما بتوانید آسیب هایی را که از ناحیه امثال بنده (که تقریبا هیچکاره ایم) به جامعه می رسد برشمارید ومارا از نا آگاهی بدر آورید خدمت بزرگی به ما وجامعه کرده اید ! لابد زورتان به آنهائیکه که کاری هستند ودر حال خدمت تمام وقت به بندگان خدا نمی رسد!

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007