« توهم معجزه هزاره سوم | صفحه اول | امنيت سرمايه‌گذاري »

3 مهر 85

سرمايهء اجتماعي و هشت سال دفاع

اين روزها مصادف با سالگرد روزهايي است كه در سال 59 كشورمان مورد تهاجم و تجاوز رژيم بعثي عراق قرار گرفت و ايران را در جنگي هشت ساله گرفتار ساخت. با وجود حمايت جهاني از رژيم صدام حسين در اين تجاوز، ايران توانست با مقاومتي حماسي و وصف‌ناپذير از تماميت ارضي خود دفاع كند و با تحمل خسارات مادي فراوان و ايثارگري عامهء مردم و تقديم هزاران شهيد و معلول براي اولين بار در تاريخ معاصر ايران نگذارد حتي يك وجب از خاك كشور به تسخير دشمن متجاوز درآيد. هرچند گذر زمان گرد غريبي بر آن دوران پاشيده و نسل پس از جنگ آشنايي چنداني با وقايع و حوادث اين دوران راندارند اما آناني كه اين دوران را درك كرده‌اند و به ويژه افرادي كه نقشي هرچند اندك در اين واقعه داشته‌اند، هرگز نمي‌توانند شور و نشاط همبستگي ملي و از خودگذشتگي و ايثارگري شهروندان ايراني را در اين باره فراموش كنند و صفحهء زريني را كه برتارك تاريخ اين مرزوبوم با خون جوانان وطن نوشته شد، از خاطر ببرند. ياد و نام همهء آنان گرامي باد. امروز 17 سال از پايان و 26 سال از شروع جنگ مي‌گذرد، اما سوال مهمي كه مي‌توان مطرح كرد اين كه چقدر چهرهء امروز جامعه ما و نحوهء تعامل حكومت و مردم با دوران جنگ مشابهت دارد؟ البته منظور اين نيست كه ايران وارد جنگي ديگر شود; چرا كه در گذشته نيز جنگ بر ما تحميل شد و اگر جز اين بود هرگز دفاع ما توجيه پيدا نمي‌كرد، اما منظور اين است كه اگر به هر دليلي ايران بار ديگر مورد تهاجم و طمع متجاوزي قرار گرفت باز هم عامهء مردم همان‌گونه رفتار خواهند كرد كه در جنگ با رژيم بعثي كردند؟ مي‌دانم كه از نظر برخي افراد و گروه‌ها طرح اين پرسش ناصواب مي‌نمايد و يا بي‌وجه، چرا كه از نظر آنان جواب روشن است و آن‌ها مي‌پندارند كه بلي، عامهء مردم همان‌گونه رفتار خواهند كرد و اگر افراد و گروه‌هايي جز اين فكر كنند از سوي آنان به اتهاماتي رايج از قبيل فريب زندگي را خوردن، مرعوب بودن، متهم خواهند شد، اما به نظر نويسنده اين سوال مهمي است كه جاي تامل و توجه فراوان به ويژه از سوي حكومت‌گران و دولت‌مردان در شرايط كنوني جامعه ما دارد.

در ادبيات اقتصادي و امروز جهان اصطلاحي به نام «سرمايهء اجتماعي» رايج شده است كه آن را بن‌مايهء تحولات جوامع در مسير رشد يا عقب‌ماندگي مي‌دانند. در تعريف«سرمايهء اجتماعي» را برآيند مجموعهء هنجارها و ارزش‌هاي موجود در نظام فكري، علمي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي هر جامعه مي‌دانند و اين هنجارها و ارزش‌ها نيز حاصل تاثير نهادهاي اجتماعي و اقتصادي، نوع نظام سياسي و روابط انساني است كه ويژگي‌هاي اعتماد متقابل، تعامل اجتماعي متقابل گروه‌هاي اجتماعي، احساس هويت جمعي و گروهي، احساس وجود تصويري مشترك از آينده و كار گروهي از نقاط كانوني آن به شمار مي‌روند.

به واقع مي‌توان گفت در دوران جنگ با وجود همه سختي‌ها و دشواري‌ها و كمبود و مصيبت‌ها و ... جامعهء ايراني به يك هويت جمعي و تصوير مشترك از مسير حركت خود از صدر حكومت تا ذيل جامعه و به نوعي «سرمايهء اجتماعي» دست يافته بود كه قوهء محركه او در دفاع و ايستادگي در برابر متجاوز بود اما آيا امروز همان احساس هويت جمعي وتصوير مشترك از مسير حركت در جامعه ما وجود دارد؟ سوگمندانه بايد گفت ما به هردليل نتوانسته‌ايم آن «سرمايهء اجتماعي» را حفظ كرده و در گذر زمان بر آن بيفزاييم و اين در حالي است كه جامعهء ما به دليل آرمان‌ها و شرايط و مقتضياتي كه دارد به شدت برانباشت «سرمايه اجتماعي» نياز دارد.

خميرمايهء اصلي «سرمايهء اجتماعي» در هر جامعه‌اي اعتماد متقابل شهروندان و حكومت جهت دستيابي به احساس هويت و تصوير مشترك از شرايط و مسايل كشور در عرصهء داخلي و خارجي است و فقدان يك چنين اعتماد و آشفتگياي در احساس هويت و تصوير مشترك حتي در بين آناني كه اعلام وحدت و يكپارچگي مي‌كنند به خوبي هويداست. «سرمايهء اجتماعي و هشت سال دفاع» رازي است كه اين روزها بيش‌تر بايد به آن فكر كنيم و بايد بدانيم كه سرنوشت و آيندهء ما در گرو «سرمايهء اجتماعي» است كه با دست خود مي‌سازيم و در اين ميان نقش حكومت و حكومت‌گران بسيار تعيين‌كننده است و دولت‌مردان بايد بدانند كه «سرمايهء اجتماعي» با دامن زدن به «اعتماد» در همهء ابعاد و جوانبش در جامعه پروار مي‌شود و روان و اعتمادسازي راز بقاي رشد و پايداري حكومت‌هاست.





 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007