« پاسخ به یک سئوال | صفحه اول | انباشت سرمايه »

23 شهریور 85

پلیس راه یا پلیس سرگردنه؟

اخیرا گزارش یک نظرسنجی در کشورهای اروپایی وآمریکا در باره نوع نگرش واعتمادشهروندان انها به گروههای مرجع را می خواندم وبرایم نتایج آن بسیار جالب بود. از جمله اینکه برپایه نتایج این نظرسنجی یکی از گروههایی که از درجه اعتماد بسیار بالایی بین شهروندان برخوردار بود نیروی پلیس بود.به عبارت روشن نوع رفتار وعملکرد پلیس در این کشور ها به گونه ای بوده است که توانسته اعتماد بسیاربالای شهروندان را بدست آورد ولابد در شرایط دشواری که برای آنها پیش می آید پلیس می تواند کمک کار ومدد کار آنها در حل مشکلات شان باشد.اما در جامعه ما پلیس چه جایگاهی نزد مردم دارد ؟وچقدر شهروندان به پلیس اعتماد دارندودر شرایط دشواروبرای حل مشکلاتشان به پلیس مراچعه می کنند؟ویا اینکه ازپلیس می ترسند وبدلیل ترس حتی در شرایط دشوار که نیاز به مراجعه به پلیس دارند ازآن پرهیز می کنند؟و…

به نظرمی رسد در ایران جایگاه پلیس در ذهن مردم با آنچه باید باشد(حداقل در مقایسه با کشورهای آسیای جنوب شرقی) خیلی فاصله دارد واین در حالی است که م ادعای بسیار در زمینه اخلاق وارزشها وخدمت به مردم ومهرورزی و…داریم. غالب مردم ما از پلیس می ترسند وسعی می کنند با پلیس به هر دلیلی رودررونشوند ویا اگر شدند به هر گونه توانستند خود را رهایی بخشند واین به دلیل رفتار وعملکرد پلیس در ایران وتجربه ای است که دراین باره دارند. بنده حقیر هم جزء این دسته هستم چرا تجربه های ناخوشایندی دارم وقبلا دراین مطالبی نوشته ام واین بار نیز ناچار از نوشتن هستم تا شاید مسئولی در نیروی انتظامی این مطالب را بخواند وبه فکر چاره واصلاح بیفتد.در تعطیلات اخیر منهم مثل بسیاری از هموطنان عازم سفر شدم .درروز پنچشنبه صبح زود براه افتادم واز طریق بزرگراه قم – کاشان عازم اصفهان شدم . درمسیرقم – کاشان پلیس نبود اما اززمانی که وارد حوزه استحفاظی اصفهان شدیم نیروی پلیس بطور محسوسی در طول مسیر مشاهده می شد. پس از گذر از تابلوی نطنز وتقریبا در میانه را تا اصفهان ایستگاه پلیسی در گردنه بنه به همه ماشینهای عبوری ایست می داد(عین ماجرایی که بنده در 16 تیرماه امسال ودرهمین مسیربرای رفت به تهران شاهد بودم) وبنده هم بناچار ایستادم واز پلیسی که فرمان ایست داد پرسیدم چرا مرا که خلافی نکرده ام فرمان ایست دادی؟جوابدادبرای اینکه مدارک شما را کنترل کنیم. گفتم بر پایه کدام حکم وقانون؟جوابدادبا دستور فرماندهم. من که هیچ دلیلی بر این رفتار نمی دیدم از آنجا عبور کردم اما وقتی دیدم همان پلیس شماره ماشین را برداشت بر گشتم وپیاده شدم وچون عصبی شده بودم دیگر متوجه مرتب کردن لباسم هم نشدم.بسراغ افسر مافوق رفتم ،مدارک خواست مدارک را به تحویل دادم وقتی کارش تمام شد گفتم شما طبق چه قانونی جلوی همه ماشینها را می گیرید؟جوابدادما در این هوای گرم اینجا ایستاده ایم تا جلوی تخلفات رانندگی را بگیریم،آن دوربین اندازه گیر سرعت که کار نمی کند،اگر ما جلوی ماشینها را نگیریم ومدارک را کنترل نکنیم از کجا خلافها را تشخیص دهیم؟گفتم که اصل براین است که همه کارشان درست وقانونی است وتا وقتی کسی تخلفی نکرده است شما حق ندارید جلوی اورا بگیریدوفقط بگویید طبق کدام قانون اینکار را می کنید؟گفت کارمن قانونی است وشما بهتر است که لباستان را مرتب کنید واینطوری بیرون نیائید.گفتم نامرتبی لبا سم ربطی به این موضوع نداردومی خواهم بدانم با تکیه بر کدام ماده قانونی شما همه را نگه می دارید؟گفت من با دستور فرماندهمان اینکار را می کنم وشما اگر اعتراض دارید می توانید به پاسگاه فرماندهی که 25 کیلومتر بالاتر است رجوع کنید ومن دیگر باشما بحثی ندارم .جالب اینکه طی این مدتی که من اعتراض وبحث می کردم جریان توقف وکنترل همه ماشینهای عبوری وجریمه برخی از آنها ادامه داشت واین بندگان خدا هم هیچ اعتراضی نمی کردند! وهمه تسلیم وفرمانبردار بودند! تنها کاری که بنده کردم اسم آن دو افسر را یاداداشت تا اگر گوش شنوایی در پلیس یافتم آنرا در اختیارشان قرار دهم. البته در موقع برگشت از اصفهان از همین مسیر آمدم اما چون شب بود ودیگر پلیسی در آفتاب نایستاده بود طبعا با ایستی هم مواجه نشدم !ظاهرا پلیس های این منطقه فقط در روز کار می کنند وآنهم نه به عنوان"پلیس راه" بلکه به عنوان"پلیس سر گردنه" وبرای مزاحمت وجریمه کردن هر آنکس که بتوانند. در عین حال متذکر می شوم که حضور چشمگیر پلیس در اتوبان قم- تهران در شب یکشنبه بدون آنکه مزاحمتی برای رانندگان ومسیر پر ترافیک آن داشته باشد نظمی مثال زدنی بوجود آورده بود که باید از آنها تشکر وتقدیر کرد. به نظرم پلیس هایی که رفتار قانونمند ومدنی ورئوفانه نسبت به شهروندان ندارند بیش وپیش از همه به همکاران مسئول ومنضبط خود ظلم می کنند وضربه می زنند چرا که اجر آنها راضایع ونگرش شهروندان را نسبت به همه نیروهای پلیس بدبین می سازند. البته در راه با خود فکر می کردم وقتی مردمی با حقوق شهروندی خود آشنا نیستند ودر مقابل برخورد های غیر قانونی اعتراض نمی کنند پلیس حق دارد اینگونه با آنها برخورد کند ویاد این کلام مولا علی می افتادم که در ظلم کردن دو کس مقصر است یکی آنکه ظلم می کند ویکی آنکه ظلم را می پذیرد، ودر جامعه ما از هر فراوان است.



   نظرات

علي :

ما هم يک بار به 110 زنگ زديم که اي کاش دستم مي شکست و زنگ نمي زدم
ماجرا خيلي طولاني است
خلاصه اينکه آن پليس که بايد از ما دفاع کند از آن طرف که قانون شکني کرده بود دفاع کرد چون آن پليس با پدر آن مجرم رفيق بود وما خبر نداشديم
و کار به دادگاه کشيد
و آن پليس که خود جرم آن پسر را مشاهده کرده بود در دادگاه همه چيز را انکار کرد
اين واقعه درس عبرتي براي من بود
و من هم ديگر به هيچ وجه تا آخر عمر اين رفتار پليس را فراموش نمي کنم

مزروعی : هرچند من نظر شما انتشار دادم اما التزام به قانون وحقوق شهروندی حکم می کند در این موارد با اسم ومشخصات کامل موضوع را مطرح وپیگیری کنیم هر چند در کشور ما ورود به این مسائل هزینه دارد اما برای احقا ق حق واصلاح امور باید این هزینه ها راپرداخت وبه قول معروف هر کس خربزه می خورد باید پای لرزش هم بنشیند وهمین فرار از هزینه پرداختن توسط غالب مردم باعث بوجود آمدن این وضعیت شده است.

 

ارجمند :

انچه امروز ما در ايران از امار بالاي تصادفات در ايران مشاهده ميكنييم بعلت نبود اعتماد بين شهروندان و حكومت است شهروند اگر به حكومت اعتماد داشته باشد رعايت قوانين را بهتر ميپذيرد راه چاره از بين بردن ديوار بي اعتمادي است

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007