« اصلاح قانون كار و سه جانبه‌گرايي | صفحه اول | آيا «نرخ تورم» اعلامي درست است؟ »

12 شهریور 85

خانه عنكبوت !!

سه روز پیش ودر آستانه وورود آقای کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد به ایران آقای رامین جهانبگلو استاد دانشگاه ونویسنده را، که به اتهام ترویج انقلاب مخملین و... هنگام خروج از کشور به شیوه رایج در ایران بازداشت شده وچند ماه در زندان بود، آزادشد والبته این فرد که در دوره بازداشت متنبه و... شده بود با پای خودش به خبرگزاری ایسنا رفت و آن مصاحبه را کرد! امروز هم در خبرها آمده است که دادگاه چهارنفر از روزنامه نگاران وبلاگنویس (میرابراهیمی، معماریان، رفیع زاده و تمیمی) که دو سال پیش به همین شیوه بازداشت و آزاد شدند در ششم آبان‌ماه برگزار می شود، گویا این داستان تکراری و شرم آور و تلخ و... پایانی ندارد. خوشمزه آنکه در همین ایام که مسئولان امر ادعا دارند اگر مرغی در هوای ایران بپرد خبر دارند و بر مرزهای هوایی و زمینی و دریایی تسلط کامل، خبر می رسد منوچهر محمدی، که برادرش اکبر محمدی اخیرا در زندان در گذشت، و چند سالي را بناحق و غیرعادلانه در زندان بسر می بردند، از مرزهای کشور گذشته و جان خود را از مرگی همچون برادرش رهایی بخشیده است! سئوالی که برای همه مطرح است اینکه چرا مسئولان جمهوری اسلامی ایران به چنین شیوه های رسوا و تکراری و نخ نما شده ای که همگان از عالم و عامی با آن آشنایند دست می زند؟ و چرا اینان حاضر نیستند درباره این موضوع به اندیشه وباز نگری بپردازند؟ و چرا...

من از موضع یک نفر ناصح نسبت به حکومت وحکومتگران این مطلب را می نویسم چرا که بر پایه حدیث شریف «نصیحت به ائمه مسلمین» یکی از بالاترین عبادتهاست و یکی از مهمترین در خواستهای امام علی از شهروندانش این بود که خطاهایش را به او یادآور شوند و به او مشورت دهند تا جریان امور حکومت بر پایه حق و عدل جاری شود و حقی از کسی ضایع نگردد. من بطور کامل ودقیق در جریان بازداشت حدود بیست وشش نفری که ذیل عنوان پرونده مشهور «وبلاگنویسان» از شهریورماه 83 به تدریج توسط نیروی انتظامی دستگیر و زندانی شدند هستم چون فرزندم حنیف هم یکی از همین افراد بود. سناریوی خیالی این پرونده سازی را بطورکامل روزنامه کیهان در یک یاداشت با عنوان «خانه عنکبوت» افشا و بخشی در قوه قضائیه و نیروی انتظامی آنرا عملیاتی کردند و به نظرم فاجعه و لکه ننگی آفریدند که علیرغم گزارش نهایی هیاتی از سوی رئیس قوه قضائیه در این باره مبنی بر خطاهای انجام شده وقرار منع پیگرد برای بازداشت شدگان، هرگز از دامن نظام و افرادی که مستقیما درگیر این ماجرا بودند پاک نخواهد شد. جالب اینکه دست اندر کاران مستقیم این ماجرا هنوز از رو نرفته اند و حال می خواهند به پرونده آن چهار نفری بپردازند که از قضا وبهر دلیلی بیشترین هزینه را در این ماجرا پرداختند و به خواسته‌های بازجویان در نامه نوشتن، مصاحبه با رسانه ملی و...تن دادند و همه تلاشش این بود که از این مهلکه جهنمی و خانه عنکبوت خیالی جان سالم به در برند. جالب آنکه یکی از اینان که من تا کنون فرصت دیدار و آشنایی نزدیک با او را نداشته ام در نامه ای که از زندان اوین و از طریق فاکس خطاب به انجمن صنفی روزنامه نگاران و من نوشت نسبت به دعوت انجمن برای اعلام حضور روزنامه نگاران در تالار دادگستری تهران برای اعتراض به عدم آزادی باقی مانده وبلاگ‌نویسان از زندان (و در واقع آزاد شدن خودش) اعتراض کرد! و البته در انتهایش مطالبی را راجع به خانواده بنده نوشته بود که فقط می توانست در اختیار برخی نهادهای خاص باشد! و قطعا روح این بنده خدا از آن بی خبر بوده است. مطالبی که طی دوران نمایندگی بارها در بولتن های منتشره توسط نهادهای خاص علیه من انتشار یافته بود و ظاهرا این بار می خواستند با انتشار علنی اش مرا بترساند!! واقعا انسان متحیر می ماند که اینان با کاربرد چه شیوه های کثیفی در پی کار خویشند و چون به قاعده «هدف وسیله را توجیه می کند» باور دارند از هیچ جنایتی روی گردان نیستند! واقعا چگونه می خواهند با آنهمه بلایی که بر سر این چهار نفر آورده اند آنها را محاکمه کنند؟ از آنها چه می خواهند؟ آن خانه عنکبوت خیالی را نه اینان ساخته ونه امثال اینان می سازند بلکه آنانی می سازند که بنام جمهوری اسلامی ایران و عدالت و... هر روز تحت عنوانی عده ای را گرفتار و جنایت می آفرینند و کم کم این نظام خود خانه عنکبوت می شود. نظامی که مستظهر به پشتوانه مردم و عدالت است نیازی به اینهمه خشونت ورزی و ظلم و...ندارد. اگر باحسن ظن بخواهم به سئوال اینکه چرا چنین می کنند پاسخ دهم می گویم «سیاست مرعوب سازی» است و البته از نظر مجریان اجرای این سیاست تاکنون جواب داده است و مخالفان و منتقدان را به سکون و سکوت و خروج از کشور و ... کشانده و حکومت کردن را برای شان آسان کرده است اما آیا هم اینان به انباشت کینه ها و نفرتها و... فکر کرده اند؟ ایرانیان مردم غریبی اند و تجربه تاریخی بلندی را با خود دارند و آخرین تجربه شان مربوط به رژیم گذشته است. آیا «سیاست مرعوب سازی» آن رژیم جواب داد؟ و وقتی می شود با روشی مردمی و عادلانه حکومت کرد چرا باید شیوه های دیگر را در پیش گرفت؟ شیوه هایی که مجریان را هم روزی در بر خواهد گرفت!



   نظرات

دادفر :

آقاي مزروعي سلام
از اين که همچنان حکومتگران را نصيحت مي کنيد تا از شيوه هاي نخ نما و رسوا استفاده نکنند خوشحالم!

 

نیما :

آقای مزروعی !با سلام دو سوال دارم که خواهشمندم پاسخ دهید.1-نظرتان را در مورد سفرهای استانی رئیس جمهور فعلی نخوانده ام.برای من واقعا جای سوال دارد .مگر بودجه مناطق مختلف در ذیل لایحه سالیانه بودجه تصویب و مشخص نمی شود؟پس چرا دولت به هرجا می رود بودجه جدید تصویب می کند؟بدون تصویب مجلس.آیا این کار قانونی است؟2-یک سوال عامیانه هم دارم.گاهی از عامه مردم صحبتی به این مضمون می شنویم که در دوران جنگ با وجود مشکلات فراوان گرانی اجناس به این شکل وجود نداشت.اما با پ
ایان جنگ گرانیها آغاز گشت.با توجه به این که بعد از جنگ تاکنون سه دولت و رئیس جمهور با سه مشی مختلف آمده اند ودر زمان هر سه شاهد گرانیهای مکرر بوده ایم واقعا این مسئله جای سوال دارد.آیا سیاست دوران جنگ ودولت مهندس موسوی بهتر نبود وآیا این طوری مردم راضی تر نیستند؟خواهشمندم پاسخم را منظور بفرمایید.در پایان بنده در وبلاگم مطلبی درباره حزب جبهه مشارکت ودبیر کل جدید و پیشنهادهایی برای عملکرد آینده نوشته ام که خوشحال می شوم سری به آن بزنید.با تشکر لینک مطلبم به این صورت است:
http://nima62.blogfa.com/post-18.aspx

مزروعی : با سلام،به نظرم سفرهای استانی روسای جمهوری ما (وایضا دیگر مقامات ) در گذشته وحال با این شیوه وکیفیتی که دیده ومی بینیم یکی از ویژگی های تاریخی ما ایرانیان واز دلایل استیدادزدگی وعقب ماندگی ماست وتقریبا می توان گفت در دنیا شبیه ندارد! وتجربه هم نشان داده مشکل چندانی را حل نکرده است هرچند کلی هزینه بردوش بودجه کشور می گذارد والبته عده ای را به نان می رساند.اما بنده هم مثل شما سر در نمی آورم که مصوبات دولت در سفر های استانی چقدر با موازین قانونی وبودجه مصوب مجلس انطباق دارد اما فراموش نکنیم که بسیاری از اینها وعده ووعید است که در آینده نزدیک ودور باید انجام شود وکو تا آنروز؟ اصولا مگر تاکنون شهروندان توانسته اند دولتمردی را بدلیل وفا نکردن به عهدی با انجام ندادن وعده ای مورد مواخذه وباز خواست قرار دهند؟ وتا مدار حکومت کردن در ایران بر همین پاشنه می چرخد هر دولتمردی برای جلب محبوبیت بیشتر وعده های لابد بیشتری می دهد! مگر انتخابات سال گذشته ووعده های داده شده توسط آقای احمدی نژاد را فراموش کرده اید که حالا از وعده ها ومصوبات استانی اش می پرسید؟ آن وعده ها چه شد؟ اینها هم مثل آنها، وحالا هم تا چهارسال بگذرد وچرخه تکرار شود. بنظرم درد ما در خود ماست ،خود مائیم که به وعده ها دل می بندیم ودلخوش می کنیم اما به هیجوجه دنبال پیگیری انجام وعده ها وحسابکشی از حکومتگران برنمی آئیم چون سخت است وهزینه دارد.خدا بیامرزد کیومرث صابری گل آقا را می گفت ملت ایران بیش از صدسال است با این امید که حکومت ودولت بعدی اوضاعش را بهتر می کند دست به تعویض حکومت ودولت می زند وهر دوره دل به حکومت ودولتی می بندد اما چندی نمی گذرد که ناامید ومایوس می شودو...اما باز دوباره همین تجربه را تکرار می کند!
اما در باره اوضاع اقتصادی دوران جنگ ومهندس موسوی ودوران بعدی به نظرم این دومقطع قابل مقایسه نیستند به دلیل آنکه نوع رویکرد مردم ودولت نسبت به مسائل اقتصادی کاملا متفاوت از دوران بعد بود.مردم با درک شرایط جنگی انتظارات وتوقعات زیادی نداشتند ودولت هم با اجرای سیاست سهمیه بندی وکوپنی در صدد بود تا حداقلهای لازم زندگی را برای مردم فراهم آورد اما روشن است که ادامه این وضعیت در شرایط غیر جنگی امکان پذیر نبود چرا هم نگا ه مردم تغییر می کند وهم دولت نمی تواند آن وضیعت را برای اداره کشور ادامه دهدبرای اینکه همه شاخص های کلان اقتصادی حکایت از وضعیت بحرانی کشور داشتند وبه همین دلیل هم آتش بس پذیرفته شد. گرانی ها در دوره جنگ هم بود وطبق آمارها متوسط نرخ تورم سالانه در سالهای 1358-1367 برابر 18/9 درصد بوده است ودر مورد رضایت یا نارضایتی مردم در این دو دوره طبعا نمی توان بدون تکیه بر داده های آماری ونظر سنجی داوری کرد. برای توجه بیشتر نسبت به موضوع یاد آور می شوم که در این دوره نرخ رشد اقتصادی متوسط سالانه منفی 9/1 وتشکیل سرمایه نیز منفی 5/6 بوده است که حکایت از وضعیتی به غایت نا مطلوب دارد. توصیه می کنم در این باره کتاب "ربع قرن نشیب وفراز" بررسی تحولات اقتصادبی کشور طی سالهای 1358 - 1382 را حتما مطالعه فرمائید تا دریابید که پس از جنگ کشور بایر دوران جدیدی را به لحاظ سیاستهای اقصادی در پیش می گرفت والبته حرف وحدیث در این باره بسیار است.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007