« رای دادگاه | صفحه اول | معیارهای کارآمدی حکومت چیست؟ »

6 شهریور 85

شورای امنیت و پرونده هسته ای ایران

با به اتمام رسیدن فرصت شورای امنیت به ایران برای تعلیق غنی سازی وعدم تمکین مسئولان ودولتمردان ایرانی به این موضوع طبعا روزهای پرچالشی در انتظار کشورمان می باشد وعجیب این است که بدلیل حاکمیت یک دست اقتدارگرایان ومسدود کردن راههای سیاست ورزی به روی جامعه از یکسو وبی انگیزگی وسرخوردگی غالب نیروهای سیاسی واجتماعی از سوی دیگر شاهد واکنش چندانی نسبت به این موضوع نیستیم .بااینکه هر تصمیم واقدامی از سوی شورای امنیت وکشورهای قدرتمند درگیردراین باره خواه نا خواه در سرنوشت آینده ایران وهر ایرانی تاثیر خواهد داشت اما این بی تفاوتی حیرت انگیز ودر خورمطالعه وبررسی است ! حتی اگر این روایت اقتدارگرایان حاکم را بپذیریم که بزرگترین مشکل ودغدغه اکثریت مردم ایران مشکلات اقتصادی ومعیشتی است وجز اقلیتی بنام اصلاح طلب وروشنفکر خواهان آزادی ودموکراسی و... نیستند (مدعای آنان در همه دوران هشت ساله دولت خاتمی) بازهم این بی تفاوتی حیرت انگیز است چرا که تصمیمات واقدامات طرفهای در گیر با ایران در آینده اقتصاد ایران ومعیشت مردم را بیش از هر بخش دیگر متاثر خواهد ساخت ! البته اینرا نیز به خوبی می دانیم که رفتار ایرانیان قابل پیش بینی نیست ونمی شود دریافت که در ذهن ودرون این بی تفاوتان نسبت به اوضاع چه می گذرد و فردا چه خواهند کرد؟

در ایران پس از انقلاب همواره نگاهی بدبینانه ومنفی نسبت به نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل ونهادهای وابسته به آن مانند شورای امنیت وجودداشته است ،بدون آنکه بخواهم وارد کالبد شکافی وتحلیل این موضوع شوم، دراین نوع نگاه که ریشه در واقعیت موجود در نظام جهانی ومیزان قدرت کشورهای تاثیر گذار در این نهادها دارد وقطعا نظامی نا عادلانه است همه نیروهای فعال درون نظام مشترک بوده وهستند اما به تدریج شاهد ظهور دو نوع روش برخورد با این واقعیت بودیم. نگاهی که بر تعامل سازنده ودادوستد فعال برپایه منافع ملی با نظام جهانی ونهادهای بین المللی باور داشت( اصلاح طلبان) ونگاهی دیگر که بر تقابل ورویایی با نظام چهانی ونهادهای برآمده از آن بر پایه منافع امت اسلامی باور داشت(اقتدارگرایان)، وحالا این اقتدارگرایان هستند که با بدست گرفتن قدرت وبقول خودشان بازگشت به گفتمان انقلاب می خواهند سرنوشت پرونده هسته ای ایران را رقم زنند .اینان که خود مسبب بازشدن پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت وصدور قطعنامه این شورا علیه ایران شدند(علیرغم توصیه های اصلاح طلبان در این باره ) درروزهای اخیر کارهای عجیب وغریبی راانجام داده ومی دهند که همه در جهت تقابل ورویارویی بیشتربا طرفهای در گیرموضوع است که اگر خوشبینانه بخواهیم انها را تحلیل کنیم در جهت امتیاز گیری بیشتر است تا آب نبات چوبی تبدیل به در غلطان وقابل معامله با تعلیق غنی سازی شود واگر بدبینانه نگاه کنیم باید از نتایج این اقدامات به خدا پناه برد!

جالب آنکه در این اوضاع واویلا مقامات ایرانی درماههای اخیر تندترین مواضع را علیه شورای امنیت داشته اندو ترجیع بند سخنانشان هم این بوده است که این شورا توانایی حل وفصل مشکلات چهانی را نداردواقداماتش دیر هنگام وناعادلانه و...است گویا هم اینان فراموش کرده اند که قطعنامه 598 همین شورا بود که به جنگ هشت ساله ایران وعراق پایان داد ویا اخیرا آتش بس را بین اسرائیل ونیروهای حرب الله برقرار کرد!به نظرم اقتدارگرایان حاکم برایران دچار یک سوءتفاهم برزگ شده اندو آن اینکه فکر وتصور می کنند در عرصه جهانی می توانند همان رفتاری را داشته باشند که در داخل دارند در حالیکه اتفاقا درآن عرصه همانگونه که خود می گویند جز روابط زور وناعادلاته واقتدارگرایانه حاکم نیست! تیم بوش وجریان حاکم بر ایالات متحده آمریکا دنبال هماورد می طلبد وچقدر ناپختگی است که کشوری خود را در این دام بیافکند؟ البته قدرت ریسک اقتدارگرایان در همه جای عالم بسیار بالاست اما اینکه در این جریان سرانجام چه می شود خدا داند! در عراق وافغانستان که این هماورد طلبی به نفع اقتدارگرایان آمریکایی تمام شد وایندو کشور به اشغال درآمد ودر مورد ایران امید واریم خداوندبه مقاما ت ما عقل وتدبیری عطا کند که چنین نشود!

من به عنوان یک شهروند ایرانی که نگران آینده کشور وسرنوشت آن می باشم عاجزانه از مقامات عالیه ایران می خواهم که دست از رجزخوانی ولجباری و...بردارند وراه تعامل ودادوستد برپایه منافع ملی را با دیگر کشور ها در پیش گیرند ونگذارند قطعنامه های بیشتری علیه ایران در شورای امنیت صادر شود که راه برگشت را به روی آنان ببندد. اینان اگر براستی باور دارند که اکثریت ایرانیان بر این باورندکه"انرژی هسته ای،ونه سلاح هسته ای که اینروزها برخی اقتدارگرایان به خواست مردم نسبت می دهند،حق مسلم ماست" انرا به همه پرسی بگذارند تا هم حجت بر خودشان ومنتقدان سیاست جاری تمام شود وهم در برخورد با دیگران با پشتوانه درستی عمل کنند.من از آنهایی هستم که انرژی هسته ای را به هر قیمتی حق مسلم نمی دانم ودستیابی به سلاح هسته ای را هم کلا به نفع کشور ومردم نمی دانم وبراین نظرم که نباید بخاطر یک وعده نسیه نقد جمهوری اسلامی ایران را از دست داد وبه دنبال آروزهای واهی رفت و واقعا درنمی یابم که اقتدار گرایان حاکم چرا برای حفظ خودشان هم شده راه درستی را برای تعامل با دنیا وحرکت در درون آن در پیش نمی گیرند.



   نظرات

دادفر :

شاه بيت شعر شما اين بود و بايد تيتر مي شد:
\"اینان اگر براستی باور دارند که...\"انرژی هسته اي ...حق مسلم ماست\" انرا به همه پرسی بگذارند\"
افسوس توان طرح چنين ايده اي در ما نيست!

 

:

خيلي تحليل هاي ... داريد

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007