چشم انداز زندگي
اگر به سراغ نوجوانان و جوانان امروز جامعهمان برويم و از آنها سئوال كنيم چه افقي براي زندگي خود در سالهاي پيش رو ترسيم مينمايند، چه پاسخي ميدهند؟ به عبارت ديگر نگرش آنان نسبت به آيندهاي كه ميخواهند در آن زندگي كنند، چيست؟ آيا نسبت به آينده خود و جامعهاي كه در آن زندگي ميكنند خوشبين و اميدوارند يا بدبين و نا اميد؟ آيا بهبود و پيشرفت و دستيابي به آرزوهاي خود را محتمل ميدانند يا ناممكن؟ آيا استفاده از فرصتهاي رشد و تعالي در جامعه براي رسيدن به ثروت، منزلت و قدرت را برابر و ممكن ميدانند يا نابرابر و غيرممكن؟ و آيا ...
در برابر اينگونه سئوالات است كه بحث «چشم انداز زندگي» در ادبيات اقتصادي اجتماعي امروز جهان و در متنهاي مربوط به «عدالت اجتماعي» مطرح ميشود، و در واقع بدون پرداختن به اين موضوع و بازكردن ابعاد آن نميتوان زمينهها و بسترهاي لازم براي تحقق «عدالت» را در جوامع بشري فراهم آورد، و هرگونه شعار يا حركتي به نام «عدالت محوري» به نتيجه و ثمر مطلوب نخواهد رسيد.
امروزه همه اهل مطالعه و نظر با شاخصي به نام «اميد به زندگي» آشنايي دارند. اين شاخص كه يكي از شاخصهاي جهاني براي رتبهبندي توسعه يافتگي كشورها به شمار ميرود نشانگر آن است كه در هر كشور يك نوزاد در بدو تولد چند سال امكان حيات و زندگي دارد. از زماني كه اين شاخص تعريف و بنيان نهاده شد كشورهاي جهان تلاش كردند با فراهم آوردن امكانات زيستي و بهداشتي بيشتر و بهتر، به ويژه براي دهكهاي پايين درآمدي، امكان زندگي بيشتر را به ويژه براي شهروندان خود دامن زنند تا در ردهبندي جهاني رتبه بهتري را به خود اختصاص دهند. ايران كه در رتبهبندي اين شاخص در ميانه قرار دارد شاخص «اميد به زندگي»اش براي زنان 74 و براي مردان 72 سال در سال 83 بوده است. يعني هر نوزادي كه در اين سال پا به عرصه حيات در خانوارهاي ايراني ميگذاشته، اگر دختر بوده 74 و اگر پسر بوده 72 سال اميد به زندگي براي او وجود دارد و ميتواند اميدوار باشد كه به اين حد دست يابد. اما سئوال مهمتر اين است كه با اين «اميد به زندگي» محتوا و كيفيت زندگي شهروندان ايراني چگونه خواهد بود؟ و هر فرد چه افقي را براي محتوا و كيفيت زندگي خود ميتواند متصور باشد؟ و به ويژه در دوران نوجواني و جواني كه افراد خطوط اصلي آينده در پيش رويشان را ترسيم و در مسير آنها به حركت در ميآيند چقدر اميدوار به تحقق آنچه ترسيم كردهاند هستند؟ «چشم انداز زندگي» شاخصي است كه در پاسخگويي به اين وضعيت مطرح ميشود و البته شاخصي كيفي و نه كمي است. شاخصي است كه از درون نگرش و رفتار شهروندان هر كشوري ميتوان آن را به طور نسبي دريافت و با تكيه بر آن به تحليل وضعيت موجود و اصلاح آن پرداخت. يكي از اصليترين زمينههاي تحقق «عدالت» در هر جامعهاي، كه امروزه كمترين اختلافي درباره آن ميان نظريهپردازان اقتصادي و اجتماعي وجود ندارد، ايجاد فرصتهاي برابر براي شهروندان در عرصه اجتماع براي رشد و تعالي است. اگر دستيابي به ثروت، منزلت و قدرت و زندگي بهتر را انگيزه اصلي فعاليتها و تلاش انسانها بدانيم، در اين مسير آيا همه افراد از فرصتهاي برابر برخوردارند؟ و «چشم انداز زندگي» براي هر يك چيست؟
اين را ميدانيم كه «چشم اندازهاي زندگي» افراد متاثر از سه نوع امكان هستند:
1- طبقه اجتماعي خاستگاه شهروندان: طبقهاي كه در آن به دنيا ميآيند و تا سن بلوغ عقلاني در آن پرورش مييابند.
2- مواهب فطري شهروندان(در مقايسه با مواهب بالفعل آنها) و فرصتهاي ايشان براي پرورش اين مواهب كه متاثر از طبقه اجتماعي خاستگاه آنهاست.
3- بخت و اقبال مساعد يا نامساعد. يا شانس خوب يا بد شهروندان در جريان زندگي(چگونگي متاثر شدن آنها از بيماري و تصادف، و فرضا، از ادوار بيكاري غيرارادي و ركود اقتصادي).
ملاحظه ميشود كه حتي در شرايط يك جامعه بسامان و عادلانه نيز «چشم اندازهاي زندگي» ما به شدت متاثر از امكانهاي اجتماعي، طبيعي و غيرمنتظره، و نيز نحوهاي است كه ساختار اساسي، از راه ايجاد نابرابريها، از اين تحولات براي دستيابي به اهداف اجتماعي معين استفاده ميكنند. اما %8
نظرات
مهرداد کریمی :
جناب آقای مزروعی . با تمام احترامی که برای جنابعالی قائلم می خواستم بپرسم چگونه به نتیجه ( در جامعه ما در متن نابرابريها موجود، فرصت برابري براي تحصيل و آموزش به وجود آمده است ) رسیده اید . اگر اندکی در متن جامعه باشید که حتما هستید می دانید که یکی از بزرگترین دغدغه های جوانان امکان تحصیل و کار و برخورداری از درآمد برابر و متوازن است که متاسفانه به نفع طرفداران و وابستگان حکومت دارای نابرابری های بسیار شدید و در مواردی اعجاب آور است که متاسفانه نه به صورت استثنا و موارد خاص بلکه به صورت قانون اعمال می گردد . خواهش می کنم اگر این روند را نقد نمی کنید لااقل نمک بر روی زخم میلیونها جوانی که ناباورانه چشم به پیشرفت مادی و تحصیلی افراد خودی !!! دوخته اند نپاشید .
مزروعی : باتشکر از لطف وتوجه شما، فکر می کنم بحث در این زمینه دقت وتامل بیشتری را می طلبد.اگر جمله داخل پرانتز فقط محل بحث باشد فکر می کنم محتوای آن ایراد ندارد چرا که منظور فراهم آوردن امکان آموزشی از سوی دولت برای همه آنانی است که می خواهند تحصیل نمایند که این هم اکنون در کشور وجود دارد ودر واقع فرصت برابری برای آموزش وتحصیل(ونه امور دیگر) بوجود آمده است که افراد می توانند از آن استفاده کنند اما می دانیم در نحوه استفاده از این شرایط وبرای حضور در این مسابقه (همچنانکه در نوشته مورد بحث آمده است ) افراد جامعه به لحاظ پایگاه خانوادگی،اجتماعی،منطقه ای ومحلی وقومی و...در شرایط یکسانی قرار ندارند وطبعا این وضعیت در نوع تحصیل وآینده افراد تاثیر می گذارد واتفاقا روح ومحتوای مطلب "چشم انداز زندگی" به کالبدشکافی همین موضوع ونقد وضعیت موجود اشاره دارد ونمی دانم چگونه شما از آن نمک پاشیدن بر زخم ...را برداشت کرده اید! قطعا هرگونه اقدامی از سوی دولت وحاکمیت که شرایط نابرابردر استفاده از امکانات عمومی اعم از تحصیل وکار ومناصب حکومتی و...را برای شهروندان فراهم آورد نوعی تبعیض وظلم است ویقینا غالب سهمیه بندی های موجود با عدالت وحقوق شهروندی سازگار نبوده ومحکوم است اما در عین حال باید توجه داشت که در ایده ال ترین شرایط هم افراد در شرایط مساوی وبرابر قرار ندارند و در نهایت آچه سرنوشت افراد را رقم می زند (مگر استثناء ها) به کوشش وتلاش خود آنها ونحوه استفاده شان از شرایط محیطی وامکانات موجود بستگی دارد ودر این باره نباید غفلت کرد .برای اثبات این موضوع کافی است به دور واطراف خودمان در همین شرایط نابرابر ایران نگاه کنیم.بسیاری افراد موفق در عالی ترین سطوح تحصیلی واجتماعی و...را می توان یافت که ازمحروم ترین اقشار اجنماعی ما بر آمده اند وبرعکس بسیاری افراد با پایگاه اجتماعی بالا را می توان که علیرغم برخوداری از همه امکانات به جایی نرسیده اند بنابراین پرداختن به موضوع فرصتهای برابر از سوی حکومت الزاما به معنای ایجاد شرایط برابر برای همه نیست چرا افراد جامعه در موقعیتهای متفاوتی قرار دارند اما دراین هیچ شکی نیست که وظیفه وتکلیف حکومت ایجاد فرصتهای برابر است وهرگونه انحراف یا تبعیض در اجرای این سیاست حاکمیت رااز مسیر عدالت ونسبت یکسان با شهروندان خارج ساخته ومشروعیت آنرا با سئوال وابهام مواجه می سازد و طبعا محکوم ومطرود است.
مهرداد کریمی - August 15, 2006 9:22 AM