« رشد اقتصادي و نابرابري | صفحه اول | خطاي مداخله »

24 مرداد 85

یاد ایام جوانی

نه ،اشتباه نکنید "یاد ایام جوانی"نیفتاده ام وچقدر خوب بود که فرصت می کردم ویاد این ایام می افتادم وخاطرات این دوران را برای خودم می نوشتم اما اخیرا کتابی را مطالعه کردم که نویسنده اش درسالهای آخر زندگی همت کرده وبخشی از خاطرات خود را ذیل عنوان "یاد ایام جوانی"قلمی کرده است . نویسند این کتاب "حسن پویان" وانتشارات "گام نو" انرا منتشر کرده است .از آنجا که دوستان دست اندر کار این انتشارات لطف ویژه نسبت به بنده داشته ودارند وکتابهای خوب منتشره شان را به من هدیه می کنند برخود لازم می دانم از تلاش انان در انتشار اگاهی ودانش در جامعه مه گرفته ایرانی تشکر وتقدیر نمایم وآرزوی موفقیت هر چه بیشتربرای آنان داشته باشم وایضا دریابند که بنده کتابهای اهدایی را مطالعه ومعرفی می کنم تا دیگر علاقمندان از فیض مطالعه آنان باز نمانند!

"دروغ نیست که در بین مردم کسانی یافت می شوند که به هنگام عبور از یک جنگل چنان غرق تماشای ججمعددرختان شده اند که تک تک درخت ها را نادیده پشت سر نهاده اند.نمونه ای از این طرز نگریستن ،مربوط به حزب توده از یک سو واعضای ساده ی آن از سوی دیگر است .آ« حزب را هم طبعا مجموعه ی اعضایش تشکیل می دادند ولی درتاریخچه هایی که راجع به حزب توده پرداخته شده،معمولا اعضای بی مقام ومنصب نادیده مانده اند .آنچه که در دفتر چه ی حاضر آمده است ،داستان یکی از "درختان جنگل "است." این بخشی از مقدمه نویسنده بر کتاب وتوصیف کاملی است از آنچه می توانید در ادامه مطالعه کنید.قلم روان وبازگویی خاطراتی که عمدتا به دوران زندان نویسنده پس از رخداد کودتای 28 مرداد1332 تعلق دارد شما را به فضایی می برد که یکبار دیگردر باره "حزب توده" این بزرگترین حزب سیاسی تاریخ معاصر ایران اندیشه نمایید. تصویر رفتار وگفتارتوده ای گرفتار در زندان ، که در واقع باید آنرا تصویری از رفتار وگفتار غالب ما ایرانیان وآیینه ای از جامعه دانست،به خوبی می تواند بیانگر اوضاع واحوالی باشد که جامعه ما در گذار به دموکراسی بارها تجربه کرده وازآن نتیجه دلخواه نگرفته است . فراموش نکنیم که حزب توده در روزگار خود غالب روشنفکران وتحصیکرده گان ونخبگان وبخشهای قابل توجهی از اقشار گوناگون به ویژه گارگران را به خود جذب کرده وسازمان بخشیده بود وتقریبا می توان گفت در تاریخ معاصرایران از این لحاظ نظیر ندارد اما وابستگی فکری وتشکیلاتی این حزب به شوروی از یکسو وبی درایتی وسوء تدبیر وموقع نشناسی رهبران این حزب از سوی دیگر بلایی را بر سر این حزب ورهبران واعضاوهوداران ودر نهایت ملت وکشور ایران وارد آورد که فقط گوشه ای از آن وبه تعبیر خاطره نویس یکی از درختان جنگل را می توان در این کتاب مطالعه کرد ودر یافت. نویسنده آورده است:"آن روز که در بین راه بین سبزه وار وکریم آباد صحبت می کردم معنی هویت را به صورتی که امروزمی دانم نمی دانستم،اگر می دانستم برای روشن تر کردن مطلب شرح می دادم که وابستگی بسیاری از اعضای حزب توده به آن حزب به وجه اصلی هویت آنها تبدیل شده است.بدبختانه باید آن همه بلاها که حزب توده – به ویژه رهبری آن- اعضایش،وملت ومملکت دچارشان شدند پیش می آمد تا هویتی که حرفش را زدم مستهلک می شد ودرهم می شکست.امروز که در آستانه ی پایان عمر دراز فکرش را می کنم بسیاری چیزها برایم حیرت آور است . چنان که عده ی زیادی از نقادان ژرف اندیش، بعدها همان اعتیاد وهویت "کمونیست"های سراسر جهان خارج از انحاد جماهیر شوروی راشکافتندوتحلیلش کردند،کسانی که این لقب را داشتند،به طور ساده پیروان یک نوع"مذهب" مالامال ازخرافه ها بودند.تعصب مذهبی محکم ترین چسبی بود که به آن هویت پیوندشان می داد.تعصب مذهبی بود که به تشکیلاتی که عملا بهره ای از دانش نظری (به قول خودشان"تئوری") نداشت،اجازه ی بودن ،ودر بسیاری زمان ها ومکان ها ،حتی مجال بالیدن وقوی شدن می داد.ما مباهات می کردیم که ایدئولوژی پیشرو داریم،بی آنکه معانی درست هیچ یک ازدو واژه ی"ایدئولوژی"و"پیشرو"را آموخته باشیم."مارکیست" معرفی می شدیم در حالی که حتی یکی از آثارمتعدد مارکس را نخوانده بودیم،که تازه آنهمبه شکل روایت های دست چهارم وپنجم بود...."(صص88و89). واقعیت اینکه در عالم ذهن تعصب وجزمیت دیندار وبی دین نمی شناسد و"تعصب مذهبی ومسلکی"می تواند گریبانگیر همه انسانها بشود وفاجعه از همین جا شروع می شود!آزاد اندیشی وآزادی های سیاسی واجتماعی شرط لازم برای در نیافدن آدمی به دام هرگونه تعصب وجزمیت است والبته شرط کافی اش بهره مندی درست ،قانونمند وروشمند از این آزادی هاست. من که خود با خواندن این کتاب به "یاد ایام جوانی" وخاطرات آن دوران افتادم علیرغم تجربه کاملا متفاوتی که به لحاظ فکری و شرایط سیاسی واجتماعی وفعالیت مبارزاتی داشته ام به خوبی بسیاری از انچه را در این خاطرات آمده به گونه دیگر تجربه کرده ام. امثال بنده در دوره جوانی آمارنگرایانی بودیم که حاضر بودیم جانمان را بر سراین آرمان فدا کنیم وبااینکه نسبت به همدوره ای خود مطالعه بیشتری داشتیم اما هرگز به آخر وعاقبت کاری که قصد انجامش را داشتیم اندیشه نمی کردیم وعاقبت اندیش نبودیم . نوعی تعصب وجزمیت ذهن وروح مارا پوشانده بود وخیلی از آنچه امروزگریبانگیر ما وجامعه مان شده است مسبب ومقصرش ما هستیم! از اینرو من خواندن این کتاب را به همه وبه ویژه جوانان توصیه می کنم،جوانانی که می خواهند در عرصه سیاست واجتماع ایران فعال وتاثیرگذار باشند باید از اینگونه کتابها بسیار مطالعه کنند وبدانند که عرصه سیاست درایران همچون شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حائل است وکجا دانند حال سیاست ورزان سبکباران ساحل ها،وبه ویژه به جوانان هم حزبی ام در مشارکت توصیه می کنم که در عالم سیاست وفعالیتهای سیاسی و حزبی عجول وشتاب زده نبوده ودرگرایش به این وآن بسیار محتاط باشند وبدانند که در این عرصه تجربه ودانش بسیار باید کسب کنند که هزار راه نرفته در پیش دارند.



   نظرات

fardin :

salam,
yek soal modatist zehen man ro mashghol kardeh!
shoma doran dabirestan dar esfahan, dabirestan vavabi manesh, dars nakhondin?

man yek dost va ham class dashtam ke name shoma ro dasht!

mamnon misham bedonam, shoma khodesh hastin!

fardin nikjoo

مزروعی : باسلام، من دراین دبیرستان درس نخوانده ام واحتمالا یکی از همولایتی های بنده بوده است.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007