« و اینهم پاسخ به روزنامه همشهری | صفحه اول | جامعه مطبوعاتی و جامعه مدنی »

10 مرداد 85

پاسخ به سه نظر

(1)

ايران امروز – علي: سلام، جناب مزروعی درباره این نوشته نظری ندارم. اما درباره پست قبلی. شما یک زمانی مسولیتی جایی را داشته اید وقتی در زمان حال به شما تهمت می زنند و یا نمی دانم پرونده می سازند اگر موردی نباشد و یا نبوده می توانید حداقل بدون شکایت به قوه قضاییه حداقل در همین وبلاک بنویسید. بنده می توانم قول دهم اگر نوشته شما توجیه نباشد نه تنها لینک مطلب را در وبلاگ خودم قرار دهم بلکه تمام نوشته را در بلاگ کپی کنم و لینک را برای دوستان هم ارسال کنم. وقتی نوشته شما را خواندم که گفته بودید کار و شکایت را به ان دنیا واگذار می کنم خیلی ناراحت شدم. شمایی که در سیاست ایران بودید و هستید پستی و بلندی را می دانید و نباید از این تعابیر سخنی به میان اورید. حتی اگر دلتان گرفته باشد. با تشکر و سپاس

مزروعی: از لطف شما سپاسگزارم. فکر می کنم همین پاسخهای بنده ودیگر دوستان در این باره توضیح می دهد اما نکته مهم این است که بدلیل حاشیه امنیتی که برخی افراد وگروهها دارند اینها براحتی ومثل آب خوردن می توانند به دیگران وبه ویژه رقبای سیاسی شان در رسانه های تحت اختیارشان هرگونه افترا وتهمت ودروغ و...را انتشار دهند ومطمئن باشید اگر در گشور ذره ای حساب وکتاب ویا قوه قضائبه مستقل ومنصف و...داشت اینها هرگز جرئت انتشار اینها را نداشتند ودر شرایط عادی اصل بر برائت ودر ستکار بودن افراداست واین روال غیر عادی است که به افراد تهمت بزنند(انهم بدون ارائه هرگونه دلیل ومدرکی) وآنها بیایند از خود رفع اتهام نمایند! وبه همین دلیل بنده اینها را حواله به خدا داده ام چون بنده بدلیل روزنامه نگار بودن ومسئولیتی که در انجمن صنفی روزنامه نگاران دارم نمی خواهم علیه مطبوعه ای حتی دروغ پرداز وغیر مقید به اخلاق حرفه ای وانصاف ومروت شکایت نمایم.

(2)

يدالله: جناب آقاي مزروعي دامت ظله شريف تاريخ ايران به ما آموخته است . كه براي حكومت كردن در ايران كمي استبداد لازم است.و امروز مخالفان اصلاحات همين كار را ميكنند.و سالهاي عمر سلطنت خود رابدرازا كشانده اند. اينكه مردان بيشماري در طول تاريخ در صحنه قدرت قرار گرفتندتا به ملت خود خدمت كنند ولي توسط انسانهاي چاپلوس و اطرافيان پادشاه و مطلق گرايان و منفعت طلبان از صحنه خارج شدند گواه سخن من است. آنگاه خودشان قدرت را با بي لياقتي تمام در دست گرفتن و به ايران و اسلام و انسانيت خيانت كردند نمونه هاي آن بيشمار است كافيست سري به تاريخ بزنيم .سوال من اينجاست كه از زمان ورود اسلام به ايران تا كنون ما دراين زمينه هيچگونه تجربه اي نيندوخته ايم ؟ كه امروز بله حتي امروز كه دنيا اينهمه در مسئله مديريت پيشرفت و ترقي نموده باز ما از همين ناحيه ضربه ميخوريم و انسانهاي آگاه دلسوز توانا مردمي و شجاع را از دست ميدهيم و انسانهاي متملق و چاپلوس كه جز رضايت قدرت مافوق و منفعت خود چيزي را قبول ندارند جاي خدمتگذاران واقعي را علیرغم خواست ملت ميگيرند .گاهي كمي استبداد لازم است. بقول خاتمي ما ملت استبداد زده هميشه دراين زمينه ضربه خورده ايم و اما تجربه نكرده ايم امروز ما چشممان به لطف الهي و گامهاي مصمم شما مردان خستگي ناپذير است تا با آگاهي دادن به مردم راه ناهموارگذشته و حال را هموار و ناكسان را به مردم شناخته و كسان و پاكان و زيبا انديشان را به مردم معرفي نمائيد و اين ميسر نيست جز با همين راهي كه انتخاب كرده ايد . ديروز مجلس فرمايشي و فردافرمايشي هاي ديگر درراهند اگر امروز ما كاهلي كنيم .بدرود

مزروعی : با تشکر از لطف وحسن ظن شما، من با این گزاره :" كه براي حكومت كردن در ايران كمي استبداد لازم است" موافق نیستم وبراین باورم که بدون استبدادورزی هم می توان در ایران حکومت کرد اما بابقیه نظرات شما موافقم وتمام تلاش ما بایدبرای نجات جامعه از استبدادزدگی واستبداد ورزی باشد و البته پیش رفتن در این مسیر صبروحوصله و اگاهی و سخت کوشی و...می خواهد که امیدوارم خداوند به ما عنایت کند.

(3)

نيما: آقای مزروعی با تشکر از پاسخ خوب ومبسوطتان به نظر قبلیم در مورد دید گاه شما راجع به آزادی انتخابات هنوز سوالاتی برایم وجود دارد.شما معتقدید که هیچ گروهی نباید حق به خصوصی برای رقابت در انتخابات داشته باشد.در این که همه افراد فارغ از عقیده و مرام وزبان ومذهب به دلیل انسان بودن دارای حقوقی هستند که در قانون اساسی ما هم بر آن تاکید شده شکی نیست.ولی آیا در نظام جمهوری اسلامی که مردم با شرکت در رفراندوم به آن رای داده اند وبه قانون اساسی آن هم رای آری داده اند واکثریت مردم خواهان اجرای احکام اسلامی وحکومت دینی هستند آیا کسی که در این نظام بخواهد برای سمتهای مهمی مانند ریاست جمهوری یا مجلس کاندیدا شود نباید شرطی مانند مسلمان بودن را داشته باشد و اگر چنین شرطی باشد به معنای نبودن آزادی ودموکراسی وداشتن حق به خصوص است؟پس در این صورت تفاوت حکومت دینی با حکومت سکولار چیست؟ممنون می شوم اگر شرایط لازم برای کاندیداتوری یک فرد در نظام جمهوری اسلامی از دید خودتان را بیان نمایید.البته من هم با تنگ نظریهای شورای نگهبان شدیدا مخالفم ولی معتقدم کسی که در نظام جمهوری اسلامی بخواهد برای سمتهای کلیدی کاندیدا شود باید شروطی مانند قبول داشتن اسلام ونظام وقانون اساسی را داشته باشد.

مزروعی : فکر می کنم اگر جواب قبلی را دقیق مطالعه می کردید پاسخ این سئوال شما را داده ام اما با این فرض که رای دهندگان به همه پرسی قانون اساسی درسال 58 وهمچنین اصلاحات آن در سال 68 به محتوای این قانون ومسائلی مانند آنچه شما مطرح کرده اید اگاهی وعلم داشته اند، وامکان اصلاح وبازنگری قانون اساسی وبه همه پرسی گذاشتن آن در آینده وجود دارد ودر همه حال مبنای مشروعییت قانون اساسی ونهاد های حاکمیتی بر امده از آن رای اکثریت مردم است در رابطه با پرسسش شما :
1 - در قانون اساسی اصل یکصدوپانزدهم آمده :" ریس جمهور باید از میان رجال مذهبی وسیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل،تابع ایران ،مدیرومدبر ،دارای حسن سابقه وامانت وتقوی،مومن ومعتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران ومذهب رسمی کشور." ملاحظه می کنید که در مورد ریئس جمهور تکلیف روشن است وحتی مسلمان بودن کفایت نمی کند (اهل سنت را در بر نمی گیرد) وحتما بایدشیعه اثنی عشری باشد تا علاوه بر دیگر شایط بتواند نامزد این پست شود.
2 - در اصل شصت ودوم قانون اساسی آمده:" مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت که بطور مستقیم وبا رای مخفی انتخاب می شوند تشکیل می گردد.شرایط انتخاب کنندگان وانتخاب شوندگانوکیفیت انتخابات راقانون معین می کند." ملا حظه می کنید که در اینجا موضوع را به قانون عادی ارجاع داده است با ساز وکاری که برای تصویب قانون در قانون اساسی پیش بینی شده است . بدون ورود به محتوای قانون انتخابات فعلی مجلس شورای شورای اسلامی که شرایط نامزدشدن را بسیار سخت تر از شرایط نامزدی ریاست جمهوری در اصل مورد اشاره کرده است حداقل اینرا می دانیم که مسلمانان اهل سنت و غیر مسلمانان اهل کتاب (5نفر) می توانند نامزد وانتخاب شوند وبنا براین حداقل در وکالت مجلس شرط فقط مسلمان بودن نقض شده است . درمورد شوراها نیز موضوع همانند مجلس است (اصل یکصدم قانون اساسی).
3 - موضوع "حق ویژه " ارتباطی با این بحث ندارد بلکه راجع به شرایط یکسان وعادلانه برای همه آنانی (اعم از روحانی وغیر روحانی) که شرایط احراز مقامات حکومتی را دارند بحث می کند اما وقتی "نهاد های دینی" در "نهاد های حکومتی " هضم وادغام می شوند خودبخود نوعی "حق ویژه" برای برخی اقشار خاص در حکومت شکل می گیرد که ناقض عدالت واصول مردمسالاری است و به نظرم حتی با نوع استدلال شما نمی خواند چون این نوع تبعیض فعلا در حق مسلمانان شیعه اثنی عشری اعمال می شود ونه دیگران! ومحکم هم استدلال می شود که نمی شود اداره حکومت مسلمانان را بدست چه وچه داد( مصاحبه اخیر ایت الله جنتی را بخوانید تا صحت این موضوع را دریابید والبته بند همین گونه استدلالها را در زمان اصلاح قانون گزینش از زبان برخی اعضای شورای نگهبان به نحو مبسوط تر شنیده ام) .
4 - آزادی ودمکراسی با حاکمیت رای اکثریت تعریف واجرا می شود ودر شرایط فعلی هر اتچه برمبنای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عمل شود در حهت آزادی ودمکراسی است اما همه حرف ومدعای ما (اصلاح طلبان) این است که به همین قانون ،به ویژه در رابطه با تامین حقوق شهروندی وحاکمیت مردم وانتخابات،عمل نمی شود اما اقتدارگرایان برای عدم پاسخگویی وپاک کردن صورت مسئله موضوع را به جای دیگر می برند و فی المثل مدعی می شوند منظور اصلاح طلبان از این مباحث آن است که بهایی ها وهمجنس بازها و...هم بتوانند نامزد و انتخاب شوند،روشن است که با این بحث می خواهند از احساسات پاک دینی مردم علیه مخالفان خود استفاده کرده واقدامات غیرقانونی خودرا پوشش دهند وحق حاکمیت را به ناحق از آن خود سازند.
5 - آخرین موضوع اینکه اگر قانون اساسی با رای اکثریت مردم اصلاح وتغییر کرد ودرآن شرط مسلمان بودن برای مقامات حکومتی برداشته شد آیا باز هم شما این اشکال را( حکومت دینی یا سکولار) را مطرح می کنید؟ به نظر من با همه این مباحث مشکل در شرط مسلمانی برا ی مقامات ومناصب حکومتی نیست قطعا اگر اکثریت جامعه ای مسلمان وپایبند به باورهای دینی باشند وانتخاباتی آزاد در کار باشد افرادی نا همخوان با باورهای دینی شان را انتخاب نخواهند کرد.شما تجربه حمهوری ترکیه لائیک را مشاهده کنید که هر وقت اکثریت مسلمان فرصت انتخاب یافته اند به مسلمانانی باورمند رای داده اند وبرای اولین مرتبه در تاریخ ترکیه معاصر یک حزب دینی توانسته است اکثریت مجلس (60 درصد) رادر دست گیرد ودولت تشکیل دهد یا مثال دیگرفلسطین و عراق وحتی انتخابات اخیر مصر، بنابراین آنچه برای همه ما باید مهم باشد باورمندی مردم به اعتقادات وارزشهای دینی است ونه طرح اینگونه مباحث وبه نظرم ترس حاکمان ایران وشورای نگهبان بدلیل عملکرد غلط در این است که فکر می کنند اگر انتخابات آزاد باشد نتیجه روی کار آمدن غیر مسلمان وسکولارو...ها می شود در حالیکه چنین نخواهد شد هر چند ممکن است که اینان از حکومت کنار زده شوند والبته بنده فکر می کنم با همه این حرف وحدیثها که وجود دارد وتجربه جمهوری اسلامی ایران ، باز هم اکثریت مردم در یک همه پرسی به جمهوری اسلامی ایران اصلاح شده با تکیه بر تجربیات بدست آمده وتحولات جهانی رای خواهند داد.



   نظرات

دوست :

سلام آقای مزروعی. راستش اگر بخواهم نامم را اینجا بياورم ممکن است گفته هايم را به حساب دوستی و رفاقت با حنيف بگذارند.
من به جرات می توانم بگويم که شما در این کار هيچ نقشی نداشته ايد و اين مساله را بارها در جمع دوستان روزنامه نگار بازگو کرده ام و بعد از اين هم خواهم کرد.
اما داستان عبده و صفايي را نمی دانم.اما شيوه زندگی شما و حنيف بهترين گواه برائت شما از این اتهام است.

مزروعی : از حس ظن ولطف شما سپاسگزارم. اما همینکه شما می بینید و می گوئید کفایت می کند که حرف ومدعای اینان در مورد بقیه هم اعتبار چندانی نداشته باشد به ویژه اگر سابقه وروش اتهام زنندگان را هم در نظر بگیریم! دلیل روشنش اینکه از روزی که این خبر سازی دروغ را راه انداختند وبا استفاده سوء از رسانه های عمومی به آن دامن زنند وتکرار کردند تا جابیافتد تا امروز از ارائه کوچکترین سند ومدرکی عاجز بوده اند وجز کلی گویی واتهام زنی که در مورد همه در رابطه با شغل ومسئولیتشان می توان گفت فراتر نرفته اند .مطمئن باشید اگر اینها کوچکترین سند ومدرکی وردپایی نه درمورد من که دررابطه با آقایان عبده وصفایی داشتند آنها را به صلابه می کشیدند واز اینرو به شما دوست عزیز توصیه می کنم در اینگونه امور بسیار مواظب باشید که حق وحقوق کسی ضایع نشود ونسبت به افراد تا خود با دلیل ومدرک وسند به نتیجه نرسیده ایدبدگمان نشویدوفکر می کنم همین قدر که امثال شما نسبت به افرادی که هدف اتهام زنی اقتدارگرایان هستند بدبین می شوید برای اتهام زنندگان کفایت می کند وآنها دنبال همین اند وگرنه خودشان هم می دانند که دروغ می سازند وتهمت وافتراءو...می زنند وچون در شیوه فکری این جماعت " هدف وسیله را توجیه می کند" آنها هر روز برای افراد دیگری دورغ خواهند ساخت و...

 
 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007