« پاسخ به 4 نظر | صفحه اول | خصوصي‌سازي بيم‌ها و اميدها »

28 تیر 85

واین هم پاسخهاي محسن صفایی فراهانی وحسين عبده‌تبريزي به اتهامات «سياست‌روز»

محسن صفايي فراهاني : روزنامه سياست‌روز، شنبه مطالبي را دال بر اين‌كه فساد بزرگي را در بورس كشف كرده ارايه كرد كه كاملا دروغ و افتراست.
به همين دليل همان روز براي اين روزنامه مطالب مفصلي را نوشتم و شرح دادم و به صورت جزيي و بندبه‌بند تفصيل كردم كه به چه دليل، اين مطالب، دروغ است و دلايلش را هم با جزييات ذكر كردم و از آن روزنامه درخواست كردم كه طبق قانون مطبوعات نسبت به انعكاس اين جوابيه اقدام لازم را انجام دهند كه متاسفانه از آن روزتا الان (سه‌شنبه) كه مهلت قانوني 72 ساعته به پايان رسيده است نسبت به چاپ اين جوابيه اقدام نكرده‌اند. از همين رو، يك نامه روي آن گذاشتم و به دادستاني كل كشور فرستادم و از ايشان تقاضا كردم به موضوع رسيدگي كند و هم‌اكنون نيز مترصد آن هستم كه از مقامات قضايي وقت گرفته و حضورا اين موضوع را پي‌گيري كنم تا مشخص شود كه آيا واقعائ فساد اتفاق افتاده يا يك عده مي‌خواهند از اين شرايط كه عرصه براي پاسخگويي عده‌اي تنگ شده و عدهء ديگري فكر مي‌كنند كه از اين ميدان مي‌توانند براي هر تهمت و افترايي استفاده كرده ،مردم را از صحنه خارج كنند، استفاده نامطلوب كنند. خلاصه اگر واقعا خدايي ناكرده اتفاقي رخ داده و سوءاستفاده‌اي صورت گرفته مشخص شود و با خاطي برخورد شود و اگر نه با كساني كه بدون دليل و مستند تهمت و افترا مي‌زنند و با آبروي افراد بازي مي‌كنند برخورد قانوني صورت گيرد.
به هر تقدير، عده‌اي تريبون مجاني گير آورده‌اند و هر دروغ بزرگي را به مردم ارايه مي‌كنند كه بعد هم از آن طرف مي‌بينيم كه همين مطالب را آقايان به صورت گسترده در بورس و مجلس شوراي اسلامي پخش مي‌كنند تا نشان دهندكه حرفشان درست است.در هر حال، اين، كاملا روشن است كه گروهي كه حل مشكلات مملكت را در توان خودشان نمي‌بينند و فقط به تحكيم قدرت براي خودشان فكر مي‌كنند از اين نوع شيوه‌ها استفاده كنند و جالب آن‌كه فرافكني هم مي‌كنند و مي‌گويند كه فلان كس يا فلان گروه در كسب قدرت و ثروت دست دارند در حالي كه با بررسي دقيق اين موضوع به راحتي مشخص مي‌شود كه قدرت و ثروت در دست چه افراد و گروه‌هايي است و مشغول سوءاستفاده از اين قدرت در راستاي منافع خودشان و بر ضد منافع جامعه هستند.

از سوي ديگر، وقتي كه ما داريم شوراي بورس و اعضاي آن و فعالان و مسوولان مستقيم بازار سرمايه را متهم مي‌كنيم آن هم از طريق يك رسانهء مكتوب، قاعدتا آن روزنامه بايد مستند و دليلش را هم چاپ كند تا واقعا مشخص شود كه چه اتفاقي افتاده و اتفاقا افشاي با دليل و مدرك باعث خوشحالي سرمايه‌دار و سرمايه‌گذار و همهء فعالان بورس هم خواهد شد،ولي وقتي كه ما با دروغ و افترا اين مسايل را مطرح مي‌كنيم به‌جز بدبيني در جامعه چيز ديگري ايجاد نمي‌كند. خب يك سرمايه‌گذار در بورس كه طلا نخريده و فضاي امن بازار پول را ول كرده و آمده در اين شرايط سخت به نفع سرمايه‌گذاري مالي و حمايت از توليد، سهام خريده است وقتي اين حجم از افترا را در اطراف خود ببيند چه احساسي مي‌كند؟ آن وقت بپرسيد چرا فرهنگ سرمايه‌گذاري توليدي در كشور نداريم؟

يقينا فعالان بازار سرمايه پيش خودشان خواهند گفت كه اين‌ها دارند دست يكديگر را رو مي‌كنند و هركس كه از جانب دولت و حكومت در تصدي مسووليت‌ها قرار مي‌گيرد بلاشك مختلس و منحرف است. به هرحال توجه كنيم كه مدير اين روزنامه خود يكي از معاونين وزير نيروست و با چنين رويه‌اي فضاي بي‌اعتمادي فعلي هرچه پرآشوب‌تر خواهد شد. در پايان تأكيد مي‌كنم كه اگر مستنداتي وجود دارد جاي بسي تقدير و تشكر دارد كه ارايه شود و جامعه به سمت سلامت و امنيت رود و افراد خاطي هم بدانند كه جامعه چشمان بازي دارد كه مرتبائ آن‌ها را نگاه مي‌كند.

«سياست‌روز» از انتشار جوابيه‌هاي دريافتي،خودداري كرد

سرمايه - روزنامهء سياست روز، شنبه گذشته، مطلبي را ذيل تيتر اصلي خود منتشر كرد كه تيتر «كشف بزرگ‌ترين سوءاستفادهء مالي در بورس تهران» براي آن برگزيده شده بود، در اين مطلب، اتهاماتي به برخي افراد، از جمله، عبده تبريزي دبير كل سابق بورس ايراد شده بود و ايشان نيز همان روز، پاسخي به اتهامات وارده نگاشته و با ارسال آن به سياست روز، ضمن استناد به مادهء 23 قانون مطبوعات، خواستار انتشار پاسخ «در همان صفحه و ستون و با همان حروف» شد، اما مسوولان «سياست‌روز» در مهلت مقرر قانوني از درج پاسخ دريافتي خودداري كردند. به گفتهء علي مزروعي، جوابيهء ارسالي وي نيز به سرنوشت مشابهي دچار شده است. از اين‌رو، «سرمايه» كه متن كامل مطلب «سياست‌روز» را در ستون «رسانه‌ها در دو دقيقه» بازتاب داده بود، جوابيه‌هاي دبيركل سابق بورس و علي مزروعي را جهت تنوير افكار عمومي منتشر مي‌كند. هم‌چنين محسن صفايي فراهاني ‌از رويكرد غيرقانوني و به دور از اخلاق حرفه‌اي «سياست‌روز» در برخورد با جوابيه‌هاي عبده تبريزي و علي مزروعي، انتقاد كرد.فراهاني، همزمان با ارسال جوابيه به «سياست روز» و نگارش نامه درخواست پيگيري قضايي به دادستان كل كشور يادداشتي را براي انتشار به «سرمايه»ارسال كرد تا در صورت عدم انتشار جوابيه‌اش توسط «سياست روز» توضيحات او در معرض قضاوت افكار عمومي قرار‌ گيرد.

‌كشف بزرگ‌ترين دروغ سال در روزنامه «سياست روز»

حسين عبده تبريزي : در تاريخ شنبه 24 تيرماه 1385، در تيتر اول آن روزنامه با عنوان «كشف بزرگ‌ترين سوءاستفادهء مالي در بورس تهران» با اشاره به نام اين‌جانب، مطالب سراپا كذبي را منتشر كرده‌ايد. در اين پاسخ ‌نامه، نكاتي را پاسخ مي‌دهم كه مربوط به اين‌جانب است و ساير افرادي كه نام برده‌ايد نيز در صورت صوابديد خود، پاسخ لازم را ارسال خواهند كرد.

از سال 1353 تا امروز، در دوراني به درازاي 32 سال كه در اين كشور تلاش مي‌كنم، كسي اين‌جانب را به فساد مالي متهم نكرده بود، چه رسد به اين‌كه فساد مالي اين‌جانب تيتر روزنامه‌اي شود. اين‌كه هدف شما از انعكاس چنين تيتر و خبر دروغي دقيقائ چيست، خدا مي‌داند،اما چند هزار دانشجو و همكاري كه طي اين سال‌هاي طولاني اين‌جانب را از نزديك مي‌شناسند، اگر تا ديروز كوچك‌ترين اعتمادي به مطالب منعكس در روزنامهء سياست روز داشتند، حتمائ امروز ديگر نخواهند داشت. روزنامه‌نگاري شغل شريف و انسان‌سازي است; افتخار دارم در دههء ششم زندگي خود آن را فرا مي‌گيرم. كسي كه خود را در اين موقعيت قرار مي‌دهد، بايد حداقل‌هايي را باور داشته باشد: با آبروي افراد بازي نكند، صحت مطالب را وارسي كند، و قبول كند كه حداقل دانش و شعور براي اين شغل لازم است، نه اين‌كه چيزي بنويسد كه چهار سطر پـايين‌تر،خود آن را نقض كند. قطعا روزنامه‌هاي زرد نيز در اتهام‌بستن به افراد، بيش از مقالهء يادشده، دقت به خرج مي‌دهند.با بررسي پاره‌اي از نكات مقاله، مي‌توان حدس زد كه هدف خاصي را دنبال مي‌كنيد، اما اين‌كه در پيگيري اين هدف، از هر وسيله‌اي استفاده مي‌كنيد، البته توجيه‌پذير نيست.مقالهء شما در مورد اين‌جانب به سه موضوع اشاره مي‌كند :

1. قبل از پذيرش شغل دبيركلي، سهام متعلق به خود را به اسم ديگران كرده‌ام و اكنون در حال پس گرفتن آن سهامهستم.

2. هنگامي كه در بورس بوده‌ام، از سهام دو شركت كه در آن منافعي داشته‌ام، حمايت كرده‌ام.

3. با شركت «استراتوس» رابطهء مالي دارم و سهام‌دار آن هستم.

اين سه موضوع را سرهم كرده‌ايد و نتيجه گرفته‌ايد كه «بزرگ‌ترين سوءاستفادهء مالي در بورس تهران» كشف شده است. ظاهرائ هم سياست روز به اين كشف بزرگ نائل شده است. پاسخ‌هاي اين‌جانب به سه اتهام بالا به شرح زير است :

در طول 30 سال تدريس موضوع اوراق بهادار و سرمايه‌گذاري و مشاورهء مالي، براي پرهيز از هر نوع ابهام و شائبهء استفاده از اطلاعات دروني، خريد و فروش سهام براي خود يا خانواده‌ام نكرده‌ام. به خاطر شما مي‌آورم كه بورس تهران در دههء 1340 افتتاح شده است. اين‌جانب در دههء 1350 در رشتهء امور مالي و سهام مدرس دانشگاه بوده‌ام. آيا حتي قبل از انقلاب نيز در آرشيو بورس، در مورد خريد و فروش سهام اين جانب يا خانوادهء من، اطلاعاتي وجود دارد؟ آيا بعد از انقلاب تا امروز اين جانب خريد و فروش سهام داشته‌ام؟ يا فكر مي‌كنيد آن‌قدر تردست و زرنگ بوده‌ام كه 30 سال فعاليت مخفي خريد و فروش سهام داشته باشم؟ آيا 30 سال، سابقه‌اي كافي نيست كه اتهامي به اين ناپاكي به كسي نبنديد؟ آيا در جمهوري اسلامي ايران 30 سال سابقهء پاك و سالم مالي يك فرد، براي اثبات سلامت او كافي نيست كه اين‌گونه دروغ‌پردازي مي‌كنيد؟ كدام مدرك را داريد كه مي‌نويسيد سهام‌داران شكايت كرده‌اند؟ حراست كل وزارت اقتصاد از آغاز انقلاب تا امروز هيچ صحبتي با بنده نكرده است، پس چگونه به دروغ مي‌نويسيد كه «حراست كل وزارت اقتصاد، حسين.ع را در اين‌باره مورد بازجويي قرار داد.» اگر هيچ جلسه و بحثي نبوده است، و نشستي و بازجويي‌اي در كار نبوده،چگونه نتيجه مي‌گيريد كه «اين پرونده با اشارهء محسن ص، معاون كل وقت وزارت اقتصاد مختومه شد؟» از چه زماني رسم بوده است. كه پروندهء وزارت اطلاعات با اشارهء معاون وزارت اقتصاد مختومه شود؟ آيا اين وهن وزارت اطلاعات نيست؟ آيا صدها نفر كه در بورس فعال‌اند و حساب و كتاب معاملات آن را دارند، به مقالهء شما نخواهند خنديد كه از خريد و فروش گستردهء سهام توسط اين‌جانب صحبت كرده‌ايد؟ آيا كسي كه در تمام طول‌عمر خود، مستقيم يا غـيرمستقيم، حجم معاملات خود و خانواده‌اش به 200 ميليون تومان هم نمي‌رسد، مي‌تواند 500 ميليارد تومان فساد داشته باشد؟ آيا طي دو و نيم سال عمر تصدي اين‌جانب در بورس و با حضور مجموعهء گسترده‌اي از مقامات ناظر بورس، از مديريت نظارت بورس، بازرسي، حراست، هيات نظارت، و شوراي بورس گرفته تا مقامات ناظري چون بازرسي كل كشور، وزارت اطلاعات، بازرسي دفتر رهبري، ... كسي نبود كه 500 ميليارد تومان فساد و باند «قدرت- ثروت» را كشف كند، و فقط نياز به روزنامهء سياست روز بود.تنها خريد سهام اين‌جانب مربوط به سهام شـركت ساختمان است كه در دوران سخت آن شركت، قبل از ورود به بورس و در ايامي كه سهام خريدار نداشت، به عنوان دستمزد (به جاي وجه نقد) به اين‌جانب داده شد. با انتقال اين‌جانب به بانك، آن سهام را به سهام بانك (قبل از ورود بانك به بورس) تبديل كردند. هرگز در دوراني كه در آن دو شركت بودم، خريد و فروشي روي سهام نكردم و قبل از پذيرش دبيركلي بورس نيز كل سهام خود و خانوادهء خود را به 200 ميليون تومان فروختم، و خريداران سهام نيز با كد و نشان موجودند. هرچند كه قيمت سهام پس از فروش اين‌جانب چندين برابر شد، اما هرگز حتي به اندازهء يك ذره هم افسوس نخورده‌ام كه سهام خود را براي پذيرش كاري ملي ارزان فروخته‌ام.

جناب آقاي يوسف‌پور! از جناب‌عالي مي‌پرسم، چرا در حالي كه آمار دقيق خريد و فروش اين سهام وجود دارد و تاريخ معامله نيز در سامانهء معاملات بورس وجود دارد و خريداران آن سهام مي‌دانند كه هيچ ارتباطي با اين‌جانب ندارند، مطلب كذبي به اين وضوح را منتشر مي‌كنيد؟ بفرماييد چگونه ممكن است معاملهء 200 ميليون توماني سـهام موضوع 500 ميليارد تومان سوءاستفاده باشد؟

افتراي دوم مقاله آن است كه اين‌جانب سهام را به نام ديگران انتقال دادم و آن گاه كه در بورس دبيركل شدم، با دستكاري روي قيمت سهام، قيمت سهام خود را بالا بردم. البته، به روشني مي‌دانيد كه افزايش قيمت سهام در سال 82 و 83 محدود به سهام اين دو شركت نبوده است و همهء سهام افزايش قيمت يافته است. همهء دست‌اندركاران و كارشناسان بورس مي‌دانند كه دستكاري سهام خاصي، آن هم توسط دبيركل، كذب محض است. دبيركل اصولائ ابزاري براي چنين كاري ندارد. همهء همكاران بورس مي‌دانند كه چنين اقدامي نشده است. پس با بيان دروغـي آشكار، چه هدفي را دنبال مي‌كنيد؟بحث سوم سياست روز آن است كه بنده سهام خود را قبل از دبيركلي به نام شركت استراتوس كرده‌ام و امروز آن را پس مي‌گيرم. اين خبر كذب محض است. نوشته‌ايد، «گزارش‌هاي دريافتي حاكي از آن بود كه حسين .ع و برخي مقامات ديگر در يك جناح سياسي خود سـهـام‌دار استراتوس هستند.» اين گزارش‌ها از كجا رسيده است؟ در چه تاريخي اين حزب يا اعضاي خانواده‌ام سهام‌دار استراتوس بوده‌اند؟ سياست روز چگونه در دادگاه مي‌خواهد اين ادعا را ثابت كند، در حالي كه در هيچ تاريخي اين‌جانب يا اعضاي خانوادهء اقارب درجهء يك و دو و ... اين‌جانب هم، سهام‌دار استراتوس نبوده‌اند؟ البته، از اين ادعا نيز بگذريم كه اين‌جانب را به جناح سياسي خاصي منتسب كرده‌ايد، در حالي كه به‌خوبي مي‌دانيد هيچ رابطهء حزبي و سياسي ندارم.

نوشته‌ايد «در بازار سرمايه ارزش سهام متعلق به حسين. ع و يك جناح سياسي به ناگاه تا دو هزار درصد افزايش يافته است.» سياست روز چگونه درصد محاسبه مي‌كند؟ زماني كه بنده اصلائ سهامي نداشته‌ام، چگونه ممكن است سهام اين جانب و افراد وابسته به اين جانب تا 2000 درصد افزايش يافته باشد. امروز بعد از 10 سال، سرمايهء شركت ساختمان 88 ميليارد تومان و سرمايهء بانك 100 ميليارد تومان و جمع اين‌ها 188 ميليارد تومان است، و قيمت بازار اين دو سهم نيز جمعائ زير 400 ميليارد تومان است. چه‌گونه حتي اگر تمام اين سهام به اينجانب و افراد وابسته متعلق باشد (در حالي كه صفر درصد آن متعلق بوده) مي‌توان از اين ميان 2000 درصد سود برد و 500 ميليارد تومان فساد داشت؟ نوشته‌ايد، «يك سال پس از پايان دورهء مديريت حسين. ع، صفدر. ح، محسن. ص و رجبعلي. م، بر بازار سرمايه، اطلاعيهء رسمي در سازمان بورس اوراق _بهادار منتشر شد كه نشان مي‌دادآقايان _مـحسـن. ص و حسين. ع به عنوان سـهام‌داران شركت استراتوس ... به عضويت هيات مديرهء ساختمان ايران درآمده‌اند.» اولائ آشنايي اين‌جانب با اين دوستان محدود به يك سال فعاليت مشترك دورهء مديريت دكتر صفدرحسيني است. يعني قبل از آن اصلائ خدمت هيچ يك از اين دوستان آشنايي نداشته‌ام و پس از پايان دورهء تصدي دكتر صفدر حسيني نيز حتي ايشان را براي يك ساعت ملاقات نـكـرده‌ام; پس چگونه ممكن است سناريويي از هشت سال قبل از اين آشنايي شروع شود و باند «قدرت- ثروت» خيالي شما تشكيل شود. ثانيائ، كدام اطلاعيهء بورس مي‌گويد كه بنده سهام‌دار استراتوس شده‌ام؟ هر فرد آشنا با بورس مي‌داند كه عضويت در هيأت مديره توسط شخص حقوقي، به معناي سهام‌داري نيست. حتي يك سهم از استراتوس در گذشته يا امروز در مالكيت مستقيم يا غيرمستقيم اين‌جانب يا خانوادهء من نبوده است؟ آيا پذيرش عضويت غيرموظف در يك شركت به معناي فساد مالي است؟ چرا سياست روز به‌وضوح چنين دروغ مي‌گويد؟ سياست روز به دروغ مي‌گويد «حسين. ع بعد از مدتي اظهار داشت كه سهام خود را به شركتي به نام «استراتوس» واگذار كرده است.» اين جمله را از كدام منبع نقل مي‌كنيد؟ كجا و به چه كسي چنين جمله‌اي گفته شده است. هر فرد آشنا با بورس مي‌داند كه در هنگام معاملهء سهام، فروشنده خريدار خود را انتخاب نمي‌كند; پس چرا چنين دروغ بزرگي مي‌گوييد؟ هيچ رابطهء مالي و ريالي (حتي يك ريال) تا امروز با اين شركت نداشته‌ام، و هرگز هيچ سهمي كه متعلق به اين‌جانب باشد، به نام آن شركت نكرده‌ام. نوشتهء سياست روز كذب محض است. هرگز و در هيچ زمان در گذشته و امروز سهام شركت استراتوس را مستقيم و غيرمستقيم نداشته‌ام.غير از نكات ياد شده، نوشته‌ايد كه «اين در حالي است كه جريانات ياد شده به غير از بورس، در نفت، بانك مركزي ... نيز نفوذ شديد دارند.» بفرماييد كه نفوذ شديد اين‌جانب در نفت، بانك مركزي ... به چه شكلي است؟ آيا اين چنين آسـمــان و ريـسـمــان بــافتـن و دروغ‌پرداختن آشكار در هيچ محكمهء عدالتي پذيرفتني است؟

اين‌جانب از حق قانوني خود براي مراجعه به مراجع قانوني و شكايت از سياست روز براي نشر گستردهء اكاذيب_ افترا و دروغ‌پردازي استفاده خواهم كرد. در جمهوري اسلامي ايران چنين نيست كه كسي مقاله‌اي با چنين محتواي بي‌پايه و اساس و چنين دروغ‌پردازي گسترده بنويسد و گرفتار نشود. بي‌خردي است فردي فكر كند مي‌تواند مقاله‌هايي با اين محتواي تخريبي بنويسد و نظام قضايي جمهوري اسلامي از او بگذرد.

24/4/1385

رونوشت :

بازرسي مقام معظم رهبري

دادستان محترم كل كشور

مقام محترم وزارت امور اقتصاد و دارايي

رياست شوراي عالي بورس

مقام محترم وزارت اطلاعات

مـقـام محتـرم بازرسي ويژه رياست جمهوري

مقام محترم رياست سازمان بورس و اوراق بهادار

مزروعي: خبرسازان، اسناد را منتشر كنند

مديرمسوول محترم روزنامه «سياست‌روز»

هر چند شيوهء رايج آن روزنامه شباهت تامه‌اي به روش برادر حاتم طايي در هتك حرمت به خانهء كعبه براي مشهور شدن دارد و بنده به عنوان يك روزنامه‌نگار درنمي‌يابم كه تمسك به اين روش چه نسبتي با اخلاق حرفه‌اي و روزنامه‌نگاري دارد چه برسد به اخلاق و ارزش‌هاي ديني و اصول‌گرايي كه مدعي آنيد! آن‌چه به عنوان تيتر يك روزنامه شنبه 24/4/85 آورده‌ايد: «بزرگ‌ترين سوءاستفادهء مالي تاريخ بورس» و محتواي خبر مربوطه به نقل از سايت نوسازي (به عنوان منبع و دوم)! جز يك دروغ و تهمت و افتراي بزرگ، عنواني ديگر به آن نمي‌توان داد. نمي‌دانم مرزهاي ديني و اخلاقي و انصاف در اين كشور، به دليل رقابت يا كينه‌هاي سياسي و جناحي تا كجا مي‌خواهد شكسته شود، اما اين‌جانب به خبرسازان اطمينان مي‌دهم كه در دوران عضويتم در شوراي بورس و قبل و بعد از آن در هيچ يك از شركت‌هايي كه در اين خبر نام برده شده است، سهامي نداشته و ندارم. خوشحال خواهم شد كه خبرسازان اسناد و آدرس سوءاستفادهء مالي منتسب به اين‌جانب را در اختيارم قرار دهند تا حداقل پس از اين دروغ و تهمت و افتراي بزرگ، از آن، منتفع گردم. ظاهرائ خبرسازان و منتشر كنندگان آن‌چنان از وجود امثال بنده و مشاركت، وحشت دارند كه حتي منزوي و خانه‌نشين كردن ما آرامشان نمي‌گذارد و با درنورديدن همهء مرزهاي ديني و اخلاقي و انصاف اين‌گونه دروغ‌سازي مي‌كنند. چون فعلائ عوامل خبرساز و منتشر كننده در سايهء حاكميت يك‌دست مصونيت آهنين دارند، شكايت به دستگاه قضا و هيات نظارت بر مطبوعات را بلاوجه مي‌دانم و شكايت به خدا مي‌برم كه در روز قيامت و جزا، داد امثال بنده را از اين دروغ نويسان بگيرد.

رجب‌علي مزروعي

عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ايران اسلامي



   نظرات

ه.ف :

ba salam...ghasd dashtam ketabi ra be onvane hediye be shoma taghdim konam ...az che rahi in kar maghdoor mibashad?


مزروعی : با تشکر از شما ، می توانید به آدرس تهران - بلوار کشاورز - خیابان شهید کبکانیان - کوچه هفتم - پلاک 87 - انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بفرستید.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007