« خبر سازي دورغ با تيتر «بزرگترين سوءاستفاده مالي تاريخ بورس» | صفحه اول | واین هم پاسخهاي محسن صفایی فراهانی وحسين عبده‌تبريزي به اتهامات «سياست‌روز» »

27 تیر 85

پاسخ به 4 نظر

(1)

نيما: آقای مزروعی! با سلام متشکرم از این که انتقاد بنده درباره نادرست بودن شعار خروج از حاکمیت در دوران اصلاحات و زمانی که مجلس ودولت به دست اصلاح طلبان بود را وارد دانسته اید.امیدوارم بقیه اصلاح طلبان هم مانند شما باشند ونقد منصفانه ومشفقانه را بپذیرند.بنده از کسانی هستم که علاقه بسیاری به اصلاح طلبان دارم وبه همین دلیل می خواهم باز هم نقد هایی از دوران اصلاحات مطرح نمایم تا ان شائ الله هر وقت اصلاح طلبان مجددا به مجلس ودولت راه پیدا کردند بهتر از گذشته عمل نمایند.به نظر من حالا که شما بحث آزادی وعدالت را مطرح نموده اید بهتر است توجه بفرمایید که در کشوری مانند ایران هردو مقوله آزادی وعدالت اهمیت دارند وباید با هم پیش بروند.یکی از نقدهای من به اصلاح طلبان این است که یا نتوانستند این دو مقوله را با هم پیش ببرند یا حداقل اگر هم توانسته باشند نتوانستند آن را به خوبی به مردم منتقل نمایند.تصور مردم از دوران اصلاحات این بود که همواره آن چه که بیشتر مورد توجه آقای خاتمی واصلاح طلبان بوده آزادی وتوسعه سیاسی بوده ودر عرصه اقتصاد اگر هم کارهایی شده عمدتا کارهای زیربنایی بوده ومسائلی که برای توده مردم قابل لمس نبوده است.به باور بنده یک دولت برای حل مشکلات مردم باید در مقوله اقتصاد ابتدا تلاش نماید که حداقلهای یک زندگی معمولی را برای همه مردم فراهم نماید یعنی به محرومیتها و طبقه ضعیف جامعه توجه داشته باشد ودر عین حال به فکر توسعه سیاسی وآزادیهای اجتماعی وسیاسی هم باشد که بیشتر مورد توجه طبقه متوسط وبالاتر جامعه است.غفلت از هرکدام از اینها اشتباه است.به نظر من اصلاح طلبان باید به محرومین وفقرای جامعه توجه بیشتری می کردند.در ضمن سوال دیگر من از شما این است که آقای خاتمی یکی از ناکامیهای دولتشان را این مسئله عنوان کرده اند که نتوانسته اند یارانه ها را هدفمند نمایند.از شما به عنوان یک عضو اصلاح طلب مجلس ششم می پرسم چرا در زمان مجلس ششم این مسئله یعنی هدفمند کردن یارانه ها با وجود یکدستی دولت ومجلس صورت نگرفت؟آیا مانعی وجود داشته؟ ممنون می شوم اگر توضیحی بفرمایید

مزروعی : باتشکراز لطف شما ،در مورد نسبت آزادی وعدالت بحثهای بسیار دقیق وظریف ولطیفی وجوددارد که امیدوارم در آینده به آن بپردازم وقطغا تحقق ایندو بهم وابسته است ودر دولت آقای خاتمی ومجلس ششم ایندو به یک اندازه موردتوجه اصلاح طلبان بودو در مورد کارنامه این دوره با گذشت زمان بهتر می توان به ارزیابی وداوری پرداخت ،به ویژه که دولت کنونی شعار اصلی اش را تحقق عدالت ورسیدگی به فقرا ومحرومین قرار داده است وبلید در عمل دید چه می کند؟ در مورد هدفمند کردن یارانه ها دولت خاتمی ومجلس ششم(اصلاح طلبان) کاملا موافق بودند اما مقامات عالی دیگر موافق نبودند وجلوی اینکار را گرفتند ودر دولت جدید نیز به بن بست تصمیم گیری در این بار ه رسیده اند!

(2)

بي نام: آقای مزروعی سلام، صرفنظر از صحت خبر یا حتی اگر مبنا براین قرار دهیم که خبر کاملا صحیح باشد بنده به عنوان یک شهروند ایرانی در شرایطی که هر دو گرایش سیاسی عمده کشور ازفساد اقتصادی مصون نبوده نیستند و نخواهند بود فقط با این تفاوت که یکی همیشه مصون از چنگال عدالت و قانون و هرچه بخواهد از اقتصادی و غیر اقتصادی می تواند بکند و دیگری حتی اگر پاک ترین و سالم ترین جناح سیاسی دنیا باشد باز هم به خاطر غیر خودی بودن آماج حمله های وعاظ جمعه صدا و سیما مطبوعات حکومتی برادران انصار حزب ا... و... قرار دارد ترجیح می دهم گرایش چپ علی الخصوص مشارکت "غارت " کند چرا که حداقل این طیف فکری حتی اگر در طول هشت سال تسلط خود بر کشور هیچ فایده ای برای مملکت نداشته است باری به هر جهت نیز نبوده است و سابقه "قتل و جنایت" نیز در پرونده اصلاح طلبان دیده نمی شود چشم آقای احمدی نژاد روشن که بعد از گذشت حدود یک سال از اختلاس 500 ملیاردی هنوز برادران دولتیمان در جناح راست متوجه این موضوع نشده اند و مطبوعات حکومتی پیش قدم شده اند.البته حالا که برادران فرهنگی مان چنین کشف بزرگی کرده اند لذا سکوت سایر برادرانمان در قوه قضائیه جای سئوال دارد که عملا هیچ اقدامی برای دستگیری و ادب کردن این وطن فروشان انجام نمی دهد اینکه دولت و قوه قضائیه نسبت به بزرگترین سوء استفاده مالی تاریخ بورس کوچکترین واکنشی نشان نمی دهند بسیار شگفت انگیز است زیرا آنچه که تا دیروز گوش ملت را کر کرده بود شعار مبارزه با دانه درشت ها بود از آنجایی که برادرانمان چنان دانه درشتی را پیدا کرده اند که در تاریخ کشورمان نظیر ندارد از رئیس جمهور محبوب انتظار می رود در شرایط فعلی که سورژه مورد نظر ایشان پیدا شده بیشتر از این سکوت را جایز ندانند و اقدامی حداقل جهت دستگیری این آقایان انجام دهند چرا که غیر از این به منزله بازگشت دولت از یکی از شعارهای اصلی خویش و فریب ملت می باشد همچنین جای تبریک دارد برای آقایان که توانسته اند 500 میلیارد اختلاس کنند در شرایطی که هیچکدام از دستگاههای نظارتی و امنیتی کشور متوجه چنین مسئله ای نشده اند و تمایلی نیز نسبت به برخورد قانونی یا غیر قانونی با این آقایان ندارند شاید دستمزد افشای مسائل مربوط به سربازان امام زمان را دریافت کرده اندحلالشان باشد . ناشناس

مزروعی : همانگونکه در مطلب "مبارزه با فساد" (که قبل از افشای این خبر نوشته بودم) آورده ام حاصل این چنین خبر سازی های دروغی ،به ویژه در مورد دولتمردان وفعالان سیاسی ،جز انکه اجماع مرکبی در جامعه مبنی بر فساد همه دولتمردان وسیاسیون (که جامعه ما بشدت آمادگی پذیرش آنرا بدون هرگونه پرس وجویی دارد) دامن زند هیچ خاصیت دیگر ندارد وسرانجام آن نیز به ضررنظام ودولتمردان وسیاسیون سالم وبه نفع فاسدان وبهره گیران از مواهب حکومتی تما خواهد شد و کار به جایی می رسد که افرادبه اینجا برسند که توصیه به "غارت" آنهم به مشارکت کنند چون لااقل جنایت نمی کند! آیا انحطاط اخلاقی در جامعه از این بیشتر متصور است؟ وآیا افراد سالمی که در نظام ادازی واجرایی وقضایی و...در حال انجام وظیفه هستند با دیدن وشنیدن اینگونه خبرها آ نهم در مورد مقاماتی جون وزیز اقنصاد ودارایی ومعاونش ،دبیر کل بورس و...پیش خود نخواهند که چرا آنها سالم مانده اند؟ واگر مدعیان بخواهند برای آنها هم خبر وپرونده بسازند به همین آسانی می توانند پس چرا انها سالم بمانند وسوئ استفاده نکنند؟ و... عزیز گرامی همینکه شما به این نظر رسیده اید برای منتشرکنندگان این خبر وامثالش کفایت می کند .آنها بواقع با نشر اکاذیب در پی تشویش اذهان عمومی وگل آلود کردن آب سیاست برای گرفتن ماهیان بزرگ حکومت اند وظاهرا تاکنون در این امر موفق شده اند بگونه ای که جامعه امروز ما سالم بودن هیچ فرد یاگروه سیاسی را باور ندارد وطبیعی است که پست سر هیچ فرد یا گروهی هم برای مبارزه با فساد واصلاح وضع موجود جمع نخواهند شد وروزگار به کام فاسدان ادامه خواهدیافت و...

(3)

الياس پهلوان: سلام ، لطفا حداقل برای هوادارن جوابیه ای بدهید این روزها بد جوری دل آدم از یک تازیهای طرفداران دولت می گیرد.

مزروعی : بنده همین جوابیه را برای رسانه ها فرستاده ودوستان دیگر هم ایضا ،اما فکر نمی کنم در این فضای عدالتخواهی ومهرورزی وخدمت به بندگان خدا وتعالی کشور اقتدارگرایان وقت چندانی برای اینگونه جوابیه ها ورسیدگی به اصل موضوع داشته باشند چرا که آنان برای توجیه موفقیت های اقتصادی وسیاسی و..شان در پی حستجوی دستهای پشت پرده گرانی ها ومفاسد و...در خبر سازی اند و...وبعید ندانید که در روز های آینده یک بگیر بگیری را تحت عنوان مبارزه با فساد یا انقلاب مخملین یا...راه بیاندازند وتعداد زیادی از اصلاح طلبان را راهی زندان نمایند تا اقداماتشان عدالتخواهانه و...از گزند وآسیب دستهای پشت پرده مصون ومحفوظ بماند و...

(4)

نيما: آقای مزروعی!با عرض سلام در ادامه نقد هایم از اصلاح طلبان که همان طور که عرض کرده بودم از روی علاقه زیاد بنده به این طیف سیاسی کشورمان است می خواهم مطلب دیگری را مطرح نمایم.به نظر من یکی از نقدهای وارده به اصلاح طلبان به طور خاص حزب جبهه مشارکت این است که با وجود مذهبی بودن وقبول داشتن اصل نظام در مواردی به درستی مرز خود را با کسانی که مخالف اصل نظام بودند یا اصولا خواهان نظام سکولار یا لائیک بودند مشخص نکردند.این موضوع باعث شده تا جریان مخالف در موارد زیادی به اصلاح طلبان انگ بی دینی یا بی توجهی به عقاید مردم را بزند و انان را به غربزدگی وخواهان سکولاریسم بودن متهم نماید.البته من می دانم که این اتهامات بی پایه ونادرست است.ولی برخی اوقات اصلاح طلبان مواضعی را مطرح می کنند که خود زمینه سوئ استفاده آنان را فراهم می کند.مثلا آقای تاج زاده که بنده احترام بسیاری برایشان قائلم وایشان را از روشنفکران دیندار می دانم به نقل از یک سایت متعلق به یک چهره مخالف اصلاحات (قدیری ابیانه)خواندم که ایشان گفته اند:زمانی انتخابات آزاد است که هر ایرانی بتواند خود را برای هر سمتی کاندیدا کند.سپس آن فرد (قدیری)نتیجه گیری کرده بود که از دید آقای تاج زاده یک بهایی یا ساواکی وهمجنس باز هم باید بتواند رئیس جمهور شود.آیا این مسئله واقعا صحیح است که در نظام به هر فردی برای هر سمتی اجازه کاندیداتوری داده شود؟یا یک نمونه دیگر این که آقای دکتر سید محمد رضا خاتمی دبیر کل محترم حزب جبهه مشارکت در جریان نامه نگاریهایشان با آقای عسگر اولادی دبیر کل گذشته حزب موتلفه خواهان جدایی نهاد دین از نهاد دولت شده بودندکه همین موجب شد جریان مخالف برچسب سکولاریستی به حزب مشارکت بزنند.برای من هم واقعا جای سوال دارد که جدایی نهاد دین از نهاد دولت دقیقا به چه معناست وبا جدایی دین از سیاست وحکومت چه تفاوتی دارد.اگر نظرتان را در این مورد بفرمایید واین نظرات را تبیین بفرمایید ممنون می شوم.با تشکر.

مزروعی : درمورد نکاتی که آورده اید بطور خیلی مختصر پاسخ می دهم:
1 - جبهه مشارکت بر پایه اصول فکری ای که در مرامنامه اش منعکس است تاسیس شده وادامه حیات می دهد وهرگونه بحث راجع به مواضع فکری جبهه باید مستند به این مرامنامه باشد که معمولا اینگونه نیست و رقیبان ومخالفان جبهه ترجیح می دهند برپایه آنچه خود می یابند یا می بافنند( همچون آقای قدیری ابیانه یا نظریه پردازی چون آقای مصباح که قدیری حرفهای اورا تکرار کرده است) به اظهار نظر ورای بپردازند. هرچند در عرصه سیاست ایران این امری ساری وجاری برای حذف رقیبان وحریفان شده است ودر این مسیر به هیچگونه موازین اخلاقی ودینی وحتی انصاف ومروت نیز پایبتدی نشان نمی دهند اما بر اهل نظر ورای واجب است که آب را از سرچشمه بجویند وفریب اینگونه تبلیغات دروغین وبعضا گوبلزی را نخورند. همینکه جبهه مشارکت تشکلی با مواضع فکری تعریف شده است ومرز بندی فکری با دیگر افراد وگروهها به ویژه مخالفان اصل نظام و سکولار دارد کفایت می کند .
2 - در باره آنچه به نقل از سایت آقای قدیری در مورد آقای تاج زاده آورده اید تا وقتی آدرس دقیق وجغرافیای سخن تاج زاده را نبینم نمی توانم اظهار نظر بکنم و ادعاهای امثال قدیری هم برای امثال بنده تازگی ندارد . همانگونه که در بند قبل آوردم این ادعاها پس از دوم خرداد 76 بارها وبارها توسط آقای مصباح وتیمش ونشریه اش (پرتو سخن) تکرار وتئوریزه شده است وآقای قدیری وامثالهم در این باره نقش طوطی را دارند. اما اصل بحث بر می گردد به شعار جبهه یعنی "ایران برای همه ایرانیان" ودفاع پیگیر ما از این شعار در جهت تامین حقوق شهروندی همه ایرانیان که آقایان برداشتشان از این شعار همین است که شما به نقل از آقای قدیری آورده اید در حالیکه اهل نظر می دانند که فرق بسیار است بین آنچه ما می گوییم وآنچه آنان مدعی اند وحتی در کشور های دارای نظام سکولار هم بین اصل تامین حقوق شهروندی (که در قانون اساسی تعریف می شود) وشرایط نامزدی برای مقامات حکومتی( که در قانون عادی تعریف می شود) فاصله است واینگونه نیست که هر شهروندی بتواند نامزد انتخابات شود. اما جدای از این بحث اصولی وحقوقی وفقط برای جدال با مدعیان آقایان که مدعی اند قاطبه مردم ایران مسلمانانی اگاه و...وطرفدار نظامند چه نگرانی ای از نامزد شدن اینان دارند؟ در مورد ساواکی ها که فکر می کنم پس از 27 سال گذشت از پیروزی انقلاب سالبه به انتفاع موضوع است ولی در مورد بهایی ها وهمجنس باز ها آیا اکثریتی از مردم به اینان رای خواهند داد؟ بنظرم اصلا مسئله این نیست وچون آقایان می خواهند حق نامزدشدن را از مسلمانان شیعه ای که آنها غیر خودی میدانند بگیرند وتیغ نظارت استصوابی شورای نگهبان راتیزتروتیزتر نمایند اینگونه فضای فکری وسیاسی جامه را آلوده می کنند تا از آن ماهی دلخواه خود را بگیرند که تا کنون گرفته اند. در ضمن همینها در مورد اصل نوزدهم وبیستم قانون اساسی چه می گویند:
اصل نوزده:"مردم ایران از هر قوم وقبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ،نژاد،زبان ومانند اینها سبب امتیاز نخواهد شد."
اصل بیست:" همه افراد ملت اعم از زن ومرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند واز همه حقوق انسانی،سیاسی،اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی با رعایت موازین اسلام برخودارند." وتوصیه می کنم یکبار فصل سوم قانون اساسی ( حقوق ملت) را با دقت بخوانید وبا سخن وعمل آن مدعیان مقایسه نمائید.
3 - در مورد بحث جدایی "نهاد دین " از "نهاد دولت" در دید گاه دوستان ما بحث مبسوط می طلبد ودر همان نامه ها مورد اشاره قرار گرفته است وما اینرا شرط لازم برای بقا وپویایی یک حکومت دینی می دانیم والبته این به معنای جدایی دین از سیاست یا عدم مداخله دینداران در سیاست وحک.مت وطرفداری از یک نظام سکولار نیست. منظور از نهاد دین حوزه های علمیه (مراجع وروحانیون)،مساجد،...ونهاد دولت مناصب وقواونهاد های حکومتی است وبنظرما ورود به نهاد دولت قواعد وسازوکارهای خاص خود رادارد( عمومارقابتی وانتخاباتی است) وحق ویژه ای در اینجا نباید برای گره خاصی ذیل نهاد دین تعریف شود ویه ویژه استقلال نهاد دین از نهاد دولت ضامن کارکرد درست سازوکارهای رسیدن به مقامات ومناصب حکومتی از طریق رقابت وانتخابات( قواعد دمکراتیک) وبرگزیده شدن بهترین نیروها برای اداره حکومت خواهد بود وهمه دینداران اعم ار روحانی وغیر روحانی در این میدان رقابت حق حضور وعرضه خود را بر پایه صلاحیتهای علمی وعملی و...را دارند ومردم نیز برپایه علائق دینی وشناختی که از انها دارند به انتخاب خواهند پرداخت. تاکید چند باره حضرت امام در باره استقلال مراجع وحوزه های علمیه ازدولت را ما اینگونه می فهمیم ومتاسفانه با اتفاقاتی که پس از رحلت امام برای گوش بفرمان کردن مراجع وحوزه های علمیه و...افتاده است وبجای " حکومت دینی" دارد به " دین حکومتی" منتهی می شودرا نیز از خلط ونادیده گرفتن همین موضوع می دانیم ضمن اینکه این یک بحث نظری وفکری است ونباید آنرا به گونه ای مطرح کرد که راه بحث در باره اینگونه مباحث (چون مخالف تفکررایج وقرائت رسمی ودین حکومتی است) را ببندد و همه کسانی را که دراین بحث وارد می شوند به عدول از حکومت دینی وطرفداری از سکولاریسم متهم نمائیم ،امری که متاسفانه در ایران ساری وجاری است وهمین راه اندیشه ورزی ونظریه پردازی در باره بسیاری از مسائل مبتلا به جامعه به ذر رابطه با آموزه های دینی را بسته وعقیم کرده است.



 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007