« عدالت ‌رشد و توسعه (۲) | صفحه اول | مبارزه با فساد »

20 تیر 85

شدنی است...

سالروز انتخابات ریاست جمهوری نهم گذشت اما هیچیک از رسانه ها به ویژه صدا وسیما به مباحث انتخاباتی که سال گذشته از زبان آقای احمدی نژاد به عنوان تبلیغات وبرای جلب رای مطرح شد نپرداختند وبرخلاف مدعایی که طی دوره تبلیغات انتخاباتی در مصاحبه با نامزدها داشتند وآن اینکه هرفردی ریئس جمهورشد هر سه ماه یکباراو را به صدا وسیما می کشند وبا تکیه بر نواریهایی که ازایشان ضبط شده مورد سئوال وپرسش قرار می دهند واینکه به جه میزان به وعده ها وشعارهایش پایبند مانده وعمل کرده است و...فراموش نمی کنم که آقای احمدی نژاد در یک مصاحبه سیما مسائل بسیار متنوعی در عرصه های مختلف اجتماعی ،اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را بنحوانتقادی مطرح ودرانتها خواستار تغییرات بنیادی دراین باره می شد وسخن خود را با این تکیه کلام که" شدنی است" بپایان می برد وبیش از سی بار این واژه را تکرارکرد اما حال باید از ایشان وهمراهانش باید پرسید که چقدر این مدعاها "شدنی است"؟ دراین باره نکات ذیل را یادآور می شوم:

1 – جناح اقتدارگرا در گذشته وحال براین نظر بوده است که هرگونه اختلاف نظر ودوگانگی در قوا ونهادهای حکومتی (به تعبیر روشنترحاکمیت دوگانه) باعث نا کارآمدی حاکمیت ونظام در پاسخگویی به مطالبات و خواسته های مردم به ویژه مسائل اقتصادی واجتماعی شده ومی شود از اینروباید حاکمیت کاملا یکدست وهمفکر وهمراه باشند تا مشکل ناکارآمدی نظام حل شود وبا همین استدلال توانستند اراده خود را برای تحقق حاکمیت یکدست با همان شیوه ها وروشی که از انتخابات مجلس هفتم به این طرف شاهدش بودیم به پیش برند و با تسخیر قوه مجریه برای اولین بار پس از انقلاب حاکمیتی کاملا یکدست به لحاظ فکری وسیاسی واقتدارگرا را بوجود آورند وهر آنکس را که فکر می کردند غیر خودی است از مسئولیت به زیر کشندوبرخلاف مدعایشان جناحی ترین وتندروترین نیروهایشان را بکار گیرند وخلاصه همه اسباب لازم را برای "شدنی است " فراهم آورند وامروزه تقریبا هیچ مانع ورادعی برای اجرایی شدن هر آنچه این جناح می خواهد انجام دهد وجود ندارد وحتی زبان تعدادبسیار اندک احزاب ومطبوعات منتقد آنقدر کوتاه وبریده شده است که با لکنت نیز نمی توانند نظرات خودرا بیان کنند.

2 – بنده شخصا بسیار خوشالم که حاکمیت بصورت یکدست بدست اقتدارگرایان افتاده است هرچند برای نظام وکشور هزینه بسیار دارد واگر در گذشته تلاش می کردم که این اتفاق نیافتد به دلیل همین هزینه بود. یادم می آید قبل از ایام انتخابات مجلس هفتم بحث شرکت یا عدم شرکت در این انتخابات در بین نیروهای اصلاح طلب بسیار داغ بود .من طرفدار شرکت درانتخابات بودم اما یکی از دوستان به من گفت چرا شما نمی گذارید تکلیف جمهوری اسلامی ایران روشن شود ؟با عدم شرکت در انتخابات بگذارید همه کار ومسئولیت بدست اقندارگرایان بیافتد تا تکلیف معلوم شود؟...حالا آن اتفاق افتاده است ونمی دانم چقدر آن دوست به پیش بینی اش وفادار است؟ اما یک مطلب امروز کاملا روشن شده است وآن اینکه اقتدارگرایانی که در نهادهای نظامی وامنیتی وسازمان زندانهاو...بودند وفکر می کردند که با بدست گر فتن مناصب حکومتی هر انچه می خواهند می توانند بکنند و"شدنی است" شعارشان بود وفکر می کردندکه جامعه وشهروندان همچون موم می مانند که انها بااستفاده از قدرت حکومت می توانند هر آنگونه بخواهند شکلشان دهند امروزه وبتدریج از این توهم وخیال (مثل همه خیالات دیگری که نسبت به نیروهای غیر خودی داشتند) بدر آمده اندو کم کم می شود اینرا از نحوه گفتار ورفتارشان در یافت هر چند هنوز بسیارراه در پیش دارند وآزموده های بسیاری را باید بیاموزند هر چند این کار در عرف عقلا خطاست!

3 – دراین باره که چه موضوعاتی از نظر آقای احمدی نژاد در موقع انتخابات "شدنی است " لقب گرفت وحالا "نشدنی است" مثالهازیاد است .آیا مبارزه با فقر وفساد وتبعیض، بردن در آمد نفت به سر سفره های مردم به ویژه فقرا ومستمندان،مبارزه با ویژه خواران ورانت بران ومافیای نفتی ، خودکفایی اقتصادی، مبارزه با صنعت مونتاژ آنهم در تولید خودرووتکیه بر صنعت داخلی ، بردن دفتر شرکتهای دولتی به نقاط محل کارشان، صرفه جویی وجلوگیری از ریخت وپاش بیت المال، کم کردن حقوقهای میلیونی واجرای نظام هماهنگ پرداخت،...شدنی است؟ اگر هست حاکمیت یکدست ودر راس آن قوه مجریه در این باره چه کرده است ؟ اگر اوضاع در هر یک ازاین مقوله هابدتر نشده باشد بهتر هم نشده است.به نظرم این بزرگترین درسی است که تندروترین نیروهای اقتدارگرا دارند می آموزند ومی آموزند که حکومتداری آنهم در دنیای امروز آنگونه نسیت که آنها فکر می کردند وبراحتی گذشتگان متهم به هزار انگ وتهمت می کردند.

4 – فقط برای اجرای یک سیاست شکست خورده مثل سیاست "تثبیت قیمت نه کالا وخدمت دولتی " دردوسال گذشته بیش از ده میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی توسط جناح حاکم هزینه شده است تا اینها امروز در یابند که ادامه اجرای این سیاست ممکن نیست وبطور خیلی روشن در باره تامین بنزین به بن بست تصمیم گیری رسیده اند! حالا در مورد سیاست خارجی ومسئله هسته ای که جای خود دارد ومعلوم نیست کشور چقدرباید در این باره هزینه بپردازد تا اقتدارگرایان حاکم سر خط بیایند، وخوشمزه اینکه هم اینان مدعی اند که اصلاح طلبان از موضع ذلت این عرصه را مدیریت می کردند واینان می خواهند از موضع عزت این عرصه را مدیریت نمایند! والبته از نظر اینان هر اقدامی که اراده کنند در دنیا "شدنی است" وفی المثل تنگه هرمز را می شود بست و...وقدرتمندان عالم را به تسلیم واداشت ودل خوش داشت که لیبرال دموکراسی غربی در حال موت است وآمریکا در حال فروپاشی و... اما وصد اما که واقعیتهای این عالم وسنتها وقواعد الهی حاکم براین هستی همه آدمیان ودر پیشاپیش آنها حاکمان وحکومتها را از خیال وتوهم بدر می آورد واقتدار گران ایران نیز این فرصت را یافته اند تا ازتوهم وخیال بدر آیند وامیدارم ودعا می کنم که این بیرون آمدن بگونه ای نباشد که پیش بینی آن دوست بنده را در پی داشته باشد.



   نظرات

محمد :

به نکات خوبی اشاره کردید.اقتدارگرایان هنوز هم با سختی های کار روبرو نشدند.این تازه اول کار است.راه سختی پیش رویشان است.

 

amir :

سلام آقای مزروعی

خود کرده را تدبیرنیست

به من هم سری بزنید

 

نیما :

آقای مزروعی!با سلام متشکرم از این که انتقاد بنده درباره نادرست بودن شعار خروج از حاکمیت در دوران اصلاحات و زمانی که مجلس ودولت به دست اصلاح طلبان بود را وارد دانسته اید.امیدوارم بقیه اصلاح طلبان هم مانند شما باشند ونقد منصفانه ومشفقانه را بپذیرند.بنده از کسانی هستم که علاقه بسیاری به اصلاح طلبان دارم وبه همین دلیل می خواهم باز هم نقد هایی از دوران اصلاحات مطرح نمایم تا ان شائ الله هر وقت اصلاح طلبان مجددا به مجلس ودولت راه پیدا کردند بهتر از گذشته عمل نمایند.به نظر من حالا که شما بحث آزادی وعدالت را مطرح نموده اید بهتر است توجه بفرمایید که در کشوری مانند ایران هردو مقوله آزادی وعدالت اهمیت دارند وباید با هم پیش بروند.یکی از نقدهای من به اصلاح طلبان این است که یا نتوانستند این دو مقوله را با هم پیش ببرند یا حداقل اگر هم توانسته باشند نتوانستند آن را به خوبی به مردم منتقل نمایند.تصور مردم از دوران اصلاحات این بود که همواره آن چه که بیشتر مورد توجه آقای خاتمی واصلاح طلبان بوده آزادی وتوسعه سیاسی بوده ودر عرصه اقتصاد اگر هم کارهایی شده عمدتا کارهای زیربنایی بوده ومسائلی که برای توده مردم قابل لمس نبوده است.به باور بنده یک دولت برای حل مشکلات مردم باید در مقوله اقتصاد ابتدا تلاش نماید که حداقلهای یک زندگی معمولی را برای همه مردم فراهم نماید یعنی به محرومیتها و طبقه ضعیف جامعه توجه داشته باشد ودر عین حال به فکر توسعه سیاسی وآزادیهای اجتماعی وسیاسی هم باشد که بیشتر مورد توجه طبقه متوسط وبالاتر جامعه است.غفلت از هرکدام از اینها اشتباه است.به نظر من اصلاح طلبان باید به محرومین وفقرای جامعه توجه بیشتری می کردند.در ضمن سوال دیگر من از شما این است که آقای خاتمی یکی از ناکامیهای دولتشان را این مسئله عنوان کرده اند که نتوانسته اند یارانه ها را هدفمند نمایند.از شما به عنوان یک عضو اصلاح طلب مجلس ششم می پرسم چرا در زمان مجلس ششم این مسئله یعنی هدفمند کردن یارانه ها با وجود یکدستی دولت ومجلس صورت نگرفت؟آیا مانعی وجود داشته؟ ممنون می شوم اگر توضیحی بفرمایید

مزروعی : باتشکراز لطف شما ،در مورد نسبت آزادی وعدالت بحثهای بسیار دقیق وظریف ولطیفی وجوددارد که امیدوارم در آینده به آن بپردازم وقطغا تحقق ایندو بهم وابسته است ودر دولت آقای خاتمی ومجلس ششم ایندو به یک اندازه موردتوجه اصلاح طلبان بودو در مورد کارنامه این دوره با گذشت زمان بهتر می توان به ارزیابی وداوری پرداخت ،به ویژه که دولت کنونی شعار اصلی اش را تحقق عدالت ورسیدگی به فقرا ومحرومین قرار داده است وبلید در عمل دید چه می کند؟ در مورد هدفمند کردن یارانه ها دولت خاتمی ومجلس ششم(اصلاح طلبان) کاملا موافق بودند اما مقامات عالی دیگر موافق نبودند وجلوی اینکار را گرفتند ودر دولت جدید نیز به بن بست تصمیم گیری در این بار ه رسیده اند!

 

جبهه مشارکت منطقه کرج :

جبهه مشارکت منطقه کرج در ادامه سلسله جلسات اقتصاد سیاسی برگزار میکند:
اقتصاد در دولت نهم_ از شعار تا واقعیت
سخنران: مهندس علی مزروعی
زمان:29/4/85-ساعت18
مکان:کرج-میدان شهدا- روبه روی شهرداری مرکز-پاساژ نایین- طبقه دوم- دفتر جبهه مشارکت کرج

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007