« عدالت شاخص حقانیت | صفحه اول | فساد و امنیت ملی »

9 مرداد 98

انتخابات رقابتی شرط کارآمدی

سرمایه های وجودی انسانها چگونه شکفته و تجلی خارجی می یابد ؟ و چگونه یک نظام سیاسی می تواند از این سرمایه های وجودی شهروندانش حداکثر بهره داری را نموده و نظامی کارآمد بسازد؟ پاسخ به این دوسئوال بسیار مهم و کلیدی می تواند راهگشای هر جامعه ای بسوی رشد و توسعه و تعالی مادی و معنوی باشد.

برپایه آموزه های دینی اسلام خداوند در خمیره و فطرت آدمها میل به سعادت و تعالی و کمال را نهاده است، و تجربه‌های بشری نیز این‌را بخوبی نشان می دهد، اما این میل به تعالی چگونه بکار می افتد؟ و راه خود را می یابد؟ زمانی که شرایط و بسترهای ظهور و بروز این میل در عرصه حیات اجتماعی برای انسانها فراهم آید و آنها بتوانند در درون آن به فعالیت و تلاش پرداخته و پاداش مناسب خود را بگیرند. زمینه اصلی بوجود آمدن چنین وضعیتی "اصل رقابت سالم و قانونمند" است. انسانها فقط در سایه رقابت است که گوهر وجودی خود را می یابند و توانمندی‌های درونی‌شان را در وجهی از وجوه حیات به منصه ظهور می رسانند، و در واقع می توان گفت که بین رشد و تعالی هر جامعه و نظام سیاسی با شرایط رقابتی موجود در آن جامعه همبستگی مثبت کامل وجود دارد، و برعکس در هرجامعه‌ای که رقابت در آن به دلیل استبداد و خودکامکی یا شرایط رانتی وفقر و فساد و تبعیض و...ضعیف و کم رنگ باشد به همان میزان نیز جامعه عقب افتاده و فقیرو درمانده و ناکارآمد خواهد بود.

"اصل رقابت سالم و قانونمند" اصلی ترین محرک آدمی برای حرکت و تلاش و رفتن بسوی قله های بلند زندگی و سعادت دنیوی و اخروی است و بن مایه دستیابی انسانها به جایگاه های منزلتی و ثروت و قدرت ریشه در این اصل دارد. از اینرو هر نظام سیاسی اجتماعی ای که بتواند در اداره امور جامعه این اصل را سایه افکن کند و به ویژه در عرصه قانونگذاری و نهاد سازی این اصل بنیادی را راهنمای عمل قرار داده و حاکمیت نه به عنوان مداخله گر در اداره امور جامعه، بلکه به عنوان ناظر و داور میدان رقابت بین آحاد شهروندان عمل نماید، به همان میزان می تواند از مواهب برآمده از این اصل در رشد و تعالی جامعه بهره مند باشد. البته کارآمدی این اصل در عرصه اقتصادی بارزتر و تردید در آن کمتر است اما باید براین امر تاکید داشت که کارآمدی این اصل در همه عرصه های حیات فردی و اجتماعی انسانها تردید ناپذیر است و به ویژه در عرصه سیاسی به همان اندازه عرصه اقتصادی کارآمدی و اثرگذاری دارد که از جمله می توان به تفاوت نظام های سیاسی مبتنی بر انتخابات رقابتی با غیرآن به لحاظ میزان توسعه و پیشترفت اشاره کرد .

می دانیم " انتخابات " یکی از ارکان اصلی " دموکراسی " است اما تجربه های بشری نشان‌دهنده‌ی این موضوع است که بدون وجود بسترهای ذهنی و معرفتی و شرایط عینی (جامعه مدنی) در یک واحد ملی، به رغم برگزاری انتخابات برای جابجایی قدرت، تحقق دموکراسی و پاسخگوئی به مطالبات شهروندان ممتنع است. از اینرو برگزاری انتخابات، حتی اگر با معیارهای استاندارد جهانی رقابتی، آزاد، منصفانه و سالم منطبق باشد، به تنهایی نمی تواند ضامن تحقق دموکراسی باشد، بلکه این انتخابات در بستر شرایط ذهنی و معرفتی و معیشتی شهروندان و در تلائم با فرهنگ دموکراسی و وجود جامعه مدنی (احزاب سیاسی فعال، مطبوعات و رسانه های آزاد و مستقل، نهادهای صنفی و مردمی و...) می تواند مقوم دموکراسی و تحکیم آن در جامعه باشد. به عبارتی برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد، سالم و منصفانه شرط لازم برای تحقق دموکراسی در یک کشور هست اما شرط کافی نیست، و شرط کافی وجود جامعه مدنی است. با توجه به ساختار حقوقی موجود جمهوری اسلامی ایران باید بر این نکته توجه و تفطّن داشت که تا زمانی که بسترغالب ذهنی و عینی (ساختار حقیقی) جامعه و خلقیات ما ایرانیان در تلائم با مؤلفه های فرهنگ دموکراتیک تغییر نکند تغییر ساختار حقوقی و عناوین و مناصب حکومتی مشکل گشا نخواهد بود. درواقع اصلاح ساختار حقیقی باید هدف کنشگران و فعالان سیاسی باشد (اصلاحات جامعه محور) که از مسیر آگاهی بخشی و شکل بخشی به جامعه مدنی می‌گذرد و قطعاً در پی تغییر در ساختار حقیقی، ضروراً این تغییر به ساختار حقوقی هم تسری خواهد یافت. در عین حال اصلاح طلبان نباید از فرصت‌های انتخاباتی برای جان بخشی به جامعه مدنی بگذرند و تا جائی که امکان دارد از این فرصت برای حضور فعال در عرصه عمومی و تبدیل انتخابات به بازتاب دهنده گفتمان غالب در جامعه استفاده کنند. برای تحقق این هدف لازم است اصلاح طلبان با برنامه ای تعریف شده و منطبق با مطالبات جامعه وارد میدان انتخابات شوند و بتوانند اکثریت جامعه را باخود همراه کنند اما هم اصلاح طلبان و هم رقبای سیاسی شان، و قبل از آنان حاکمیت نظام سیاسی باید بدانند که « انتخابات رقابتی شرط کارآمدی » نظام است، و هرگونه اقدامی از قبیل " نظارت استصوابی " یا دخالت نهادهای نظامی و...در مهندسی انتخابات، حتی اگر انتخابات به لحاظ شکلی با میزانی از مشارکت قابل قبول برگزار شود، برای کارآمدی نظام سیاسی ثمربخش نخواهد بود. البته نظام سیاسی با استناد به اینگونه برگزاری انتخاباتها می تواند ادعای نوعی مشروعیت کند اما در گذر زمان بدلیل غیررقابتی و مهندسی شدن انتخابات ها، نهادهای انتخابی از نیروهای کیفی و شایسته خالی و برناکارآمدی نظام سیاسی در پاسخکوئی به مطالبات شهروندان افزوده شده و سرانجام مشروعیت آنرا هم به زیر خواهد کشید.

انتخابات یکی از اصلی ترین ابزارهای نظام های سیاسی دموکراتیک برای اصلاحات دائمی خود در انطباق با تحولات جهانی و داخلی و پاسخگوئی به مطالبات جاری در جامعه است به شرطی که رقابتی باشد و بستر حضور اطمینان بخش نیروهای کیفی و شایسته را فراهم آورد، چرا که «انتخابات رقابتی شرط کارآمدی» هر نظام سیاسی دموکراتیک است، درغیر اینصورت برگزاری انتخابات به تنهائی نه تنها نمی تواند نمایانگر یک نظام سیاسی دموکراتیک و مشروعیت آور باشد بلکه جز تحمیل هزینه به جامعه و نظام سیاسی حاصلی در پی نخواهد داشت.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007