« دو دیدگاه در باره مشروطیت | صفحه اول | روز جهانی آزادی مطبوعات »

27 فروردین 97

برگی از تاریخ برای عبرت آموزی

روزشنبه ۱۳ رجب ۱۳۲۷- دیشب آتش بازی مفصلی بود. اعلیحضرت شاهنشاه هم در تماشای آتش بازی حاضر بودند.
امروز استنطاق حاج فضل الله تمام شد و بعضی اقرارات نموده که ما پس از تحصیل صورت اقرارات اورا می نویسیم انشاالله.
طرف عصر یک ساعت به غروب مانده، شیخ فضل الله را از بالای عمارت توپ خانه پایین آورده و با نهایت احترام و وقار اورا به طرف دار آوردند. از قرار مذکور عده ای از تجار محترم آنجا بودند، رو به آنها کرد و گفت : ما رفتیم خداحافظ. همگی جواب دادند : به درک اسفل. نزدیک دار یک نفر از مجاهدین عمامه او را از سرش برداشته، طناب دار را انداختن به گردن او، دست خود را آورد و طناب را به دودست گرفت، چون احتمال دادند شاید بخواهد حرفی بزنم طناب راسست کردند. همین قدر گفت : چه خوب و چه بعد رفتم. فوراً طناب را کشیدند بالا. چند دقیقه دست و پا را حرکت داده، جان به جان آفرین تسلیم نمود و عالمی را آسوده کرد. در این میدان توپخانه که مملو بود از تماشاچیان احدی به حالت او ترحم نکرده همه از او بد می‌گفتند. این نبود مگر جزای اعمالش. یکی می‌گفت فلان حکم را درباره من کرد، فلان قدر پول گرفت. دیگری می گفت برادر مرا به کشتن داد. دیگری می گفت پسرم را تلف کرد. باری همه مردم در فرح و سرور و از کشتن او اظهار مسرت و خوشحالی می‌کردند. اول شب نعش اورا پایین آورده، تسلیم ورثه او نمودند، احدی متعرض لباس و ردای او نشد فقط عمامه او را که قیمتی هم نداشت از سرش برداشتند.


**********
امروز شیخ فضل الله را بردند به اتاق خورشید، او را در محل استنطاق نشانیده، ابتدا از او پرسیدند شما که در اول امر مشروطه‌خواه بودید، حکم به وجوب مشروطیت دادید، به قم مهاجرت نمودید، چرا از قول و حکم خود نکول کردید؟ حاج شیخ فضل الله جواب داد من از اول تاکنون مشروطه خواه بوده و می باشم، همه وقت متابعت جناب آخوند ملاکاظم را نموده، در جواب او گفتند پس چرا نوشتید مشروطه حرام است؟ شیخ منکر شد که من هرگز چنین چیزی ننوشته ام. نوشته شیخ را که ما سابقاً درج نمودیم به او ارائه دادند که در آن نوشته بود ما مشروطه نمی‌خواهیم و مشروطه مخالفت با قوانین اسلام دارد. شیخ گفت دیگران این نوشته را مهر کردند، منهم از ترس شاه مهرکردم. به او مدلل نمودند که خود او باعث و موسس و اصل اصیل در باب آن نوشته بوده است. بعد از آن آقا شیخ ابراهیم زنجانی ورقه الزامیه ای را که از پیش آماده کرده بود، از بغل درآورده و بر قرائت نمود و در مدت قرائت آن نوشته، شیخ ساکت و سرش را روی عصای خود گذارده گوش میداد و صورت آن از این قرار است : ...
( تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم الاسلام کرمانی، به اهتمام سعیدی سیرجانی، جلد پنجم، صص۵۳۵-۵۳۶ )
پینوشت : آيا در زمين نگشته‏ اند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است [آنها به مراتب از حيث تعداد] بيشتر از آنان و [از حيث] نيرو و آثار در روى زمين استوارتر بودند و[لى] آنچه به دست مى ‏آوردند به حالشان سودى نبخشيد ( سوره غافر، آیه۸۲ )
تاریخ آئینه عبرت است و تاریخ معاصرما عبرت انگیزتر! جنبش مشروطه آغازین حرکت ایرانیان برای رهائی از استبداد مطلقه سلطنتی و پایگذاری به عصر قانونگرائی بود، اما در همان سال اول بدلیل اختلافات فکری در مواجهه با قانونگرائی از سوی عالمان دینی و نخبگان از یکسو، و مخالفت استبدادخواهان و اقتدارگرایان از سوی دیگر، محمدعلی شاه قاجار را تشویق و تحریک کرد تا راه بازگشت به استبداد مطلقه سلطنتی را از طریق به توپ بستن مجلس و سرکوب و کشتار مشروطه خواهان به سرگردگی لیاخوف روسی پی گیرد و یکسالی کشور را به دام آشوب و شورش و مقاومت در برابر استبدادیان بکشاند و سرانجام با پیروزی مشروطه خواهان ناچار از پناه بردن به سفارت روس و برکناری از سلطنت شد. در پیامد این واقعه بود که استبدادیان به محاکمه و دار کشیده شدند و دراین میان شیخ فضل الله نوری هم به دار کشیده شد اما کار مشروطه تمام نشد و به سرانجام نیک نرسید چراکه دامنه اختلاف فکری که در دامن جنبش مشروطه زاده شد تا امروز دامن علمای دینی و نخبگان ما را رها نکرده است و جامعه ما به رغم گذر از مشروطه به انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی همچنان در دام این اختلاف فکری گرفتار و از پیشروی بسوی افق های نو فرو مانده است. ظاهراً قرار نیست ما از تاریخ عبرت بگیریم و بیاموزیم که اختلافات فکری و سیاسی اگر از راه تعامل و گفتگو و پایبندی به قواعد اخلاقی و حقوقی حل نشود راهی به جز شورش و خشونت و کشتار و اعدام باقی نمی گذارد و سرنوشت عالمان دینی و نخبگان دوران مشروطه پیشاروی ماست و جالب اینکه آخرین روزنوشت نویسنده " تاریخ بیداری ایرانیان "، که بازتاب وقایع دوران جنبش مشروطه به قلم اوست، به اعدام شیخ فضل الله نوری اختصاص دارد و گویا دیگر نویسنده انگیزه ای برای ادامه نداشته است!




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007