قيمت نفت: نگرانيساز يا اميد آفرين؟
اخيرا تحليلگري مدافع دولت و جناح حاكم نوشته است: «آنان كه از وضعيت اقتصادي كشور نگران هستند، بايد بدانند روزگاري قيمت نفت بشكهاي هفت دلار بود و امروز بشكهاي 70 دلار است، بنابراين چه جاي نگراني است...» در اين باره ميتوان گفت:
1-دراينكه بخت و اقبال با دولت احمدينژاد يار بوده و مسووليت ادارهء كشور زماني به دوش اين دولت افتاده است كه قيمت نفت به بشكهاي 70 دلار و درآمد ارزي ايران به بالاترين حد خود رسيده است (درآمدي معادل 50 ميليارد دلار در سال 84) شكي نيست و البته در كنار اين درآمد، مانده «حساب ذخيرهء ارزي» (حدود 10 ميليارد دلار) و ذخاير ارزي بانك مركزي (حدود 40 ميليارد دلار) نيز شرايطي منحصر به فرد را براي اين دولت در ادارهء اقتصاد كشور رقم زده است كه در مقايسه با همهء دولتهاي پس از انقلاب نظير ندارد و از اين منظر البته اين شاخصها ميتواند «اميدآفرين» باشد و انتظار داشت كه از اين شرايط و وضعيت براي بهبود اقتصاد كشور استفاده شود.
2-اقتصاد ايران يك «اقتصاد نفتي» است و «قيمت نفت» به عنوان متغيري برونزا بيشترين نقش و تأثير را در قبض و بسط اقتصاد ايران دارد. قطعا افزايش «قيمت نفت» ميتواند به عنوان فرصت گرانبهايي براي تامين منابع لازم سرمايهگذاري در اقتصاد ايران به شمار آيد و پشتوانهاي در جهت ساماندهي اقتصاد كشور به سوي رشد و توسعه و تحقق چشمانداز 20 ساله باشد اما در عين حال اگر از اين فرصت و درآمد براي انباشت سرمايه و توليد استفاده نشود و به هزينههاي جاري و مصرفي اختصاص يابد قطعا به تهديدي براي اقتصاد كشور و افزودن بر بيماريهاي آن خواهد افزود كه مشهورترينش «بيماري هلندي» است!
3- تجربهء اقتصاد ايران شاهدي بر اين مدعاست كه دولتهاي حاكم نتوانستهاند از فرصت افزايش «قيمت نفت» به درستي و مناسب در اقتصاد ملي استفاده كنند. غالب اين دولتها جلب رضايت آني مردم را بر رضايت آتي ترجيح داده و به جاي نگاه توسعهاي و درازمدت در پي ايجاد محبوبيت مقطعی براي خود بودهاند. تنها زماني دولتها به فكر توسعه و برنامه افتادهاند كه با كاهش «قيمت نفت» مواجه شدهاند كه آخرين بار سال 77 بود و بر پايهء همين شرايط و وضعيت برنامهء سوم و چهارم توسعه و در درون آن «حساب ذخيرهء ارزي» تمهيد و اصلاح ساختار اقتصادي كشور پي گرفته شد. متاسفانه افزايش «قيمت نفت» از سال 83 به اين طرف باعث به فراموشي سپردن همهء اين تلاشها و هزينهء «حساب ذخيرهء ارزي» و افزايش شديد بودجهء عمومي و ... شده است كه جز تكرار چند بارهء تجربهء گذشته نامي ديگر نميتوان بر آن نهاد. اگر اين سؤال كه با هزينهء حدود 500 ميليارد دلار درآمد نفت طي سالهاي پس از انقلاب در اقتصاد ايران به كجا رسيدهايم مطرح و بحث ميشد، حال جز آنكه بر اين رقم و سال اضافه شود چه پاسخي ميتوان داد؟
4- در همهء سالهاي گذشته مدافعان امروز دولت بر دولت خاتمي خرده ميگرفتند كه چرا رقم واردات كشور رو به افزايش نهاده است اما در سال 84 كه اين رقم به بيش از 40 ميليارد دلار رسيد ديگر هيچ خردهاي بر دولت نگرفتند! و به احتمال بسيار زياد رقم واردات در سال جاري به بيش از 45 ميليارد دلار خواهد رسيد. اين رخداد كه در سايهء افزایش «قيمت نفت» محقق شده و به ويژه سهم كالاهاي مصرفي را در واردات بالا برده است براي اقتصاد كشور نميتواند «اميدآفرين» باشد هرچند ميتواند براي جلب رضايت آني مردم توسط دولت «اميد آفرين» باشد.
5-آنها كه قيمت 70 دلاري نفت را «اميد آفرين» ميدانند، لابد ميدانند كه «قيمت نفت» در چرخهاي اقتصادي تعيين ميشود، ضمن آنكه از شرايط سياسي و اجتماعي جهاني نيز متاثر است. بررسي «قيمت نفت» در پنج دههء اخير حاكي از نوعي منحنی سينوسي و پر فراز و نشيب براي اين كالاي حياتي است. قيمت 36 دلاري هر بشكه نفت ناشي از انقلاب اسلامي ايران براي سالهاي 57 الي 60 (كه به لحاظ قدرت خريد بسي بيشتر از قيمت امروزي اين كالا است) به تدريج به شش و 9 دلار رسيد و در مورد قيمت امروزي نيز اين اتفاق خواهد افتاد. اخيرا يك كارشناس بانك جهاني اعلام كرد، براساس پيشبينيهاي اين بانك قيمت نفت تا سال 2010 به حدود 40 دلار كاهش خواهد يافت. اندرو بارنز در مصاحبهاي با روزنامه «پوبليكو» چاپ پرتغال گفت: «ما پيشبيني ميكنيم قيمت نفت تا سال 2010 به بشكهاي 40 دلار خواهد رسيد. براساس پيشبينيهاي ما قيمت نفت امسال به طور متوسط بشكهاي 69 دلار و در سال آينده بشكهاي 59 دلار خواهد بود. به دنبال آن نيز قيمت نفت تدريجا كاهش خواهد يافت.»وي در ادامه ميافزايد: «تا وقتي قيمت نفت حدود بشكهاي 60 تا 70 دلار است، تاثير آن بر تقاضا ادامه خواهد داشت، به همين دليل ما به اين نتيجه رسيدهايم كه قيمت نفت در بلندمدت احتمالا به حدود هزينهء استخراج آن برسد كه در اين صورت در خوشبينانهترين حالت بشكهاي 20 دلار و در بدبينانهترين حالت بشكهاي 40 دلار خواهد بود.» (روزنامهء سرمايه، 10/3/85، ص18)برپايهء تجربهء گذشته و پيشبينيهايي از اين گونه احتياط و عقل حكم ميكند كه ادارهء اقتصاد كشور به «قيمت نفت» گره نخورد و درآمد بالاي نفتي اسباب گشاده دستي دولت در هزينهها را دامن نزند كه اگر اقتصاد كشور و به ويژه بودجهء عمومي دولت به درآمد بالاي نفت معتاد شد آنگاه با يك شوك نفتي و كاهش «قيمت نفت» چگونه روياروی خواهد شد؟
6-مسالهء اقتصاد ايران، مسالهء چگونگي استفاده از درآمد نفت (به هر ميزان) در ادارهء آن است و مسالهء «قيمت نفت» مسالهاي ثانوي است. «قيمت نفت» جاي نگراني دارد اگر از آن همچون تجربهءغالب گذشته درست استفاده نكنيم و درآمد نفت را به هزينههاي جاري و مصرفي اختصاص دهيم، اما «اميد آفرين» است اگر براي سرمايهگذاري و ساخت زيربناهاي توليد بهكار گرفته شود و اين گونه است كه سؤال مهم پيشاروي ما و هر ايراني بايد اين باشد: «قيمت نفت: جاي نگراني يا اميدآفرين؟» و فكر نميكنم كه به اين آساني بتوان به اين سؤال جواب داد و يا وضعيت موجود را «اميد آفرين» تلقي و تبليغ كرد.