« نامه ای از جبهه | صفحه اول | روزخبرنگار »

1 تیر 95

آشفتگی فکری و بحث های بی حاصل


شش سال است که بدلیل رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم در غربت و در بروکسل بسرمی برم و از دور اخبار فضای داخل کشور و بحث و جدال های جاری را رصد می کنم و هر روز که می گذرد بیش از پیش حسرت می خورم و برحال زار کشور و مردم و خودم گریه ام می گیرد! علت این وضعیت را عمدتاً متوجه نحبگان و سیاست ورزان و به ویژه دولتمردان حاکم و در راس آنها رهبری می دانم که این چنین جامعه مارا دچار یک « آشفتگی فکری و بحث های بی حاصل » هر روزه کرده اند به گونه ای که گویی مجموعه اینان و به تیع آنها مردم هیچگونه هدف غائی مشترکی را دنبال نمی کنند و برای نظام و شهروندان هیچ الگوی زیست مورد تفاهمی وجود ندارد.

تجربه زیست شش ساله من در بلژیک نشان می دهد که بجز ایام انتخابات ها که رقابت و جدال های سیاسی دراینجا داغ می شود و البته در همین رقابت و جدال هم بحث ها عمدتا معطوف به چگونگی خدمت بیشتر به " الگوی زیست " مورد تفاهم اینان یعنی تامین زندگی بهتر برای همه شهروندان است، و پس از انتخابات هم همه نیروها معیارشان برای بحث و جدال، ارزیابی عملکرد دولت بر همین مبناست و در واقع همه مباحث معطوف به هدفی مشترک است که زیست بهتری را برای همه شهروندان در پی داشته باشد و نتیجه این هم هدفی در فکر و هم افزایی در عمل هم رفاه و آسایش بیشتر شهروندان و توسعه یافتگی کشورشان است. در مقابل می بینیم کشورما با اینهمه ظرفیتی بالقوه ای که به لحاظ منابع طبیعی و انسانی و جایگاه ممتاز جغرافیایی دارد و می تواند با مدیریت علمی و بهره گیری درست و کارآمد از این ظرفیت راه توسعه یافتگی را بسرعت طی نماید، گرفتار دور باطل بحث های بی حاصل و فقدان هدفی مشخص و مورد تفاهم و قبول کل حاکمیت و نخبگان شده است بگونه ای که می توان گفت بروشنی بخشی از حاکمیت در پی حذف و منکوب کردن بخشی دیگر است و سرجمع گویی حاکمیت بر شاخ نشسته و بن می برد! و اینگونه است که کشور ما در گذر زمان در جاده توسعه یافتگی به گِل فرو رفته و حتی در مقایسه با برخی کشورهای همسایه و مشابه به لحاظ مادی و معنوی رو به فهقرا رفته است. بنظرم رهبری کشور که بیشترین مسئولیت را دراین باره دارد باید فکری برای مواجهه با این « آشفتگی فکری و جدال های بی حاصل » بکند و همت خود را معسوف و متوجه تفاهم و اجماع یابی نیروهای اداره کننده کشور و نخبگان برای دستیابی به هدفی مشترک نماید در غیر اینصورت ادامه این وضعیت هرگز به کارنامه ای مقبول و کارآمد برای کشور و مردم و ایشان منجر نخواهد شد هرچند پول نفت می تواند کما بیش بر تداوم این وضعیت نامطلوب همچنان پوشش گذارد تا زمانی که این درآمد تمام شود و آنگاه واویلایی خواهد شد که هیچ قابل پیش بینی نیست.



   نظرات

صمد مهدی پور :

درود بر آقای مزروعی عزیزم
من هم خیلی وقت ها به خاطر کشور و مردم کشورم بخاطر شهدای عزیز که عاقلانه و مخصوصا عاشقانه از بالاترین ثروت و دارایی خود که همان حق زندگی و حیات است ایثار نموده و مظلومانه به شهادت رسیدند بشدت گریستم

 

صمد مهدی پور :

با درود به همه انسانهای آزاده و آزاد اندیش و حتی درود به همان انسانهایی که دین ندارند اما طبق فرمایش سید و سالار شهیدان آزاد مرد هستند.
در این کشور(کشور عزیزمان ایران مرز پرگهر،و.....) خیلی از مردم از جنین، نوزاد، کودک ، نوجوان، جوان و بزرگسال، و...... براحتی و خیلی بی دلیل خاصی جانشان را از دست داده و می دهند و صد البته الکی. البته نه چندان بی دلیل. به دلایل مختلف، بی لیاقتی و بی کفایتی بعضی مدیران و مسئولان در هر رده و سازمان و اداره و وازارت خانه ای ، بی تخصص و بی تعهد، اما فقط ادعا و تظاهر و خودنمایی و قیافه گرفتن و سوء استفاده کردن و سوء مدیریت و سوء جریان و دریافت حقوق های آن چنانی و امکانات و رفاهیات آن چنانی که قطعا حرامشان هست و خواهد بود، و قطعا روزی گریبان آنها را خواهد گرفت، دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد(به حساب خود برسید قبل از اینکه به حساب شما برسند).(این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا ) امان از وقتی که یقین در کار نباشد ، نه یقین به مجازات و تنبیه در این دنیا و مهمتر از همه یقینی در مورد زندگی پس از مرگ هم وجود ندارد، فقط یک باور ی شاید در اکثریت و یا در اقلیت مردم وجود داشته باشد(نمی دانم) که آری زندگی پس از مرگی هم وجود دارد و یک حساب و کتابی هم در زندگی پس از مرگ وجود دارد، مجازات و تنبیهی و جهنمی هم می گویند هست اما بیشتر در حد یک باور یا عقیده ضعیف و سست ، اما امان از نبود یقین و ایمان. اینجاست که بعضی ها دست به هرظلم، جنایت و خیانتی می زنند و هر ظلمی بتوانند می کنند ،کسی به کسی نیست بگزار حالا را خوش باشیم، خوش باشید اما به چه قیمتی به قیمت مرگ دیگران به قیمت پا گذاشتن روی دیگران، آمده ایم به دنیا تا قیمت پیدا کنیم اما نه به هر قیمتی،. ما انسانها خدا را هم در برابر فرشتگان شرمنده نمودیم(مخصوصا شما بعضی از مسئولان، مدیران ، رئیس روئسای بی لیاقت و بی کفایت و ....)، حالا فرشتگان خواهند گفت آ خدا مگر ما نگفتیم این موجود دو پا را خلق نکن، به حرف ما گوش ندادی حالا ببین این اشرف مخلوقاتت چه کرده است، حالا همه اینها به یک طرف ،شیطان را ببین چگونه خنده و قهقه مستانه سر می دهد و به خدا می گوید حالا دیدی از خلقت این موجود دو پا که اینقدر تعریفشان را میکردی و گفتی اشرف مخلوقاتند بیشترشان از پیروان من هستند اکثریت شان به دنبال من هستند، چقدر ایشالله ماشالله گفتی، دیدی چه کردند ، به هیچ چیزی رحم نکردند، محیط زیست نابود، حیوانات رو به انقراض،و........ و بدتر از همه در حق هم نوع خود هم ظلم ، جنایت و خیانت نمودند، کاری که حیوانات هم نمی کنند، این بود اشرف مخلوقاتت... واقعا که
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن روز که پشت پرده افشا گردد سیمای گریم کرده رسوا گردد
تزویر و ریا نمایش ننگینی است هر چند که خوب اجرا گردد
صمد مهدی پور، فرزند شهید همیشه سرافراز، دلاور و جاوان ابد و ازل دفاع مقدس

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007