« شانزده آذر و روز دانشجو | صفحه اول | ریشه های انحراف بشر »

21 آذر 94

توپچی و روز توپ در کردن


" روز نهم آبان 1304 جلسه مجلس شورای ملی برای تغییر سلطنت قاجار و تصویب ماده واحده مربوط به آن تشکیل گردید که آن را جلسه تغییر سلطنت نام گذاری نمودند. روز قبل، از وکلای مجلس در مدرسه نظام دعوت به عمل آمد که ماده واحده مربوط به تفییر سلطنت را امضاء نمایند. آقایان مدرّس، مصدّق، حسین اعلاء، دولت آبادی و تقی زاده چون مخالف بودند، از قبول دعوت خودداری نمودند. صبح روز 9 آبان آقای علاء به آقای دکتر مصدّق تلفن کرده و اظهار می دارد من امروز به مجلس نمی روم شما هم خوب است احتیاط کنید و به مجلس نروید. مصدّق با عصبانیت می گوید: آقا به توپچی سال ها مواجب ( حقوق ماهیانه ) می دهند که روزی توپ در کند ( منظورش این بوده است که به سرباز و نظامی چندین سال حقوق می دهند که روزی که احتیاج بود انجام وظیفه نموده و از مملکت دفاع نماید.) امروز روز توپ در کردن من و شما است، چطور می خواهید از مسئولیت فرار نموده و در مجلس حاضر نشوید، جواب ملّت ایران که شما را به نمایندگی خود انتخاب نموده اند چه می دهید. علاء تغییر عقیده داد و با دکتر مصدّق بموقع در مجلس حاضر می شوند و دکتر مصدّق نطق مفصل و تاریخی خود را ایراد می نماید. ( ص 488 )


مصدّق در جلسه تاریخی 9 آبان 1304 به عنوان مخالف گفت :
" من به آقای رضاخان عقیده مند هستم و ارادت دارم، ایشان خدماتی به تامین امنیت مملکت کرده اند که بر هر کس پوشیده نیست حال اگر آقای رئیس الوزراء، سلطان شود و مقام سلطنت را اشغال کند دو صورت دارد:
1- اگر بخواهد پادشاه شود رئیس الوزراء، فرمانده کل قوا و همه کاره باشد برخلاف قانون اساسی است و در هیچ کجای دنیا دیده نشده است که در حکومت مشروطه یک پادشاه مسئولیت اجرائی داشته باشد چون برابر ماده 45 قانون اساسی پادشاه از تمام مسئولیت ها مبرّاست و برابر اصل 67 فقط می تواند با رای مجلس یک وزیر یا نخست وزیری را تغییر داده و تعویض نماید.
2- اگر پادشاه مشروطه بخواهد بی مسئولیت بوده و سلطنت کند نه حکومت، در این صورت انتخاب سردار سپه به پادشاهی خیانت به مملکت و ملّت خواهد است. برای اینکه یک شخص محترم و وجود موثری که امروز امنیت و آسایش به مملکت بازگردانده و من و شما در سایه همین امنیت و آسایش یک زندگی بی دردسر را داریم برود و بی اثر شود خیانت به مملکت و ملّت ایران است و هیچ معلوم نیست اگر او رفت و شاه بی مسئولیت شد چه کسی جای اورا خواهد گرفت؟ اگر شما آقایان وکلا کسی را سراغ دارید معرفی کنید من که چنین کسی را نمی شناسم. "
چون فقط چند نفری از وکلا از قبیل مصدّق، مدرّس، تقی زاده، حسین علاء مخالف بودند، طرح تغییر سلطنت تصویب شد. در تمام دوران 1304 تا 1357 یعنی مدت 53 سال شاهان پهلوی بجای سلطنت، حکومت کردند و به علت عدم رعایت قانون اساسی و جلوگیری از حکومت مردم بر مردم و عدم انتخاب پنج نفر وکیل معممّ و مجتهد طراز اول به منظور نظارت در عدم تصویب قوانین ضد مذهب و اصول دین مبین اسلام و جلوگیری از آزادی و اعمال زور و فشار رفته رفته مردم ناراضی شده و از پشتیبانی از رژیم سلطنت چشم پوشی کرده و برعلیه آن قیام نمودند بنابراین به عقیده نویسنده نطفه انقلاب اسلامی از همان روز 9 آبان 1304 بسته شد. ( صص 48-49، کتاب فروپاشی ارتش شاهنشاهی، خاطرات سپهبد جلال پژمان، نشر نامک، چاپ اول، 1368 )
پ .ن 1 : مشکل کشور ما در گذشته و حال چه در میان دولتمردان و چه در میان سیاست ورزان جامعه مدنی نداشتن همین توپچی ها به وقت برای توپ در کردن است! و البته داشتن توپچی های فراوان در اوقات دیگر! کسانی که حاضرند نان ( رانت ) سیاست را بخورند اما در دفاع از حقوق ملّت حاضر نیستند حتی کمترین چوبش را بخورند.
پ. ن 2 :برای اینکه سوزنی هم به خودمان بزنیم کافی است نگاهی به کارنامه افرادی بکنیم که پس از دوم خرداد 76 با پرچم اصلاح طلبی به میدان سیاست پریدند و در هشت سال دولت و مجلس و شورای اول اصلاحات نانش را خوردند اما پس از سال 84 که اوضاع تفییر و سخت شد یا پرچم عوض کردند و یا مهر سکوت بر لب زدند تا از نان خوردن نیفتند، و جالب اینکه با اوج گرفتن فضای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 به نفع آقای میرحسین موسوی دوباره ظاهر و به کمپ انتخاباتی وی پیوستند اما پس از رخداد کودتای انتخاباتی و شکل گیری جنبش سبز و...هم اینان مثل آب به زمین فرو رفتند و ناپدید شدند و گویی اصلاً وجود خارجی ندارند و دیگر حتی سراغ دوستان گرفتارشان را هم نمی گرفتند و...، جالبتر اینکه هم اینان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و کم خطر شدن نسبی کار سیاسی بار دیگر کم کم از غیبت صغری درآمده و اینروزها برای انتخابات مجلس و نامزد شدن در حال آماده شدن هستند، و یکی نیست از اینان بپرسد شما که در روزگار خطر ناپدید شدید و چشمتان را به روی ضایع شدن حقوق ملت بستید حال چگونه می خواهید سیاست ورزی کنید و نامزد نمایندگی شده و به مجلس راه یابید و از حقوق ملت دفاع نمائید؟
بله مشکل کشور ما کم داشتن امثال مصدّق و مدرس است که در میدان سیاست و برای دفاع از حقوق ملت در مقابل استبداد در سخت ترین ایستادند و جان خود را هم دراین راه دادند، و متاسفانه بسیاری افراد که انتظار می رفت با آنها همراهی نمایند در زمان نیاز آنها را تنها گذاشتند و راه عافیت و زندگی بی دردسر را درپیش گرفتند! عبرت آموزی از تاریخ به ما می آموزد که دراین روزگار قدر و ارزش افراد فداکار دورانمان همچون رهبران در حصر جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و سرکار خانم رهنورد و خاتمی و تاج زاده و ...را بدانیم و فریب فرصت طلبان نان به نرخ روز خور و حزب بادی را نخوریم و میدان بازی سیاست را بروی آنان باز نکنیم و راه سیاست ورزی را بروی افرادی بازکنیم که حاضر باشند صادقانه و در هر شرایطی مدافع حقوق ملت و مخالف با هرگونه فساد و استبداد باشند.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007