« مجلس فرمایشی هفتم | صفحه اول | شانزده آذر و روز دانشجو »

29 آبان 94

معیار ارتقاء و عزل در نظام دیکتاتوری


" به طوری که در صفحات...نوشتم در 28 شهریور 1312 که در اسلامبول مشغول انجام خدمات محوله بودم، به من اطلاع رسید که به وزارت امور خارجه منصوب شده ام و از دفتر مخصوص شاهنشاهی تلگرافات فوری رسید که بلاتامل به طهران مراجعت نمایم و من هم کارهای مربوطه را در ترکیه انجام و در بغداد هم تودیع لازم با پادشاه عراق و حکومت آن جا نموده، عازم طهران شدم و چهارم مهر وارد طهران و پنجم مهر پس از شرفیابی حضور اعلیحضرت و ملاقات رئیس الوزراء، مشغول خدمت خارجه شدم. چون هیچ نوع سابقه ذهنی از همچو انتخابی نداشتم و اصلاً انتظار چنین امری را نداشتم و طبیعتاً هیچ تقاضا و تمنایی از احدی در این کار ننموده بودم، این انتخاب تا حدی به نظرم عجیب آمد و بعد از ورود به طهران از مطلعین تحقیقاتی نمودم. هیچ کس هیچ اطلاعی نداشت و حتی حدسیاتی هم نمی زدند و فقط جریان امر را این طور حکایت کردند که آقای فروغی رئیس الوزراء در فهرست اسامی وزرای جدید که به حضور همایونی داده بود، برای وزارت امور خارجه اسم حاج محتشم السلطنه اسفندیاری را نوشته بوده و شاه گفته بودند که برای وزارت خارجه کاظمی مناسب است و تلگراف بشود که فوراً به طهران بیاید و در 25 شهریور که کابینه جدید به شاه و مجلس معرفی شده بود، مرا به وزارت خارجه معرفی کرده بودند و موجب تعجب همه شده بود و خبر آن سه روز بعد در اسلامبول به من رسیده بود.

بالاخره بعد از تفکر زیاد و قرائن موجود به این نتیجه رسیدم که تنها مسئله ای که باعث این امر شده، اقدامی بود که در بغداد برای توقیف روزنامه بغداد تایمز در موقعی که توهین به اعلیحضرت کرده بود و شرح آن را در صفحات از 294 تا 303 این جلد نوشته ام نموده بودم و این امر طوری در ایشان تاثیر کرده بود که خود را اخلاقاً مقید دیده بودند که پاداش به آن بدهند.
زیرا در ممالک دیکتاتوری و صاحب اختیاری مطلق یک فرد، تنها مسئله مورد توجه اراده آن صاحب اختیار مطلق است و لیاقت و استعداد اشخاص مناط نیست و من هم هیچ نوع ادعای برتری به دیگری یا احراز مقام مرجحی در خدمات مملکت نداشته و ندارم و چه بسا اشخاص وطن پرست و درستکار و وظیفه شناسی در خدمت دولت هستند که از حیث سن و سابقه خدمات مملکتی بر من برتری دارند و کاری را که در بغداد برای توقیف روزنامه انگلیسی کردم، صرفاً برای انجام وظیفه و حفظ شئون و حیثیات کشور ایران در ممالک خارجه بوده و هیچ وقت برای احراز چنین پاداشی آن اقدام را نکرده بودم.
در اردیبهشت سال 1310 هم که به وزارت طرق منصوب شدم نیز نظیر چنین امری پیش آمده بود که اعلیحضرت شخصاً از من ممنون شده بودند و خواسته بودند پاداش بدهند...و عجب آنکه بعد از آن همه خدمات در وزارت طرق در موقعی که دیگر موضع شخصی خودشان در بین نبود، به تحریک تیمور تاش و حمایت بیجای او از کارل آمریکایی و بهانه مسدود شدن راه رشت در کوهین به علت سرما و برف و طوفان که تقصیر و قصوری متوجه کسی نبود و بلکه برعکس جدیت فوق العاده و بی سابقه برای باز شدن راه شده بود، مرا ظالمانه از وزارت طرق معزول کردند و به زودی زود معلوم ایشان شد که رضای افشار و ناصرالدوله فیروز و علی منصور چه بی لیاقتی ها و غفلت ها و نادرستی ها به خرج دادند و چه اشتباهی در عزل من و آوردن این اشخاص شده بود.
کار انتصاب من به وزارت خارجه هم از همین قبیل و فقط از لحاظ شخصی و ارضای حس خودپرستی و خودخواهی شدید ایشان بوده و علت دیگری نداشته است و به شرحی که بعد از یادداشت های دوره خدمت وزارت امور خارجه خواهم نوشت، خواننده گرامی خواهد دید که بعد از این همه زحمات و خدمات در کار وزارت خارجه خاتمه دادند و امر مهمی مثل الغاء ماده ششم عهدنامه 1921 شوروی و تعقیب اقدامات راجع به شط العرب و حصول نتیجه از بین رفت و مملکت از انجام این دو کار مهم اساسی محروم گردید. "
از کتاب « یادداشت هایی از زندگانی باقر کاطمی »، نشر تاریخ ایران، چاپ اول 1390، صص 375-377.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007