« خطرخاطره نویسی در ایران | صفحه اول | مجلس فرمایشی هفتم »

20 آبان 94

خلقیات ما ایرانیان

"اما از لحاظ منافع عالیه کشور و رعایت مصالح عمومی و اصول اساسی تمدن قرن بیستم و دنیای مترقی امروز به نظر من مجلس شورای ملی اساساً حق خلع یک سلسله و نصب سلسله دیگر را ندارد. خاصه اینکه وکلای آن مجلس و این موسسان هر دو انتصابی و دستوری و حسب الامری بوده و به جرات می توان گفت که نماینده حقیقی مردم نبوده اند و اداره ملت باعث اتخاذ چنین تصمیمی نبوده است. حالا اگر این کار را قانونی و صحیح هم فرضاً بدانیم و سلسله قاجاریه مستحق عزل و انقراض بوده اند، دیگر چرا به جای آنها سلسله سلطنتی جدیدی برقرار شود و از هر حیث بهتر بود که رژیم سلطنتی تبدیل به رژیم جمهوری می گردید. و هر گاه از سردار سپه هم ملت رضایت داشت و ایشان را قابل و لایق اداره مملکت می دانست، ممکن بود ایشان را به ریاست جمهور معین می کرد و برای پاداش خدمات همانطوری که ترک ها نسبت به مصطفی کمال پاشا کرد، سردار سپه را مادام الحیوة به ریاست جمهوری برقرار می کردند، زیرا که امروزه در دنیا دیگر سلطنت مد نیست و دو ثلث و شاید سه ربع ممالک دنیا جمهوری هستند و بقیه هم تدریجاً به زودی جمهوری خواهد شد و برای ملت ایران هم از هرحیث مناسب تر بوده که جمهوری در مملکت استقرار یابد و اصل دمکراسی پارلمانی و آزادی و سوسیالیستی در آن برقرار شود.

نکته مهم دیگر اینست که با اخلاق تملق و چاپلوسی و اطاعت کورکورانه بنده وار به صاحب قدرت و زور و کتم حقایق و نداشتن شهامت و شجاعت و ایمان و اخلاص که متاسفانه در اکثریت اهالی این مملکت رسوخ دارد، طولی نخواهد کشید که تمام قوا و اقتدارات در یک فرد معین تمرکز پیدا می کند و دیگر برای احدی امکان اعتراض به کار ناصحیح و انتقاد و اظهارنظر و به اصطلاح مذهبی حق امر به معروف و نهی از منکر باقی نمی ماند و کار حتماً به زودی به استبداد و خودرایی و بت پرستی و تسلیم در مقابل زر و زور خواهد رسید و از حکومت ملت و آزادی و رعایت مصالح حقیقی مملکت، حتی اسمی باقی نخواهد ماند و در آن صورت ناچار کار به انقلاب و شورش که نتیجه آن را نمی توان پیش بینی کرد، کشیده خواهد شد. " ( ص 353-354، آذر 1304 و پس از تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی )
از کتاب « یادداشت هایی از زندگانی باقر کاظمی » نشر تاریخ ایران، چاپ اول، 1391، جلد دوم.
پ.ن 1: جالب اینکه به رغم این نظر نویسنده در باره تغییر سلطنت و « خلقیات ما ایرانیان »، وی در مقام کاردار ایران در واشنگتن پس از دستور وزارت خارجه جشن بسیار مفصلی برای استقبال و معرفی سلطنت پهلوی برگزار می کند و سال ها بعد هم از کارگزاران صادق رژیم پهلوی می شود، و در واقع اثباتگر مدعای خودش می شود! هر چند که بدلیل همراهی با مصدق در جریان نهضت ملی، در سال های پس از کودتای 28 مرداد 1332، مورد غضب رژیم پهلوی قرار گرفت و اواخر عمر از خدمت دولتی محروم و خانه نشین شد.
پ.ن 2 : جالبتر اینکه پیش بینی نویسنده در مورد وضعیت و سرانجام سلطنت پهلوی پدر و پسر تحقق یافت، و سال ها پس از مرگش رژیم پهلوی با انقلاب اسلامی سرنگون شد! و شوربختانه تجربه تبعید رضاشاه و جریان نهضت ملی و قیام پانزده خرداد 42 هم محمدرضا شاه پسر را بر سر عقل کشورداری معقول نیاورد و « خلقیات ما ایرانیان » در هر دو وجه استبدادپذیری و انقلابیگری این دوره تجلی بارز و عینی یافت.
پ.ن.3 : و شگفت انگیز اینکه حاکمان جمهوری اسلامی ایران از این تاریخ اخیر عبرت نگیرند و از « خلقیات ما ایرانیان » در دو جهش نهراسند و راه حکمرانی خوب را در پیش نگیرند و...




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007