« تخریب خلاق | صفحه اول | اقتصاد ایران در تنگنای توسعه »

17 آبان 94

بمناسبت برگزاری نمایشگاه مطبوعات

" شاه در نیس(فرانسه) و از مراجعت ولیعهد به ایران خبری نیست. روزنامه ها شروع به فحاشی و بدگویی کرده، وزیرجنگ ( رضاخان سردار سپه ) هم به شدت با آنها رفتار، و روزنامه ایران آزاد را توقیف و مدیرش را تبعید نمود. روزنامه طوفان را نیز توقیف و مدیرش را تعقیب کردند. اوهم به سفارت روس رفته و عده ای را دور خود جمع کرده است. روزنامه طوفان در نمره آخرش رباعی ذیل را که کاملاً معرف وضعیات حاضره مملکتی استدرج کرده بود:
از یک طرفی مملکت ما شیک و قشنگ-از یک طرفی عرصه به ملیون تنگ
قانون و حکومت نظامی و فشار - اینست حکومت شتر، گاو، پلنگ
روزنامه اقدام قوام السلطنه را دزد و مختلس خوانده، محاکمه اورا خواسته است." ( ص 125-126، اسفند 1300 )

"جراید به مشیروالدوله حملاتی کرده و سردار سپه را نیز بی بهره نمی گذاشتند...به مناسبت مقاله تندی که روزنامه حقیقت مربوط به حساب وزارت جنگ نوشته بود، سردار سپه عصبانی شده، دهم رمضان توسط محمودآقاخان حاکم نظامی طهران ( برای رئیس الوزراء مشیروالدوله ) پیغام داده بود که باید روزنامه حقیقت را توقیف کنید یا می سپارم قراول های دربار فردا شما را راه ندهند. مشیروالدوله هم در همان شب که شب دوشنبه 10 رمضان بود، استعفای خودرا به شاه تلگراف و از دخالت در امور جداً کناره گیری کرد..."( ص 131-132، اردیبهشت سال 1301 )
" روزنامه ها موضوع تازه ای برای فحاشی نسبت به یکدیگر پیداکرده و در خصوص کمپانی های استاندارداویل و سینکلر به سر و کله هم می زنند. ستاره ایران طرفدار استاندارد و بدبین به نصرت الدوله و اتحاد برعکس طرفدار سینکلر است. ملک الشعراء مقاله مفصلی دراین باب بر ضد نصرت الدوله نوشته و او هم چه به امضای واضح و چه به امضای مبهم و دیگری از جواب دادن به او کوتاهی نمی کند.دولت هم ابلاغیه در باب روش تحریر جراید داده و روزنامه حقیقت و ایران ازاد را توقیف کرده است." ( 2 140-142، تیر 1301 )
"اوضاع مملکتی، براثر فحاشی و هتاکی ها روزنامجات چه نسبت به یکدیگر و چه نسبت به دولت در شب 7 محرم، قوام السلطنه هفت روزنامه را توقیف و بیانیه صادر کرد. این مسئله وکلای مخالف را و روزنامه نویس ها و فضول ها را به هیجان درآورده، صحبت استیضاح زیاد شنیده می شد، تا اینکه بالاخره در اواسط ماه جبن و ضعف نفس بر قوام السلطنه غلبه و مجدداً اجازه انتشار آنها را داد و این مسئله کاملاً ثابت می کند که کارهای قوام السلطنه بی فکر و مطالعه و براثر حالت عصبانی است و الا از روز اول می بایست پیش بینی کرده باشد که توقیف هفت جریده این اثرات را خواهد داشت؛ یا اصلاً می بایست آنها را توقیف نکرده باشد و یا تا وقتی توقیف کرد، به این بادهای مخالف از میدان بدر رفته این طور دولت را رسوا نکند."( ص 147، شهریور 1301 )
" وزیر جنگ ( رضاخان سردار سپه ) مدیر روزنامه حیات جاوید را که نوشته بود باید وجوه تحویلی به وزارت جنک را تفتیش کرد و معلوم شود ، به چه مصرف می رسد؛ خواسته شخصاً با مشت دندان اورا شکسته، چوب مفصلی زده، حبس کرده است..." ( ص 151 )
"در این تاریخ که مشغول نوشتن این یادداشت هستم، هنوز اجتماع مسجد جامع باقی، بازارها بسته، آش و پلو در کار، دامنه فتنه مشتعل، ولی از شدت خود کاسته و این نقشه هم عقیم خواهد ماند. روزنامه میهن و پژوهش هم توقیف، اداره میهن را رجاله غارت و مدیر هر دو روزنامه مخفی شدند..." ( ص 153، مهر 1301 )
" روزنامه شفق سرخ و اقدام شرحی راجع به شاه نوشته بودند و هر دو توقیف شدند. " ( 2 161، آذر 1301 )
" هتاکی و فحاشی جرائد مخصوصاً قانون و سیاست نسبت به همدیگر از حد گذشته و روزنامه هایی که قوام السلطنه به پول دولت برای طرفداری از خودش درست کرده، از بحاشی به هیئت موتلفه فروگذار نمی کنند. روزنامه سیاست که مخالف قوام السلطنه بود، با وجود قانون هیت منصفه بدون محاکمه توقیف و حالا به اسم قرن بیستم منتشر می شود. ( ص 166، دی 1301 )
از کتاب « یادداشت هایی از زندگانی باقر کاظمی » جلد دوم، نشر تاریخ ایران.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007