« راه دشوار آزادی | صفحه اول | نیروهای با سر و اسیدپاشی »

18 اسفند 93

حاکمیت زور و عهد قجری


امروز در خبرها آمده است که در شیراز لباس شخصی ها سازمان دهی شده به علی مطهری نماینده مجلس هنگام ورود به این شهر برای انجام یک سخنرانی در نشست دانشجویی حمله کرده و او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و وی را ناچار برای حفظ جانش به مقر نیروی انتظامی منتقل و پس از چند ساعت وی را به تهران باز گردانده اند! البته درهمین گیر و دار این نیروهای ذوب در ولایت حمله و هجوم به محل نشست در دانشگاه را هم از دست نداده و آنرا هم با استفاده از قوه و « حاکمیت روز » تعطیل کرده اند! و چون این چندمین بار است که این رفتار در شیراز با این عناصر تکرار می شود ظاهرا در پی اثبات این گزاره هستند که دراین ملک همچون « عهد قجری » این « حاکمیت زور » است که حرف اول و آخر را می زند و کلاً هر آنچه ارتباطی با قانون در کشور دارد چه برسد به عنوان نمایندگی مجلس کشک است!

البته در دوران هشت ساله حاکمیت یکدست اقتدارگرایان شاهد اینگونه نمایش ها نبودیم چون « حاکمیت زور و عهد قجری» همه جا را گرفته بود و هیچگونه راه نفسی برای منتقدان و مخالفان وضع موجود نگذاشته بود اما پس از آنچه در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته رخداد و دولتی روی کار آمد که مطلوب اقتدارگرایان نبوده، و چون منافذی برای فعالیت منتقدین باز شده است، همچون دوران دولت خاتمی بتدریج این این نیروهای لباس شخصی فعال شده و به میدان آمده اند و اینگونه قدرت نمایی می کنند! اگر این رفتار را بزاریم در کنار این خبر که برگزاری کنسرت در استان خراسان رضوی در سایه « حاکمیت زور » ممنوع شده است، و در فلان استان هم نیروهای حزب الله تهدید کرده اند که چه می کنند، آنگاه براحتی می توان دریافت که واقعا کشور ما چه ترقی معکوسی در سایه قوا و نهادهای حاکم کرده و به وضعیتی بدتر از « عهد قجری » برگشته است چرا که در دوران « عهد قجری » هر ولایتی یک حاکم داشت اما ظاهرا الان هر استانی چندین حاکم دارد و در نهایت معلوم نیست که حرف کدام حاکم در رو دارد ضمن اینکه در سایه این حاکمان آب و هوای هراستان فرق می کند؟
امروز که شرح آنچه را بر مطهری رفته است، خواندم به غایت با او همدرد شدم و همذات پنداری کردم چرا که در دوران نمایندگی مجلس ششم، من سه بار عین همین واقعه را در بوشهر، ساری و مشهد از سوی لباس شخصی هایی که سر در نهادهای امنیتی و نظامی داشتند، تجربه کردم. هرچند فکر می کردم که گذر زمان و تجربه خسارت بار هشت سال حاکمیت یکدست اقتدارگرایان و وقایع پیامد انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و آنچه در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و روی کارآمدن دولت روحانی رخداد، و شرایط داخلی و پیرامونی کشورمان می بایست به سرعقل آمدن نیروهای اقتدارگرا و افراطی ذوب در ولایت کمک می کرد و اینها در می یافتند که با تندروی و افراط نمی توانند به بقای نظام و همان ولایتی که درش ذوب اند کمک کنند اما حیف که چنین نشده است و ظاهرا اینها می خواهند همان بلایی را که سر دولت خاتمی آوردند این بار بر سر دولت روحانی بیاورند، و بنظر می رسد که دراین شرایط هم دولت روحانی، و هم حامیان این دولت باید به میدان آیند و راه چاره ای که نمایشگر قدرت مردمی پشتوانه دولت باشد به منصه ظهور درآورند چرا که جز در سایه چنین قدرتی نمی توان اینها را به عقب نشینی و سکوت واداشت.




   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007